۲۲۲-معنی روحی که خداوند در انسان دمیده است چیست؟! و به چه منظور خداوند آن روح را به خودش نسبت داده است؟!

imagesسؤال: در قرآن گفته شده: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی…» اگر خدا از روح خودش در انسان دمیده چطور روز قیامت می خواهد انسان را عذاب کند؟ و آیا روح خداوند مرکب است که بخشی از آن در ما دمیده شده باشد؟ و اگر بسیط است چرا فرموده: «من روحی»

پاسخ:

کلیات

*منظور از روح خدا که در آدم دمیده شد، چیست؟!

*آیا لازمه دمیده شدن روح خدا به انسان تشبیه خدا به مخلوقات است؟

*خلقت آدم در مراحل مختلفی جریان پیدا کرده و آخرین مرحله آن با دمیده شدن روح مخصوصی در او تحقّق یافته است.

*انتساب روح انسان به خداوند معنی خاصی دارد و خداوند به علت خاصی آن روح را به خودش نسبت داده است.

*انتساب روح دمیده شده در انسان به خداوند، به منظور تکریم و تشریف است.

*تصور اینکه خداوند بخشی از روح خود را در انسان دمیده و عقیده به تجزیه پذیر بودن خداوند،نوعی شرک به خداوند است.

*روحی که در آدم – علیه السلام – دمیده شده، «مخلوق»خداوند است،نه  روح خود خداوند و همچنین روحی که در حضرت عیسی – علیه السلام – دمیده شد.

*نظر امام صادق – علیه السلام – در علت نسبت دادن روح انسان به خداوند.

**********

ما قبلاً به دو سؤال در این زمینه جواب دادیم و آن دو سؤال و جواب در بخش پرسش و پاسخ تحت عنوان و شماره های ذیل منتشر شد:

۱۲۵-منظور از روح خدا که در آدم دمیده شده چیست؟!

۱۳۰-آیا لازمه دمیده شدن روح خدا در انسان تشبیه خدا به مخلوقات است؟!

در آن دو مقاله اصل اشکالات مطرح شده در این سؤال هم با تفصیلی جواب داده شده و توصیه می کنیم جهت روشن شدن کامل موضوع آن دو مورد پرسش و پاسخ مورد مطالعه قرار بگیرد. اما در این مقاله هم پاسخی بصورت فشرده به سؤال شما نوشته می شود که مشتمل بر پاسخ اصل اشکال و جهاتی از موضوع خواهد بود که در این سؤال ذکر شده است.

خداوند – عزّوجلّ – در آیه مورد نظر شما و بعضی از آیات دیگر قرآن کریم موضوع خلقت آدم و همچنین بطور کلی انسان را ذکر کرده است، از نحوه طرح موضوع در آیات قرآن کریم بر می آید که خلقت انسان در مراحل مختلفی جریان یافته و آخرین مرحله آن با دمیده شدن روح مخصوصی در او تحقق یافته است.

خداوند – عزّوجلّ – آن روح مورد نظر را که در آدم و بطور کلی انسان ها دمیده است به خودش نسبت داده و فرموده است:

«نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی» موضوع اصلی در این بحث معنی این انتساب است! یعنی منظور و مراد از انتساب آن روح به خداوند چیست و اینکه به چه منظور خداوند آن روح را به خودش نسبت داده و فرموده است: « مِن رُوحِی» در توضیح مراد از این انتساب عرض می کنیم: مراد از اینکه فرمود: « مِن رُّوحِی» این نیست که در عرف عامه گفته می شود از روح خودم یعنی اگر این قطعه از آیه کریمه به همین صورت ترجمه شود و گفته شود: از روح خودم، و یا در ترجمه آن گفته شود: روحی از خودم، در هر صورت انتساب روحی که در انسان دمیده شده به خداوند معنی خاصی دارد و خداوند به علت خاصی آن روح را به خودش نسبت داده است! و طبعاً معنی آیه این نیست که خداوند بخشی از روح خودش را جدا کرده و در آدم – علیه السلام – دمیده است! چنین عقیده ای شرک به خداوند محسوب می شود و خداوند – سبحانه و تعالی – از این نسبت منزّه است. چون لازمه این عقیده جاهلانه «تشبیه خداوند» به مخلوقاتش می باشد!

در کتاب کافی نقل شده است که امام صادق – علیه السلام – در توضیح آیه کریمه « فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» و در جواب سؤال از حقیقت روحی که در آدم – علیه السلام –بود فرمود:

«هَذِهِ رُوحٌ مَخْلُوقَهٌ وَ الرّوحُ الّتِی فِی عِیسَی مَخْلُوقَهٌ»(۱) یعنی این روح خلق شده است و روحی هم که در عیسی – علیه السلام – بود خلق شده بود. مراد این است که خداوند روحی را که در آدم – علیه السلام – دمید، خلق کرده بود یعنی: خداوند روحی را آفرید و آن را در آدم دمید و به بدن او متصل کرد و همچنین در مورد حضرت عیسی – علیه السلام – یعنی در هر دو مورد، روح مورد بحث روحی است که خداوند آن را آفریده نه اینکه خداوند بخشی از روح خود را جدا کرده و در آدم دمیده است!!! سبحانه و تعالی

و همچنین در روایت دیگری در همان کتاب کافی از امام صادق – علیه السلام – در معنی انتساب آن روح به خداوند نقل شده است که فرمود:

کلام ایام ـ ۲۶1، نگاه آسمانی به عطایای الهی
بخوانید

«إِنّمَا أَضَافَهُ إِلَی نَفْسِهِ لِأَنّهُ اصْطَفَاهُ عَلَی سَائِرِ الْأَرْوَاحِ کَمَا قَالَ لِبَیْتٍ مِنَ الْبُیُوتِ بَیْتِی وَ لِرَسُولٍ مِنَ الرّسُلِ خَلِیلِی وَ أَشْبَاهِ ذَلِکَ وَ کُلّ ذَلِکَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مُحْدَثٌ مَرْبُوبٌ مُدَبّرٌ» (۲) یعنی: آن را به خودش نسبت داده بجهت اینکه آن را بر سایر ارواح برگزید همچنانکه به خانه ای از خانه ها گفت: خانه من ]کعبه[ و به پیامبری از پیامبران گفت: خلیل من و نظائر آن ها و همه آن ها مخلوق و ساخته شده و پدید آمده و پرورش یافته و تحت تدبیر هستند.

منظور وجود مبارک امام صادق – علیه السلام – این است که نسبت دادن این روح و اضافه کردن آن به خداوند معنی خاصی دارد مثل نسبت دادن کعبه به خداوند که گفته می شود: «بیت الله» و نسبت دادن حضرت ابراهیم بعنوان خلیل به او که گفته می شود «خلیل الله»

خلاصه اینکه در موضوع نسبت دادن یک شئی به خداوند باید معنی حقیقی این انتساب مورد توجه قرار بگیرد و این انتساب به معنی عرفی عامیانه تلقی نشود. می بینیم در آیات قرآن کریم شتر حضرت صالح – علیه السلام – هم که معجزه نبوت او و آیتی از طرف پروردگارش بوده به خود خداوند نسبت داده شده و به آن «ناقه الله» گفته شده، بطوریکه فرمود:

«فَقَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ نَاقَهَ اللَّهِ وَسُقْیَاهَا» (الشمس / ۱۳)

جهت تکمیل این بحث قطعه ای از مقاله فوق الذکر را عیناً در این نوشتار نقل می کنیم(۳)

«علامه طباطبائی در تفسیر المیزان آورده است: این که خداوند روح را در این آیه «من روحی» به خودش اضافه کرده به منظور تکریم و تشریف است.(۴)

 علامه طباطبائی (ره) در بحث روائی مربوط به این آیات در سوره حجر (آیات ۲۶-۴۸) چند روایت در این زمینه آورده و نکاتی از آن ها را توضیح داده است:۱-در تفسیر عیاشی از محمد بن مسلم از ابی جعفر (علیه السلام) آمده است که از آن حضرت معنی آیه «و نفخت فیه من روحی» را سؤال کردم، فرمود: آن روحی است که خداوند آن را آفرید و از آن در آدم (ع) دمید.روایت شده است که در مورد این آیه: «فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ» فرمود: خداوند خلقی را آفرید و روحی آفرید و سپس به فرشته ای دستور داد، آن روح را در آن بدن بدمد، و این کار طوری نبود که از خود خدا چیزی کم شود، و آن از قدرت او است، تبارک و تعالی.۳-در همان کتاب در روایت سماعه از آن حضرت نقل شده است که فرمود: خداوند آدم را آفرید و در او دمید و از آن بزرگوار در مورد روح سؤال کردم، فرمود: آن از قدرت خداوند است از ملکوت.علامه طباطبائی در توضیح این روایت گفته است که یعنی آن از قدرت فعلیه خداوند است که از قدرت ذاتی او نشأت گرفته همچنان که روایت قبلی به آن دلالت می کند.۴-و در کتاب المعانی به سند خود از محمد بن مسلم روایت کرده از امام محمد باقر (ع) در مورد آیه: «و نفخت فیه من روحی» سؤال کردم فرمود: روحی است که خداوند آن را اختیار فرموده و برگزیده و آفریده و به خودش نسبت داده و آن را بر همه روح ها برتری داده و امر کرده آن را در آدم بدمند.۵-در کافی به سند خود از محمد بن مسلم نقل شده از امام محمد باقر (ع) سؤال کردم از این که روایت می کنند که خداوند آدم را به صورت خود آفرید، فرمود: مراد از آن صورتی است که خلق شده و حادث است که خداوند آن را برگزید و اختیار کرد بر سایر صورت ها ی مختلف، پس آن را به خودش نسبت داد، همچنان که کعبه را به خودش نسبت داد و فرمود: «خانه من» «و نفخت فیه من روحی»علامه طباطبائی بعد از نقل این روایات می فرماید: این روایات، از جمله روایات درخشان و متعالی است در معنی روح که مشتمل بر معارف فراوانی است و ما بعداً در معانی آن در بحث از حقیقت روح توضیحاتی خواهیم داد»(۵)

با این توضیحات جواب آن شبهه که نوشته اید روشن می شود چون آن شبهه مربوط به آیه قرآن و معنی حقیقی آن نمی شود و بلکه از یک معنی توهمی نسبت به آیه نشئت گرفته است. پس خداوند مرکب و تجزیه پذیر نیست بنابراین این شبهه خود به خود منتفی می باشد

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۶/۶

پاورقی ها:

۱-اصول کافی، کتاب التوحید، باب الروح، حدیث ۱، (نسخه چاپ انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۱، ص ۱۸۱)

۲-همان، حدیث ۳

۳-وب سایت «حکمت طریف» بخش پرسش و پاسخ سؤال:

۱۲۵ – منظور از روح خدا که در آدم دمیده شد چیست؟!

۴-تفسیر المیزان، آیه ۲۹، سوره حجر

۵-همان، بحث روائی مربوط به تفسیر آیات ۲۶-۴۸ سوره حجر

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن