۲۵۲-رسول مهربانی ها لقب کدامیک از پیامبران خدا بود؟!

index

سؤال: من شنیده ام که رسول مهربانی ها حضرت عیسی مسیح است، می گویند آنقدر مهربان بوده که در تمام مدت پیامبری نه تنها کسی را نکشته بلکه بر صورت هیچ موجودی هم ضربه نزده است.

پاسخ:

کلیات:

*کدام یک از پیامبران خدا رسول مهربانی ها بود؟!

*آیا مراد از مهربانی این است که انسان در مقابل ظالمان و ضایع کنندگان حقوق انسان ها سکوت کند؟!

*کدام یک از پیامبران مورد مدح و تحسین خداوند قرار گرفته اند؟!

*کدام یک از پیامبران اهل جنگ و فعالیت نظامی بودند؟!

*دیدگاه قرآن نسبت به پیامبران چگونه است؟!

*وقتی خداوند شخصیتی را بعنوان یک پیامبر انتخاب می کند، طبعاً لازم است او دارای تمام کمالات و فضائل اخلاقی باشد.

*تجلّی رحمت پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در جنگ ها و نسبت به دشمنان.

*در طول تاریخ تعداد زیادی از پیامبران بدست کفّار و یهودیان کشته شدند.

*آیا بی اعتنائی به ظلم ها و تماشاگری در مقابل رفتارهای ظالمان و افراد شرور رحمت و مهربانی تلقّی می شود؟!

*فعالیت های تحقیقی و سؤالات انسان های صلح دوست، قابل تحسین است.

*کدام گروه از مسیحیان بعد از ظهور پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- امت حضرت عیسی- علیه السلام- محسوب می شوند؟!

*آیا کشتارهای ده ها ملیونی از انسان ها در جنگ های اول و دوم جهانی و در زمان ما با صلح دوستی و مهربانی مسیحیان امروزی سازگار است؟

* * * * * * * * * *

بطور قطع و یقین حضرت عیسی مسیح- علیه السلام- انسان بسیار مهربانی بود و در این موضوع هیچگونه شکی وجود ندارد. اما این صفت مطلوب و ممدوح در تمامی پیامبران خدا- علیهم السلام- وجود داشت و همه تک تک آن بزرگواران انسان ها ی بسیار مهربانی بودند و مهربانی و رأفت به انسان ها، اختصاص به هیچ یک از آن ها نداشت. اما اگر مراد شما از مهربانی این است که انسان در مقابل زورگویان و افراد ظالم به حقوق انسان ها و افراد جنگ طلب و شروع کننده جنگ علیه یک ملت و یک مملکت سکوت کند و هیچ عمل باز دارنده ای از ظلم ها و بی عدالتی ها انجام ندهد، طبعاً اخلاق شریف تمامی تک تک پیامبران از این صفت منزّه بود! و هیچ یک از آن انسان های متعالی و پرورش یافته ها با اراده خاص خداوند در مقابل ظلم به انسان ها بی تفاوت نبودند.

خداوند تمام پیامبران خود را مدح کرده و اعمال و رفتارها و خُلق شریف آن ها را مورد تحسین قرار داده است. از دیدگاه قرآن مجید همه پیامبران انسان های صالحی بودند. بعنوان نمونه به آیاتی از قرآن اشاره ای می کنیم:

۱-در مورد حضرت ابراهیم- علیه السلام- می فرماید:

«َلَقَدِ اصْطَفَينَاهُ فِي الدُّنْيا وَإِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ» (البقرة/۱۳۰) یعنی ما او را در دنیا برگزیدیم و او در آخرت قطعاً از صالحان خواهد بود.

۲-درباره تعدادی از پیامبران- علیهم السلام- می فرماید:

«وَ إِسْمَاعِيلَ وَإِدْرِيسَ وَذَا الْكِفْلِ كُلٌّ مِنَ الصَّابِرِينَ– وَأَدْخَلْنَاهُمْ فِي رَحْمَتِنَا إِنَّهُمْ مِنَ الصَّالِحِينَ» (الأنبياء/ ۸۵- ۸۶) یعنی: اسماعیل و ادریس و ذوالکفل را ]یاد کن[ که همه آن ها از صابران بودند و آن ها را در رحمت خود وارد کردیم، چون آن ها از صالحان بودند.

۳- در آیات دیگر درباره تعدادی از پیامبران- علیهم السلام- می فرماید:

«وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَيعْقُوبَ كُلًّا هَدَينَا وَنُوحًا هَدَينَا مِنْ قَبْلُ وَمِنْ ذُرِّيتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيمَانَ وَأَيوبَ وَيوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ– وَزَكَرِيا وَيحْيى وَعِيسَى وَإِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ» (الأنعام / ۸۴-۸۵) یعنی: ما به او ]ابراهیم[ اسحاق و یعقوب را بخشیدیم ]عطا کردیم[ و همه را هدایت کردیم و نوح را قبلاً هدایت کردیم و از نسل او، داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را ]هدایت کردیم[ و این چنین پاداش می دهیم محسنان را- و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس و همه آن ها از صالحان بودند.

اما در مورد وجود مبارک پیامبر اکرم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و اخلاق و رفتارهای شریف او تعظیم خاصی انجام گرفته بطوریکه می فرماید:

«وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ» (الأنبياء/۱۰۷) یعنی: ما نفرستادیم تو را جز رحمتی برای همه عالمیان. و در آیه دیگری می فرماید:

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» (آل عمران/۱۵۹) یعنی: پس بجهت ]و از ناحیه[ رحمتی از الله با آنان رفتار لطیفی داشتی و اگر تندخو و سختگیر بودی ]مردم[ از اطراف تو پراکنده می شدند، پس از آن ها در گذر و برای آن ها استغفار کن و با آن ها مشورت کن. و در آیه دیگری خُلق شریف آن حضرت را ستوده و آن را عظیم شمرده است و می فرماید:

«وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ» (القلم/۴) یعنی: و راستی تو دارای خُلق عظیمی هستی. قبلاً مقاله ای تحت عنوان:

«تجلّی رحمت پیامبر (ص) در جنگ ها» در همین وب سایت منتشر شد و در آن مقاله بحثی تفصیلی با استناد به آیات قرآن و تاریخ زندگی آن حضرت مطرح شده است و مطالعه آن مقاله را در ارتباط با این سؤال توصیه می کنیم.(۱)

بطور کلی وقتی خداوند شخصیتی را بعنوان یک پیامبر انتخاب می کند طبعاً باید آن شخصیت دارای همه کمالات و فضائل اخلاقی باشد، تا بتواند با کلام و رفتار خود راهنمای انسان ها بسوی فضائل اخلاقی و زندگی پاک و سالم باشد.

بر می گردیم به موضوع اصلی مورد بحث در این سؤال و موضوع رفتارهای حضرت عیسی (علیه السلام) و رأفت و مهربانی او نسبت به انسان ها و اینکه گفته می شود آن بزرگوار در تمام مدت نبوت خود کسی را نکشته و حتی به هیچ موجودی ضربه ای هم نزده است.

در مقام توضیح بیشتر موضوع عرض می کنیم: درست است حضرت عیسی- علیه السلام- انسان بسیار مهربانی بود، اما لازم به ذکر و توضیح است که مهربانی یک انسان منافاتی ندارد با اینکه او در مقابل انسان های ظالم و شرور بایستد و مانع ظلم آن ها به دیگران شود و جلو اشاعه فساد را در جوامع انسانی بگیرد. آیا معقول است که یک انسان مهربان در مقابل ظلم انسان های تبهکار و ضایع کننده حقوق دیگران بی تفاوت باشد و به آن انسان های مورد ظلم کمکی نکند؟! البته قطعاً شما و همه انسان های مهربان عاقل این گونه رفتار را تأیید و تحسین نخواهید کرد و اگر شما یک روز در جائی مشاهده کنید که یک یا چند نفر مزاحم یک کودک یا یک خانم و یا یک پیرمرد شده اند و به هیچ طریقی نمی شود آن ها را از مزاحمت منصرف کرد، طبعاً بعنوان آخرین راه حل مشکل از طریق مقابله با آن فرد ظالم و یا آن چند نفر، در مقام کمک به برطرف شدن آن مشکل و رفع آن مزاحمت قرار خواهید گرفت. مگر اینکه قدرت لازم برای این کار را نداشته باشید.

در تاریخ زندگی پیامبران خدا بطور آشکار مشاهده شده است که فعالیت اصلی و عمده آن ها در جوامع انسانی، در جهت فکری و علمی و اخلاقی بوده و آن بزرگواران با سخن و کلام و رفتارهای جاذب و فضائل اخلاقی خود انسان ها را آموزش می دادند و آن ها را به رفتارهای زیبا و اجرای عدالت و مجموعاً فضائل اخلاقی دعوت می کردند. و کلام خدا را به انسان ها می رساندند. اما مخالفان آن ها مانع همین نوع فعالیت ها هم می شدند و در مقابل پیامبران و فعالیت ارشادی آن ها موانعی ایجاد می کردند و حتی در طول تاریخ تعداد زیادی از پیامبران بدست مخالفان آن ها از کفّار و مشرکان و پیروان صورت تقلّبی ادیان کشته شده اند. یا در جنگ هائی که دشمنان دین خدا علیه پیامبران و پیروان آن ها به راه می انداختند، عده زیادی از انسان های بی گناه، حقوق انسانی خود و حتی گاهی جان خود را از دست می دادند! آیا پیامبران خدا و آن انسان های متعالی مهربان در مقابل رفتارهای کفّار و مشرکان و اقدام آن ها به جنگ چه کاری لازم بود انجام دهند؟! یعنی اگر یک پیامبر و یا پیروان حقیقی او صحیح است که در مقابل رفتارهای جنگ طلبانه و شرارت عده ای از کفّار و مخالفان خود سکوت کنند و بی اعتناء باشند و اگر یک انسان در حالیکه قدرتی دارد، فقط تماشاگر ظلم ها و تبهکاری های عده ای در جوامع انسانی باشند، آیا این رفتار رحمت و مهربانی تلقّی می شود؟! آیا صحیح است که انسان با ظالمان همراهی کند و یا در مقابل ظلم آن ها به خود و دیگران سکوت کند و در آن صورت آیا صحیح است که این نوع رفتار، مورد تأیید و تحسین عقلا قرار بگیرد؟! طبعاً جواب این نوع سؤالات از نظر خود شما و همفکران شما بعنوان انسان های صلح دوست و مهربان منفی خواهد بود! چون در این صورت به عده ای از انسان ها ظلم خواهد شد و انسان هائی که قدرت مقابله با ظالمان را دارند، اما در مقابل آن ها دست به اقدامی نمی زنند همکار ظالمان و یا حداقل تأیید کننده رفتارهای آن ها خواهند بود. آیا انسان های ظالم باید مورد حمایت و محبت قرار بگیرند، یا انسان هائی که به آن ها ظلم می شود؟!!!

276 ـ آیا به نظر علمای شیعه قرآن مجید تحریف شده است؟!
بخوانید

پیامبران خدا وقتی قدرت اجتماعی لازم برای تشکیل حکومت دینی نداشتند در حالیکه از جریان یافتن ظلم ها به انسان های ناتوان متأثّر بودند، فعالیتشان منحصر به آموزش اخلاقی و علمی بر مردم بود و حتی از حقوق خودشان هم نمی توانستند دفاع کنند و مورد اذیت های زیادی از طرف مخالفان قرار می گرفتند! اما وقتی قدرت سیاسی و نظامی پیدا می کردند، در آن صورت با مخالفان دین خدا و انسان های ظالم و جنگ طلب مقابله می کردند و در مقابل حملات آن ها، از خود و دیگران دفاع می کردند.

البته همه پیامبران خدا موفق به تشکیل حکومت دینی نشدند و قدرت اجتماعی لازم را برای آن بدست نیاوردند، پس طبعاً در آن شرایط قدرت جنگ دفاعی در اختیارشان نبود و حضرت عیسی (علیه السلام) یکی از آن ها بود. آن بزرگوار در طول عمر کوتاه خود- قبل از آنکه خداوند او را رفعت داده و در فضای نوع خاصی از زندگی قرار داد- دائماً در مقابل دشمنی های یهود در حال انتقال از جائی به جای دیگر بود و عمدتاً بصورت مخفیانه زندگی می کرد، چون یهود در فکر کشتن آن بزرگوار و در تعقیب او به این منظور بودند. و او هرگز نتوانست قدرت اجتماعی لازم را جهت مقابله با یهودیان پیدا کند و از خود و پیروان اندک خود دفاع کند.

این وضعیت در زندگی عده زیادی از پیامبران هم برقرار بود و وجود مبارک خاتم پیامبران حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- هم در طول ۱۳ سال از نبوت خود یعنی قبل از هجرت به شهر یثرب گرفتار این وضعیت بود و در این مدت فعالیت آن بزرگوار منحصر در جهات آموزش عقیدتی و اخلاقی و علمی بود. و بطور مستمر پیروان خود را در مقابل کفّار و ظلم ها و شکنجه های آن ها  توصیه به صبر و تحمل می کرد. اما بعد از هجرت و استقرار در شهر یثرب (مدینه) قدرت تأسیس حکومت دینی حاصل شد و حکومت دینی به مرکزیّت شهر مدینه برقرار شد و قدرت لازم برای دفاع از حقوق انسان ها فراهم گردید! اما کفّار مکه و مناطق دیگر خروج پیروان دین توحیدی از شهر و دیار خود و هجرت آن ها را هم تحمل نکردند یعنی حق فرار از محیط زندگی خود را هم به پیروان دین توحیدی قائل نبودند. و اقدام به جنگ با پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و پیروان دین آسمانی کردند و اولین جنگ در جامعه دینی با حمله کفّار مکه به شهر مدینه انجام گرفت. و طبعاً خیلی معقول خواهد بود که رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بعد از تلاش زیاد جهت جلوگیری از جنگ و پیشنهاد صلح و عدم پذیرش آن از طرف دشمنان اقدام به دفاع از خود و دیگران کند! پس جنگ ها را مخالفان پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و دشمنان دین خدا ایجاد کردند. البته لازم به ذکر است که وجود مبارک پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در همه جنگ ها اصول اخلاقی دینی را به کار می بستند و با دشمنان رفتارهای توأم با محبت و رحمت داشتند و آن ها را دعوت به صلح می کردند و هر اقدامی که مانع کشته شدن انسان ها حتی دشمنان می شد به کار می بستند! یعنی رحمت آن بزرگوار شامل دشمنان و شروع کنندگان جنگ ها هم می شد، چون آن بزرگوار طبق آیه ۱۰۷ از سوره انبیاء- که قبلاً ذکر شد- رحمتی برای همه عالمیان بودند.

در انتهای این مقاله از شما و تمام انسان های صلح دوست و مخالف خشونت و جنگ سؤال می کنیم آیا اگر حضرت عیسی (علیه السلام) همان انسان مهربان و صلح طلب- مثل همه پیامبران خدا- در آن مکان که یهودیان عده زیادی از مسیحیان را جمع کردند و آن ها را کنار گودال هائی از آتش آوردند و از آن ها خواستند که از دین خود یعنی مسیحیت برگردند و خارج شوند، اما آن ها نپذیرفتند و حاکم یهودی «ذونواس» دستور داد تمام آن ها را در گودال های عظیمی از آتش انداختند و زنده زنده سوزاندند و خود او و همراهان او از یهودیان نشسته بودند و سوختن انسان ها را تماشا می کردند.(۲) آیا اگر در چنان وضعیتی حضرت عیسی (علیه السلام) در آنجا حضور داشت و قدرت مقابله با آن سپاه جبّار و ظالم را هم در اختیار داشت چه کاری می کرد؟! آیا بی اعتناء از آن صحنه عبور می کرد؟!!! آیا مهربانی عظیمش او را وادار به سکوت می کرد؟!!! یا آن بزرگوار با قدرتی که اگر در اختیار داشت جلو آن ظلم عظیم را می گرفت و از آن انسان های بی گناه حمایت می کرد، اگرچه لازمه آن حمایت به کار بردن اسلحه و دست بردن به شمشیر بود؟!!! آیا رحمت و عاطفه انسانی اجازه می دهد که در مقابل این نوع ظلم عظیم و امثال آن و کشتن بی گناهان سکوت کند و بی اعتناء بماند.

کار شما و همفکران شما را جهت تحقیق مسائل عقیدتی و تاریخی و علاقه شما را به رأفت و مهربانی با انسان ها تحسین می کنیم و همچنین تکریم و تجلیل از حضرت عیسی- علیه السلام- را که شما در این مسیر قرار گرفته اید، اما به کسانی که این نوع سؤالات را جهت تبلیغ مسیحیت مطرح می کنند عرض می کنیم: تکریم از حضرت عیسی- علیه السلام- و همه پیامبران خدا از اصول اخلاق و عقاید دین توحیدی و صورت کامل آن اسلام است و ما مسلمین هم مؤظف و مأمور به آن هستیم. طبعاً ما از تکریم حضرت عیسی- علیه السلام- و مدح آن حضرت مسرور می شویم! اما شما مدعیان پیروی از حضرت عیسی- علیه السلام- در زمان بعد از ظهور پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با مخالفت خود نسبت به دستورات و سفارشات حضرت عیسی مسیح و عدم ایمان به آخرین پیامبر خدا از فضای پیروی از حضرت مسیح- علیه السلام- خارج شدید و طبعاً از امت آن حضرت محسوب نمی شوید و تعجب از شما است که با آن تاریخ پر از جنگ ها و آدمکشی ها چگونه دم از صلح و مهربانی می زنید. مگر جنگ های صلیبی و کشتار عظیم انسان ها را چه کسی راه انداخت و آیا کشتار بیش از ده ملیون انسان در جنگ جهانی اول و قتل عام بیش از ۵۰ ملیون نفر در جنگ جهانی دوم کار شما غربی ها و مدعیان پیروی از حضرت عیسی- علیه السلام- نبود؟!!! و امروزه مگر شما نیستید که بخاطر فروختن اسلحه و بدست آوردن سود مادی این همه جنگ و درگیری در نقاط مختلف دنیا راه می اندازید تا انسان ها کشته شوند و شما بتوانید اسلحه بفروشید و سود ببرید!

۱۳۹۷/۲/۴

پاورقی ها:

۱-وب سایت حکمت طریف، بخش «تجلّی قرآن در سیره عترت طاهره (علیهم السلام)» به نقل از نشریه بیّنات، شماره ۵۲

۲-در قرآن مجید در آیات اول سوره بروج به این حادثه تاریخی اشاره ای شده و شرح کامل آن در منابع تفسیری در تفسیر آیات همان سوره آمده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن