۱۵۹-آیا انسان مشیّتی از خود دارد، یا در کارهای خود مجبور است؟!

allah

سؤال:خداوند در آیه آخر سوره تکویر می فرماید: «و ما تشاءون الا ان یشاءالله رب العالمین» این آیه مشیّت انسان ها را نفی کرده، یعنی انسان ها مشیّتی ندارند پس در این صورت آیا انسان ها در کارهای خود مجبور هستند و کارهای خلاف آن ها هم مشیّت خداوند است؟! آیا عقیده به جبر در این زمینه درست است؟!

پاسخ:آیه دیگری هم مشابه آیه مورد نظر شما در قرآن وجود دارد و آن آیه ۳۰ از سوره مبارکه انسان است که خداوند می فرماید:

«وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» و آیات دیگری هم در زمینه مشیّت خداوند و ارتباط آن با مشیّت انسان ها در قرآن وجود دارد.

اما معنای آیه مورد نظر شما و آیه سوره انسان و آیات دیگر در این زمینه،این نیست که انسان ها مشیّتی ندارند! و بلکه در این دو آیه و امثال آن ها، مشیّت استقلالی از انسان ها نفی شده است. یعنی مشیّت انسان ها وابسته به مشیّت خداوند است، نه مستقل از مشیّت خداوند. توضیح این که خداوند عالم نظامی را در خلقت و ادامه حیات موجودات برقرار کرده است.

 

و خلقت تمامی موجودات و صفاتی که آن ها دارند، از مشیّت خداوند نشأت گرفته است. مشیّت خداوند بر آسمان ها و زمین و همه موجودات آن ها حاکم است. در بین موجودات زمینی فقط انسان از نوعی اختیار برخوردار است و می تواند با میل و اراده خود فعلی را انجام دهد و یا آن را ترک کند. هیچ عقل سالمی هم نمی تواند اختیار انسان را در افعال خود نفی کند. چون این صفت در انسان و اعمال او به وضوح مشاهده می شود، اما گرایش گروهی از انسان ها به این عقیده یعنی جبر، و استناد آن به قرآن عللی دارد که -انشاء الله- در جواب سؤال بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.

 اما داشتن صفت اختیار در انسان به این معنی نیست که انسان بدون ارتباط با قوانین حاکم بر جهان یعنی خارج از حوزه مشیّت خداوند، بر هر کاری قادر باشد و هر کاری را خواست بتواند انجام دهد. به عنوان مثال مشیّت خداوند در مورد پرنده ها به این صورت جریان دارد که این نوع موجودات در شرایط خاصی از روی زمین برخیزند و در آسمان پرواز کنند و از این طریق بتوانند غذای مورد نیاز خود را دریافت کنند و یا از خطر شکار شدن به وسیله بعضی از موجودات مصون بمانند و یا به محل مناسبی برای زندگی برسند.

اما مشیّت خداوند در مورد انسان ها صورت دیگری دارد و او نمی تواند مثل پرنده ها پرواز کند. یعنی داشتن صفت اختیار در انسان طبعاً به این معنی نیست که او بتواند مثل پرنده ها پرواز کند!. و بلکه او در محدوده مشیّت خداوند می تواند مطابق اراده و اختیار خود عملی را انجام دهد.

مشیّت استقلالی به این معنی است که دارنده و صاحب آن بر هر کاری قادر باشد و هیچ مانعی در مقابل اراده او قرار نگیرد و هیچ موجودی نتواند مانع تحقّق خواسته های او بشود! البته این نوع مشیّت اختصاص به خداوند دارد. و انسان یا هیچ موجود دیگری جز خداوند، نمی تواند دارای این نوع مشیّت باشد.

مشیّت استقلالی مثل این است که یک انسان به عنوان مثال غذای مسموم را بخورد و اراده کند که مریض نشود یا فوت نکند. و یا این که در اثر گذشت زمان تغییراتی در بدن او به وجود نیاید مثلاً پیر نشود. طبعاً انسان نخواهد توانست چنین مشیّتی را در زندگی خود به کار ببرد، یعنی او دارای این نوع مشیّت نخواهد بود. اما او می تواند در محدوده مشیّت خداوند مشیّت خود را به کار ببرد.

به طور کلی قوانین حاکم بر عالم و صفات و خواص موجودات مبتنی بر مشیّت عمومی خداوند است و مشیّت خداوند بر همه عالم و همه موجودات حاکم است. انسان ها می توانند با شناسائی خواص و صفات موجودات از آن ها بهره برداری کنند و زندگی خود را متناسب با صفات مخلوقات تنظیم کنند. به عنوان مثال در نباتات و گیاهان مختلف خواصی وجود دارد که انسان از آن ها بهره برداری می کنند و به آن ها احتیاج دارند. مثل مواد غذائی مختلف که بدون شناسائی آن ها و بهره برداری از آن ها زندگی انسان ها امکان پذیر نخواهد بود. یعنی انسان احتیاج به غذا و دارو و پوشاک دارد و این نیاز انسان ها به وسیله خواص موجود در میوه ها و سبزیجات و به طور کلی گیاهان و موجودات مختلف دیگر تأمین می شود. خواص موجود در گیاهان از مشیّت خداوند نشأت می گیرد و اراده انسان ها تأثیری در به وجود آمدن اصل این خواص ندارد. یعنی مشیّت خداوند خواص میوه ها و گیاهان دیگر را در آن ها ایجاد کرده است و اما انسان می تواند با اختیار و اراده خود از این پدیده ها بهره برداری کند اما او نمی تواند به عنوان مثال خواص خرما را از آن بگیرد و خواص لیمو ترش را به آن بدهد و یا او نمی تواند خواص سیب را از آن بگیرد و خواص شلغم را به آن بدهد. و یا به عنوان مثال انسان نمی تواند قوانین حاکم بر پدیده گردش خون در رگ ها و مویرگ های بدن خود را تغییر دهد و خواص حاکم بر خون جاری در بدن خود را به صورت دیگری در آورد و در عین حال به طور طبیعی زندگی کند. و اگر انسان بخواهد نوعی از تغییرات را هم در بعضی اشیاء ایجاد کند باز هم از ناحیه بهره برداری از نوعی مشیّت خداوند به این کار موفق خواهد شد. مثل این که با خشک کردن انگور و تبدیل آن به مویز و کشمش خاصیت جدیدی از آن را به دست آورد و امثال آن.

272 ـ آیا آنچه علماء روی منبرها از حادثه عاشورا بازگو می کنند واقعیت داشته است؟!
بخوانید

اما قبول این که مشیّت خداوند بر همه عالم و موجودات آن حاکم است به منزله قبول عقیده به جبر نیست و مشیّت خداوند است که صفت اختیار را در انسان به وجود آورده است. یعنی مشیّت خداوند تعلّق گرفته است بر این که انسان دارای اختیار باشد. اما همچنان که قبلاً به آن اشاره شد، اختیار انسان در محدوده معینی جریان می یابد و آن محدوده مشیّت خداوند است.

موضوع اختیار در انسان و ارتباط آن با «مشیّت خداوند» و موضوع «قضا و قدر» از مباحث عقیدتی بسیار عمیق و دقیقی است که دارای جهات تخصّصی سنگینی هم می باشد و امیدواریم در جواب بخش دیگر این سؤال یعنی سؤال بعدی که مربوط به موضوع «جبر و اختیار» است توضیح بیشتری در این زمینه داده شود و بعضی از جهات مبهم موضوع روشن تر شود.  

علامه طباطبائی (ره) در تفسیر آیه مورد نظر در سوره انسان توضیحی آورده که خلاصه آن چنین است: از استثناء در این آیه بر می آید که مشیّت بنده متوقف به مشیّت خداوند است و مشیّت خداوند تأثیری در فعل بنده دارد از طریق تعلّق آن به مشیّت بنده و مشیّت او مستقلاً و بلاواسطه به فعل بنده تعلّق نمی گیرد که مستلزم بطلان اراده بنده شود و این که فعل او جبری شود و همچنین به این صورت هم نیست که بنده در اراده خود مستقل باشد و هر کاری را خواست انجام دهد چه خداوند بخواهد چه نخواهد و این آیه این توهم را دفع می کند که انسان ها در مشیّت خود استقلال دارند به صورت جدا از مشیّت خداوند.(۱)

الیاس کلانتری

۹۴/۱۲/۱۳

پاورقی:

۱-تفسیرالمیزان، سوره انسان، آیه ۳۰

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن