۲۹ – چرا در دین اسلام آنقدر جنگ و لشکر کشی وجود دارد؟

downloadسؤال: با سلام دانشجوی دکتری هستم و مدام در دانشگاه مباحث دینی و شبهه ناک مطرح می شود و این سؤال برای من ایجاد شده که چرا در دین اسلام آنقدر جنگ و لشکر کشی وجود دارد؟آیا ادیان دیگر هم این چنین هستند؟چرا در آخر جنگ زنان به عنوان غنیمت گرفته می شدند؟چرا ارتباط مردان با کنیزان آزاد بوده است؟

پاسخ:ما هم به شما سلام عرض می کنیم و خوشوقتیم که با نسل جوان تحصیل کرده دانشگاهی در ارتباط علمی و بحث و گفتگو باشیم چون در طول دوره عمر معلّمی هم با جوانان و دانشجویان در ارتباط بودیم و به این نوع زندگی انس گرفته ایم و علاقه مندیم مباحث دینی را با ما در میان بگذارید، یا خود ما به شبهات شما جواب می دهیم و یا شما را به منابع علمی و دانشمندان متخصص در رشته های مختلف علوم دینی معرفی می کنیم امّا سؤال شما در حقیقت چهار تا سؤال یا حداقل دو تا سؤال با دو موضوع مستقل مرتبط به یکدیگر می باشد به این صورت:

الف:چرا در دین اسلام آن قدر جنگ و لشکرکشی وجود دارد؟

ب: آیا ادیان دیگر هم این چنین هستند؟

ج:چرا در آخر جنگ زنان بعنوان غنیمت گرفته می شدند؟

د:چرا ارتباط مردان با کنیزان آزاد بوده است؟

می توانیم این چهار تا سؤال را فشرده کنیم و به دو سؤال تبدیل کنیم و تحت دو عنوان آن ها را جواب بدهیم.

۱-علّت وقوع جنگ ها در اسلام و جایگاه جنگ در ادیان دیگر.

۲-رفتار پیروان دین توحیدی با اسیران بالخصوص زنان اسیر شده در جنگ ها.

امّا در مورد سؤال اوّل می گوییم دین اسلام به طور کلّی مخالف ایجاد جنگ است و انسان ها را در اختلافاتی که دارند به صلح و آرامش و مهربانی با یکدیگر دعوت می کند. این موضوع هم از آیات قرآن و هم از رفتارهای پیامبر خدا (ص) با انسان ها بالخصوص با مخالفان خود آشکار می شود.

در آیه ای از قرآن کریم هم صراحتاً اعلام کرده است که« وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» النساء آیه ۱۲۸ یعنی صلح بهتر است. در رفتارهای پیامبر اسلام هم به طور مکرر دعوت به صلح و آرامش مسالمت با انسان ها به عمل آمده و این نوع رفتار شاخصی از شخصیت آن بزرگوار محسوب می شود.

پس شروع جنگ یعنی جنگ اولیه جایگاهی در دین توحیدی ندارد و عملی است نا ممدوح نه انسان ها به آن تشویق شده اند و نه اجازه چنین کاری به آن ها داده شده است.

امّا یک وقت ملتی مورد هجوم دیگران قرار می گیرد، یعنی دشمن جنگ را شروع می کند و یا مقدمات آن را فراهم می کند! عقل انسان در این موقعیت چه نقشی به عهده می گیرد؟ آیا باید در مقابل حمله دشمن سکوت کرد و اجازه داد که دشمن در فضای زندگی مردم وارد شود و انسان ها را بکشد یا اسیر کند و امکانات زندگی انسان ها را نابود کند یا به تصرّف خود در آورد؟ آیا در وقت حمله دشمن باید دست روی دست گذاشت و تماشا کرد؟پاسخ این سؤالات نزد عقلا مشخص است. با بی میلی یک ملّت نسبت به جنگ و تمایل به آرامش و صلح، انسان های سرکش و اهل جنگ به خانه های خود بر نمی گردند و بلکه برای جنگ و آدمکشی بیشتر متمایل می شوند.

دفاع از زندگی خود در فرهنگ ملّت های مختلف امری است معقول و مشروع و صحیح نیست که ملّتی جهت دفاع از خود سرزنش کرد و مورد انتقاد قرار داد و او را طرفدار جنگ و خشونت معرفی کرد.

با اندک آشنائی و اطّلاع از تاریخ ظهور اسلام آشکار می شود که این مشرکان و مخالفان اسلام بودند که جنگ ها را شروع می کردند و مسلمین هم در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) و مدیریت او به جامعه دینی با انسانی ترین روش های ممکن جنگ به وجود آمده را اداره می کردند. غالباً قبل از شروع جنگ اقداماتی جهت جلوگیری از آن انجام می دادند و سپاه دشمن را با سخنان نافذ و مؤثری به صلح دعوت می کردند و غالباً این تدابیر مؤثر واقع می شد و دشمن ازجنگ و کشتار خودداری می کردند. البتّه در موارد قلیلی هم دشمن، اعتنائی به پیشنهاد صلح از جانب آن بزرگوار نکرد و جنگ واقع شد. و وقتی هم که جنگ واقع می شد و از آن اجتناب به عمل نیامد با انسانی ترین روش ها با دشمن برخورد می کردند و در صورت تسلّط هم تا جائی که ممکن بود از کشتن افراد سپاه دشمن خودداری می کردند و اگر افرادی از سپاه دشمن اسیر می شدند، مسلمین رفتاری بزرگوارانه با آن ها داشتند. به طوری که از اسراءجنگ بدر نقل شده که مسلمین از میدان جنگ تا شهر مدینه آن مقدار با ما اسراء خوش رفتاری کردند که گاهی ما از آن ها خجالت می کشیدیم. آن ها بهترین غذاهای خود را به ما می دادند و غذاهای کم ارزش را خودشان می خوردند و در تاریخ جنگ های اسلامی هم نقل شده که پیامبر اکرم (ص) در مورد اسراء جنگ بدر اعلام کردند که هر کس به ده نفر خواندن و نوشتن یاد بدهد آزاد خواهد شد. یعنی شرط آزادی آن ها را یاد دادن خواندن و نوشتن به ده نفر اعلام کردند.

در مورد این سؤال و پاسخ ما توصیه می کنیم که به جواب سؤال ۲۷ در همین سایت و بخش سؤال و جواب ها مراجعه بفرمائید.

8 - مسأله خلافت بین شیعه و سنی
بخوانید

امّا در جواب قسمت دوم این سؤال یعنی این که آیا ادیان دیگر هم این چنین هستند؟ عرض می کنیم فرقی بین روش های زندگی انسان ها در اصل در ادیان توحیدی وجود ندارد و روش های آن ها در اصل مثل یکدیگر است. امّا دین توحیدی به طور کلی نظامی جهت زندگی انسان ها دارد و در آن نظام برای شرایط مختلف اجتماعی و تاریخی و فرهنگی برنامه های مناسبی وجود دارد.

بعنوان مثال: پیامبران خدا غالباً بجزء عدّه قلیلی از آن ها فقط مقام «نبوّت» داشتند و عدّه قلیلی هم مقام «نبوّت» و «رسالت» را توأم داشتند. آن ها در مقام نبوّت عمدتاً در حد آموزش های عقیدتی و اخلاقی و تکلیفی فعالیّت داشتند، یعنی فعالیّت های آن ها جنبه آموزشی داشت. امّا مقام رسالت عهده دار تشکیل جامعه دینی و اداره آن می باشد، یعنی آن عدّه از پیامبران که مقام رسالت داشتند اقدام به تشکیل جامعه دینی می کردند و لازمه تشکیل جامعه دینی مدیریت و به وجود آوردن امکانات آن مثل تشکیل قوای حکومتی و دادگاه های دینی و امثال آن هاست.

اگر در یک جامعه امکان تشکیل حکومت دینی موجود باشد پیامبر مبعوث شده به آن جامعه از طرف خداوند اجازه تأسیس چنین حکومتی را دریافت می کند. گاهی یک پیامبر در مراحل مقدماتی تشکیل جامعه دینی قرار می گرفت و مثلاً با تکذیب کفّار و مخالفان مواجه می شد و قدرت لازم را به دست نمی آورد ولی حداقل در جهات علمی اوصاف چنین جامعه برای مردم شناخته می شد. زمانی هم یک پیامبر می توانست جامعه کاملاً دینی در منطقه ای از زمین برقرار کند مثل حضرت سلیمان (ع) و حضرت موسی (ع) و وجود مبارک آخرین پیامبر خدا حضرت محمّد (ص)

طبیعی است که در مقابل فعالیّت های پیامبران بالخصوص در مرحله تشکیل جامعه دینی و حکومت دینی کفّار و مخالفان حکومت دینی هم بیکار نمی نشستند و اقدام به مقابله و جنگ می کردند. و جنگ های پیامبران از این نوع بود.

اگر در تاریخ اسلام مطالعه ای بفرمائید متوجه خواهید شد که تمامی جنگ هائی که رسول خدا (ص) در آن ها شرکت داشتند از طرف کفّار شروع شد و پیامبر خدا (ص) و پیروانش موضع دفاعی در آن جنگ ها داشتند. بجزء جریان فتح مکّه که آن هم با پیمان شکنی کفّار شروع شد و نهایتاً  اگر آن جنگ را به صورت جنگ هجومی تلقی کنیم، رفتار پیامبر خدا (ص) در آن جنگ به خوبی نشان دهنده عدم تمایل آن حضرت به جنگ است و متوجه می شویم که با چه تدابیری در آن جنگ رسول خدا (ص) جلو کشتار و خونریزی را گرفتند و این حادثه بدون درگیری و خونریزی جریان یافت.

در زمینه این سؤال قبلاً ما بحثی داشتیم که در سؤال ۲۷ جواب داده شده، جهت جلوگیری از تکرار بعضی از مطالب توصیه می کنیم به جواب همان سؤال در سایت «حکمت طریف» مراجعه بفرمائید و همچنین در مورد رفتار های پیامبر اکرم (ص) در جنگ ها به مقاله: تجلّی رحمت پیامبر (ص) در جنگ ها که در بخش مقالات تحت عنوان «سیره معصومین» قرار دارد مراجعه بفرمائید.

ضمناً تذکر این نکته لازم است که ما فرهنگ حقیقی دینی را مبنای بحث قرار داده ایم و نظریات آن را بیان کردیم نه رفتار های کسانی را که مدعی پیروی از ادیان آسمانی هستند. یعنی این که در حوادث تاریخی و تحوّلات اجتماعی گاهی پیروان یک دین آسمانی اعمال و رفتار هائی انجام داده اند که ما از آن ها نمی توانیم دفاع کنیم و دفاع ما شامل عقاید و اعمال و رفتار های پیامبر اکرم (ص) و ائمّه اهل بیت (علیهم السلام) و به طور کلی فرهنگ دینی می شود که مبتنی بر قرآن مجید و سیره معصومین (علیهم السلام) می باشد.

در طول تاریخ گاهی کسانی مدعی پیروی از یک دین آسمانی بوده اند و امّا رفتار های آن ها رفتار دینی نبوده و بلکه گاهی تعارض آشکاری با رفتارهای دینی داشته و این اختصاص به یک دین معیّنی ندارد.

شما در تارخ ادیان مختلف رفتارهای بسیار خشن انسان هائی را مشاهده می کنید که با رحمت و رأفت موجود در فرهنگ ادیان تعارض داشته است.

مثل جنگ های صلیبی که منجر به کشتارهای عظیمی از انسان ها شد، در حالیکه این جنگ ها را کسانی راه انداختند که مدعی پیروی از حضرت عیسی (علیه السلام) بودند.چه تناسبی وجود دارد بین اخلاق کریمانه و صلح طلبی پیامبر خدا، حضرت عیسی و جنایات بی شمار مدعیان پیروی از آن حضرت یعنی مسیحی ها؟ چه در جنگ های صلیبی و چه در جنگ های دیگری مثل جنگ جهانی اول و دوم…

چه تناسبی وجود دارد بین ادعای دموکراسی و حقوق انسان ها و حمایت از صلح و آزادی و جنگ هائی که همین مدعیان در زمان ما در سطح جهان راه انداخته اند و انسان های بی گناهی را که هیچ تمایلی به جنگ نداشتند قتل عام کرده اند، حتی کودکان و بیماران بستری در بیمارستان ها.

از نظر دین توحیدی ایجاد جنگ و خشونت و ظلم به انسان ها محکوم است و پیروان حقیقی دین توحیدی تمامی تلاش خود را باید به کار ببرند در ایجاد فضای سالم و امن برای انسان ها.

الیاس کلانتری

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن