۲۷۳-منظور از تقوای فطری و تقوای الهی چیست؟!

951221-Taghvaسؤال: تقوای فطری و تقوای الهی چیست؟ تفاوت آن دو را توضیح دهید. آیا با داشتن تقوای فطری می شود زندگی اخلاق مدار و ثابتی داشت و یا در جامعه ایجاد کرد؟ آیا تقوای فطری همه انسان ها بیدار است و یا به بیان دیگر تقوای فطری را همه انسان ها دارند؟!

پاسخ:

کلیات

*معنی کامل تقوا و تقوای فطری و تقوای اکتسابی.

*تقوای دینی به معنی خودداری و پرهیز از اعمالی است که در اخلاق دینی ممنوع اعلام شده است!

*از ناحیه تقوای فطری انسان بعضی از خوبی ها و بدی ها را تشخیص می دهد و تمایل به خودداری از آن نوع کارهای خلاف را در روح خود احساس می کند.

*تقوای نوع دوم آموزشی و اکتسابی است و از طریق یاد گرفتن معارف دینی و عمل به دستورات دینی حاصل می شود.

*ملاک ارزشمندی انسان ها در نزد پروردگار عالمیان.

*علت کارهای خوب افراد غیر مذهبی چیست؟

*منظور از انسانیت که عده ای آن را عامل کارهای خیر می دانند چیست؟

*اگر تقوای فطری باصطلاح «انسانیت» می توانست به تنهائی مانع کارهای خلاف شود؟ پس این همه ظلم و بی عدالتی از کجا پیدا شده است؟

*در انسان ها بلحاظ خلقت آن ها، یک نوع تقوا و پرهیزکاری از اعمال ناپسند و تمایل به کارهای خوب وجود دارد.

*فطرت انسان و تقوای فطری او بدون محافظت از طریق آموزش های دینی دچار آسیب ها و گاهی اختلال کامل می شود.

*قدرت تقوای فطری و میدان فعالیت آن محدود است و این نوع تقوا در مقابل کشش های اعتیادی نفس انسان سخت ناتوان است.

* * * * * * * * * *

تقوا در اصل یعنی پرهیز و حفظ خود از خطرات است. یعنی انسان از آنچه برای او ضرر و زیان دارد و یا از آن می ترسد، خودش را محافظت کند! و از انجام عملی که نتیجه زیانبار و خطرناکی خواهد داشت خودداری کند! انسان دارای تقوا انسانی است خویشتن دار و مقاوم در مقابل خواسته های غیر معقول نفس خود که اعمال خود را با معیارهای عقل و آموزش های دینی همراه و هماهنگ می کند!

تقوای دینی هم به معنی خودداری و پرهیز از اعمالی که در اخلاق دینی بعنوان فعل حرام یا مکروه شناخته شده است. یعنی اینکه انسان در مسیر اطاعت از پروردگارش و بندگی برای او خواسته های نفسانی خود را تحت رهبری اخلاق دینی قرار بدهد و از آنچه خداوند نهی کرده خودداری کند و دستورات او را اگر هم در ظاهر مطابق تمایلات او نیست انجام دهد.

نوعی از تقوا یا مرتبه ای از آن در فطرت انسان قرار دارد یعنی انسان با آن نوع تقوا آفریده می شود. مطابق آن نوع تقوا انسان نوعی از خوبی ها و بدی ها را تشخیص می دهد و تمایل به خودداری از آن نوع بدی ها را در ذات و فطرت خود دارد. این تشخیص شامل خوبی ها و بدی های ذاتی می شود و نه خوبی ها و بدی های قراردادی اجتماعی. و در آیات فوق الذکر از آن ها با «فجور و تقوا» نام برده شده است. منظور کارها و رفتارهائی است که ذاتاً بد یا خوب هستند و نه بدی ها و خوبی های قراردادی در جوامع و فرهنگ های مختلف. این نوع از تقوا بدون آموزش به معنی عرفی در وجود انسان قرار دارد، و به بیان دیگر از طریق نوع خاصی از آموزش خداوند و از طریق الهام او در روحش قرار گرفته است. این نوع تقوا در انسان جنبه فطری دارد و به آن «تقوای فطری» گفته می شود. خدای تعالی فرمود:

«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا–  فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا– قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا– وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» (الشمس/ ۷ – ۱۰) یعنی: سوگند به نفس (روح) انسان و آنکه آن را تسویه کرد و اعمال زشت و خلافکاری و ]همچنین[ تقوا و پاکی را به آن الهام کرد. پس رستگار شد هر کس آن را رشد داد ]و پاک کرد[ و زیانکار شد هر کس آن را ضایع و خراب و آلوده ساخت.

تسویه در اینجا به معنی تنظیم و تعدیل قوای وجودی انسان است.

تقوای فطری بلحاظ خلقت در تمام انسان ها وجود دارد و اگر انسان آن را از طریق دریافت بعضی از علوم و انجام بعضی از اعمال تقویت کرد و از خراب شدن و فاسد شدن آن جلوگیری کرد، آن تقوای فطری تقویت شده موجب صعود انسان به مراتب برتر و بالاتر از کمالات و ارزش ها خواهد شد.

تقوای نوع دیگر تقوای آموزشی و اکتسابی است و از طریق آموزش معارف دینی و عمل به دستورات پروردگار عالمیان حاصل می شود. این نوع از تقوا امکان دارد به مراتب برتر و بالاتری در روح انسان برسد و به همان میزانِ رفعت خود، موجب صعود انسان به مراتب بالاتر از فضائل انسانی و کرامات شخصیتی و اخلاقی شود. خدای تعالی می فرماید:

«إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» (الحجرات/۱۳) یعنی: ارزشمندترین و گرامی ترین شما نزد الله، باتقواترین شما است. مراد این است که در معیارهای اخلاق دینی و نزد پروردگار عالمیان میزان ارزش های روحی انسان و حقیقت وجود او متناسب با میزان تقوای او می باشد.(۱)

بطور کلی تقوای آموزشی و اکتسابی در انسان که عامل تقویت تقوای فطری هم شده، موجب حصول استعداد ورود به بهشت در عالم بعدی خواهد بود و بر عکس اگر تقوای فطری با آموزش های دینی و احکام عبادی تقویت و محافظت نشود نور چراغ فطرت انسان در مقابل طوفان های تمایلات اعتیادی و بعضی عوامل دیگر خاموش خواهد شد.

در آن صورت روح انسان حالت آموزش پذیری خود را هم از دست خواهد داد.

اما اینکه در این سؤال گفته شده «آیا با داشتن تقوای فطری می شود زندگی اخلاق مدار و ثابتی داشت و یا در جامعه ایجاد کرد؟» در جواب این سؤال عرض می کنیم: تقوای فطری را همه انسان ها از ناحیه خلقت اولیه دارا هستند و انسان با آن تقوا آفریده می شود. اما آن تقوا اوّلاً: قدرت محدودی دارد و به تنهائی در مقابل خواسته های شدید و قدرتمند نفس سرکش انسان قدرت بازدارندگی ندارد. ثانیاً: تقوای فطری از ناحیه بعضی عوامل آسیب پذیر است و احتمال دارد هم، قدرت تشخیص و همچنین قدرت بازدارندگی خود را از دست بدهد.

بهترین دلیل بر اثبات این ادعا آن است که انسان های زیادی با وجود داشتن تقوای فطری مرتکب کارهای خلاف می شوند یعنی کارهائی که مخالف تقوا است و حتی گاهی از انجام بعضی کارهای خلاف پشیمان هم می شوند. یعنی در حالیکه تقوای فطری آن ها با آن رفتار مخالفت دارد باز هم مرتکب آن می شوند.

با این توضیح روشن می شود که اگر تقوای فطری انسان می توانست جلو خلافکاری ها و بی عدالتی ها و ظلم ها و جنگ ها را بگیرد، انسان ها در فضای زندگی خود دچار این همه نابسامانی ها و گرفتاری ها و ظلم ها و محرومیّت ها از حقوق و خواسته های حقیقی و طبیعی خود نمی شدند.

تقوای فطری در انسان زمینه تأثیر پذیری از آموزش ها را بوجود می آورد و انسان ها به کمک آن زمینه باید تحت آموزش های پیامبران قرار بگیرند و در نتیجه تقوای فطری آن ها تبدیل به «تقوای اکتسابی الهی» شود و آن مرحله  یا آن نوع از تقوا مانع خلافکاری ها و ارتکاب اعمال ناپسند و ظلم ها و خشونت ها می شود و انسان ها را به رعایت حقوق دیگران سوق می دهد! و سرانجام آن نوع تقوا عامل ورود به بهشت و فضای سعادت ابدی خواهد شد.

156-منظور از رجعت چیست؟
بخوانید

وقتی با بعضی از انسان ها درباره ضرورت آموزش های دین آسمانی، بحث و گفتگو می کنیم، متذکر این نکته می شویم که انسان ها جهت کسب فضائل اخلاقی و کمک به دیگران و محبت به انسان ها حتی حیوانات و خودداری از ظلم به دیگران و خیانت به آن ها احتیاج به آموزش های دینی دارند. اما عده ای از مردم به ضرورت این نوع آموزش ها توجه لازم را ندارند و یا اصلاً توجه نمی کنند! به آن ها می گوئیم آیا انسان ها در جوامع خود احتیاج به عدالت و کمک به همنوعان و اخلاق حسنه دارند یا نه؟! غالباً می گویند بلی این احتیاج وجود دارد! می گوئیم رفتارهای عادلانه و بزرگوارانه و صلح و صمیمیّت و انجام کارهای خوب و خودداری از کارهای خلاف منافع خود و دیگران از کجا باید بدست آید و بطور کلی رفتارهای انسان ها مبتنی بر چه اصلی و کدام اخلاق باید باشد؟! غالباً وقتی بحث به این مرحله می کشد، می گویند «انسانیّت» می گوئیم بسیار خوب این انسانیت از کجا باید حاصل شود و چگونه باید بدست بیاید؟! و مبنای این انسانیت چیست؟! و این عنوان کلی به کدام روش زندگی و کدام آداب و رسوم اطلاق می شود؟! تعریف کامل انسانیت کدام است؟! آیا اخلاق و رفتار و نظریات کدام انسان باید مبنای رفتارهای خوب قرار بگیرد؟ انسان هائی در جوامع مختلف وجود داشته اند و اکنون هم وجود دارند که تمام عمر خود را در مسیر کمک به انسان ها و محبت به آن ها و پیشرفت علم و وسائل آسایش انسان ها بکار می برند و در مقابل انسان هائی بوده اند و هستند که برای اهداف شخصی خود تباهی های زیادی در جوامع انسانی ایجاد کردند و جنگ ها راه انداختند انسان هائی را کشته اند. حال باتوجه به این وضع کدام انسان و اخلاق و رفتار او را مبنای رفتارهای انسان ها باید قرار داد؟!

 اگر بحث و گفتگو ادامه یابد و دقت لازم در بحث به کار بسته شود و طرفین بحث به همدیگر کمک کنند، سرانجام به این نقطه خواهند رسید که «انسانیت» همان تقوای فطری و خدادادی برای انسان ها است! یعنی انسان ها بدون آموزش مستقیم و متعارف دینی زمینه تمایل به کارهای خوب و خودداری از کارهای خلاف را دارند! مثل اینکه افرادی که بظاهر آموزش دینی ندیده اند و به دستورات دینی عمل نمی کنند، گاهی کارهای خوب و ممدوحی انجام می دهند و اخلاق جاذب و زیبائی هم دارند! فرضاً یک خانم غیر پای بند به ظواهر احکام شرعی که بعنوان مثال حجابی را رعایت نمی کند و یا نماز نمی خواند و روزه نمی گیرد، اگر ببیند مقداری پول و یا اشیاء قیمتی دیگری روی زمین افتاده احتمال دارد آن پول یا اشیاء قیمتی را بردارد و بگردد و صاحب آن را پیدا کند و به او تحویل دهد و یا نیازمندی را در کوچه و خیابان ببیند و مقدار قابل توجهی پول به او بدهد و یا پدر و مادر و همسر و فرزندان خود را تکریم کند و نسبت به آن ها وفاداری خود را اظهار کند و یا به یک مؤسسه خیریه کمک مالی کند و امثال آن ها. حال اگر درباره رفتارهای چنین شخصی و منشأ آن رفتارها بحث و گفتگو و تحقیقی به عمل آید چند نکته علمی و اخلاقی روشن خواهد شد.

۱-کارهای پسندیده او در نظر اغلب انسان ها ممدوح و مطلوب و قابل تحسین تلقّی خواهد شد.

۲-عده ای از انسان ها کارهای خوب و پسندیده آن شخص مورد مثال را «انسانیت» تعبیر خواهند کرد.

۳-منشأ آن کارهای خیر همان تقوای فطری است که خداوند در نهاد انسان ها قرار داده است.

۴-آن شخص بدون اینکه خودش توجه کند و یا دیگران متوجه آن شوند در حقیقت علاقه مند به دستورات دینی و پای بند به آن ها است، یعنی ظاهراً یک فرد غیر مذهبی است و اما در حقیقت در عمده جهات فکری و رفتاری و زندگی، یک انسان مذهبی است! و فقط به بعضی از دستورات دینی بی اعتناء و بی توجه است! و آن هم علل خاصی دارد که از جمله آن ها بی اطلاعی از حقیقت مذهب است و رفتارهای گروهی از انسان های جاهل که بر حسب ظاهر مذهبی هستند!

اما باید دید که تقوای فطری یا انسانیت او آیا در همه جهات زندگی راهگشا است و او همه خوبی ها و بدی ها را تشخیص می دهد و اگر تشخیص داد به آن ها عمل می کند یعنی فرضاً اگر او بشدت عصبانی و خشمگین شد باز حرمت انسان ها را حفظ می کند و وظائف اخلاقی خود را انجام می دهد. آیا او به همه نیازهای خانواده و فرزندان خود علم دارد؟ آیا تضمینی وجود دارد که او فرزندانش را به نحوی تربیت کند که به انسان های ارزشمندی تبدیل شوند؟!

خلاصه بحث اینکه:

اولاً: در همه انسان ها بلحاظ خلقت یک نوع تقوا و پرهیزکاری از اعمال ناپسند وجود دارد. و همچنین زمینه مساعد برای رفتارهای خوب و اخلاق حسنه و محبت به همنوعان و حتی حیوانات.

ثانیاً: انسان ها بلحاظ خلقت و فطرت خود، و بدون آموزش به معنای متعارف و متداول، قدرت تشخیص نوعی کارهای خوب و بد و به تعبیر قرآن مجید «فجور و تقوی» را دارد. اما این الهام فطری شامل خوبی ها و بدی های قراردادی در جوامع انسانی نمی شود.

ثالثاً: فطرت انسان و تقوای فطری او بدون محافظت از طریق آموزش های دینی و تقویت از همین جهت دچار آسیب ها و گاهی اختلال کامل می شود. و آشکارترین دلیل برای اثبات این ادعا، رفتارهای ظالمانه و خشونت آمیز انسان ها نسبت به همنوعان خود می باشد.

رابعاً: قدرت تقوای فطری و میدان فعالیت آن محدود است و این نوع تقوا در مقابل کشش های اعتیادی نفس انسان و بعضی عوامل دیگر سخت ناتوان است و اگر تقویت نشود در مقابل آن عوامل شکست خواهد خورد و از بین خواهد رفت.

خامساً: تقوای فطری اگر در انسان برقرار بماند، عامل تأثیرپذیری از آموزش های پیامبران خدا- علیهم السلام- و پذیرش آن ها و عمل به آن ها و حصول تقوای اکتسابی قدرتمندی خواهد شد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۷/۱۰/۱۰

پاورقی:

۱-در بخش درس هائی از نهج البلاغه در همین «وبسایت حکمت طریف» بحث مفصّلی در توصیف متّقین حقیقی و صفات و افعال آن ها بصورت تفسیری بر خطبه متّقین (همام) به عمل آمده است، علاقه مندان می توانند به مقالات اول این سلسله مباحث یا به تمام مقالات منتشر شده از تفسیر آن خطبه مراجعه کنند.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن