۲۶۰-آیا پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- غیر از حضرت خدیجه – سلام الله علیها- از همسران دیگرش صاحب فرزند نشد؟!

imagesشبهه: آیا می دانید که پیامبر گرامی، فزونی جمعیت مسلمین را خواستار شد و زن خوب را زنی دانسته که زیاد بچه بدنیا آورد، اما خودش با وجود زنان بسیار که برایش نوشته اند به حرف خود عمل نکرد و از آن همه زن (بجز حضرت خدیجه در ماقبل بعثت) صاحب فرزند نشد و به فزونی جمعیت دین خودش کمک نکرد. (شبهه را با اندکی تغییر نوشتیم)

پاسخ: نویسنده این شبهات مطلب دیگری را عنوان کرده و به خیال خودش تعارضی بین سخنان و سفارشات پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و رفتار و عملکرد او پیدا کرده است. و آن اینکه چرا آن حضرت فرزند زیادی نداشت و اینکه فقط از همسرش حضرت خدیجه صاحب فرزندانی شد.

در پاسخ این شبهه عرض می کنیم: بنابر آنچه بین مورخان و سیره نویسان مشهور است وجود مبارک رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- مجموعاً دارای هفت فرزند شد، که چهار تا از آن ها دختر بودند و سه تا پسر و شش تا از فرزندان آن حضرت از خدیجه – علیها السلام- بود(۱) و یک فرزند پسر که از «ماریه قبطیه» متولد شد. پس اصل شبهه مطرح شده عملاً و خود بخود در خود همین شبهه و سؤال جواب داده شده و آن اینکه آن بزرگوار در طول عمر مبارک خود دارای هفت فرزند شده، پس نمی شود گفت او فرزند نداشت و یا به سخن خود که مؤمنان را تشویق به ازدواج و داشتن فرزند می کرد، خودش عمل نکرده است.

و اما اینکه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فقط از همسرش حضرت خدیجه دارای فرزند شده و آن ها هم قبل از بعثت به دنیا آمده اند، این هم یک دروغ تاریخی است. چون همچنانکه اشاره شده مادر آن فرزند ماریه قبطیه بود و او در سال بعد از بعثت و حتی هجرت به مدینه، به دنیا آمد. اما این بحث اصلی نیست فقط نشان دهنده میزان اطلاعات و اعتبار سخنان صاحب شبهه است.

اما نویسنده این شبهه در نوشته خود بطور ضمنی مطلبی آورده است که نقضی بر اشکال اصلی او محسوب می شود و آن موضوع قصد و هدف وجود مبارک رسول الله- صلّی الله علیه و آله و سلّم – از تعدّد همسران و ازدواج های مکرّر آن بزرگوار است. یعنی اگر اهداف آن حضرت از ازدواج های مکرر همان است که او و عده ای تصور کرده اند طبعاً او دارای فرزندان زیادی می شد و در آن صورت چنین اشکال و شبهه ای برای این نویسنده باقی نمی ماند. او با لحنی خارج از نزاکت و ادب هدفی برای ازدواج های مکرر آن حضرت ذکر کرده است که ناشی از بی اطلاعی و یا حداقل سطحی نگری او به حوادث تاریخ اسلام و سیره شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می باشد.

موضوع ازدواج های پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- مورد بحث و گفتگوی زیادی در بین مخالفان و طرفداران آن بزرگوار و همچنین افراد محقّق بی غرضی شده و کتاب ها و مقالات زیادی در این زمینه نوشته شده است. و در این مقاله ما تحلیل فشرده ای از این رویداد تاریخی و اخلاقی را می آوریم و اگر همین نوشته مختصر هم، مورد مطالعه دقیق قرار بگیرد، ابهام موضوع از بین می رود! و آن اینکه:

پیامبر اکرم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در سن ۲۵ سالگی با بانوی بزرگواری بنام «خدیجه»- علیها السلام- ازدواج کرد. و از سیره شریف آن حضرت بر می آید که این ازدواج تنها موردی بود که آن حضرت با میل و علاقه شخصی و به قصد تشکیل خانواده و زندگی عادی خود انجام داد. و بیست و چند سال فقط با همان یک همسر زندگی کرد و از او دارای شش فرزند شد. و تا حضرت خدیجه- علیها السلام- زنده بود، آن حضرت همسر دیگری اختیار نفرمود.

حضرت خدیجه- سلام الله علیها- بانوئی بزرگوار و دارای فضائل اخلاقی عظیمی بود. او در منزل حامی دلسوز پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و وسیله آرامش روحی آن حضرت و بسیار مورد علاقه و احترام او بود. بطوریکه آن حضرت بعد از رحلت خدیجه – علیها السلام- تا آخر عمر خود و بطور مستمر از او یاد می کرد و متذکر فضائل و فداکاری های او می شد!

پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم- بعد از رحلت حضرت خدیجه – سلام الله علیها- با «سوده» ازدواج کرد. و ازدواج های متعدّد رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از آن تاریخ به بعد شروع شد. از توجه دقیق به تاریخ زندگی آن حضرت روشن می شود که، ازدواج های متعدّد آن بزرگوار دارای اهداف متعالی اجتماعی و اخلاقی و نوعدوستانه بوده است که اهداف عادی متعارف از ازدواج اغلب مردان، در مقابل آن اهداف بسیار حقیر و بی ارزش و پیش پا افتاده می باشد!

در سیره شریف آن حضرت مشاهده می شود که اوّلاً: ازدواج های متعدد او بعد از سن ۵۳ سالگی یا حداقل پنجاه سالگی و همزمان با شروع جنگ ها و مسافرت های جنگی و گرفتاری های فراوان اداره جامعه، تحقّق یافته است. در حالیکه امکان ازدواج های متعدد برای او در سنین جوانی فراهم بوده است. بالخصوص که ازدواج های متعدد و داشتن چند همسر در آن زمان و آن جامعه امری متداول و متعارف و عادی بوده است.

ثانیاً: همسران آن حضرت غالباً در زمان ازدواج با او در سنین بالای عمر و چند نفر از آن ها در سن حدود شصت سالگی و یا نزدیک به آن بوده اند. در حالیکه زنان جوان و دختران زیادی علاقه مند به ازدواج با آن حضرت بودند و خود آن ها پیشنهاد ازدواج به آن بزرگوار می کردند.

ثالثاً: همسران متعدد آن حضرت از قبائل مختلفی بودند و آن بزرگوار به آن اقدام عنایت و توجه خاصی داشت، در حالیکه ازدواج بخاطر آن اهداف سطحی پیش پا افتاده و مورد علاقه یک جوان و یک مرد ازدواج نکرده، نیازی به این نوع رفتار نداشت.

از تحلیل و بررسی رفتارهای شریف رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به وضوح بر می آید که ازدواج های مکرّر آن حضرت به منظور تحقّق اهداف اخلاقی و اجتماعی برتری انجام گرفته و آن بزرگوار از این طریق بین مسلمین و قبائل مختلف پیوندهای اخلاقی و محبت و صلح ایجاد کرده و جلو درگیری ها و جنگ های زیادی را گرفته است.

در محیط زندگی آن بزرگوار یک رسم پسندیده و معروفی بود و آن اینکه اگر یک مرد با زنی از یک قبیله ازدواج می کرد، تمام آن قبیله آن مرد را داماد قبیله خود حساب می کردند و با او مثل فردی از بستگان خود رفتار می کردند. و بطور کلی ازدواج امری ممدوح تلقّی و عامل نزدیک شدن افراد قبایل به یکدیگر و دوستی و محبت بین آن ها می شد و جنگ ها و کینه جوئی ها به صلح و محبت بین افراد قبائل تبدیل می شد.

دیگر اینکه از توجه  به سنین همسران پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم-  بر می آید که آن حضرت- بطوریکه گفته شد- با بانوانی در سنین بالای عمر ازدواج می کرد که سرپرستی نداشتند و بطور عادی افراد دیگر تمایل به ازدواج با آن ها پیدا نمی کردند. یعنی در حالیکه دختران و زنان جوانی تمایل به ازدواج با آن حضرت داشتند و حتی این تمایل را اظهار می کردند، او با بانوانی که به سنین پیری رسیده بودند ازدواج می کرد، چون دختران و زنان جوان علاقه مندان و خواستاران زیادی داشتند!

پس آن حضرت از ازدواج با بانوان در سنین بالای عمر طبعاً قصد تکریم جنس زن و حمایت از زنان بی سرپرست و در نظر گرفتن ارزش شخصیّت و کمالات روحی آن ها  را داشت نه توجه به جمال ظاهری که بطور دائم رو به نقصان است.

ما قبلاً مقاله ای نوشتیم تحت عنوان:

«ازدواج های متعدد پیامبر اسلام (ص) دارای چه حکمتی بود؟»(۲) در این بخش قطعاتی از آن مقاله را عیناً ذکر می کنیم:

«برای روشن شدن بیشتر موضوع به چند مورد از ازدواج های آن حضرت اشاره ای می کنیم. یکی از همسران رسول خدا(ص) امّ حبیبه  رَمله دختر ابوسفیان بود. امّ حبیبه با همسرش عبد الله بن جَحش به حبشه هجرت کرده بود که همسرش در حبشه مرتد شد و بعد از دنیا رفت. امّ حبیبه تنها ماند. او از پدرش که از سران کفّار مکه و از دشمنان سرسخت پیامبر (ص) بود، جدا شده بود، حال که در حبشه تنها مانده نه امکان برگشت به مکه برای او وجود دارد و نه اگر هم فرضاً برمی گشت، می توانست نزد پدر کافر خود برود. پیامبر اکرم (ص) جهت تکریم او و حمایت از یک انسان تنها و بی پناه که از نزد پدر کافر خود هجرت کرده، تصمیم به ازدواج با او گرفت و به پادشاه حبشه پیغام فرستاد که آن بانو را به ازدواج رسول خدا(ص) درآورد. و این ازدواج شگفت آور بود، چون رسول خدا (ص) در عربستان بود و همسرش در حبشه. و رفتن امّ حبیبه به عربستان و مدینه هم به راحتی ممکن نبود. آیا می شود این ازدواج به آن هدف متعارف بین انسان ها انجام گرفته باشد، در حالیکه رسول خدا (ص) و همسرش جدا از هم و باید در منطقه دور از هم زندگی می کردند و برنامه ای هم برای رفتن این بانو نزد رسول خدا(ص) وجود نداشت؟ امّ حبیبه یکسال بعد از آنکه به عقد رسول خدا(ص) درآمد با عده ای از مهاجران از حبشه برگشت و به مدینه آمد.

شبیه به این مورد ازدواج پیامبر اکرم (ص) با "سوده" دختر "زُمعه" بود. رسول خدا (ص) بعد از وفات حضرت خدیجه با این بانو ازدواج کرد. سوده هم از مهاجرین به حبشه بود که بعد از بازگشت از هجرت دوم به حبشه همسرش فوت کرد. سوده زن با ایمانی بود ولی خاندانش کافر بودند و اگر بر می گشت پیش خانواده اش، طبعاً تحقیر می شد و مورد فشار ها و اذیّت ها قرار می گرفت و او را وادار به کفر می کردند، رسول خدا (ص) با او ازدواج کرد و او به این صورت مورد تکریم قرار گرفت.»

تفسیر خطبه متقین (همام)
بخوانید

«از بررسی زندگی، شخصیّت و اخلاق پیامبر خدا (ص) و همسرانی که او بعد از رحلت حضرت خدیجه (س) با آن ها ازدواج کرده، روشن می شود که آن حضرت از ازدواج های متعدّد خود اهدافی متفاوت با اهداف متعارف و متداول بین انسان ها داشته و در این نوشته به بعضی از جهات این اهداف و روش اختصاصی آن حضرت در این زمینه اشاره ای می کنیم:

۱-رفتارهای پیامبر اکرم (ص) عمدتاً جنبه آموزشی برای دیگران داشت و اهداف و خواسته های شخصی در این رفتارها تحت الشعاع آسایش دیگران و مقام معلّمی او قرار می گرفت. خیلی از رفتارهای آن بزرگوار به جهت این غرض انجام گرفته که بین انسان ها متداول شود و در فرهنگ بشری نفوذ کند و آثار ارزشمندی ایجاد کند.

۲-این ازدواج ها غالباً با زنانی در سنین بالا انجام می گرفت، در حالی که زنان جوان زیادی بودند که اظهار  علاقه و تمایل به ازدواج با آن حضرت می کردند و خودشان به او پیشنهاد ازدواج می دادند، و این که همسر پیامبر خدا بشوند، برای آن ها افتخار بزرگی محسوب می شد. بعضی از زنانی که رسول خدا (ص) با آن ها ازدواج کردند، در سنین بالایی بودند (نزدیک به شصت سال و پنجاه سال و امثال آن ها). طبعاً اگر کسی به جهت آن اهداف متعارف بخواهد با زنی ازدواج کند در حالی که امکان ازدواج با زنان جوانتر برای او وجود دارد، زنان پیر و در سنین بالا را انتخاب نمی کند. آن هم زنی در سن بالا با داشتن چهار کودک یتیم (مثل امّ سلمه) پس باید یک هدف بسیار متعالی تر از آنچه عدّه ای تصوّر کرده اند عامل اصلی این رفتار باشد، مثل سرپرستی یک زن تنها و در سن بالا که دیگران به این کار رغبتی ندارند و سرپرستی چند کودک یتیم یا تکریم زنی که خاندان او پذیرش محترمانه ای نسبت به او ندارند و او تنها مانده است. یا پناه دادن به زنی که پناهگاه مناسبی ندارد و امثال آن ها.

۳- رفتارهای پیامبران خدا (ع) و از جمله پیامبر اسلام (ص) با معیارهای خاصی باید مورد ارزیابی قرار بگیرد و آن معیارها در اصل عبارتند از ضوابط و قوانین دین توحیدی و آنچه که در نزد عقلا و حکما معروف و ممدوح می باشد، نه معیار های اخلاقی قومی معین و فرهنگ حاکم بر یک منطقه از جهان. رفتارهای پیامبر اسلام وقتی سبب آسایش انسان ها و به جریان افتادن احکام اخلاقی ارزشمندی در جوامع انسانی می شد، برای او دوست داشتنی بود، در این صورت انتقاد گروهی از انسان ها از یک رفتار، مانع آن حضرت برای انجام آن نمی توانست باشد. احتمال دارد یک رفتار از نظر یک گروه از انسان ها و یا در فرهنگ یک ملّت قابل انتقاد باشد، اما همان عمل از نظر گروه دیگر و یا در فرهنگ یک ملت دیگر و بالخصوص در زمان دیگر، قابل تحسین و احترام باشد.

اگر بنا بود پیامبر خدا (ص) جهت خوشایند گروهی کاری را انجام دهد، و یا ترک کند، در زمان دیگر و به لحاظ جریان یک فرهنگ دیگر همان رفتار مورد انتقاد قرار می گرفت و تبلیغات دیگری علیه او به راه می انداختند.

توجه به آثار یک رفتار و در نظر گرفتن منافع آن برای انسان ها و نقش فرهنگی آن مقصد اصلی پیامبر اکرم(ص) از انجام آن عمل بود، اگرچه آن رفتار سختی ها و مشقت هایی هم برای او در بر داشت.

۴- در زمان رسول خدا (ص) ازدواج یک مرد با زنی از یک قبیله و قوم دیگر عامل ایجاد محبّت ها و دوستی ها و از بین رفتن جنگ ها و کینه ها می شد. اگر کسی با دختری از یک قبیله ازدواج می کرد، آن شخص داماد آن قبیله محسوب می شد،  و از او حمایت می کردند و این ارتباط فامیلی منشأ صلح و آرامش و محبّت بین افراد و قبائل و خاندان ها می شد.

پیامبر خدا گاهی برای جلوگیری از جنگ ها و خشونت ها و از بین رفتن کینه ها و دشمنی ها با زنی از یک قبیله ازدواج می کرد، و این ازدواج عامل تحوّل ارزشمندی در اخلاق و رفتار افراد آن قبیله می شد، فلذا همسران پیامبر خدا از قبائل مختلفی بودند.

در تاریخ زندگی رسول خدا (ص) آشکار است که گاهی بعد از یک جنگ آن حضرت با دختری از آن قبیله که با آن ها جنگیده بود ازدواج کرده و این ازدواج عامل از بین رفتن کینه ها و خشونت ها و آزادی تعداد قابل توجهی از اسرای جنگی شده است؛ یعنی آن حضرت برای آزاد شدن عدّه ای اسیر که با میل و رغبت مسلمین انجام بگیرد، این ازدواج را صورت داده است.

۵- یک جهت از اهداف پیامبر اکرم (ص) از ازدواج های متعدد، اهمیت زیادی دارد و آن عبارت است از تکریم جنس زن و احیاء حقوق و شخصیت آن و ایجاد توجه در انسان ها به ارزش های روحی و معنوی زن. آنچه در بین انسان ها غالباً متداول است توجه به جمال زن است و عامل ازدواج ها و تحریک به آن هم همین امر بوده است. فلذا وقتی سن زن بالا می رود، عمدتاً مورد بی توجهی ها قرار می گیرد، حتی یک مرد بعد از گذشت چند سال از زندگی مشترک، ابراز محبتی که قبلاً نسبت به همسرش داشت، کمتر می شود و گاهی از بین می رود و این تغییر رفتار مشکلات زیادی در زن ها ایجاد می کند. و آنها از اینکه مورد محبت قرار نمی گیرند، شدیداً رنج می برند و زندگی برای آنها تلخ و سخت و گاهی غیر قابل تحمل می شود.

 پیامبر اکرم (ص) با ازدواج های خود با زنانی که در سن بالا بوده اند ارزش حقیقی زن را مورد توجه قرار داد و عفّت و پاکی روح و عواطف این موجود را ارزشمند تلقی کرد.

هر انسانی بالاخره با گذشت زمان سنش بالا می رود و ارزش های جسمانی او رو به کاهش می رود. اگر دیدگاه انسان های عادی در مورد جنس زن عامل ازدواج قرار بگیرد، همه زن ها بعد از گذشت چند سال از عمرشان بی ارزش تلقی خواهند شد و مورد بی مهری ها قرار خواهند گرفت. در آن صورت ارزش قداست، پاکی روح، عواطف و وفاداری نسبت به همسر و شکوه و عظمت مقام مادری و تربیت فرزندان حدّ اقل به وسیله بعضی از مردان لگدمال خواهد شد.

در آن صورت توجهات یک مرد به جای همسر و شریک زندگی اش و مادر فرزندانش، به کسانی دیگر در کوچه و خیابان معطوف خواهد شد. و متأسفانه در زمان ما این اوضاع در سطح وسیعی بین انسان ها جریان دارد.

خلاصه اینکه یکی از اهداف و اغراض مهم رسول اکرم (ص) از ازدواج های متعدد احیای ارزش و حقوق ضایع شده زن ها و ارزش گذاری برای صفات روحی و اخلاق و شخصیت آنها بوده است.»(۳)

 بر می گردیم به بحث شبهه مطرح شده و پاسخ آن و بطور خلاصه عرض می کنیم که زندگی پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ در منابع متعدد علمی و تاریخی مورد تفسیر و تحلیل زیادی از طرف نویسندگان و محققان دارای عقاید مختلف و حتی صاحبان عقاید غیر دینی قرار گرفته است و عظمت های اخلاقی آن حضرت مورد اعتراف اهل تحقیق حتی عده ای از مخالفان او واقع شده است، و موضوع  شخصیت قدسی آن حضرت با عظمت تر است از آن که بشود با این شبهات اختلالی در آن ایجاد کرد و ساختن این شبهات در حقیقت مبارزه و مقابله با پروردگار عالمیان است.

اگر نویسنده این شبهات به عقاید دینی پایبند است حداقل این آیه مشهور را شنیده است که خداوند خطاب به رسول گرامی خود فرمود:

« وَإِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ » (القلم/۴) یعنی: همانا تو دارای خلق عظیمی هستی! آیا با این تکریم خداوند از پیامبرش و تکریم او در آیات متعدد دیگر باز جائی برای این شبهات باقی می ماند؟! اینجا بحث درباره آیات قرآن است نه روایات دینی که نویسنده بخواهد در آنها تشکیک کند یا آنها را مورد«بازنگری» قرار دهد

اما اگر این اشکال و موارد دیگر  ـ مذکور در قبل ـ  جنبه «برون دینی» دارد و یا از آن نشأت گرفته، جوابهای مستدلّی که عرض شد، برای روشن شدن آن حقایق کفایت می کند.

اما در مورد عمل کردن پیامبران خدا به آمورش های دینی بالخصوص پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ آیات متعددی از قرآن کفایت می کند تا جائی که خداوند عالمیان بطور مکرر پیامبر گرامی خود را از این که خودش را به مشقت ها و سختی های زیاد در جهت عمل به احکام خدا بیندازد، نهی فرموده است. یعنی از جهت ملاطفت و محبت به پیامبرش او را از تحمل مشقت های زیاد در عمل به وظایف دینی و فرمان های خدا باز داشته است.

 

۱۳۹۷/۵/۱۳

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱ـ طبق نظر بعضی از دانشمندان آن سه تا دختر به نام های زینب و رقیه و ام کلثوم دختران خود رسول خدا نبودند بلکه دختران خواهر حضرت خدیجه ـ علیها السلام ـ بودند که تحت سرپرستی آن بانوی بزرگوار قرار داشتند.

۲- وبسایت حکمت طریف، بخش پرسش و پاسخ، مقاله ۳۸

۳-همان

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن