۲۱۹-آیا مقام امامت بالاتر از نبوت است؟!

7628_56024سؤال: اگر مقام امامت بالاتر از نبوت است، چرا پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – به جای اینکه به عنوان امام معرفی شود، در بسیاری از قسمت های قرآن، به عنوان رسول و نبی از او یاد شده است؟!

پاسخ:

کلیات

*در قرآن کریم از شخصیت های آسمانی غالباً با عنوان «نبی» یا «رسول» یاد می شود.

* اوصاف پیامبران در قرآن به تناسب موضوعات ، سوره ها ذکر شده است نه همه اوصاف آن ها

*بطور قطع همه پیامبران از «صدیقین» و از «صالحان» بودند، اما این دو کلمه در مورد بعضی از آن ها در قرآن ذکر شده است.

* وقتی یکی از پیامبران به مقام رسالت مبعوث می شد باز هم خداوند او را به عنوان نبوت موردخطاب قرار می داد

*ارتباط مقام امامت با عصمت چیست؟!

*در قرآن مجید فقط امامت حضرت ابراهیم (ع) با صراحت کامل بیان شده و به امامت بعضی از پیامبران از ذریه او هم اجمالاً اشاره ای شده است

**********

در قرآن کریم از شخصیت های آسمانی که از طرف خداوند عهده دار ارشاد انسان ها با پیام های او بودند، غالباً با عنوان «نبی» یا «رسول» یاد می شود، در موارد اندکی هم در مورد بعضی از آن بزرگواران با عنوان «امام» ذکری به میان آمده است. بعنوان مثال به مواردی از آیات اشاره می کنیم:

  1. «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِبْرَاهِیمَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیا» (مریم/۴۱)
  2. «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصًا وَکَانَ رَسُولًا نَبِیا» (مریم/۵۱)
  3. «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَکَانَ رَسُولًا نَبِیا»(مریم/۵۴)
  4. «وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِدْرِیسَ إِنَّهُ کَانَ صِدِّیقًا نَبِیا» (مریم/۵۶)

قابل توجه است که در آیه اول (آیه ۴۱ سوره مریم) در مورد حضرت ابراهیم – علیه السلام – دو کلمه «صدّیق» و «نبی» را بکار برده است، یعنی اشاره ای به رسالت او نکرده! و در آیه دوم در مورد حضرت موسی – علیه السلام – کلمات «مخلص» و «رسول» و «نبیّ» را ذکر کرده است. طبعاً حضرت ابراهیم – علیه السلام – بطور قطع از مخلصین بوده است، اما این وصف را در مورد او بکار نبرده است. و همچنین بطور قطع حضرت موسی – علیه السلام – هم از صدّیقین بود، اما در این آیه این مطلب ذکر نشده است و کلمه «صدّیق» از بین همه پیامبران مذکور در قرآن فقط در مورد موسی و یوسف و ادریس – علیهم السلام – و در یک آیه هم در مورد حضرت مریم بکار رفته است. بدون بحث و گفتگو و بطور قطع همه پیامبران خدا از «صدّیقین» بودند، اما این وصف فقط در مورد شخصیت های آسمانی فوق الذکر در آیات قرآن بکار رفته است.

دیگر اینکه در این آیات کلمه رسول در مورد حضرت موسی و حضرت اسماعیل صادق الوعد – علیهما السلام – بکار رفته اما در مورد حضرت ابراهیم و حضرت هارون و حضرت ادریس – علیهم السلام – ذکر نشده است، در حالیکه به لحاظ آیات  قرآن بطور قطع حضرت ابراهیم و حضرت هارون مقام رسالت داشتند. اما این موضوع در این آیات ذکر نشده است از این توضیحات روشن می شود که در قرآن مجید همه اوصاف انبیاء در سوره ها ذکر نشده است. و فقط به مناسبت موضوعات سوره ها بعضی از اوصاف آن بزرگواران در آیات آمده است

درعلم عقاید دینی مشهور است که تعداد اندکی از پیامبران خدا مقام رسالت هم داشته اند، یعنی دارای دو مقام « نبوت» و «رسالت» بودند، اما اکثر پیامبران فقط مقام نبوت داشتند. آنچه مشهور است ـ در عقاید مسلمین ـ این است که مقام  رسالت بالاتر از نبوت است چون رسول مقام نبوت را هم دارا است.اما در بررسی دقیق آیات قرآن ارتباط مقام نبوت و مقام رسالت صورت دیگری دارد. به عنوان مثال :تعدادی از آیات قرآن را در این زمینه مورد بررسی قرار می دهیم

الف:« وَاذْکُرْ فِی الْکِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ کَانَ مُخْلَصًا وَکَانَ رَسُولًا نَبِیا » این آیه قبلاً به منظور دیگری ذکر شد و حال مجدداً آن را مورد دقت قرار می دهیم. می بینیم کلمه «رسول» در مورد حضرت موسی ـ علیه السلام ـ قبل از کلمه «نبی» ذکر شده است! و اگر آن عقیده مشهور درست باشد، یعنی اینکه: مقام رسالت،بالاتر از  نبوت است و منظور دیگری از ذکر این مقامات نیست . اولاً:  لازم نبود در کنار مقام رسالت، مقام نبوت هم ذکر شود،چون رسالت به آن معنی که  در مورد پیامبران بکار رفته شامل نبوت هم می شود،مثل اینکه در عرف نظامی گری وقتی یک فرد نظامی به  درجه بالاتر رسیده،با همان درجه او را می شناسند و مورد خطاب قرار می دهند و نمی گویند فلان کس سرتیپ و سرهنگ است، چون وقتی به درجه سرتیپی رسیده دیگر نیازی به ذکر درجه پایین تر نیست یا در عرف دانشگاه ها و مراکز عالی تحصیلی، نیازی نیست گفته شود فلان دانشجو مدرک دانشگاهی فوق لیسانس و لیسانس دارد. یا فلان استاد دانشگاه رتبه استادی و دانشیاری دارد، یعنی وقتی استاد تمام است که درجه بالاتر از دانشیاری است، دیگر نیازی به ذکر درجه پایین تر وجود ندارد، مگر اینکه تفاوتی بین رشته های تحصیلی با رتبه ها به لحاظ تفاوت در رشته های علمی باشد مثل اینکه گفته شود فلان دانشجو در فلان رشته علمی مدرک فوق لیسانس دریافت کرده، اما در فلان رشته مدرک لیسانس گرفته است.

ثانیاً :اگر هم لازم بود هر دو مقام کنار هم ذکر شود، باید مقام نبوت قبل از رسالت ذکر می شد! در حالیکه در آیه کریمه گفته شده: «کَانَ رَسُولًا نَبِیا»

ب: این موضوع در آیه دیگری هم که قبلاً ذکر شده یعنی آیه ۵۴ سوره مریم به همین صورت آمده است  

ج: در آیات قرآن کریم خداوند ـ عزوجّل ـ غالباً پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و  سلّم ـ را با عبارت « یا ایها النبی» مورد خطاب قرار می دهد بطور که در مجموع قرآن این عبارت به همین صورت ۱۳ بار به کار رفته است .

کلام ایام - 13، جاذبه زیارت اربعین
بخوانید

سوره های الانفال ۶۴ ـ ۶۵ ـ ۷۰ ـ التوبه ۷۳ ، الاحزاب ۱ ـ ۲۸ ـ ۴۵ ـ ۵۰ ـ ۵۹ ، الممتحنه ۱۲ ، الطلاق ۱ ،التحریم ۱ـ ۹

اما فقط دو بار آن حضرت را با عبارت «یا ایها الرسول» مورد خطاب قرار داده است. المائده ۴۱ ـ ۶۷ یعنی اگر رسالت صرفاً یک مقام بالاتر نسبت به نبوت محسوب شود، اولاً نیازی نبود یا وجود مقام رسالت، آن حضرت با مقام نبوت مورد خطاب قرار بگیرد، ثانیاً لزومی نداشت مقام نبوت بیشتر از مقام رسالت مورد توجه قرار بگیرد!

پس بنابراین، این نوع تقسیم بندی که در عرف عقاید مسلمین متداول شده مورد تایید آیات قرآن نمی باشد. لذا دو مقام آسمانی یکی به نام نبوت و دیگری به نام رسالت در مورد پیامبران خدا صدق می کند و هر کدام تعریف خاصی دارند و عمده پیامبران فقط مقام نبوت داشته اند و عده اندکی از آن بزرگواران هم دارای مقام نبوت و هم رسالت بودند.(۱)

در این مقاله ما وارد بحث در بیان تفاوت های بین مقام نبوت و رسالت نمی شویم، اما لازم بود در حد روشن شدن جواب سؤال بین مباحث اشاره ای شود تا روشن شود که آنچه در ذهن عده ای از پیروان دین توحیدی در این زمینه قرار گرفته مطابق واقع نیست، یعنی اینکه: مقام نبوت مقام پایین ترباشد و رسالت از آن بالاتر و اینکه لازم باشد وقتی یکی از رهبران آسمانی به مقام رسالت رسید، دیگر نیازی به ذکر مقام نبوت او نباشد!

موضوع« امامت » پیامبران هم شبیه همین است. ما می بینیم در مورد حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ مقام « امامت» آن بزرگوار با صراحت خاصی ذکر شده است. خداوند می فرماید:

 «  وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیتِی قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ » (البقره / ۱۲۴) یعنی: وقتی ابراهیم را پروردگارش با کلماتی امتحان کرد، و او آن ها را به انجام می رسانید[خدا به او] فرمود من تو را امامی برای مردم قرار می دهم ،[ابراهیم ] گفت: آیا از ذریه من هم [کسانی امام خواهند بود] فرمود عهد من به ظالمان نمی رسد! منظور این است که مقام امامت به کسانی که ظالم باشند نمی رسد یعنی: لازمه رسیدن به مقام امامت عصمت است.(۲)

از این آیه بر می آید که مقام «امامت» بعد از مقام نبوت و یا نبوت و رسالت قرار دارد. بطوریکه در روایتی از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود(۳)  

« خداوند ـ عزوجّل ـ ابراهیم را بنده خود گرفت قبل از اینکه او را نبی بگیرد و خداوند او را نبی خود گرفت قبل از رسالت و خدا او را رسولی گرفت قبل از اینکه خلیل خود بگیرد و هم چنین خدا او را خلیل خود گرفت قبل از اینکه او را امام قرار دهد، پس وقتی همه چیز برای او جمع شد، فرمود: «انی جاعلک للناس اماما » ، یعنی من تو را برای مردم امام قرار می دهم ، بعد امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: از جهت اینکه  آن مقام در نظر ابراهیم بس عظیم آمد، عرض کرد: « و من ذریتی قال لا ینال عهدی

الظالمین » امام صادق ـ علیه السلام ـ در ادامه کلام خود فرمود: نمی شود سفیه امام تقی باشد.

لازم به ذکر است که کلمه «امام» در این آیه کلمه « ظالم » و در روایت امام صادق کلمه «سفیه»و « تقی » معانی خاص تفصیلی قرآنی دارند که مجدداً مطالعه مباحث تفسیر المیزان در مورد آیه مورد بحث و بحث روائی مربوط به آن را توصیه می کنیم.

 اما در مورد پیامبران دیگر در قرآن موضوع امامت به این صورت و شبیه به آن مطرح نشده است.و مچموعاً درمورد آن ها خداوند می فرماید: «وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَینَا إِلَیهِمْ فِعْلَ الْخَیرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاهِ وَإِیتَاءَ الزَّکَاهِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ » (الأنبیاء/۷۳) یعنی آنان را امامانی قرار دادیم که به امر ما هدایت می کردند و به آن ها وحی کردیم کارهای خیر و برپا داشتن نماز و پرداختن زکات و آن ها عبادت کنندگان برای ما بودند.

در آیات قبلی از حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و پیامبرانی از ذریه او یعنی حضرت اسحاق و  حضرت یعقوب و از پیروان او حضرت لوط ـ علیهم السلام ـ سخن به میان آمده و بعد در این آیه آن ها را امامان خوانده است.

وغیر از این دو مورد یعنی موضوع امامت حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ و چند پیامبر از پیروان و ذریه او تصریحی به موضوع امامت پیامبران نشده است.

پس بنابراین موضوع امامت پیامبران ـ علیهم السلام ـ از جمله وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به  اندازه موضوع نبوت و رسالت مورد تصریح و بیان تفصیلی قرار نگرفته است و با این توضیح جواب سؤال مورد نظر روشن می شود و اضافه می کنیم به آنکه آنچه را لازم بود در مقام رفیع رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ گفته شود تحت عنوان نبوت و رسالت گفته شده و امامت هم داخل این دو کلمه مورد توجه قرار گرفته است. و اینکه بطور قطع آن حضرت دارای مقام امامت بوده است.

 

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۴/۲۱

پاورقی ها:

۱ـ جهت آشنائی بیشتر و دقیقتر در موضوع نبوت و رسالت علاقمندان می توانند به تفسیر شریف المیزان آیه ۴۹سوره آل عمران مراجعه کنند. 

۲ـ در مورد این آیه بحث تفسیری مفصلی وجود دارد و حاصل آن بحث اثبات عصمت مقام امامت است. علاقمندان می توانند به تفسیر المیزان، آیه ۱۲۴ سوره بقره مراجعه کنند.

۳ـ المیزان تفسیر آیه ۱۲۴ سوره بقره، بحث روائی به نقل از کتاب کافی

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن