۳۰۴- آیا دعای انسان می تواند مسیر زندگی او را تغییر دهد؟

بخش دوم *

کلیات*

  • دعا و تأثیر آن در زندگی انسان خیلی عمیق تر و گسترده تر از آن است که بحث آن در یک یا چند مقاله یا یک جلد کتاب به پایان برسد.

  •  تغییر پذیری نظام زندگی انسان و مسیر او در اثر دعا.

  •  حکمت دستور خدای سبحان به بندگان درباره دعا.

  •  دعا یکی از عوامل تغییر زندگی انسان و مسیر آن است.

  • جبر فلسفی و عقیدتی با هیچ معیار عقلی و دینی سازگار نیست.

  •  مراد از جبر تکوینی چیست؟

  • جبر تکوینی در تمام عالم و تمامی پدیده های خلقت بطور دائم برقرار است.

  •  خواصّ موجود در اشیاء و مخلوقات جلوه‌هائی از جبر تکوینی است.

  •  رشد بدنی و رسیدن به مرحله کمال جسمانی در جانداران انتهای سیر تکاملی آنها است و در انسان ابتدای آن.

  • زندگی حقیقی انسان و فعالیت های عقلی او بعد از رسیدن به کمال جسمانی شروع می‌شود.

  •  در آموزش پذیری انسان و تحقّق آموزش‌ها در روح او، علم و حکمت و قدرت و سایر اسماء حسنای خدا و قدرت عطا شده به ملائکه و انسانها دخالت دارند.

  •  دعا نوعی عبادت است و ترک دعا، ترک عبادت پروردگار عالمیان محسوب می‌شود.

  •  اگر ارتباط انسان از طریق دعا به پروردگارش برقرار نشود او مبتلا به نوعی شرک و کفر خواهد شد.

  •  انسان جهت کسب استعداد ورود به بهشت احتیاج به ارتباط مستمر با پروردگار عالمیان از طرق مختلف از جمله از طریق دعا دارد.

 سؤال: آیا حوادث زندگی انسان از ناحیه حکمت خداوند تعیین می شود یا با دعای او؟

 پاسخ: به این سؤال در بخش قبلی بطور اجمال پاسخ داده شد، اما جهت رعایت اختصار ادامه بحث به این شماره موکول گردید و مطالبی هم در این زمینه ناگفته ماند که در این نوشتار متذکر آنها می‌شویم.

 درباره دعا و حقیقت آن و تأثیر آن در زندگی انسان و فواید و آثار آن قبلاً در چند مقاله مطالبی نوشته شد و در انتهای این مقاله متذکر عناوین و شماره های آن مقالات خواهیم شد. اما با وجود آن مباحث و موضوعات آن مقالات، لازم است مباحث دیگری درباره آن طرح شود، چون موضوع دعا و نقش و تأثیر آن در زندگی انسان خیلی عمیق تر و گسترده تر از آن است که بشود در یک یا چند مقاله و یا یک جلد کتاب قابل توضیح تفصیلی باشد، لذا در پاسخ سؤالاتی درباره آن به توضیح چند مسأله که در اولویت قرار دارند پرداختیم و جهات دیگری از این موضوع را به فرصت های مناسب دیگری موکول کردیم و در این مقاله و پاسخ این سؤال فرصت مناسبی جهت بیان دو مطلب اصلی درباره آن حاصل شد و آن دو عبارتند از:

۱- موضوع تغییرپذیری نظام زندگی انسان و مسیر او.

۲- حکمت دستور خدای سبحان به بندگان درباره دعا.

 به موضوع اول در مقاله قبلی اشاره ای شد، اما توضیح آن عبارت است از اینکه زندگی انسان و نظام آن و مسیر انسان در عالم دنیا و زندگی فعلی او و همچنین مقصد زندگی او تغییر پذیر است و اصل آموزش و نیاز انسان ها به آن هم از این جهت و به منظور تحقّق این اراده پروردگار عالمیان می باشد.

 از جمله عواملی که موجب تغییر نظام زندگی و مسیر آن می شود، آموزش ها و دعاهای انسان‌ها است. و از این تغییرات امکان دارد، سختی‌ها و مشقّت ها به آسایش، و خوف ها و وحشت ها به امنیّت و آرامش، و ضعف‌ها و ناتوانی ها به قدرت، و درد و رنج ها به لذت ها، و فقرها و نیازمندی ها به غنا و دارائی ها، و شقاوت ها به سعادت ها و رستگاری ها تبدیل شود، و همچنین برعکس.

 مسیر زندگی انسان را در اصل اعمال اختیاری او و قوانین جبری حاکم بر عالم از ناحیه اراده خدای سبحان و آموزش‌ها معین می‌کند و بعضی عوامل فرعی هم نقشی و تأثیری در این زمینه دارد. قابل تذکر است که منظور از «جبر» در این بحث جبر فلسفی و کلامی مشهور نیست که عده ای به آن عقیده دارند و آن با هیچ معیار عقلی و معارف حقیقی دینی سازگار نیست! بلکه مراد «جبر تکوینی» است که بصورت خواصّ خلقتی اشیاء و قوانین حاکم به موجودات، در عالم برقرار است.

 مثل اینکه گفته شود، نمک جبراً شور است و قند – به معنی عرفی – جبراً شیرین است. و آب در دمای معین جبراً تبخیر می‌شود و جبراً یخ می‌بندد و نور آفتاب جبراً اشیاء را روشن و قابل رؤیت می سازد و حرارت اشیاء را که در معرض آن قرار گرفته‌اند جبراً بالاتر می‌برد و امثال آنها و همچنین در بدن انسان دستگاه گردش خون و دستگاه تنفس جبراً فعالیت می‌کنند و مواد غذائی به اعضاء بدن و انرژی های متعدّد تبدیل می‌شود.

 تغییراتی که در مسیر زندگی انسان از ناحیه اعمال او از جمله دعا پدید می‌آید در حیطه اراده و مشیّت خدای سبحان و از ناحیه علم و حکمت و قدرت او تحقّق می‌یابد و او قوانین مربوط به آنها را در عالم به وجود آورده و همچنین حفظ می‌کند و بطور مستمر برقرار می دارد.

 مشیّت خدای سبحان درباره زندگی انسان‌ این نوع تغییرات و تحوّلات را به وجود می‌آورد و او خواسته است که مسیر زندگی انسان و حوادث مربوط به آن تغییر پذیر باشد! و این تغییر پذیری کمالی است که از طرف پروردگار عالمیان به انسان عطا شده و جانداران دیگر غیر از انسان – فاقد این نوع کمال و ارزش وجودی هستند.

گوسفند امروزی مثل گوسفند ده هزار و صد هزار سال پیش زندگی می کند و همان غذا را می خورد که گوسفند چند هزار سال پیش می خورد و از خوردن همان گیاه خودداری می‌کند که همان گوسفند قدیمی خودداری می‌کرد. و او از فاصله ای وجود گرگ و پلنگ و ببر و امثال آنها را احساس می‌کند که قبلاً بود و از سگ اهلی – یعنی از نوع اهلی – که شبیه به گرگ هم هست فرار نمی‌کند همچنانکه گوسفندان قبلی رفتار می‌کردند.

 کبوتر امروزی هم مثل کبوتر چند هزار سال قبل زندگی می‌کند و در جای امنی برای خود و جوجه های آینده خود لانه می سازد و دانه‌های حبوبات و بعضی از اشیاء دیگر را می‌خورد و مثل کبوترهای قدیمی آب می نوشد و از آن غذا و آب ماده ای در بدنش ساخته می شود شبیه شیری که نوزاد جانداران دیگر از مادر خود دریافت می کنند و آن را در دهان جوجه خود می‌ریزد و تا مدتی که جوجه او قدرت پرواز ندارد، او را تغذیه می کند و بعد از آن مرحله او را رها می‌کند. این نظام مورد بحث در زندگی جانداران بعداً هم برقرار خواهد بود و ما انسان‌ها هرگز کبوتر سیاستمدار و گوسفند دانشمند و اسب خیاط و شتر آهنگر مشاهده نخواهیم کرد.

اما انسان می تواند دانشمند یا خیاط یا آهنگر یا راننده یا خلبان شود و این نوع تغییر پذیری در زندگی انسان – بطوریکه قبلاً ذکر شد – کمال و فضیلتی است که خدای سبحان به این موجود برتر و متعالی عطا کرده است.

 خدای قادر بر همه چیز قادر است که بعضی از کمالات و خصوصیات را که به موجودات دیگر عطا کرده به انسان هم عطا کند و مثلاً او مانند بعضی از گیاهان مثل گندم و برنج در عرض چند ماه به کمال برسد و یا مثل درخت انگور و زردآلو و هلو در سه، چهار سالگی کامل شود و ثمر بدهد!

 اما زندگی انسان در اصل و در مجموع دائمی و ابدی است و برای رسیدن به آن زندگی مطلوب که مقصود از آفرینش اوست احتیاج به آموزش و رفتارهای معینی دارد و آن آموزش در حدّ مشاهدات و خواصّ ظاهری اشیاء نیست که جانداران دیگر هم آنها را مشاهده می کنند. بلکه از نوعی بسیار متعالی و از پدیده‌های عالم فوق ماده است! و دارای ارزش های برتر فوق دنیوی.

 در آموزش پذیری انسان و تحقّق آموزش‌ها در روح او، علم و حکمت و قدرت خدای سبحان و سایر اسمای حسنای او و قدرت عطا شده از او به ملائکه و علم و ایمان و قدرت های روحی عطا شده به پیامبران – علیهم السلام – و قوای وجودی عطا شده به انسان و تمام پدیده های موجود در زمین و اراده و قوانین حاکم بر آسمانها، دخالت دارند و وجود انسان و روح دمیده شده در او از طرف خدای سبحان ظرف مناسب و شایسته ای برای برقراری عظیمترین کمالات و فضیلت ها است! و مشیّت خدای حکیم و علیم اقتضاء می‌کند که این موجود با فضیلت و ارزشمندِ ساخته شده از خاک – در بُعد جسمانی – و از روح بسیار متعالی دمیده شده در وجودش از طرف ذات قدوس الله به مرحله ای از کمالات و تحوّلات برسد که از عالم دنیا صعود کند و در فضای ملکوت و جوار پیامبران و ملائکه یعنی در بهشت آخرت زندگی کند و در آن جایگاه حکمت خلقت او و اراده خدای سبحان درباره او تحقّق و ظهور خواهد یافت.

177-آیا انسان در سرنوشت خود نقشی دارد؟!
بخوانید

حکمت دستور خدای سبحان به انسان درباره دعا

خدای علیم حکیم که همه چیز را می داند از گذشته و آینده و ظاهر و باطن و غیب و شهود و نیازهای بندگان و نیازهای او در آینده و در عالم بعدی و آنچه را انسان درباره وجود فعلی خود و پدیده های مربوط به او در آینده احتیاج دارد، به انسان ها بطور صریح و بصورت مکرّر دستور می دهد که او را بخوانند و از او درخواست کنند و این دعا و درخواست هم استمرار داشته باشد و بصورت یک رفتار دائمی و روزمره و مکرّر در آید. همچنانکه انسان در هر روز و بطور مکرّر غذا می خورد و آب می نوشد. همچنین آن ذات قدوس در مقام آموزش انسانها چه در آیات کتاب خود و چه به زبان و رفتار پیامبرانش، راه و روش دعا و درخواست از خود را به آنها یاد می‌دهد.

 موضوع دعا و درخواست از پروردگار انسان ها به نحوی در قرآن مجید و سخنان و رفتارهای معلمان آسمانی مطرح شده است که عنایت خاصّ او به این موضوع روشن و اهمیت عمل به این دستور کاملاً آشکار است. از جمله در آیه مشهور ذیل که می‌فرماید:

  «وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ» (غافر/۶۰) یعنی: و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا بپذیرم و پاسخ دهم، آنان که از عبادت من سرپیچی می کنند به زودی سرافکنده وارد جهنم خواهند شد.

 در آیه کریمه اهمیت زیاد دعا مورد تذکر قرار گرفته و همچنین بطور ضمنی اشاره ای شده به اینکه دعا یک نوع عبادت است و ترک دعا ترک عبادت خداوند است. منظور این است که در موضوع دعا علاوه بر درخواست نیازها از خدا، اصل ارتباط با او و نیاز انسان به این ارتباط هم مورد نظر می باشد. و اگر این نوع ارتباط با خدای سبحان برقرار نشود، انسان گرفتار نوعی شرک و کفر خواهد شد و سرانجام در جهنم سقوط خواهد کرد.

 از تدبّر در آیه کریمه و آیات دیگر قرآن مجید بر می‌آید که انسان جهت کسب استعداد ورود به بهشت و زندگی در آنجا احتیاج به ارتباط مستمر با پروردگارش و دریافت قدرت و کمالات معینی از او دارد و یکی از طرق ارتباط با او دعا و درخواست از اوست.

 ارتباط با خدای سبحان حاصل مهم و ارزشمند تر دعا بلکه حاصل اصلی آن است و دریافت حاجت از او از ناحیه دعا حاصل دیگر آن و ای بسا حاصل اولی یعنی تحقّق ارتباط با پروردگار عالمیان خیلی گرانبها تر و ارزشمندتر از دریافت حاجت معین مورد نظر باشد! مگر اینکه دعای بنده مشتمل به نجات از آتش جهنم و ورود در بهشت باشد و همچنین توفیق ذکرالله کثیر و توفیق در عبادت الله! که در آن صورت حاصل اولی و دومی با هم جمع خواهند شد.

 ارتباط با ذات قدوس الله – عزّوجلّ – سبب رشد روح انسان و تطهیر آن و افزایش کمالات و ارزش‌های آن می شود. و هر مقدار این ارتباط بیشتر شود، کمالات و ارزش‌های آن هم بیشتر خواهد شد. برای روشن شدن موضوع، مثالی ذکر  می‌کنیم، اگر چه این مثال شباهتی با موضوع مورد بحث دارد.

 درختی را در نظر می‌گیریم که تازه کاشته شده و در مرحله نهال قرار دارد این نهال در صورتی که آفتاب به آن بتابد و آبیاری شود، رشد خواهد کرد و رشد کامل و ثمردهی مطلوب و مورد انتظار از آن به میزان تابش نور آفتاب و میزان آبیاری و مراقبت از آن ارتباط خواهد داشت. ادامه تابش آفتاب و آبیاری آن سبب رشد و افزایش حجم و طول ساقه و شاخه ها و ریشه های آن خواهد شد. بعد از گذشت زمانی مثلاً یک یا دو یا چند سال این نهال به درخت تنومند و بزرگتری تبدیل خواهد شد که در فصل بهار شکوفه ها و گلهائی در شاخه‌های آن پدید می‌آید و ثمردهی آن شروع می‌شود.

 با هر مقدار تابش آفتاب میوه های بوجود آمده در شاخه‌های آن رشد بیشتری خواهد داشت و بزرگتر و کاملتر و مرغوب تر خواهد شد. نیاز آن درخت به تابش آفتاب صورت استمراری دارد و اگر یک روز یا یک ساعت هم آفتاب به آن نتابد و یا کمتر بتابد و یا تابش آفتاب قطع شود در میزان ثمردهی و میزان رشد میوه ها و مرغوبیت آنها و ارزش غذائی و داروئی و زیبائی آنها اثر خواهد داشت. همچنین هر مقدار نور آفتاب بیشتر به آن درخت بتابد اثرات مفید و ارزشمندی در آن درخت و میوه های آن پدید خواهد آمد.

در این بحث روح انسان را به آن درخت و میوه های آن تشبیه می‌کنیم و صفات و افعال خدای سبحان را به نور و حرارت آفتاب و عرض می‌کنیم که هر مقدار ارتباط روح انسان با خدای سبحان و صفات و افعال او بیشتر شود، آن روح و اعمال صادر شده از آن کمالات و ارزش های بیشتری پیدا خواهد کرد و دارائی های انسان بیشتر خواهد شد، همچنانکه با تابش بیشتر نور آفتاب رشد آن درخت و میوه های آن بیشتر می‌شود و آن میوه ها خوشرنگ تر و خوشبو تر و دارای طعم و خواصّ مطلوب بیشتر و بهتری خواهد شد.

می‌توانیم یک نکته علمی و اخلاقی را هم به این بحث اضافه کنیم و آن اینکه این درخت است که به نور آفتاب احتیاج دارد و اما آفتاب نیازی به اینکه میلیاردها درخت و گیاه از نور و حرارت آن استفاده کنند ندارد! یعنی بهره مندی بیشتر یا کمتر درختان تأثیری در وضعیت آفتاب ندارد و افزایش این نوع استفاده، به کمالات و ارزش‌های آفتاب نمی افزاید و بهره‌مندی کمتر هم به عظمت و ارزش‌ها و کمالات آن آسیبی وارد نمی کند.

و این انسان ها هستند که احتیاج دارند درباره خواصّ نور و حرارت خورشید آموزش ببینند و استفاده از آن را در زراعت و صنعت و طب بیشتر کنند. حکمت خدای سبحان اقتضاء می کند که انسان‌ها برای دریافت رحمت و نعمت های پروردگارشان دعا کنند، اگرچه بعضی از مراتب رحمت او بدون دعا – به معنی عرفی – حاصل می‌شود مثل نور و حرارت آفتاب و نزول باران و خلقت اعضاء بدن انسان و قوای وجودی او و استمرار خواصّی که به بدن و اعضاء و اجزاء آن و همچنین به روح انسان عطا شده است.

 در اثر دعا روح انسان به قدرت و کمالات بی‌پایان متّصل می‌شود و این اتصال سبب دریافت قدرت های روحی و خواصّ معین بدنی در او می شود و تمامی این پدیده‌ها و جریانات مطابق علم و حکمت خدای علیم حکیم و صاحب قدرت بی انتها است.

 روح انسان طوری آفریده شده است که بین آن و صفات و افعال پروردگار عالمیان مثل علم و قدرت و رحمت و غنا و جمال، سنخیت و تناسبی وجود دارد و در اثر اتصال روح انسان از طریق دعا و انواع دیگر «ذکرالله» به پروردگارش این پدیده عظیم و گرانبها یعنی «روح انسان» پرورش مطلوب می یابد و رشد می‌کند و دارای کمالات بیشتری می‌شود و انسان به مقصد عالی آفرینش وارد می شود. همچنانکه خدای سبحان فرمود:

  «وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا–  فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا–  قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا–  وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» (الشمس/ ۷- ۱۰) یعنی: سوگند به نفس (روح) [انسان] و آنکه آن را تسویه کرد – و اعمال زشت و خلافکاری [همچنین] تقوا و پاکی را به آن الهام کرد – پس رستگار شد هر کس آن را رشد داد [و پاک کرد] و زیانکار شد هر کس که آن را ضایع و خراب و آلوده ساخت.

بعضی از مقالات مربوط به دعا با شماره ها و عناوین در بخش پرسش و پاسخ ذیلاً ذکر می شود.

۳۱ – چرا دعاهایمان مستجاب نمی شود؟

۹۲- برای چه چیزهایی باید دعا کرد؟

۱۲۲- وقتی خداوند نیازهای ما را می داند، چه احتیاجی به دعا وجود دارد؟

الیاس کلانتری

 

 

 

 

 

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن