۱۳۲-چرا بعضی از افراد کلیت قرآن را قبول دارند ولی بعضی از احکام آن را مثل کشتن کفار قبول ندارند؟!

image_galleryسؤال: بعضی از افراد کلیت قرآن را قبول دارند ولی مثلاً کشتن کافران را قبول ندارند، آیا می توان گفت که آیات مربوط به کشتن کافران از آیات متشابه قرآن است و نباید به آیات متشابه عمل کرد؟!

پاسخ: سؤال شما را اندکی تغییر دادیم تا منظور شما از آن به طور کامل روشن شود. در مورد نحوه عمل به آیات متشابه در سؤال بعدی- به خواست خداوند- توضیح خواهیم داد.

اما قبول کردن اصل قرآن مجید توأم با بی اعتنائی و یا عمل نکردن به بعضی از احکام آن ناشی از سطحی نگری و عدم توجه به ارزش های فوق عادی و عظمت اختصاصی این کتاب آسمانی است. اگر انسان ها به عظمت حقیقی قرآن مجید و علوم به کار رفته در آن، توجهی کنند، حتی توجه اجمالی، اشتیاق زیادی نسبت به تک تک آیات و احکام آن پیدا خواهند کرد.

در بُعد نظری و عقیدتی کسی که به قرآن مجید به عنوان کتاب آسمانی ایمان دارد، هیچ چیزی را جایگزین آن نمی کند و کوچکترین بی اعتنائی را نسبت به مجموع آن و یا تک تک آیاتش روا نمی دارد. چون هیچ عقل سالمی علم ناچیز مخلوط به جهل انسان را در امور زندگی جایگزین علم نامحدود خداوند نمی کند.

انسان ها جهت تأمین نیازهای خود احتیاج به علومی دارند و بدون آشنائی با آن ها به خواسته های خود نخواهند رسید و نیازهای آن ها تأمین نخواهد شد، به عنوان مثال: انسان ها احتیاج به زندگی اجتماعی دارند و ناچار هستند در زندگی اجتماعی حقوقی را برای دیگران در نظر بگیرند، لازمه رعایت حقوق دیگران، شناسائی آن حقوق و علم نسبت به روحیات و اخلاق و صفات دیگری از انسان ها است، این علم باید از جائی و منبعی تأمین شود و الّا اختلافاتی بین انسان ها به وجود خواهد آمد. حتی در یک خانواده و بین یک زن و شوهر که علایق و منافع مشترکی دارند و به کمک و همکاری یکدیگر نیازمند هستند، اما به جهت عدم رعایت بعضی از وظایف و حقوق یکدیگر، که عمدتاً ناشی از نوعی جهل است، گاهی در زندگی مشترک دچار مشکلات و اختلافات شدیدی می شوند و دوستی ها و محبت ها تبدیل به مشاجرات و اهانت به یکدیگر می شود.

در این زمینه انسان ها احتیاج به آموزش هائی دارند، و این آموزش ها یا از طریق وحی و علم خداوند حاصل می شود، یا از ناحیه علم انسان ها یعنی علم آمیخته به انواع جهل ها و محدودیت ها. حاصل و نتیجه علم و رفتار انسان ها و آموزش های از این نوع را به وضوح در رفتارها و اخلاق انسان ها می شود مشاهده کرد، می بینیم در زندگی انسان امروزی روز به روز مشکلات و نابسامانی ها و اضطراب ها و نگرانی ها گسترش بیشتری پیدا می کند و جوامع مختلف دچار انواع بحران ها در زندگی خود و روابط اخلاقی و اجتماعی با دیگران می شوند و گاهی یک ملت و افراد یک کشور حداقل حقوق مورد نیاز خود را هم به دست نمی آورند و به طور مستمر با محرومیت و سختی ها زندگی می کنند.

اما در جوامعی که آموزش های دینی برقرار باشد و انسان ها روش زندگی خود را از ناحیه علم خداوند به دست بیاورند و حقوق دیگران را در نظر بگیرند، زندگی توأم با آسایش و امنیت و احترام انسان ها به یکدیگر جریان خواهد یافت این نوع جوامع با رهبری و مدیریت یکی از پیامبران خدا و یا جانشینان حقیقی آن ها یعنی ذوات مقدسه رهبران آسمانی امکان برقراری دارد. و در مراحل پائین تر در جوامعی که عده ای تأثیر گذار از پیروان حقیقی دین توحیدی در آن جوامع زندگی می کنند.

9 - شایعه ازدواج ام کلثوم با عمر
بخوانید

ارزش احکام اخلاقی و تکلیفی دینی که در قرآن مجید قرار دارد، برای دانشمندان و کارشناسان علوم تربیتی و حقوق دانان و روانشناسان و جامعه شناسان در مراتب بالاتری تجلّی می یابد و برای دیگران در سطح استعداد ها و معلومات خودشان. برای یک انسان قرآن شناس و آشنا به معارف آن تک تک آیات قرآن و احکام آن ارزش فوق عادی دارد، و بی اعتنائی به هیچ یک از آن ها با عقل سلیم سازگار نیست. اما گاهی در اخلاق و رفتارهای عده ای از انسان ها عواملی موجب نوعی بی اعتنائی به بعضی احکام می شود. به عنوان مثال: در همین موضوع مورد سؤال شما یعنی دستور جنگ با کافران و یا به قول شما کشتن کافران که در اصل کاری است که با عاطفه سالم انسان ها در نوعی تعارض قرار دارد. یعنی یک انسان دارای عواطف لطیف و رقیق انسانی از جنگ و کشتن انسان ها استقبال نمی کند و طبعاً از آن عمل ناراحت می شود و از طرف دیگر عقاید انسان ها را جزو حقوق طبیعی آن ها به حساب می آورد. فلذا جنگ با انسان ها و کشتن آن ها را به جهت عقایدشان کاری نامطلوب و خشن و غیر انسانی تلقّی می کند. یک انسان با این روحیه احتمال دارد از جهاتی اصل دین خدا و کتاب آسمانی را قبول کند و به آن ایمان بیاورد و اما از دستوراتی که مربوط به جنگ و کشتن کافران است استقبال نکند، بالخصوص اگر تحت تأثیر نوعی تبلیغ علیه دین خدا و بعضی از احکام آن قرار گرفته باشد. مثلاً اگر بشنود که عده ای می گویند: چرا باید انسانی به خاطر عقایدش کشته شود؟! اما اگر او در این زمینه و در مورد آیات جنگی قرآن تدبّر کند و موضوع را با جوانب مختلف آن در نظر بگیرد و با روش عالمانه با موضوع مواجه شود، متوجه خواهد شد که این دستورات و آیات مربوط به جنگ در قرآن برترین و قویترین عامل جلوگیری از جنگ است. توضیح این که آمادگی پیروان قرآن برای دفاع از حقوق خود و دیگران مهم ترین عامل باز دارنده کافران از فعالیت های نظامی علیه دیگران و شروع به جنگ و مقدمات آن می باشد، و در این صورت لذت عاطفی او از آرامش به وجود آمده بیشتر خواهد شد. یعنی ای بسا این دستورات جهت جلوگیری از جنگ و در نتیجه حصول آرامش و آسایش برای انسان ها حتی همان کافران و افراد خانواده آن ها می باشد. یعنی بدون آمادگی پیروان قرآن برای دفاع از جان خود و دیگران و سایر حقوق انسانی، عامل باز دارنده ای در مقابل کافران برای ایجاد جنگ در کار نخواهد بود.

در این جا جهت رعایت اختصار به این توضیح اجمالی اکتفا می کنیم و به خواست خداوند در این زمینه در فرصتی مناسب مباحث مستدلی مطرح خواهد شد.

الیاس کلانتری

۹۴/۸/۱۳

 

 

 

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن