۱۵۳-آیا انسان ها محافظانی از فرشته ها دارند؟!

imagesسؤال:در قرآن آمده است که انسان ها محافظانی از فرشته ها دارند، پس در این صورت چرا آن ها دچار بلاها و حوادث خطرناک می شوند؟!

پاسخ:در آیاتی از قرآن مجید آمده است که انسان ها محافظانی دارند و از بعضی از آیات بر می آید که محافظان مورد نظر از ملائکه هستند. به عنوان نمونه:

«وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَیرْسِلُ عَلَیکُمْ حَفَظَهً حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا وَهُمْ لَا یفَرِّطُونَ» (الأنعام/۶۱) یعنی او بر بندگانش قاهر است و برای شما محافظانی می فرستد، تا وقتی که مرگ سراغ یکی از شما بیاید، ]که در آن صورت[ فرستاده های ما ]از ملائکه[ روح او را باز پس می گیرند در حالی که کوتاهی نمی کنند.

از این آیه بر می آید که ارسال ملائکه محافظ انسان از طرف خداوند به طور مستمر در زندگی او جریان می یابد و این حفاظت تا لحظه مرگ انسان برقرار است و وقتی مدت عمر انسان به پایان رسید رسولان خداوند از ملائکه، روح انسان را باز پس می گیرند و او را به عالم دیگری- طبق مدلول آیاتی از قرآن- منتقل می کنند.

همچنین آیه موضوع بحث دلالت دارد به این که این حفاظت شامل حوادثی غیر از مرگ می باشد، مثل سقوط در چاه و ماندن زیر آوار و امثال آن ها. و یا این که حفاظت ملائکه محافظ انسان شامل حتی حوادث منتهی به مرگ هم می شود، اما نه مرگ قطعی تعیین شده از طرف خداوند.

توضیح این که بعضی از حوادثی که در زندگی انسان روی می دهد مبتنی بر قضاء قطعی تغییر ناپذیر خداوند است و بعضی دیگر مرتبط با قضاء غیر قطعی و تغییر پذیر می باشد. بعضی از مفسران به لحاظ آیات سوره انفطار تصور کرده اند که مراد از حفاظت ملائکه، کتابت اعمال انسان می باشد. چون خداوند فرمود:

وَإِنَّ عَلَیکُمْ لَحَافِظِینَ–کِرَامًا کَاتِبِینَ– یعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ (الانفطار / ۱۰-۱۲) یعنی: و قطعاً برای شما محافظانی هستند، آن هائی که کتابت اعمال شما را عهده دارند، و آن ها می دانند هر آن چه را عمل می کنید.

مطابق مدلول این آیات ملائکه محافظ انسان، کاتبان اعمال او هستند. البته مراد از کتابت در این آیات، صورت متداول و متعارف کتابت بین انسان ها نیست. بلکه این کتابت در حقیقت نوعی ضبط و نگهداری می باشد و مراد از آن کتابت به معنای قرآنی آن است.

در تحلیل این مطلب می شود گفت: اولاً دلیل قطعی وجود ندارد به این که مراد از ملائکه محافظ انسان در آیه سوره انعام، همان محافظان مورد نظر در آیات سوره انفطار می باشند، اگر چه این مطلب به قول علامه طباطبائی خیلی هم بعید به نظر نمی رسد.(۱)

ثانیاً می شود بین این دو نظر را به نحوی جمع کرد و آن این که: در حقیقت منافاتی بین حفاظت ملائکه از وجود انسان و حفاظت آن ها از اعمال انسان وجود ندارد. به جهت این که اعمال انسان هم در حقیقت بخشی از وجود او است و خلقت دنیوی انسان ارتباط اساسی به موضوع صدور اعمال او دارد و به یک معنی حتی می شود گفت انسان به جهت صدور اعمالی از او، آفریده شده است. به طوری که خداوند فرمود:

«إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَهً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا–وَإِنَّا لَجَاعِلُونَ مَا عَلَیهَا صَعِیدًا جُرُزًا» (الکهف / ۷-۸) یعنی: ما آن چه را بر روی زمین است زینتی برای آن قرار دادیم- و ما آن چه را بر آن است به بیابانی خشک و بی گیاه تبدیل خواهیم کرد. آیه اول اشاره دارد به این که حقیقت آن چه بر روی زمین است، غیر از چیزی است که از ظاهر آن ها مشاهده می شود، بلکه موجودات روی زمین به علتی زینت داده شده اند و ارزش حقیقی آن اشیاء با جلوه های ظاهری آن ها متفاوت است. و در آیه دوم اشاره شده است به این که زمین بعداً به صورت اصلی و حقیقی خود در خواهد آمد. یعنی بعد از زندگی دنیوی انسان ها و تحقق اراده خداوند از خلقت زمین و انسان ها و تحقق امتحان خداوند، حالت زینت یافته زمین تغییر خواهد کرد.

لازم بود جهت آمادگی انسان ها برای ورود به عالم آخرت و زندگی در بهشت، این زندگی مقدماتی دنیوی سپری شود و انسان ها از دیدن اشیاء زیبای دنیوی به نعمت های عظیم اخروی و زندگی در بهشت اشتیاق پیدا کنند و اعمالی متناسب با آن زندگی متعالی از آن ها صادر شود و برای زندگی اخروی ذخیره شود. خلاصه این که اعمال انسان ها هم بخشی از وجود آن ها است و منافاتی در اصل بین حفاظت از وجود و جان انسان و حفاظت از اعمال او وجود ندارد.

اما پاسخ سؤال مورد نظر بعد از این بحث آن است که: حفاظت ملائکه معینی از انسان به این معنی نیست که هیچ حادثه نامطلوبی در عالم دنیا برای انسان روی ندهد. ملائکه محافظ انسان خطرات زیادی را در طول زندگی او از وجودش دفع می کنند، این موضوع به لحاظ آیاتی از قرآن و احادیث فراوانی از وجود مبارک پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم (ع) قطعی است، اما طبعاً این حفاظت به صورت قانونمند در عالم دنیا جریان می یابد. به عنوان مثال: آیا این سخن از نظر عقلا قبول کردنی است که کسی بگوید چون انسان ها محافظانی از ملائکه دارند فلذا اگر کسی چاقوی تیزی را روی دستش فشار دهد، ملائکه محافظ او مانع بریده شدن دستش می شوند و خاصیت آن چاقو را از بین می برند. یا به عنوان مثال: می شود گفت که چون خوردن غذای بسیار گرم به دستگاه گوارشی انسان و به طور کلی به بدن او آسیب خواهد زد، فلذا وقتی یک انسان غذای داغی را می خورد، ملائکه محافظ او آن غذا را قبل از رسیدن به دهان او و یا در دهان او سرد می کنند، تا آسیبی به او نرسد و مثلاً به سرطان مری مبتلا نشود؟!!!

در ادامه این بحث و تکمیل آن در حدّ پاسخ به یک سؤال به چند نکته مهم اشاره ای می کنیم:

۱-نوعی از مشکلات در زندگی دنیوی انسان از ناحیه نوع این زندگی به وجود می آید، یعنی زندگی دنیوی. توضیح این که زندگی دنیوی در حقیقت مقدمه زندگی حقیقی انسان می باشد و انسان در دنیا وضعیتی مشابه یک مسافر در جاده را دارد و مسافرت هم طبعاً یک سلسله مشکلات طبیعی با خود خواهد داشت. اما اگر انسان به طرف مقصد ارزشمندی می رود، سختی های جاده و سفر برای او قابل تحمل، حتی گاهی دلنشین و دوست داشتنی خواهد بود. در این زمینه جهت توضیح بیشتر و دریافت صورت استدلالی موضوع می توانید به بعضی از سؤالات قبلی تحت شماره ها و عناوین ذیل در همین سایت مراجعه بفرمائید:

مناظرات و محاورات - 2 (مناظرات آسمانی)
بخوانید

۱۴۹-چرا در قرآن زندگی دنیا بی ارزش شمرده شده است؟!

۱۱۵-آیا زندگی دنیا حقیر و بی ارزش است؟!

۱۰۷-منظور از آمادگی و استعداد ورود به بهشت چیست؟!

۸۵-حکمت خلقت زمین و آسمان و زندگی زمینی انسان چیست؟!

۸۰-چرا خداوند مانع جنگ ها و ظلم ها نمی شود؟!

۲-در زندگی دنیوی دو نوع از مشکلات دامنگیر انسان می شود، یکی مشکلات طبیعی زندگی مثل آن چه که گفته شد یعنی مشکلات سفر و جاده برای مسافر! اما نوع دیگر مشکلاتی است که انسان خودش برای خود و دیگران ایجاد می کند و این نوع از مشکلات اجتناب پذیر است و می شود انسان ها مبتلا به آن ها نشوند. مثلاً وقوع جنگ ها و درگیری ها و بروز خشونت ها از عده ای نسبت به انسان های دیگر از این نوع است. یعنی ایجاد جنگ از ضروریات زندگی انسان ها نیست و می شود انسان ها از این حوادث پیشگیری کنند. خداوند می فرماید:

«ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کَسَبَتْ أَیدِی النَّاسِ» (الروم / ۴۱) یعنی: فساد در خشکی و دریا نمودار شد، به سبب اعمال انسان ها. این انسان ها هستند که با اعمال اختیاری خود در مجموع زمینه بروز و به جریان افتادن انواع فساد ها را فراهم می کنند.

۳-اگر انسان ها نظام زندگی ناشی از دین توحیدی و روش زندگی معرفی شده به وسیله پیامبران خدا را شناسائی کنند و آن را در جوامع خود برقرار و تقویت کنند، عمده مشکلات زندگی آن ها برطرف خواهد شد و آن ها در آسایش و آرامش و رفاه و امنیت زندگی خواهند کرد. به عنوان مثال: اگر انسان ها به وظایف دینی خود در امر جهاد و دفاع از محیط زندگی و جان خود و دیگران پای بند باشند و متجاوزین به حقوق انسان ها را با قدرت تمام سرکوب کنند و مجرم را طبق روش های متداول در نظام دین توحیدی مجازات کنند، دیگر کسی و گروهی جرأت حمله به محیط زندگی انسان ها و ایجاد جنگ را پیدا نخواهد کرد! در این صورت یکی از عوامل اصلی اغلب نابسامانی ها و گرفتاری های انسان ها برطرف خواهد شد.

۴-خداوند به مؤمنان حقیقی یعنی کسانی که آموزش ها و قوانین دین توحیدی را شناسائی می کنند و آن ها را نشر می دهند و به برقراری آن ها در جوامع بشری کمک می کنند، وعده نصرت داده است و آن ها مشمول امداد های خداوند قرار می گیرند و خداوند عالم مشکلات زندگی آن ها را برطرف می کند و خطراتی را که دیگران برای آن ها ایجاد کرده اند، از بین می برد.

۵-در آموزش ها و اخلاق دین توحیدی راه هائی برای رسیدن به آسایش و دفع خطرات و معافیت از اغلب بلاها و گرفتاری ها معرفی شده است و لازم است انسان ها آن راه ها را شناسائی کنند. به عنوان مثال:

حضرت فاطمه زهرا (س) فرمود: احسان به والدین موجب مصونیّت از مجازات خداوند می شود.(۲)

امام باقر (ع) فرمود: صله ارحام ]احسان به بستگان[ اعمال را پاک می کند و اموال را رشد می دهد و بلاها را دفع می کند و حساب را آسان می کند و اجل را به تأخیر می اندازد.(۳)

امام رضا (ع) فرمود: مردی که سه سال از عمرش باقی مانده صله رحم می کند، خدا عمرش را سی سال قرار می دهد و خدا هر چه را بخواهد انجام می دهد.(۴)

از این چند حدیث و صدها مورد مشابه آن ها بر می آید که اعمال انسان ها در حوادث زندگی آن ها تأثیرات اساسی دارد و انسان ها می توانند با بعضی از اعمال و رفتارهای خود، جلو بلاها و حوادث نامطلوب را بگیرند.

سرانجام این که حفاظت ملائکه از انسان ها از جمله سنت های خداوند است و مثل بقیه سنت ها به صورت قانونمند در عالم جریان دارد. و حفاظت ملائکه مانع حدوث خیلی از بلاها و گرفتاری ها می شود. و انسان می تواند با شناسائی این نظام قانونمند یعنی حفاظت ملائکه، از برکات آن بیشتر بهره مند شود و در امنیتی لذت بخش زندگی کند.

 البته در نظام زندگی دنیوی وقوع بعضی از حوادث حزن انگیز اجتناب ناپذیر است مثل فوت بستگان و پیر شدن و ضعیف شدن انسان و امثال آن ها. اما انسان اگر در مسیر ارتباط مستمر با خداوند به سوی مقصد حیات یعنی زندگی اخروی حرکت کند، همیشه از امداد های خداوند بهره مند خواهد شد. او در این راه هیچ وقت تنها نخواهد بود و احساس وحشت نخواهد کرد.

این بحث را در حدّ پاسخ به یک سؤال با کلام خداوند ختم می کنیم و بحث مفصل در این زمینه را به خواست خداوند به فرصتی دیگری موکول می کنیم. خداوند می فرماید:

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ– نَحْنُ أَوْلِیاؤُکُمْ فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَفِی الْآخِرَهِ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَشْتَهِی أَنْفُسُکُمْ وَلَکُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ» (فصّلت /  30-31) یعنی: کسانی که گفتند پروردگار ما الله است، سپس استقامت کردند، ملائکه بر آن ها نازل می شوند ]و می گویند[ نترسید و اندوهگین نباشید و بشارت باد بر شما بهشتی که به آن وعده داده می شدید- ما اولیاء شما بودیم در زندگی دنیا و در آخرت، و برای شما خواهد بود ]در بهشت[ آن چه را دوست داشته باشید و آن چه را بخواهید.

از این آیات هم بر می آید که در زندگی دنیا ملائکه همراه انسان هستند و در آخرت هم کنار او خواهند بود. اما بهره مندی از امداد ملائکه و از جمله حفاظت آن ها، مشروط به شرطی است و آن ورود در حوزه ربوبیّت الله و پناه گرفتن در پناهگاه امن توحیدی و استقامت در آن است.  

الیاس کلانتری

۹۴/۱۱/۲۱

پاورقی ها:

۱-تفسیر المیزان، آیه ۶۱ سوره انعام

۲-خطبه فدکیه حضرت زهرا (س)

۳-اصول کافی، انتشارات علمیّه اسلامیّه

۴-همان

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن