۲۰۰-اهداف اصلی از مخالفت با زیارتگاه ها

 

indexسؤال: مخالفان زیارتگاه ها و سنت زیارت از رفتارهای خود چه هدفی دارند؟!

پاسخ: در بخش قبلی این سلسله مقالات اشاره ای شد به اینکه حرم و بارگاه امامان معصوم (علیهم السلام) در طول تاریخ منشأ جریان برکات، پاکی ها، انسان دوستی ها و معنویت ها بوده است. غالباً بجهت قرار گرفتن قبور مطهر آن بزرگواران در یک منطقه، شهری ساخته شده و آن منطقه آباد شده و محل زندگی انسان های زیادی شده و گروه هائی از انسان ها برای زیارت به آن منطقه رفت و آمد کرده اند. مثل ساخته شدن شهر نجف اشرف و کربلا و کاظمین در عراق و مشهد مقدس در ایران و امثال آن ها. از این سفرهای زیارتی درآمدها و امکانات رفاهی برای اهل آن منطقه و ساکنان آن حاصل شده است.

این تحولات با آثار ارزشمند اخلاقی و فرهنگی و اقتصادی چیزی نیست که به تنهائی عامل مخالفت وهابیت و گروه های سیاسی بوجود آمده از آن ها و حامیان اصلی این گروه ها در عالم سیاست باشد، قطعاً اهداف سیاسی و پنهان دیگری در ورای این فعالیت ها وجود دارد. اینکه وهابی ها در توجیه اعمال خود، تأسیس زیارتگاه ها و زیارت قبور امامان معصوم (علیهم السلام) حجت های پروردگار و امامزاده های بزرگوار را شرک و بدعت معرفی می کنند و اقدام به تخریب زیارتگاه ها و کشتن زائران می کنند، این توجیهات حماقت آمیز و مسخره چیزی نیست که عقلای عالم اسلام و سایر ملت ها را قانع کند. البته می شود عده ای جاهل بی اطلاع و بی سواد را با این توجیهات فریب داد و در مسیر اهداف شوم سیاسی، آن ها را به کار گرفت. آن ها اول عبادت خدا و ذکر الله و نماز خواندن و ارتباط عرفانی با خداوند را در این اماکن مقدسه، شرک و بدعت معرفی می کنند و بعداً هم کشتن یک زائر را نوعی عبادت تلقّی می کنند. و در مسیر اهداف جنایتکارانه سیاستمداران مکار سلطه گر و در مقام بردگی فکری آن ها دست به جنایاتی می زنند و اقدام به کشتن همنوعان خود می کنند و در نتیجه آب در آسیاب سیاستمداران تبهکار سلطه گر می ریزند.

ما از کسانی که تحت تأثیر تبلیغات سیاسی وهابی ها قرار گرفته اند می پرسیم ایا کشتن کودکان شیرخوار در روی سینه مادران هم مبارزه با شرک است؟!

در مقالات قبلی گفته شد که وهابی ها در جریان یکی از حملات خود به شهر مقدس کربلا، علاوه بر تخریب و آتش زدن و غارت حرم مطهر حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) بیش از چهار هزار نفر زن و کودک را کشتند!!! ما از شما می پرسیم-  یعنی از کسانی که در مقام مطالعه و تحقیق و بررسی در موضوع زیارتگاه ها و امامزاده ها هستند- آیا اگر یک پدر فرضاً مشرک بود، باید کودک شیرخوار و یا خردسال او را هم کشت؟!!!

توجیه وهابی ها برای کشتن زنان و کودکان در کربلا و بلاد دیگر و در طول دوره تأسیس این فرقه و حکومت آن در عربستان و امروزه در سطح کشورهای مختلف چیست؟!

آیا وهابیت با این همه جنایت که از زمان تأسیس تا امروز انجام داده است، می تواند چهره کریه جنایتکارانه خود را پشت پرده مبارزه با شرک، پنهان کند، مسلکی که آشکارا کشتن کودکان را هم به پیروانش تجویز می کند؟! البته کودکانی را که پدر و مادرشان وهابی نیستند.

اما اینکه چرا این سؤال را از شما می پرسیم نه از خود وهابی ها؟! جهتش این است که بحث و گفتگو با آن ها یا غالباً امکان پذیر نیست یا منشأ اثر مورد انتظار نخواهد شد.

قابل ذکر است که در آماری که حدود پنجاه سال پیش گرفته شده بود، کشورعربستان بیشترین میزان بی سواد را در کشورهای اسلامی داشت و تعداد باسواد ها در آن کشور دو درصد بود و کشور ایران و لبنان بالاترین مرتبه بین آن ها را داشتند و تعداد باسواد ها  در ایران پنجاه درصد بود و همین طور کشور لبنان. با این وصف خیلی خلاف انتظار نیست که وهابیت در آن کشور به حکومت برسد و به حکومت خود ادامه دهد.

اهداف اصلی سیاسی مخالفت با زیارت و تخریب زیارتگاه ها

سیره رهبران آسمانی در زمان حیات دنیوی آن ها همیشه منشأ بیداری ها و تفکرات و آزاد اندیشی بین انسان ها بوده است. آموزش های آن بزرگواران برای انسان ها بزرگترین موانع را در سر راه بردگی فکری انسان ها ایجاد می کرد. حکومت هائی که از ناحیه بردگی فکری انسان ها به اهداف خود می رسند و به حیات سیاسی خود ادامه می دهند، طبیعی است که با رهبران آسمانی اعم از پیامبران خدا و امامان معصوم- علیهم السلام- مخالفت کنند و با آن ها مبارزه کنند. در طول تاریخ حیات انسان ها عده زیادی از پیامبران خدا (علیهم السلام) با مخالفت ها و مزاحمت های کافران مواجه شدند و مورد تکذیب آن ها قرار گرفتند و گاهی بدست آن ها کشته شدند. پیامبران خدا از ناحیه ایمان خالص و شجاعت و قدرت ناشی از اتصال و ارتباط خاصی با خداوند در مقابل مخالفت ها، کارشکنی ها و مزاحمت های مخالفان مقاومت می کردند و اذیت های آن ها را تحمل می کردند، حتی با مخالفان خود هم با ملاطفت و دلسوزی رفتار می کردند و همین نوع رفتار موانعی در سر راه کافران تبهکار و ظالمان ایجاد می کرد و مانع رسیدن آن ها به اهداف نامشروع خود در مسیر سلطه طلبی بر انسان ها می شد. خداوند در کتاب آسمانی خطاب به پیامبر خود حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می فرماید:

36-چرا انسان باید نیاز به پرستش داشته باشد؟!
بخوانید

«وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا کُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ» (الأنعام/۳۴) یعنی قبل از تو هم پیامبرانی تکذیب شدند، پس مقابل تکذیب آن ها ]مخالفان و دشمنان[ صبر کردند، تا اینکه یاری ما به آن ها رسید و برای کلمات خدا تغییر دهنده ای نیست و قطعاً از اخبار رسولان به تو رسیده است.

این آیه و امثال آن ها در مقام ایجاد آرامش در پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و پیروان آن حضرت از مؤمنان و تقویت آن ها در مسیر انتشار حقایق دین توحیدی نازل شده است.

مخالفت با پیامبران خدا در مسیر آزاد ساختن انسان ها از بردگی ظالمان و از بین بردن جوّ بردگی فکری، گاهی به صورت مقابله آشکار و جنگ بود و گاهی به صورت ساختن نسخه های تقلّبی از دین خدا و ترویج آن بین انسان های ساده لوح و بی اطّلاع و بهره برداری از عقاید و حمایت آن ها، جریان می یافت. بعنوان مثال وقتی حضرت موسی (علیه السلام) به مقام رسالت خداوند مبعوث شد و طبق دستور خداوند نزد فرعون رفت و رسالت خود را اعلام کرد، طبق نقل خداوند در قرآن به فرعون و اطرافیانش گفت چرا بندگان خدا را به بردگی گرفته اند و از آن ها خواست که آن ها را آزاد کنند. خداوند می فرماید:

«وَلَقَدْ فَتَنَّا قَبْلَهُمْ قَوْمَ فِرْعَوْنَ وَجَاءَهُمْ رَسُولٌ کَرِیمٌ–  أَنْ أَدُّوا إِلَی عِبَادَ اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ رَسُولٌ أَمِینٌ» (الدخان/۱۷-۱۸) یعنی قبل از آن ها قوم فرعون را به امتحان کشیدیم و پیامبری بزرگوار بسوی آن ها آمد، ]و به آن ها گفت[ بندگان خدا را به من تحویل دهید، من برای شما رسول امینی هستم.

و در مورد مقابله فرعون با او و تهمت هائی که به او زد می فرماید:

«ذَرُونِی أَقْتُلْ مُوسَى وَلْیدْعُ رَبَّهُ إِنِّی أَخَافُ أَنْ یبَدِّلَ دِینَکُمْ أَوْ أَنْ یظْهِرَ فِی الْأَرْضِ الْفَسَادَ» (غافر/۲۶) یعنی و فرعون گفت ]به اطرافیان[ بگذارید من موسی را بکشم و او پروردگارش را بخواند من می ترسم او دین شما را تغییر دهد، یا در زمین فساد بیاندازد. فرعون عامه مردم را علیه حضرت موسی (علیه السلام) تحریک می کند و آن ها را می ترساند از اینکه او دین آن ها را تغییر دهد. یعنی او دین تقلّبی را که خود آن را ترویج می کرد، مقابل دین خدا قرار داد و علیه حضرت موسی جنجال تبلیغاتی راه انداخت.

امامان معصوم (علیهم السلام) یعنی جانشینان حقیقی رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وضعیتی مشابه وضعیت پیامبران خدا داشتند و به اشکال و صورت های مختلفی مورد مزاحمت و تکذیب مخالفان قرار می گرفتند. آن ها حیات خود را برای آموزش انسان ها و بیداری آن ها و جدا ساختن صورت حقیقی دین خدا از صورت های تقلّبی آن، در معرض شدیدترین مشکلات و مشقّت ها قرار دادند و در این راه مقدس جان های خود را فدا کردند.

در زمان حیات پیامبران و امامان، مخالفان آن ها غالباً مانع ارتباط و رفت و آمد آن ها با مردم می شدند و در این راه موانعی ایجاد می کردند و محدودیت ها و ممنوعیت هائی برقرار می کردند.گاهی خود آن ها و گاهی پیروانشان را محبوس می ساختند.

مخالفت با پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) و امامان معصوم (علیهم السلام) بعد از رحلت و شهادت آن ها به اشکال دیگری ادامه یافته و اکنون هم ادامه دارد و بیش از پیش گسترده شده است. آن ها به انواع حیله ها و دروغ ها متوسل می شوند که جلالت مقام امامت و موقعیت معنوی و محبوبیت آن بزرگواران را مخدوش کنند.

حرم امامان معصوم به منزله پرچم های برافراشته معارف دین توحیدی و منشأ توجهات انسان ها به حقایق اصیل دینی و وسیله بیداری ملت ها در مقابل سلطه گران بوده است. آن ها طبیعی است که با صورت حقیقی دین خدا مخالفت کنند، البته مؤثرترین راه برای رسیدن آن ها به اهداف پلیدشان استفاده از صورت های تقلّبی دین آسمانی و فریب افراد جاهل و ساده لوح در این زمینه است. آخرین روش سیاستمداران غربی در مبارزه با دین آسمانی استفاده از این روش است، روشی که فرعون علیه حضرت موسی (علیه السلام) به کار برد یعنی استفاده از صورت تقلّبی دین علیه صورت حقیقی آن.

در قسمت بعدی مقاله بحثی در سیره معصومین (علیهم السلام) و تأثیرات اخلاقی و فرهنگی رفتارهای آن بزرگواران و همچنین حرم و بارگاه آن ها در جامعه دینی و ملت های دیگر خواهد آمد. إن شاء الله تعالی.

الیاس کلانتری

۱۳۹۵/۶/۱۷

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن