۲۴۸-راه های عملی ترک غیبت و گناهان دیگر کدامند؟!

بخش ششم59b514757c03f4e14c006ca63de02928_XL

سؤال:برای ترک غیبت چه راه های عملی وجود دارد؟!

پاسخ: در بخش قبلی در موضوع راه های عملی ترک گناهان و گناه عظیم غیبت به معرفی یک راه عملی دیگر پرداختیم و آن عبارت بود از قرار دادن جریمه مالی برای هر مورد عمل غیبت و سوگند یاد کردن برای التزام به آن و اشاره کردیم به موضوع مدت زمان این التزام یعنی چهل روز و اینکه اگر لزومی پیش آمد این زمان تعیین شده تکرار شود! و اشاره ای کردیم به موضوع دیگری در این زمینه و آن عبارت است از استفاده از موضوع «عادت کردن» و یا همان «اعتیاد به معنی علمی» و در این بخش به توضیح این موضوع می پردازیم(۱)

این موضوع دارای ابعاد وسیع علمی و روان شناختی و اجتماعی و اخلاقی و در مجموع قرآنی است و طرح آن مورد نیاز شدیدی است و در اصل موضوع یک یا چند جلد کتاب و یا مقالات متعددی است! اما در این بحث اشاره کوتاهی به جهتی از آن خواهیم داشت در ارتباط با موضوع پرسش و پاسخ مورد بحث و آن اینکه:

انسان در اثر توجهات پی در پی به یک شئی و یک رفتار نسبت به آن تمایل و گرایش و بعداً تمایل شدیدی پیدا می کند! و گاهی در صورت استمرار توجهات این تمایل و گرایش به شیفتگی شدید و باصطلاح به نوعی «عشق» تبدیل می شود. ما اصل این موضوع را در مباحث قبلی با توضیحاتی ذکر کردیم! و در این بخش می خواهیم در جهت موضوع مورد بحث راه استفاده از آن را مورد بررسی قرار بدهیم.

لازم به ذکر است که موضوع عادت کردن در اصل از کمالات «روح انسانی» است و آن را خداوند حکیم علیم جهت حکمتی در وجود انسان قرار داده است! و لازم است انسان از طریق این حالت روحی به اشیاء و رفتارهای مورد نیاز خود و جهت رسیدن به مقصد مطلوب حیات بهره برداری کند. و قابل ذکر است که شیفتگی به «ذکر الله» و رفتارهای متعالی و تمایل شدید به زندگی در بهشت هم از این طریق در انسان به وجود می آید. و از این طریق انسان به لذت های متعالی و حقیقی می رسد. مثل لذت بردن از نماز بالخصوص نماز جماعت در مساجد در زمان های تعیین شده و اشتیاق به روزه ماه رمضان و دعاها و تلاوت قرآن و آنچه که به فضائل ماه رمضان ارتباط دارد! انسان در اثر استمرار «ذکر الله» شیفتگی شدیدی نسبت به آن پیدا می کند و در آن مرحله از ارتباط با خداوند چه از طریق خواندن نمازها و چه قرائت قرآن و تدبّر در آن و توجه به معانی آیات و چه دعا و نیایش، و چه مطالعه و تفکر در سیره پیامبران خدا و شخصیت های آسمانی و یا زندگی اخروی و بهشت و نعمت های آن لذت شدید و عمیقی احساس می کند، بطوریکه هیچ لذتی مثل آن و معادل آن و حتی نزدیک به آن در کار دیگری حاصل نخواهد شد.

حال بعد از این مقدمه به ذکر و توضیح روش استفاده از این خصوصیت روحی انسان در جهت ترک گناهان می پردازیم: یک انسان سالم از نظر روحی خواه و ناخواه به اشیائی تمایل پیدا خواهد کرد و این تمایل گاهی به اشتیاق شدید تبدیل خواهد شد پس لازم است انسان این وضعیت روحی خود را مورد توجه قرار دهد. و از آن بهره برداری کند. همچنانکه نیاز انسان به غذا را پروردگار عالمیان از طریق حس گرسنگی و تمایل به خوردن غذا تأمین می کند، و اگر انسان به غذای سالم و مفید دسترسی پیدا نکند، گرسنگی در صورت شدت یافتن او را به خوردن غذای بی ارزش و بی فایده و بلکه مضرّ هم وادار خواهد کرد. و به همین صورت در مورد نیاز بدن انسان به آب و حس تشنگی!

در مورد نیازهای روحی و معنوی و نیازهای فوق عادی یا فوق متعارف هم موضوع شبیه به همین مثال های فوق الذکر است. توضیح اینکه: نیازهای وجود انسان به مصرف غذا و نوشیدن آب و خواب و استراحت و لباس پوشیدن و داشتن یک مسکن و امثال آن ها منحصر و محدود نمی شود، بلکه این موجود احتیاج به لذت های روحی خاصی هم دارد و آن نوع احتیاجات هم از ناحیه اراده پروردگار عالمیان بصورت قوای خاصی که در وجود او قرار گرفته، تأمین می شود. لذا در موضوع مورد بحث دو مطلب باید مورد توجه عمیقی قرار بگیرد. یکی اینکه: خاصیت مورد بحث در انسان او را خواه و ناخواه بطرف بعضی از اشیاء و رفتارها سوق خواهد داد، و در او گرایش و شیفتگی ایجاد خواهد کرد، حتی در اثر غفلت و بی توجهی احتمال دارد انسان به اشیاء و رفتارهای بسیار پست و بی ارزش و زیانبار و رذیلانه ای علاقه و گرایش پیدا کند و بعد این علاقه و گرایش در اثر «اعتیاد» بسیار شدید شود تا جائی که تمامی زندگی یک انسان را تحت تأثیر قرار دهد و او بجهت پاسخ به آن کشش اعتیادی تمامی زندگی حتی جان خود و خانواده و فرزندانش را هم در این راه قربانی کند. و عادت کردن به انواع گناهان و از جمله غیبت هم از همین نوع است.

دیگری اینکه: انسان لازم است از این خاصیت روحی خود بصورت مطلوب و حقیقی استفاده کند و روح خود را به اشیاء نفیس و رفتارهای ارزشمند و لذت های حقیقی عادت دهد. و مشکلات زندگی خود را از این طریق برطرف کند. جهت روشن تر شدن موضوع چند مثال ذکر می کنیم:

مثال یکم: در جریان ازدواج یک مرد و یک زن و شروع یک زندگی مشترک ،هم فوایدی برای طرفین حاصل می شود و هم مشکلات متعددی به جریان می افتد که قبلاً برای آن ها وجود نداشت. طبعاً طرفین این زندگی مشترک تفاوت ها و اختلاف نظرهای متعددی با یکدیگر خواهند داشت و تحمل نظریات مخالف خود مشکلاتی ایجاد خواهد کرد.

پروردگار عالمیان ابتداءً از طریق ایجاد علاقه و مودّت و عاطفه در ذات انسان این مشکل را برطرف می کند. اما در مرتبه بعدی و در ادامه زندگی مشکلات به وجود آمده از طریق روحیه «عادت کردن» به یکدیگر باید برطرف شود. و در نتیجه فواید آن ازدواج مورد توجه قرار بگیرد و روز به روز علاقه به یکدیگر بعنوان شریک زندگی بیشتر شود.

اما متأسفانه بجهت عدم رعایت اصول صحیح اخلاقی و غفلت از بعضی حقایق گاهی این زندگی مشترک با مشکلات عظیم و حتی بحران هائی مواجه می شود! و گاهی طرفین این بنای مقدس، بدون اینکه علمی در خصوص زندگی مشترک و خواص روحی یکدیگر و خواص روحی مشترک بین انسان ها داشته باشند به مقابله با یکدیگر و مخالفت و احیاناً اهانت به یکدیگر می پردازند و گاهی این زندگی مشترک حتی با وجود فرزندان از هم می پاشد و آن فرزندان نیازمند به محبت پدر و مادر دچار مشکلات عظیمی می شوند!!!

در این جریان غالباً طرفین این زندگی مشترک- بطوریکه قبلاً به آن اشاره شد- مشکل به وجود آمده را از ناحیه بی دقتی و اشتباه در امر انتخاب همسر می دانند! در حالیکه مشکل اصلی از ناحیه نوع رفتارها و عدم آشنائی با روحیات مشترک و روحیات اختصاصی طرفین و بعضی غفلت های به وجود آمده است و اگر طرفین این زندگی مشترک از هم جدا شوند و هر کدام با شخص دیگری ازدواج کنند، مشکل اصلی باز هم برقرار خواهد شد.

کلام ایام - 134، ماه رمضان ماه برکات بی پایان
بخوانید

در حالیکه در این مورد می شود از خاصیت موضوع «عادت کردن» استفاده کرد و چند نکته را در این زمینه مورد توجه و بهره برداری قرار داد از جمله: ایجاد فاصله مناسب بین زمان عقد و شروع زندگی مشترک تا در این مدت طرفین به اخلاق و رفتارهای یکدیگر به تدریج عادت کنند، لازم است رفتارهای زمان قبل از عقد مثل خواستگاری و بین عقد و شروع زندگی مطابق ضوابط شرعی باشد! لازم است انسان ها از امر مقدس ازدواج ارزش و بهای حقیقی آن را در نظر بگیرند! و آن را  هدف نهائی و مقصد رویائی خود قرار ندهند و بلکه هدف نهائی خود را ارتباط مستمر با پروردگارشان قرار دهند و در اثر عادت کردن به «ذکر الله» نیاز های روحی خود به لذت های حقیقی را تأمین کنند و از حادثه ازدواج هم در همین مسیر و رفتن بسوی آن مقصد بهره برداری کنند و همسر و فرزندان را همسفرهای خود در جهت این سفر مقدس و سرشار از برکات خداوند تلقی کنند. در این زمینه احتیاج به طرح مباحث مهم دیگری وجود دارد و اینجا جهت روشن تر شدن بحث به آن اشاره ای کردیم.

مثال دوم: اگر انسان ناچار به مسافرتی شود و مجبور شود در مدتی در منطقه ای دور از منطقه زندگی خود به سر ببرد، روز و شب اول زندگی در غربت برای او سختی ها و ناراحتی های زیادی دارد، اما شب و روز دوم و سوم و چهارم  مقداری از آن فشارها کاسته می شود! و همین طور در روزهای بعدی بتدریج ناراحتی و احساس غربت و فشارهای روحی او کمتر می شود و اگر این اقامت به حدود یک ماه و بلکه چهل روز برسد، او به آن نوع زندگی عادت می کند و ناراحتی ناشی از زندگی در غربت تقلیل می یابد و بعد از مدتی هم تقریباً از بین می رود و یا بسیار ضعیف می شود. این تغییر حالت از ناحیه همین موضوع عادت کردن است. لذا غالباً کسانی که مجبور می شوند اولین بار در طول عمر خود از نزد خانواده بروند و جای دیگری مستقر شوند، این موضوع را بصورتی ملموس درک کنند. مثل جوانانی که به خدمت سربازی اعزام می شوند و یا دانشجویانی که جهت تحصیل به شهر های دیگر می روند و در خوابگاه های دانشجوئی و یا اماکن دیگری به سر می برند!   

مثال سوم: کسانی که محکوم به اقامت در زندان می شوند ، شب و روز اول اقامت در زندان فشار روحی شدیدی پیدا می کنند و زمان برای آن ها بسیار سخت می گذرد. اما روزهای بعدی از این فشارها کاسته می شود و بعد از مدتی به فضای زندان عادت می کنند و ناراحتی آن ها از اقامت در زندان کمتر می شود.

مثال چهارم: کسانی که مبتلا به مصیبت فوت یکی از افراد خانواده و بستگان خود می شوند، همین طور روز و شب اول حادثه حزن و اندوه آن ها بسیار زیاد است، اما در اثر گذشت زمان و به تدریج  آن حزن و اندوه شدید کمتر می شود و اگر چهل روز از آن حادثه فاصله بیافتد آن حزن ناشی از فراق کمتر و قابل تحمل تر می شود!!

این مثالها نمونه هائی بود از موضوع عادت کردن و استفاده از آن در مسیر زندگی در جهت بر طرف کردن مشکلات آن! اگر در این موارد مذکور و امثال آن ها انسان روح خود را متصل کند به جریان پر برکت «ذکر الله » و به آن انس بگیرد ، از ناحیه عادت کردن به آن فشار های روحی او کمتر می شود و بعد از بین می رود و لذتی عمیق و گسترده جای ناراحتی ها را می گیرد.

در موضوع مورد بحث یعنی راههای ترک گناهان و بالخصوص غیبت هم این موضوع بطور کامل صدق می کند. و آن از دو جهت لازم است مورد توجه قرار بگیرد. یکی اینکه: گناه بطور کلی عملی است پلید و آلوده و در اصل مشمئز کننده و دارای زیان های عظیم! اما بعضی انسانها تصور می کنند که یک عمل ممنوع و یک گناه ، لذتی برای آنها دارد! اما این تصور توهمی بیش نیست و آن لذت خیالی حقیقتی ندارد و انسان در اثر گناه در چاه های متعفن شرک سقوط خواهد کرد ، بطوریکه گاهی نجات از آنها امکان پذیر نخواهد بود! و چقدر رنج آور و مشقت بار است که انسان بنا باشد هزاران سال و یا تا ابد در چاهی تاریک و متعفن  محبوس شود.

دیگری اینکه: در ترک گناهان از جمله غیبت هم می شود از موضوع عادت کردن استفاده کرد. و آن از دو جهت اصلی امکان پذیر است. یکی: از بین بردن تدریجی تمایل به گناه و لذت کاذب و توهمی ناشی از آن! که در این زمینه قبلاً بحث مفصلی بعمل آمد. دیگری: استفاده از جهت مثبت این موضوع است! توضیح اینکه: انسان می تواند از طریق عادت کردن به بعضی از اشیاء و اعمال لذت های زیادی ببرد و به آنها انس بگیرد و نیازی به لذت های توهمی و کاذب از گناهان پیدا نکند، یعنی انسان می تواند لذت های کاذب و توهمی ناشی از گناهان را به لذت های حقیقی و پایدار و عمیق دیگری تبدیل کند و آنها عبارتند از : لذت های ناشی از ارتباط با خداوند و حب شدید به او و اعمال عبادی که او به انسانها دستور داده است و بطور کلی لذت های ناشی از «ذکر الله کثیر».

لذت هائی که اهل ذکر الله کثیر از این رفتار شکوهمند می برند به مراتب برتر و بالاتر و و بیشتر از لذت های توهمی است که بعضی از انسان ها از ارتکاب گناه می برند و اصلاٌ این دو نوع لذت قابل مقایسه با یکدیگر نیستند. لذتی که عده ای از انسانها از ارتکاب گناهان احساس می کنند ـ بطوریکه قبلاً به آن اشاره کردیم ـ از نوع لذتی است که معتادان از مصرف مواد مخدر احساس می کنند ! لذتی آلوده و کاذب و توهمی و مصیبت بار !!

اینجا جهت رعایت اختصار به این مقدار از بحث اکتفاء می کنیم و ادامه آن را به قسمت بعدی موکول می کنیم (ان شاءالله تعالی)

۱۳۹۶/۱۱/۲۶

پاورقی:

۱-این موضوع را سال های قبل در جلسات مشترک «انجمن اسلامی پزشکان» و «جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات» مورد بحث و بررسی قرار دادیم. این بحث و جهت علمی و روان شناختی موضوع اعتیاد مورد توجه زیادی قرار گرفت و طبق پیشنهاد بعضی از حاضران در جلسات اسم موضوع را تغییر دادیم چون کلمه «اعتیاد» در عرف مردم معنای مبتذلی پیدا کرده و لذا عنوان: «اشتیاق شکوهمند و الّا اعتیاد مبتذل» را برای آن تعیین کردیم.و ان شاء الله در این زمینه بحث علمی بسیار مفیدی مطرح خواهد شد.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن