۱۸۹- نظر اسلام در موضوع برده داری چیست؟!

 

76388607339149120799سؤال: اسلام دین آزادی و آزادگی است و قرآن ارزش انسان ها را بر اساس تقوی طبقه بندی می کند و غیر از آن هیچ کس برتری بر دیگران ندارد. همچنین قرآن در بیان احکام و درست و غلط ها و تغییر نظام جاهلی هیچ بیم و ترسی نداشته و مرحله ای و یا یکباره یک حکم کلی و یک رسم دیرینه را تغییر داده پس چگونه در مورد نظام برده داری سخنی به میان نیامده که از بین برده شود. چگونه وقتی ارزش انسان ها برابر است می توان کسی را برده کرد و در ازای پول، مالکیت آن را به عهده گرفت؟!

پاسخ: در اخلاق دینی از همان ابتداء موضوع برده داری و الغاء آن مورد توجه قرار گرفته است و بطور کلی بنای اسلام بر الغاء برده داری بوده است.

و قابل توجه است که فقط هم در نظام دین توحیدی برده داری به صورت حقیقی و کامل لغو شده است و در نظام های دیگر زندگی فقط شکل برده داری عوض شده و اصل آن از بین نرفته است. اگر چه در سطح جهانی بر حسب ظاهر و طبق قراردادهای مشهور بین المللی برده داری به شکل قدیم آن از بین رفته است. اما در حقیقت بردگی از صورت فردی به صورت گروهی تغییر صورت یافته، و به جای تک تک انسان ها، ملت ها و جمعیت ها به بردگی گرفته می شوند. و این موضوع با ابعاد و جهات مختلفش قابل بحث و بررسی تفصیلی گسترده ای است.

اما در اخلاق و احکام دینی بردگی و برده داری با روش خاصی و به صورت تدریجی لغو شده و از بین رفته است. و این روش دین توحیدی یعنی اصلاحات تدریجی و با روش خاص، اختصاصی به موضوع برده داری و الغاء آن ندارد و در احکام دیگر هم همین روش برقرار بوده است. مثل حرمت خمر و وجوب حجاب و وجوب زکات و روزه و امثال آن ها.

دین توحیدی در موضوع الغاء بردگی و برده داری هم روش اختصاصی خود را به کار برده است. و سرانجام سنت ناپسند و ضد اخلاقی برده داری در جامعه دینی از بین رفته است.

در اخلاق دینی در جهت الغاء بردگی دو نوع رفتار اساسی به کار بسته شده یکی ممنوعیت برده گرفتن و مسدود شدن راه های مختلف برده گیری- جز از طریق جنگ- دوم آزاد کردن کسانی که قبلاً بر بردگی گرفته شده بودند. توضیح اینکه قبل از برقراری حکومت دینی انسان ها از راه های مختلفی به بردگی گرفته می شدند و یکی از آن راه ها جنگ بود. و در دین خدا همه راه های برده گیری مسدود شده و فقط یک مشکل در این زمینه باقی مانده آن هم موضوع اسیران جنگی است. و آن هم مشکل عظیم اجتناب ناپذیری است.

توضیح اینکه دین خدا در اصل بنا بر جنگ با انسان ها و ملت ها و پیروان ادیان مختلف ندارد و فعالیت اصلی آن در جهت آموزش انسان ها در مسیر زندگی توأم با آسایش و رفاه و تأمین حقوق معقول آن ها می باشد. اما به هر علتی مخالفان دین خدا که از تبهکاران و ظالمان هستند و یا افراد ساده لوح فریب خورده از آن ها، علیه دین خدا و پیروان آن، جنگ هائی را در طول تاریخ ایجاد کرده اند و جنگ از این نوع یعنی جنگ تهاجمی مخالفان دین خدا علیه پیروان آن یک سنت مستمر همیشگی بوده و اکنون هم به اشکال مختلف برقرار است.

خیلی طبیعی است که وقتی ملتی مورد جنگ تهاجمی اقوام و مللی قرار گرفت، از حقوق خود بالخصوص حق حیات خود دفاع کند. هیچ انسان عاقلی هم نمی تواند منکر حق دفاع انسان ها از حیات خود و لوازم آن حیات باشد. یعنی حق دفاع مشروع ترین و معقول ترین و مقبول ترین حقوق انسان ها است. حال اگر بین پیروان دین خدا و مخالفان آن ها از ناحیه تهاجم مخالفان جنگی واقع شد و پیروان دین خدا در این نوع جنگ توانستند تعدادی از سپاه دشمن را به جای کشتن اسیر کنند! آیا کدام روش انسانی تر است و متناسب با فضائل اخلاقی؟ یعنی اسیر کردن افراد دشمن یا کشتن آن ها؟ جواب عقلا به این سؤال روشن است. و طبیعی است که اسیر کردن دشمن در میدان جنگ در صورت امکان، انسانی تر از کشتن او است.

حال وقتی پیروان دین خدا افرادی از سپاه دشمن را اسیر کردند، با آن اسراء چگونه باید رفتار کنند و چه نوع رفتاری با اصول اخلاق مطلوب انسانی سازگارتر است؟

طبعاً در اخلاق دینی زندانی کردن و تحت فشارهای سیاسی نگاه داشتن و سلب حقوق متعارف آن ها، مقبولیتی ندارد. آزاد کردن اسیر جنگی هم یکجا و بدون فاصله معقول نیست، چون به ادامه جنگ و آدمکشی کمک می کند!

بطور کلی در مورد اسیران جنگی سه نوع رفتار را می شود به کار بست.

راه اول: می شود اسیر را زندانی کرد و در حبس نگاه داشت و نیازهای متعارف او را از قبیل غذا و لباس و مسکن تأمین کرد. و با او خوشرفتاری کرد تا زمان آزادی یا از دنیا رفتن او.

11 - چرا حضرت علی (ع) هیچ عکس‌العملی نسبت به این توهین‌ها و جنایات انجام شده علیه پاره تن پیامبر انجام ندادند؟
بخوانید

راه دوم: می شود اسیر را فوراً آزاد کرد تا حقوق انسانی خود را بدست آورد و مثل انسان های آزاد دیگر زندگی کند.

این دو روش در همه زمان ها قابل عمل کردن نیست. و هر کدام منتهی به مشکلات زیادی می شود. آزاد کردن اسیر جنگی بلافاصله بعد از اسارت و یا در مدت کوتاه بعد از اسارت کار معقولی نیست. چون این کار به ادامه جنگ و آدمکشی کمک می کند. و تشویقی برای کسانی خواهد بود که اقدام به جنگ کردند و آرامش و آسایش انسان ها را با ایجاد جنگ در هم ریختند.

نگاه داشتن اسیران جنگی در زندان ها هم بطوریکه متداول است- معقول نیست، حتی اگر با آن ها خوشرفتاری شود. چون در این صورت هم اقدام کننده به جنگ پاداش دریافت می کند و در راه نادرستی که در پیش گرفته تشویق می شود. یعنی او اقدام به یک کار ضد اخلاقی و ضد انسانی می کند و اگر موفق شد دیگران را نابود کند و یا حقوق آن ها را ضایع کند که به اهداف غیر انسانی خود رسیده و اگر زندانی شد، از او پذیرائی خواهند کرد. و او باید در زندان بخوابد و دیگران وسایل معاش او را تأمین کنند. این یک نوع پاداش دادن به تبهکاران و ظالمان و ایجاد کنندگان جنگ است. و خود این اسیر زندانی هم غالباً از این نوع زندگی راضی نخواهد بود. یعنی در عین حال که غذا و لباس و مسکن او و امثال آن ها تأمین شود باز او زندانی است و اصیل ترین حق او که آزادی در فضای زندگی است سلب شده است.

یک راه سومی هم در این جا وجود دارد و آن اینکه این اسیر تا زمان معینی تحت نظر حکومت جامعه دینی قرار بگیرد، تا زمان مناسب برای آزاد کردن او برسد و در این مدت تحت نظر افرادی از جامعه دینی به کار و فعالیت بپردازد و کنار آن ها زندگی کند و از حقوق معینی هم برخوردار باشد و در همان زمان و یا زمان مناسب دیگر به عنوان یک عمل انسانی و یک عبادت باشکوه در راه خدا آزاد شود. طبعاً این راه یعنی راه سوم از راه های دیگر انسانی تر و معقول تر است.

قابل توجه است که جنگ های زمان پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) تماماً از طرف کافران شروع شد و آن بزرگوار در همه آن جنگ ها تمام سعی خود را به کار می برد، بلکه از وقوع جنگ و خونریزی جلوگیری کند حتی با به خطر انداختن وجود خود، و در بیشتر جنگ ها هم تلاش آن وجود مبارک مؤثر واقع شد و کار به صلح کشید. و تنها جنگی که پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بعد از شکستن قرارداد صلح از طرف کافران به آن اقدام کرد، فتح مکه بود که آن هم با رفتارهای کریمانه آن حضرت بدون زد و خورد به پایان رسید افراد سپاه  دشمن در این حادثه کشته نشدند و مورد عفو پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قرار گرفتند.

ما قبلاً در این زمینه بحث مفصل تری تحت عنوان ذیل در بخش پرسش و پاسخ در همین سایت (حکمت طریف) طرح کردیم:

«30- رفتار پیروان دین توحیدی با اسیران جنگی چگونه است؟!»

توصیه می کنیم آن مقاله مورد مطالعه قرار بگیرد.

در آخر این مقاله تذکر یک نکته ضروری است و آن اینکه در برده داری موقتی در جامعه دینی که به طرف الغاء کامل پیش می رود فردی که برده ای را در اختیار دارد، مالک وجود آن برده نیست و بلکه مالک کار او است! یعنی او نمی تواند هر طوری که دلش خواست با برده رفتار کند و بلکه موظف به رفتارهای انسانی سفارش شده با او می باشد. و این مطلب از رفتارهای عمومی متداول در جامعه دینی در تاریخ صدر اسلام آشکار است.

مشهور است که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در هر فرصتی که پیش می آمد پیروانش را به آزاد کردن برده ها توصیه می فرمود و این عمل یعنی آزاد کردن برده ها، در عرف آیات قرآن و سیره شریف رسول الله یک عبادت عظیمی تلقی می شود. بطوری که نقل کرده اند امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در طول عمر مبارک خود حدود یک هزار برده را خریده و آزاد کرد.

در تاریخ جنگ بدر یعنی اولین جنگ مشرکان عربستان با پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و پیوان دین توحیدی عده زیادی از مشرکان بدست مسلمین اسیر شدند و از آن ها نقل شده است که مسلمین از میدان جنگ تا شهر مدینه آنچنان با ما خوشرفتاری می کردند که ما شرمنده آن ها می شدیم.و در این حادثه پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)  مقرّر فرمودند که هر اسیری که بتواند به ده نفر خواندن و نوشتن یاد دهد آزاد خواهد شد.

الیاس کلانتری

۹۴/۵/۵

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن