۴۱-آیا اسلام دارد مثل زمان حضرت رسول اکرم (ص) غریب می شود؟

eslam3_984پاسخ: این سؤال شما از یک حدیث مشهور نشأت گرفته است و آن این که از وجود مبارک رسول خدا (ص) نقل شده که فرمود:

«الاسلام بدا غریباً و سیعود غریباً کما بدا، فطوبی للغربا» (1) یعنی اسلام با غربت شروع شد و بعداً دوباره به حالت غربت بر می گردد، پس زندگی پاک تر و گوارا (در بهشت) برای غریبان خواهد بود. این حدیث شریف از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و امامان دیگر هم نقل شده است. (۲)

منظور رسول اکرم (ص) و امامان اهل بیت (ع) این است که اسلام ابتدا زمان ظهورش در حال غربت بود و عده قلیلی به آن ایمان آورده بودند و بعداً انتشار گسترده ای پیدا کرد و انسان ها گروه گروه به آن روی آوردند و اما بعداً در زمان دیگری مجدداً حالت غربت پیدا خواهد کرد و پیروان آن کم یا ضعیف خواهند شد، و اما خداوند به پیروان آن در زمان غربت پاداش عظیمی خواهد داد، به جهت فشارها و اذیت هائی که از مخالفان متوجه آن ها می شود و آن ها فشارها و اذیت ها را تحمل می کنند. این اصل موضوع است، اما در این زمینه چند نکته قابل توجه است:

۱-غربت اسلام به زمان اول ظهور آن مربوط است، اما در عرض چند سال آن چنان گسترش پیدا کرد که شگفتی و تعجب عموم انسان ها را بر انگیخت و انسان ها گروه گروه به آن روی آوردند و بخش عظیمی از جهان تحت سلطه فرهنگی آن قرار گرفت به طوری که خداوند این موضوع را در کلام خود متذکر شد و فرمود:

« إِذَا جَاءَ نَصْرُ ﭐللَّهِ وَﭐلْفَتْحُ ﴿۱﴾ وَرَأَیْتَ ﭐلنَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ ﭐللَّهِ أَفْوَاجاً ﴿۲﴾ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ» (سوره نصر آیه ۱ و ۲)

آن گاه که یاری خدا و پیروزی فرا رسید و دیدی که مردم فوج فوج به دین خدا در آیند، پس پروردگارت را تسبیح با حمد کن.

در مورد گسترش سریع دین توحیدی به ذکر نظریات چند تن از دانشمندان غیر مسلمان اکتفا می کنیم (به نقل از کتاب تاریخ اسلام تألیف مهدی پیشوایی صفحه ۸۹)

۱-دکتر گوستاولوبون فرانسوی می گوید:

معجزه پیامبر اسلام این بود که توانست پیش از مرگ خود قافله ی پراکنده عرب را گرد هم آورد، و از این کاروان سر گردان و پریشان، ملت واحدی تشکیل دهد بدان سان که همه را در برابر یک دین خاضع کرده فرمانبر و مطیع یک پیشواز گرداند… شکی نیست که حضرت محمد از زحمات خود نتایج و بهره هایی گرفت که هیچ یک از ادیان قبل از اسلام و از آن جمله دین یهود و نصارا، چنین بهره هایی نصیب آنان نگشت و از این رو آن حضرت حق بسیار بزرگی به گردن اعراب دارد… ما اگر بخواهیم ارزش اشخاص را به کردار و آثار نیکشان بسنجیم به طور مسلم حضرت محمد بزرگ ترین مرد تاریخ است…ما این دین بزرگی را که او آورد و مردم را بدان دعوت کرد، برای پیروانش یکی از نعمت های بزرگ خداوندی می شماریم. (۳)

توماس کارلایل مستشرق انگلیسی می گوید:

خداوند عرب را به وسیله اسلام از تاریکی ها به سوی روشنائی ها هدایت نمود و در پرتو آن، ملت خموش عرب را در آن سرزمین مرده، زنده کرد در حالی که عرب از آغاز آفرینش چون گروهی بی نام و نشان و بیابان گر و تهیدست نبودند که در بادیه به سر می بردند، نه صدایی از آنان بر میخواست و نه حرکتی از آنان محسوس بود.خداوند وقتی که پیامبری را با نور وحی و رسالت، برای هدایت آن ها فرستاد، گمنامی را به شهرت، حیرت و سر در گمی را به بیداری، پستی را به سر فرازی، عجز و ناتوانی را به نیرومندی و جرقه را به شراره تبدیل کرد.نور او همه جا تابید، روشنائی او همه جا را فرا گرفت و شعاع هدایت او شمال و جنوب و شرق و غرب جهان را به هم پیوست به طوری که هنوز یک قرن از ظهور اسلام نگذشته بود که حکومت اسلامی یک پای در هند و یک پای دیگر در اندلس نهاد. (۴)

آیا خداوند در جریان خلقت آدم (علیه السلام) با ملائکه مشورت کرد؟
بخوانید

ویل دورانت می نویسد:

…. در آن هنگام کسی به خواب هم نمی دید که یک قرن بعد، این مردم خانه به دوش نیمی از متصرّفات آسیایی دولت روم، همه ی ایران و مصر و بیشتر شمال آفریقا را بگشایند و به سوی اسپانیا پیش تازند. به راستی این نمود تاریخی که از عربستان طلوع کرد و در نتیجه آن اعراب بر نیمی از حوزه مدیترانه تسلّط یافتند و دین اسلام را در آن جا بسط دادند از عجیب ترین حوادث اجتماعی قرون وسطی است. (۵)

۲-غریب بودن اسلام در ابتدا زمان ظهور از ناحیه عدم اطلاع انسان ها از حقیقت و محتوای علمی و اخلاقی آن بوده اما به زودی در اثر جاذبه اخلاقی رسول خدا (ص) که در حقیقت همان جاذبه آیات قرآن بود، انسان ها تحت تأثیر آن قرار گرفتند و به آن روی آوردند. فلذا دین توحیدی از حالت غربت در آمد و قدرت و جاذبه آن در سطح وسیعی از عالم آن روز نفوذ کرد.

اما غربت مرحله بعدی که در زمان ما مقدمات آن شروع شده به جهت فعالیت های گسترده دشمنان آن در معرفی چهره تقلبی از حقایق آن می باشد.

دشمنان دین اسلام که در حقیقت دشمن همه ادیان به تعبیر صحیح تر شریعت های آسمانی هستند با فعالیت های تبلیغی زیادی کوشیده اند چهره نا مطلوبی از دین خدا به انسان ها نشان بدهند،که در حقیقت آن چهره ساختگی و تقلبی از دین توحیدی است، و مردم جهان اگر از این حقیقت آگاه شوند، مثل مرحله قبلی به سوی آن روی خواهند آورد و از برکات آن در ابعاد مختلف زندگی خود بهره مند خواهند شد.

۳- خداوند عالم اراده کرده است که دین خود را در سر تا سر عالم منتشر کند و آن را بر همه روش های دیگر زندگی متداول بین انسان ها پیروز گرداند، به طوری که فرموده است:

« هُوَ ﭐلَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِـﭑلْهُدَىٰ وَدِینِ ﭐلْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى ﭐلدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ ﭐلْمُشْرکونَ» (التوبه آیه ۳۳).یعنی او است آن که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند، اگر چه مشرکان خوش نداشته باشند.

این آیه وعده می دهد که دین توحیدی بر همه ادیان (روش های دیگر زندگی) پیروز خواهد شد، و طبعاً غیر از این هم نمی تواند باشد چون در دراز مدت و سرانجام علم بی انتها خداوند بر علم توأم با جهل انسان ها غلبه خواهد کرد و انسان ها به دنبال علم بی انتها خواهند رفت. البته در بعد علمی و در نظر دانشمندان الان هم علم خدا بر علم انسان ها غلبه دارد و این غلبه سرانجام در جهات سیاسی و اجتماعی و جهات دیگر نیز تحقق آشکار پیدا خواهد کرد. چون نمی شود برای مدت های طولانی مردم دنیا را نسبت به یک حقیقت عظیم در بی خبری نگاه داشت و حقایق دین توحیدی را از آن ها پنهان کرد.

و حقایق آن را وارونه نشان داد.

۴-برای از بین بردن این غربت و جلب توجه جهانیان به طرف دین توحیدی احتیاج به قدرتی به اندازه ی قدرت پیامبران خدا وجود دارد و این قدرت در اختیار آخرین حجت پروردگار عالمیان یعنی وجود مبارک حضرت ولیعصر امام حجت بن الحسن العسکری (ع) می باشد. آن بزرگوار در زمان ظهور و قیام خود دعوتی مثل دعوت پیامبر اکرم اسلام حضرت محمد بن عبدالله (ص) خواهد داشت یعنی دعوت اسلام را تجدید خواهد کرد و مردم دنیا که از دروغگوئی ها و تبهکاری های حکومت های ضدّ دینی خسته شده اند با تمام توجه و اشتیاق به سوی دین توحیدی خواهند رفت.

الیاس کلانتری

۹۳/۱۰/۱۲

پاورقی ها:

۱-بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۱

۲-همان، ج ۸، ص ۱۲

۳-تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید هاشم رسولی ،چاپ کتاب فروشی اسلامیه، ص ۱۲۸ تا ۱۳۰

۴ –الأبطال، تألیف محمد السباعی (قاهره،ط ۳، ۱۳۴۹ ه.ق)، ۹

۵-ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج ۴، عصر ایمان (بخش اول)، ترجمه ابوطالب صارمی (تهران:سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چ ۲، ۱۳۶۸)، ص ۱۹۷

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن