۲۶۵- علت عدم تمایل به حجاب در بعضی از زن های شریف چیست؟!

کلیات:13920428105236537855244

*آیا امروزه آموزش های دینی از جمله موضوع حجاب با یک روش خاص بررسی شده و قابل محاسبه و ارزیابی انجام می گیرد؟!

*محرّک اصلی آن عده از بانوان شریف که به موضوع حجاب بی اعتنائی و یا با آن مخالفت می کنند چیست؟!

*آیا مخالفان حجاب با اصل آن مخالف هستند یا روش طرح آن در جامعه؟

*فواید حجاب برای بانوان دارای همسر.

*بی حجابی زن ها در جامعه منتهی می شود به برافروختن آتشی که دود آن به چشم خود آن ها می رود.

*ارتباط گرانی مسکن با ازدیاد طلاق و کاهش ازدواج.

*عامل ازدیاد طلاق در کشورهائی که مشکل گرانی مسکن ندارند چیست؟!

*عامل ازدیاد طلاق در بین افراد مرفّه و ثروتمند چیست؟!

*یکی از عوامل اصلی ضایع شدن حقوق زن ها و ظلم به آن ها، خود همان بانوان بی اعتناء به حجاب هستند.

*علت پشیمانی بعد از ازدواج چیست؟!

*اشتیاق انسان ها غالباً بعد از بدست آوردن اشیاء مورد علاقه خود از بین می رود یا کم می شود؟!

* * * * * * * * * *

ما فعلاً با صرف نظر از اینکه موضوع حجاب زن ها در جامعه خودمان به چه صورتی مطرح شده، و آیا روش طرح آن عالمانه بوده یا نه؟ یا چرا موضوع حجاب با روش متناسب با قرآن و روش آموزشی پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- مطرح نشده؟! و آیا اصلاً امروزه آموزش های دینی از جمله موضوع حجاب با یک روش خاصی بررسی شده و قابل محاسبه و ارزیابی انجام می گیرد یا نه؟! فعلاً کاری نداریم.

و همچنین با این موضوع که آن عده از بانوان شریف که گاهی و در بعضی اماکن به موضوع حجاب بی اعتناء هستند، و یا اصلاً با آن مخالفت می کنند، هدف و نظر اصلی آن ها و محرک آن ها برای این رفتار چیست؟!

آیا آن ها صرفاً تمایل دارند که مردان دیگر آن ها را بدون حجاب ببینند؟ و آیا آن ها از این رفتار خود لذتی می برند؟

آیا در نظر آن ها حجاب به نحوی تحقیر شده و بی ارزش معرفی شده است؟! و آن ها بجهت آن تحقیر نمی خواهند به آن ملتزم شوند و لذتی از آن نمی برند.

 آیا آن ها از روش متداول در جامعه در موضوع دعوت به حجاب و اجبار بدون توضیح و آموزش ناراحت هستند؟

آیا آن ها از افرادی ناراحت هستند که عقاید و افکار خود را به دیگران تحمیل کرده اند از جمله لزوم رعایت حجاب.

آیا آن ها از رفتارهای نامطلوب عده ای از افراد به ظاهر مذهبی و یا متظاهر به مذهب ناراضی هستند؟! و مسائل و موضوعات دیگر.

 یعنی موضوع رعایت حجاب و یا عدم آن و مخالفت با آن را بطور خالص و بدون ارتباط با این سؤالات و موضوعات و محرک ها و انگیزه ها بررسی می کنیم و مورد بحث قرار می دهیم.

مشکلات حجاب برای بانوان دارای همسر

از مخالفان حجاب یا افراد بی اعتناء به آن می پرسیم مشکل اصلی و مهم حجاب برای بانوان کدام است؟! آن ها از رعایت حجاب چه ضرری می کنند؟! آیا مثلاً هزینه تهیه پوششی و پارچه ای برای حجاب برای آن ها مشکل ایجاد می کند؟! آیا بانوان دارای حجاب مورد اذیت دیگران قرار می گیرند؟! آیا بانوان باحجاب در جامعه مجازات می شوند و مثلاً دیگران آن ها را تحقیر می کنند؟! آیا بانوان باحجاب بعضی از حقوق اجتماعی خود را از دست می دهند، مثل اینکه در بعضی از کشورها از جمله کشور فرانسه، ممنوعیّت ها و محرومیت هائی برای زنان و دختران باحجاب ایجاد کرده اند!

جواب این سؤالات تا حدّی روشن است و این مسائل در جامعه فعلی ما موضوعیت یا اهمیت قابل توجهی ندارد. پس رعایت حجاب در اصل و در این زمان و در جامعه ما مشکل خاصی برای بانوان ایجاد نمی کند.

فواید حجاب برای بانوان دارای همسر

اما در طرف مقابل فواید حجاب را برای این گروه از بانوان مورد توجه قرار می دهیم و به ذکر و توضیح چند نکته مهم در این زمینه می پردازیم:

۱-وقتی در جامعه حجاب جایگاه حقیقی خود را پیدا کرد و ارزش حقیقی آن روشن شد، جنس زن بجهت ارزش های اخلاقی و شخصیتی مورد توجه و احترام دیگران قرار خواهد گرفت و ارزش وجودی او بالاتر خواهد رفت.

۲-بی حجابی زن ها در جامعه و ترویج آن دانسته یا ندانسته از طرف بعضی از آن ها و زیر پا گذاشتن ارزش حجاب منتهی می شود به برافروختن آتشی که دود آن اول به چشم خود زن ها می رود. بعنوان مثال:

لازم است این موضوع مورد توجه قرار بگیرد که مثلاً آمار طلاق در ۵۰ سال یا یکصد سال قبل در جامعه ما در چه سطحی بوده و امروزه در چه سطحی قرار دارد؟! مشاهده می کنیم که آمار طلاق در کشور از حدّ تصوّر و پیش بینی خیلی بالاتر رفته است و به فاجعه بزرگی تبدیل شده. اما متأسفانه تا صحبت از ازدیاد طلاق و کم شدن ازدواج می شود فوراً بحث گرانی قیمت ها بالخصوص گرانی مسکن به میان می آید. البته منکر نقش عظیم گرانی مسکن در جامعه در کاهش ازدواج و حتی در ازدیاد طلاق نیستیم و این گرانی فاجعه ای محسوب می شود، اما این موضوع فقط یک عامل است و نباید مانع توجه به عوامل دیگر این مشکل عظیم اجتماعی شود.

ما می دانیم که این مشکل گرانی مسکن در خیلی از کشورها به این صورت برقرار نیست و مثلاً در کشور فرانسه که قیمت و هزینه مسکن از تمام کشورهای اروپائی بیشتر است، حدود ۳۰ درصد حقوق و درآمد متوسط یک کارمند هزینه اجاره مسکن و یا خرید قسطی آن می شود، در حالیکه در کشور ما گاهی هزینه مسکن بطور تقریبی بیشتر از ۸۰، ۹۰ درصد حقوق و درآمد متوسط کارمندان و کارگران، حتی گاهی معادل صد در صد آن می شود و گاهی حتی بالاتر. طبعاً منکر نقش گرانی مسکن در بروز اختلافات خانوادگی و ظهور خشونت ها نمی توان شد اما با اندک دقّتی در زندگی عمومی مردم متوجه می شویم که عامل اصلی بروز اختلافات خانوادگی و وقوع طلاق ها و از هم پاشیدن خانواده ها، موضوع گرانی مسکن نیست. البته گرانی افسار گسیخته نقش بسیار مهم اساسی در کاهش ازدواج دارد، اما نه در ازدیاد طلاق.

مشاهده می کنیم که در بین افراد مرفّه و ثروتمند که خانه مسکونی ملکی هم دارند و کرایه خانه هم نمی پردازند باز آمار طلاق در سطح خیلی بالا قرار دارد. و حتی در بین این گروه مرفه و ثروتمند سطح آمار طلاق بالاتر از دیگران است و همچنین در خیلی از کشورهای دنیا که مشکل مسکن و گرانی آن را ندارند، آمار طلاق بیشتر از کشورهای دیگر است. بعنوان مثال: بالاترین حدّ طلاق در دنیا در کشورهای غربی یعنی امریکا و اروپا واقع می شود.

پس نباید در بررسی این موضوع گرانی مسکن مانع تحقیق و بررسی همه جانبه در این موضوع و کشف علل متعدد آن شود.

نقش بی حجابی در اختلافات خانوادگی و طلاق ها

در بررسی این مشکل بزرگ اجتماعی چه در کشور خود ما و چه در سایر کشورها، متوجه نقش رواج بی حجابی و برخوردهای بی قید و مبتذل بین مردان و زنان می شویم و از دقت بیشتر در این موضوع روشن می شود که حداقل یکی از عوامل اصلی بروز اختلافات در بین خانواده ها همین موضوع بی حجابی و آثار و نتایج مربوط به آن است! و عمدتاً این بلای عظیم است که موجب گرفتاری های خانواده ها و از هم پاشیدن آن ها می شود.

در بررسی عوامل اختلاف بین زن و شوهرها آشکار می شود که تعداد زیادی از زنان نسبت به رفتارهای همسر خود مشکوک هستند و رفتارهای آن ها را تحت نظر گرفته اند و اظهار می کنند که همسرشان به زن دیگری توجه دارد و یا بطور مخفیانه با زن دیگری ازدواج کرده است. عده زیادی از زنان شریف جامعه از ناحیه این نگرانی، تماس های تلفنی همسر خود را کنترل می کنند و خود این کار در اخلاق و رفتار آن ها تأثیرات زیادی گذاشته و منشأ بروز اختلافات و تصمیم به جدائی و طلاق می شود. حال اعمّ از اینکه چه مقدار از این احتمالات زنان در مورد همسر خود با واقعیات مطابق است و چه مقداری صرفاً در حدّ شک و ظن و گمان است اما غالباً این نگرانی ها و احتمالات موجب اغتشاش در زندگی آن ها می شود و آرامش مورد نیاز روحی آن ها را در هم می ریزد و منشأ اختلافات و مشاجرات و دعواها و حوادث زیانبار و گاهی فاجعه ها می شود.

162-منظور از ذکر خدا در آیات قرآن چیست؟!
بخوانید

پس با این وصف عامل اصلی ضایع شدن حقوق زن ها و ظلم به آن ها خود همان بانوان بی اعتناء به حجاب و مروّجین بی حجابی است و آن ها با این نوع رفتارها موجب قطع توجه مردان از همسر خود و توجه به دیگران می شوند، توجهّی مبتذل و خلاف قوانین شرعی و خلاف غیرت و جوانمردی. توجهی که نظام زندگی خانوادگی را متلاشی می کند و منجر می شود به حوادثی که در آن حوادث در اصل خود همین بانوان مبتلا به زیان های عظیم آن می شوند و بعد فرزندان آن ها و بعد همسر آن ها و بعداً دیگران.

۳-وقتی بین مرد و زنی ازدواجی انجام گرفته و هر دو از این جریان خوشحال و مسرور هستند و مدتی بهترین حالات روحی را در خود احساس می کنند و از دوستی و محبت بین یکدیگر لذت می برند، اما در موارد زیادی این وضعیت بعد از مدتی کوتاه حتی گاهی چند ماه و چند هفته و بلکه حتی چند روز، دگرگون می شود و آن اشتیاق و هیجان جای خود را به نوعی یکنواختی و روزمره گی می شود و محبت ها فروکش می کند و کم کم و بتدریج اختلاف نظرها و بی احترامی ها به یکدیگر و گاهی پشیمانی ها و احیاناً مشاجرات شروع می شود.

در این وضعیت زیان های اصلی متوجه خود زن ها خواهد شد و بیشتر خود آن ها مورد ظلم ها واقع می شوند، بجهت اینکه جنس زن اولاً از ناحیه فطریات خود و بعداً از ناحیه آموزش های اخلاقی و دینی نسبت به همسر وفادار هستند و عمدتاً توجهات آن به همسر خود معطوف می شود و همچنین نسبت به کودکان خود دلسوزتر و مهربانتر هستند و از جدائی از همسر بیشتر رنج می برند، و با این وصف آن ها بیشتر دچار خسران می شوند. و سرانجام در ریشه یابی این حوادث معلوم می شود که خود آن ها موجب این گرفتاری ها و مصیبت ها برای خود و دیگران می شوند. در حالیکه این بی حجابی خسارت بار در اصل هیچ نفعی و فایده ائی و لذتی برای آن ها نخواهد داشت.

یکی از عوامل اصلی به وجود آمدن این وضعیت، بی حجابی زن ها و عدم رعایت حدود اخلاق دینی از طرف عده ای از آ ن ها و بی اعتنائی گروهی دیگر به این موضوع مهم است.

توضیح اینکه: انسان غالباً بعد از رسیدن به یک هدف و مقصد و یک مطلوب، دچار تغییراتی در روحیه خود می شود و وضعیت روحی قبلی و علاقه و اشتیاق قلبی نسبت به آن مقصد و آن مطلوب تغییر می کند.

مثل اینکه: انسان گرسنه و تشنه اشتیاقی به خوردن غذا و نوشیدن آب پیدا می کند، اما وقتی مقداری غذا خورد و مقداری آب نوشید، آن تمایل و اشتیاق از بین می رود و اگر بعد از سیر شدن و رفع عطش باز هم به خوردن غذا و نوشیدن آب ادامه دهد، اول حالت بی میلی و بعداً حالت نفرت از غذا و آب به او دست می دهد.

در امور دیگر هم غالباً وضعیت به همین صورت است مثل اینکه یک نوجوان در نظام زندگی امروزی برای قبول شدن در امتحانات و ورود به یک دانشگاه تمایل و اشتیاق زیادی در خود احساس می کند، اما بعد از ورود به دانشگاه مورد علاقه و گذشتن مثلاً یک یا دو نیمسال تحصیلی روحیه اش تغییر می کند و آن اشتیاق قبلی یا کم می شود و یا بطور کلی از بین می رود و تمایل به فارغ التحصیل شدن و پایان دوره تحصیل در آن دانشگاه در او پیدا می شود. بطوریکه غالباً وقتی یک دانشجو با دیگری مواجه می شوند، غالباً از هم می پرسند چند واحد درسی گذراندی؟ و یا چند واحد از درس ها مانده؟ و یا کی فارغ التحصیل می شوی؟ و امثال آن ها! در حالیکه اگر ورود به دانشگاه برای یک جوان خیلی حادثه لذت بخشی باشد، حداقل خروج از آن دیگر نباید لذت زیادی داشته باشد! مگر اینکه قصد او رسیدن به هدف خاص دیگری باشد، مثل پیدا کردن شغل و درآمد و یا ازدواج و یا مسافرت و یا ادامه تحصیل در مقطعی بالاتر و امثال آن ها! اما در همه آن جهات هم موضوع شبیه به همین است یعنی اگر این دانشجو فارغ التحصیل شد و در یک اداره و یا یک سازمانی و مؤسسه ای استخدام شد و اشتغال به کار پیدا کرد، وقتی افراد آشنا و بستگان با او مواجه شوند، سؤال خواهند کرد، چند سال سابقه خدمت داری و یا چند سال دیگر بازنشسته می شوی و امثال آن ها!

اما اگر سراغ یک فرد بازنشسته هم برویم و با او صحبت کنیم متوجه خواهیم شد که آن اشتیاق و علاقه به بازنشسته شدن غالباً از بین رفته و حتی او از رسیدن به این مرحله ناراحت است و با خاطره های دوره تحصیل و خدمت روز خود را به شب می رساند.

در موضوع ازدواج هم همین نوع وضعیت و یا شبیه به آن برقرار است! بطوریکه یک جوان با تمام تمایل قلبی و اشتیاق و گاهی حتی با اشتیاق طغیان کرده و فوق عادی یعنی عشق و شیفتگی با شخص مورد نظر خود ازدواج می کند، اما گاهی و بلکه غالباً بعد از مدتی زندگی و حتی گاهی قبل از شروع زندگی مشترک آن اشتیاق و یا بخش عظیمی از آن فروکش می کند و جریان عادی می شود و حتی یک نوع پشیمانی در او به وجود می آید و پیدا شدن این روحیه غالباً عمومیّت دارد و جز موارد قلیلی در بقیه موارد جریان به همین صورت در می آید و حالتی پیش می آید که به آن «پشیمانی بعد از ازدواج» گفته می شود. البته این حالت روحی و این روحیه غالباً در جنس مرد برقرار است و جنس زن کمتر دچار این وضعیت روحی می شود.

حال با این وصف بی حجابی زن ها این آتش را شعله ور می کند و بازنده اصلی در این وضعیت زن های شریف و زحمتکش و مظلوم خواهند بود، بجهت اینکه عده زیادی از مردان بعلت بی اطلاعی از این تغییر روحیه در انسان و غفلت از آن، تصور می کنند که در انتخاب همسر اشتباه کرده اند و انتخاب آن ها خوب نبوده، فلذا بی میلی و بی توجهی آن ها به همسر خود و توجه و گرایش به زن دیگر بیشتر می شود. و عده ای هم بلحاظ مشکلات طلاق و ناپسند بودن آن در عرف جامعه و اخلاق دینی از طلاق دادن زن احتراز می کنند، اما تمام عمر خود را با بی میلی به همسر و بدون ابراز محبت به او حتی گاهی با نفرت از او به یک زندگی یکنواخت و بدون لذت ادامه می دهند(۱)

بی حجابی زن ها در این جریان تأثیرات زیادی در مردان در بی توجهی به همسر خود و توجه به دیگران دارد! و اگر زن ها به این موضوع توجه کنند و در آن تعقّل کنند، بجای بی اعتنائی به حجاب و مخالفت با آن، به رعایت حجاب و حتی ترویج آن علاقه مند خواهند شد.

 

پاورقی:

۱-حقیر اهل لطیفه گفتن نیستم و غالباً از آن خودداری می کنم اما یک وقت لطیفه ای در یک مجله بود که به موضوع بحث ما ارتباط زیادی دارد و من بجهت اینکه مطلب در یاد خواننده ها بماند و منشأ اثرات اخلاقی شود، تمایل پیدا کردم که آن را در پاورقی این مقاله بنویسم. اگرچه آن فقط یک لطیفه است و به احتمال قوی واقعیت ندارد اما در ارتباط با موضوع مورد بحث و تغییر ذائقه خواننده ها ذکر آن مناسب است و آن اینکه:

مردی از اقوامی که آدم ها را می خورند همراه کودکش در جائی می رفتند ناگهان از جهت مقابل یک خانم جوان و با لباس های شیک و زیبا ظاهر می شود! آن کودک متوجه آن خانم می شود و به پدرش می گوید: بابا! بابا! این خانم را بگیریم و ببریم خانه و بخوریمش! پدرش نگاهی به آن خانم می اندازد و می گوید: او را بگیریم و ببریم خانه، اما مادرت را بخوریم و او را نگاهداریم!!!

یعنی از این لطیفه بر می آید که اقوام وحشی آدمخوار هم تنوع طلبی دارند و همچنین سازنده این لطیفه هم آرزوهای قلبی خود را با زبان لطیفه بیان کرده…     

۱۳۹۷/۷/۱۷

الیاس کلانتری

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن