۱۷۷-آیا انسان در سرنوشت خود نقشی دارد؟!

index_1_2_3_4_5_6_7_8_9_10_11_12_13_14_15_16_17_18_19_20_21_22_23_24_25_26_27_28_29_30_31_32_33_34_35_36_37_38_39_40_41_42_43_44_45سؤال: آیا سرنوشت ما از قبل تعیین شده و ما مثل بازیگری هستیم که باید نقش خود را بازی کنیم؟!

پاسخ: اگر مراد از سرنوشت حوادثی است که در طول عمر انسان در زندگی او روی می دهد و بالخصوص حوادثی که به رحلت او از دنیا منتهی می شود، طبعاً اعمال و اراده های انسان ها در آن ها تأثیراتی دارد و نمی شود گفت حوادث عمر انسان از قبل به طور قطعی تعیین شده و خواه و ناخواه در زندگی او تحقّق پیدا خواهد کرد! و اینکه نیت ها و تصمیم ها و رفتارهای انسان ها در حوادث عمر آن ها بی تأثیر خواهد بود.

بهترین دلیل بر اینکه انسان ها در سرنوشت خود مؤثر هستند و همه حوادث زندگی از قبل تعیین نشده، مشاهده جریان زندگی خود و دیگران است. ما انسان ها آشکارا می بینیم که حوادث زندگی خودمان و بعضی از افراد دیگر به اعمال و رفتارهای اختیاری ما ارتباط هائی دارند. و این مطلب و صحت آن با اندکی تعقّل و تدبّر در حوادث زندگی آشکار می شود. و خداوند عالم در آیاتی از قرآن این حقیقت را آشکارا بیان فرموده است، به عنوان نمونه در این آیه که می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ» (الرعد/ ۱۱) از این آیه کریمه بر می آید که تغییراتی که در وضعیت زندگی اقوام به وجود می آید به اعمال اختیاری و وضعیت زندگی آن ها ارتباط دارد.

اما عواملی باعث شده است که عده ای از انسان ها تصور کنند که حوادث زندگی آن ها از قبل تعیین شده و آن ها نقشی در سرنوشت خود ندارند و تغییری در آنچه قبلاً تعیین شده نمی توانند به وجود آورند. یکی از آن عوامل جبر تکوینی حاکم بر عالم است.

توضیح اینکه: در عالم دنیا قوانینی از طرف خداوند حکومت می کند و نظامی در آن برقرار است که انسان ها در برقراری آن نظام نقشی ندارند، مثل خواصی که در اشیاء موجود در عالم از جمله انسان ها وجود دارد و تأثیرات آن ها. مثل این که فلان میوه جبراً شیرین است و فلان خاصیت را در بدن انسان ایجاد می کند و فلان گیاه جبراً طعم تلخی دارد و خاصیتی معین چه انسان ها بخواهند و چه نخواهند. مثل اینکه نمک طعام جبراً شور است و بنزین جبراً سریع الاحتراق است و آب در حالت مایع بودن در سرازیری ها جریان می یابد و تابش آفتاب جبراً حرارت تولید می کند و امثال آن ها.

عده ای بدون تدبّر در این موضوع حکومت اراده تکوینی خداوند را به معنای «جبر مصطلح» در نظر می گیرند. چون این دو نوع جبر در دید سطحی و عامیانه با همدیگر ارتباط پیدا کرده اند، یکی جبر تکوینی که به خلقت اشیاء مربوط است و حقیقتی است قابل مشاهده یعنی قوانین مربوط به خلقت اشیاء! و دیگر جبر عقیدتی یا کلامی که یک امر توهمی و غیر حقیقی است.

37-آیا انسان اجباراً آفریده شده یا با میل و اختیار خود؟
بخوانید

گاهی نظریات بعضی دانشمندان هم به انتشار این عقیده نادرست یعنی جبر عقیدتی و کلامی کمک کرده و عده ای هم بدون تدبّر و تفکّر آن را پذیرفته اند و در مقام بحث و گفتگو و نه در مقام عمل از آن عقیده دفاع و حمایت می کنند. اما هیچ انسانی در عمل به آن پای بند نیست.

عوامل دیگری هم به شیوع این عقیده نادرست- که سرنوشت انسان قبلاً و بدون اراده و دخالت او تعیین شده است- کمک کرده است و آن عبارت است از فهم نادرست از بعضی آیات قرآن و سخنان رهبران آسمانی و سخنان بعضی از دانشمندان عادی بشری. البته این عقیده نادرست اختصاصی به مسلمین ندارد و در بین اقوام و ملل مختلف شیوع دارد. به عنوان نمونه به یک روایت مشهور منتسب به وجود مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) اشاره ای می کنیم. از آن بزرگوار نقل شده است که فرمود:

«السَّعیدُ سَعیدٌ فی بَطْنِ اُمِّهِ وَ الشَّقِیُّ شَقِیَ فی بَطنِ اُمِّهِ» این روایت در منابع حدیثی از امام باقر (علیه السلام) نقل شده است همراه با توضیحاتی در معنا و مراد از آن. و اصل روایت به صورت ذیل است:

«السَّعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ اُمِّهِ، وَالشَّقِیُّ مَن شَقِیَ فی بَطنِ اُمِّهِ»

اما از این روایت عقیده مورد نظر جبری مذهبان تأیید نمی شود، بلکه مراد از آن ارتباط موضوع وراثت و نقش آن در زندگی انسان است. یعنی وراثت تأثیری در نحوه زندگی انسان و سعادت یا شقاوت او خواهد داشت. البته این تأثیر قطعیت ایجاد نمی کند و قابل تغییر است. بطوریکه در توضیح موضوع از کلام امام باقر (علیه السلام) بیان شده است.

قابل تذکر است که عده ای از انسان ها از سخنان خدا و پیامبران معانی نادرستی در نظر می گیرند و آن را بدون توجه به آثارش به دیگران هم بازگو می کنند و عامل ترویج آن معنای نادرست می شوند. و عده ای معنای نادرست توهمی از کلام خدا و پیامبران را به جای مراد حقیقی از آن تلقّی می کنند و نتایج نادرستی از آن می گیرند. و این کار نادرست در مورد سخنان دانشمندان عادی بشری هم شیوع دارد، بطوری که گاهی کسانی نسبتی را به یک دانشمند می دهند که منظور او از کلامش آن نبوده است.

مرحوم علامه طباطبائی بحثی در زمینه خلقت انسان و موضوع سعادت و شقاوت او در تفسیر آیه پنجم از سوره حج در تفسیر المیزان آورده است و با توضیحات حکیمانه خود جهات مبهم و مجمل این موضوع را روشن کرده است. اهل تحقیق جهت روشن شدن بیشتر موضوع می تواند به تفسیر المیزان، تفسیر سوره حج، بحث روائی مربوط به آیات ۳-۱۶ مراجعه کنند.

الیاس کلانتری

۹۵/۳/۱۲

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن