۱۸۴- آیا مجازات ابلیس فقط بخاطر صدور یک گناه از اوست؟

1425992795_img12440890سؤال: در قرآن کریم آمده است که خداوند ابلیس را پس از آن همه عبادت فقط بخاطر امتناع از یک سجده معذب کرد، چرا از او نگذشت؟ او که ارحم الراحمین است.

پاسخ: ابلیس بجهت استکبار و نافرمانی آشکار در مقابل خداوند از مقامی که در آن قرار داشت رانده شد؛ یعنی شایستگی حضور در آن مقام را از دست داد. آنجا مقام اطاعت محض و عبودیت کامل در مقابل خداوند بود. آنجا عالم دنیا نبود که محرک بسوی گناه وجود داشته باشد؛ اما مجازاتهای اصلی ابلیس بخاطر اعمال بعدی او خواهد بود و آن هم عبارت است از گناهان زیاد و در رأس آنها فریفتن بنی آدم و تحریک آنها بسوی گناهان.

اگر ابلیس بعد از آن نافرمانی توبه می کرد و راه خود را تغییر می داد، مورد بخشش خداوند قرار می گرفت؛ اما او به راه خلافکاری ادامه داد و بعد از اینکه از خداوند مهلت خواست و خداوند هم به او فرمود: « تو از مهلت داده شدگان هستی »، او به خداوند گفت: من تمامی فرزندان آدم را خواهم فریفت و به بیراهه خواهم کشاند و شروع کرد به اغواء و فریب دادن فرزندان آدم (علیه السلام). او در گناهانی که انسانها انجام می دهند مشارکت دارد و بخاطر گناهان زیاد وارد جهنم خواهد شد.

در حقیقت مجازات اصلی ابلیس رانده شدن از مقام ملائکه نبود، بلکه مجازات او در جهنم بطور ابدی بخاطر گناهانی است که او بعد از هبوط از مقام ملائکه مرتکب شده و تا روزی که زنده باشد مرتکب خواهد شد. چراکه خود این را گفته است و چنین تصمیمی گرفته است.

موضوع ابلیس و نافرمانی او در مقابل دستور صریح و مستقیم خداوند و اخراج او از مقامی که در آن قرار داشت، نباید با معیارهای متعارف در زندگی دنیوی انسانها مقایسه و بررسی شود.

توضیح دقیق تر اینکه: ابلیس در مقام و موقعیتی قرار داشت که مقام عبودیت خالص برای پروردگار بود. او در بین ملائکه قرار داشت و یکی از آنها محسوب میشد.عالم ملائکه مثل عالم دنیا نیست و شرایط زندگی ما انسانها را ندارد، آنجا عالم اطاعت و عبادت خالص پروردگار عالمیان است. ابلیس هم شرایط ورود به آن عالم را پیدا کرده بود و در آنجا مستقر شده بود. اما او با خروج از مقام عبودیت و فرمانبرداری از خداوند، از آن مقام اخراج شد، همچنانکه آدم (علیه السلام) از بهشت اخراج شد! البته آدم (علیه السلام) از مقام عبودیت خداوند رانده نشد و فقط از بهشت اخراج شد و نباید عمل آدم را مثل نافرمانی ابلیس دانست بلکه او فقط در اثر غفلت و فراموشکاری به یکی از سفارشات خداوند بی اعتنا شد و از شجره ممنوعه خورد. اما آدم (علیه السلام) توبه کرد و عمل خود را جبران کرد و آن عمل هم گناه نبود، بلکه بی اعتنایی به یک « امر ارشادی » خداوند بود. اما در هر صورت او توبه کرد و توبه اش پذیرفته شد و او اهل بهشت است و مشمول رحمت خداوند.

جهت روشن شدن بیشتر موضوع ناچاریم تشبیهی بکار ببریم. بعنوان مثال: اگر شخصی بعنوان یک معلم، آموزش و تربیت عده ای از کودکان در سنین پایین و در مراحل اولیه تحصیلات را بعهده گرفته است. طبعاً او باید روحیه مناسب برای این کار بسیار خطیر و با اهمیت را در خود داشته باشد و یا آنرا ایجاد کند. او باید در نظر بگیرد که با کودکانی سر و کار دارد که به طور طبیعی میل به بازی و تحرک دارند، و اصلاً استقرار طولانی مدت حتی یک ساعت و بلکه کمتر از آن هم در کلاس درس با روحیه خاص کودکی آنها سازگار نیست. این معلم باید حوصله و نشاط لازم را برای آموزش علوم و پرورش اخلاقی کودکان بعنوان ابزار کار در وجود خود کسب کند  و زمینه اش را هم بلحاظ شخصیت اخلاقی خود قبلاً و بطور طبیعی داشته باشد. حال اگر این معلم به هر علتی شرایط اخلاقی و علمی مناسب برای این شغل خطیر را از دست بدهد ، و مثلاً از رفتارهای کودکان عصبانی شود و با آنها بد رفتاری کند، آیا صحیح است که او در این مقام یعنی مقام معلمی برای کودکان باقی بماند؟ آیا نباید تغییری در وضعیت شغلی و مسئولیت او ایجاد شود؟ این معلم اگر انسان دانشمند و رشیدی بود، وقتی احساس کرد روحیه مناسب برای آموزش کودکان را ندارد، باید خودش از این مسئولیت خطیر کنار برود و کار را به شخص دیگری واگذار کند! او احتمال دارد در مقاطع بالاتر تحصیلی، مثلاً در دانشگاه، استاد موفقی باشد و یا اینکه در یک سازمان دیگری ،غیر از مراکز آموزشی ، به عنوان یک فرد موفق عمل کند! او فقط آمادگی و استعداد لازم برای آموزش کودکان را ندارد.

یا بعنوان مثال اگر شخصی کارمند منظم و موفقی در یک سازمان محسوب می شود و شرایط لازم برای کار در آن سازمان را دارد و یا مثلاً می تواند امور یک شهر را اداره کند و فرماندار موفقی باشد، آیا عاقلانه است که او را بدون کسب آمادگی های لازم بعنوان وزیر یک وزارتخانه انتخاب کرد؟ و یا بعنوان نماینده مجلس و یا رئیس جمهعور؟ طبعاً چنین کاری معقول نیست.

حال استقرار ابلیس در مقام ملائکه و در عالمی که عالم عبودیت خالص برای پروردگار عالم بود، نه مقام استکبار و نافرمانی و گناه، موضوع شبیه به همین است. او با نافرمانی مقابل خداوند از آن مقام اخراج شد و به عالم دنیا منتقل شد. او شایستگی حضور در آن عالم را از دست داد و به عالم دنیا هبوط کرد، اما می توانست توبه کند و راه بندگی را در پیش بگیرد. مثل آدم (علیه السلام) که بعد از اخراج از بهشت توبه کرد و مشمول رحمت خداوند قرار گرفت و خداوند وعده بهشت را به او داد و او اهل بهشت است. در مورد این موضوع به تعدادی از آیات قرآن اشاره ای می کنیم. خداوند می فرماید:

وَلَقَدْ خَلَقْنَاکُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَاکُمْ ثُمَّ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ لَمْ یکُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ – قَالَ مَا مَنَعَکَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قَالَ أَنَا خَیرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ – قَالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یکُونُ لَکَ أَنْ تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ – قَالَ أَنْظِرْنِی إِلَى یوْمِ یبْعَثُونَ –  قَالَ إِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ – َالَ فَبِمَا أَغْوَیتَنِی لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ – ُمَّ لَآتِینَّهُمْ مِنْ بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلَا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ –  قَالَ اخْرُجْ مِنْهَا مَذْءُومًا مَدْحُورًا لَمَنْ تَبِعَکَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْکُمْ أَجْمَعِینَ (الأعراف/۱۱-۱۸)

34-چرا خداوند باید موجودی به اسم آدم را خلق می کرد؟
بخوانید

در این آیات به خلقت انسان و تصویرگری خداوند در مورد او و امر خداوند به ملائکه مبنی بر سجده برای آدم و اطاعت ملائکه در مورد امر خداوند و نافرمانی ابلیس و علت عدم سجده او اشاره شده است و اینکه علت این نافرمانی استکبار و سرکشی بود.

در آیه ۱۳ اشاره ای به فرمان خداوند جهت هبوط ابلیس شده است و خداوند می فرماید: از مقامی که در آن قرار گرفته ای پایین رو و به تو نمی رسید که در آنجا سرکشی کنی. یعنی در آیه دو بار به مقامی که ابلیس در آن قرار داشت اشاره شده است . یکی در کلمه «منها» دیگری در کلمه «فیها». یعنی ضمیر «ها» در هر دو کلمه اشاره به مقامی دارد که ابلیس در آنجا قرار داشت. یعنی فرضاً اگر ابلیس در آن مقام قرار نداشت و بلکه در عالم دنیا بود، مثل اینکه ما انسانها در عالم دنیا هستیم، در آن صورت گناه ابلیس یک گناه متعارفی بود که مجازات معینی هم داشت. همچنانکه انسانها مرتکب گناهانی می شوند. و یک عمل خلاف انتظار نبود.

از آیات ۱۴ و ۱۵ بر می آید که مجازات آن عمل ابلیس اخراج از مقامی بود که در آن قرار داشت، اما خداوند او را بخاطر نافرمانی نکشت و او بنا شد به عمر طبیعی خود ادامه دهد و از مهلت داده شدگان بود، اما او به استکبار و سرکشی در مقابل خداوند ادامه داد و اقدام به اغواء و فریب انسانها کرد.

از آیات ۱۶ و ۱۷ فعالیت شیطان در فریب انسانها و روش های مختلف فریبکاری او آشکار می شود و خداوند به انسانها هشدار می دهد که چنین موجودی بطور دائم در جهت فریب آنها فعالیت دارد و باید مراقب او و اعمالش باشند و با ارتباط دائمی با خداوند از فریب های او مصون بمانند.

در آیه ۱۸ اشاره شده به اینکه شیطان و پیروان او سرانجام اهل جهنم و عذاب خواهند بود. یعنی شیطان بخاطر اعمالی که در مسیر فریب دادن انسانها و تشویق آنها به گناه، انجام می دهد، وارد جهنم خواهد شد و پیروانش هم بخاطر گناهان خود.

در آیات بعدی اشاره شده به اینکه آدم (علیه السلام) و همسرش مورد فریب شیطان قرار گرفتند و غفلتی به آنها دست داد و درنتیجه از شجره ممنوعه خوردند. اما اراده خداوند در مورد آنها هم جاری شد. یعنی در عین حال که آدم (علیه السلام) یک پیامبر بود و همه پیامبران معصوم هستند و مشمول رحمت و عنایات خاص پروردگار، باز هم نوعی مجازات خداوند شامل حال او شد و از بهشت اخراج گردید.- البته بطوریکه قبلاً گفته شد –  عمل آدم مثل ابلیس نبوده و او در مقام بندگی پروردگار قرار داشت و کار او نافرمانی خداوند در مقابل یک « امر ارشادی » بود. و او و همسرش در اثر آن عمل یعنی خوردن از شجره ممنوعه، فقط شایستگی ادامه زندگی در آن بهشت را از دست دادند، اما آنها در اثر توبه و ادامه بندگی و فرمانبرداری از خداوند، وارد بهشت آخرت خواهند شد.

قابل تذکر است که مجازات خداوند در مورد یک موجود از نوع مجازاتهای متداول بین انسانها نیست. یعنی از نوع مجازات های قراردادی و اعتباری! بلکه معنای دیگری دارد. مجازات های خداوند و همچنین پاداش های او همان اثر طبیعی و حقیقی عمل یک بنده است. در حقیقت مجازات های خداوند معلول طبیعی اعمالی است که بنده ها انجام می دهند و اثر طبیعی اشیائی است که خداوند آفریده است. مثل اینکه آتش بطور طبیعی اشیاء را می سوزاند و اگر کسی آتشی را روشن کرد و در مورد آن مواظبت نکرد و آن را خاموش نکرد، خانه یا محل کار یا مزرعه او خواهد سوخت. و یا نور و حرارت آفتاب عامل رشد نباتات می شود و یا مواد موجود در زمین اثرات خاصی در بدن انسانها دارد. و اگر یک انسان در مزرعه خود بذر یک گل مرغوب و معطر و قیمتی را بکارد، همان گل مورد نظر او خواهد رویید، و اما اگر بذر یک گیاه بی ارزش و سمی در زمینی پاشیده شود، همان گیاه بی ارزش یا سمی از آن بذر خواهد رویید.

یعنی ظهور و تحقق آثار و نتایج اعمال انسان در حقیقت همان پاداش و مجازات خداوند است که به صاحب عمل برمی گردد. در این زمینه قبلاً مقالاتی در همین سایت (حکمت طریف) منتشر شده، امید است مورد مطالعه قرار بگیرد. از جمله دو عنوان ذیل در بخش «پرسش و پاسخ»:

« 65- آیا خداوند مهربان بنده های خود را مجازات می کند؟!»

« 151- محاسبه پاداش و مجازات اعمال انسانها در آخرت بر چه مبنایی خواهد بود؟»

در آخر این بحث متذکر می شویم که قبلاً چند مقاله در مورد آدم ( علیه السلام ) و ابلیس – که در اثر نافرمانی از خداوند تبدیل به شیطان شد – و بهشت آدم، در همین سایت ( حکمت طریف ) در بخش پرسش و پاسخ با شماره ها و عناوین ذیل قرار گرفته است و توصیه می کنیم آن مقالات هم مورد مطالعه قرار بگیرد.

« 4- آدم و حوا چگونه از بهشت به زمین آمدند؟! »

« 172- چرا ابلیس با ارتکاب فقط یک گناه از درگاه خداوند رانده شد؟! »

« 174- معنی کفر ابلیس به خداوند چیست؟! »

« 175 – آیا خداوند شیطان را گمراه کرد؟! »

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۴/۲۰

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن