۵۲-چگونه است که قرآن همیشه تازه است و کهنه نمی شود؟

indexپاسخ: در جواب سؤال ۴۵ به قسمتی از این سؤال پاسخ داده شده در این سؤال این مطلب به صورت کامل تری جواب داده می شود، توأم با استدلال هایی از خود قرآن و آن این که قرآن مجید تنها کتابی است که این خصوصیت را دارد و هیچ کتابی مشابه و نظیر آن پیدا نخواهد شد و حتی کتاب های آسمانی قبلی هم دارای این ویژگی نبوده اند و آن این که این کتاب از لحاظ الفاظ آن محدودیتی دارد به طور طبیعی، اما معانی آن نامحدود است و به طور مستمر معانی جدیدی از آن کشف می شود. این تازگی به خاطر پیدا شدن معانی جدید است. این گونه معانی غالباً در روابط بین آیات وجود دارد یعنی یک آیه در مقام انفرادی یک یا چند معنا با خود دارد.

اما اگر همین آیه با آیه ی دیگری از قرآن کنار هم قرار بگیرد و روابط بین آن ها کشف شود معانی جدیدی از این روابط پیدا خواهد شد. و همچنین اگر همین یک آیه با آیات دیگری از قرآن مورد بررسی قرار گیرد باز معانی دیگری از روابط بین آن ها پیدا خواهد شد و همین طور کشف معانی جدید از روابط بین آیات استمرار خواهد داشت. جهت روشن شدن این مطلب مورد ادعا در ادامه ی این بحث مثال هایی ذکر خواهیم کرد. اما ابتداً برای توضیح بیشتر مطلب مورد بحث مثالی ذکر می کنیم و آن این که اگر حروف الفبای یک زبان را با هم به اشکال مختلف ترکیب کنیم میلیون ها کلمه ی دارای معنا و یا فاقد معنا به وجود خواهد آمد.

به وجود آمدن کلمات تشکیل یافته از حروف مختلف سرانجام محدوده ای دارد اما اگر این کلمات را به صورت جمله هایی در بیاوریم در آن صورت جملات نا محدودی خواهیم داشت. اگر چه مواد اولیه این جملات نا محدود حروف الفبای محدود یک زبان می باشد. به عنوان نمونه چند مثال در این زمینه ذکر می کنیم:

مثال یکم: خداوند می فرماید:

« لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ ﭐلْقِیَامَهِ (۱) وَلَا أُقْسِمُ بِـﭑلنَّفْسِ ﭐللَّوَّامَهِ (۲)» (سوره قیامه آیه ۱-۲) یعنی قسم می خورم به روز قیامت و قسم می خورم به نفس ملامت گر (باز دارنده).

در آیه اول به روز قیامت قسم خورده است و این معنای لفظی آیه است و در آیه دوم هم به مرتبه ای از روح انسان یا یکی از انواع روحی که در انسان دمیده شده است، قسم یاد شده و آن «نفس لوّامه» است.یعنی روح باز دارنده و ملامت گر. این دو آیه در مقام انفرادی دو تا معنای روشنی دارد که ذکر شد اما وقتی این دو کنار هم قرار گرفته اند با توجه به اسلوب خاص قرآنی، معانی دیگری از ارتباط آن دو با هم به دست خواهد آمد. و در این بخش به تعدادی از آن معانی اشاره ای می کنیم:

الف: موضوع قیامت یک موضوع عقیدتی است و روش قرآن در بیان مطالب عقیدتی روش استدلالی است پس باید در این جا هم برای اثبات حادثه ای به نام قیامت استدلالی به کار رفته باشد و موضوع همین است یعنی از کنار هم قرار گرفتن این دو آیه استدلالی راجع به قیامت حاصل می شود و این استدلال بسیار لطیف است و آن این که بهترین دلیل بر امکان قیامت وجود صورتی از آن حادثه است و آن صورت همان نفس (روح) انسان است. یعنی همچنان که در قیامت همه ی اعمالی که از انسان صادر شده موجود و آشکار خواهد بود، آن چه هم از انسان صادر شده در نفس انسانی وجود دارد.

ب:در روز قیامت احتیاج به شاهد- به معنای دنیوی- در مورد اعمال انسان نخواهد بود. در نفس لوّامه انسان هم احتیاج به شاهد وجود ندارد.

ج: اعمال انسان در روز قیامت ظهور خواهد داشت و تصدیق یا تکذیب اعمال از ناحیه انسان نقشی در این ظهور نخواهد داشت، در نفس لوّامه انسان هم موضوع به همین صورت است.

د: نتایج اعمال در روز قیامت به صاحب عمل بر خواهد گشت و او آن آثار و نتایج را دریافت خواهد کرد. در نفس لوّامه هم جریان به همین صورت است.

به طور کلی نفس لوّامه یک نمونه از قیامت است که در وجود هر انسانی قرار دارد و نفس لوّامه شباهت های متعدّدی با قیامت دارد و این بهترین دلیل بر تحقّق حادثه قیامت می باشد. البته ارتباط این دو آیه با یکدیگر و ارتباط آن ها با آیات دیگر محدود به آن چه ذکر شد نمی باشد و موضوع بسیار گسترده است.

به عنوان مثال: آیه اول این سوره با صدها آیه دیگر در قرآن ارتباط دارد، آیاتی که در توصیف حادثه قیامت و بیان حوادث آن در قرآن آمده مثل:

۱-« ﭐلْقَارِعَهُ (۱) مَا ﭐلْقَارِعَهُ (۲) وَمَا أَدْرَاکَ مَا ﭐلْقَارِعَهُ (۳)» (القارعه آیه ۱-۳)

۲-« ﭐلْحَاقَّهُ (۱) مَا ﭐلْحَاقَّهُ (۲) وَمَا أَدْرَاکَ مَا ﭐلْحَاقَّهُ (۳)» (الحاقه آیه ۱-۳)

کلام ایام ـ 267، ماه رجب نهری سرشار از رحمت و برکات خدا
بخوانید

۳-« إِذَا وَقَعَتِ ﭐلْوَاقِعَهُ (۱) لَیْسَ لِوَقْعَتِهَا کَاذِبَهٌ (۲) خَافِضَهٌ رَّافِعَهٌ (۳)» (الواقعه آیه ۱-۳»

۴-« هَـٰذَا مَا تُوعَدُونَ لِیَوْمِ ﭐلْحِسَابِ» (ص آیه ۵۳)

در آیات فوق الذکر بعضی از اوصاف روز قیامت ذکر شده است. این اوصاف ارتباط هائی با محور مباحث سوره های خود و آیات دیگر سوره ها دارند.

از این ارتباطات معانی جدیدی به دست می آید غیر از معانی مورد نظر در تک تک آیه ها در حالت انفرادی، وسؤالات زیادی در مورد آن ارتباط ها مطرح خواهد شد. مثلاً چرا در فلان سوره کوبنده بودن حادثه قیامت ذکر شده و در سوره دیگر موضوع تحقّق قیامت و در سوره دیگر محاسبه اعمال انسان ها و امثال آن ها.

مثال دوم: در آیات آخر سوره «یس» اشاره به حادثه ای شده است که در تفاسیر قرآن مجید آن را به صورت ذیل نقل کرده اند: در زمان رسول خدا (ص) مردی از مخالفان آن حضرت قطعه استخوان پوسیده ای را روی زمین دید و آن را برداشت و رفت در حضور رسول خدا (ص) و آن استخوان را شکست و خورد کرد و پاشید روی زمین و گفت چه کسی می خواهد این استخوان ها را زنده کند، در حالی که پوسیده اند. یعنی شما عقیده دارید که انسان پس از مرگ زندگی دیگری خواهد داشت و این عقیده را ترویج می کنید، در حالی که بدن او حتی استخوان های او هم پوسیده است، چطور ممکن است استخوان های پوسیده زنده شود؟!

در جواب این شبهه آیاتی از قرآن نازل شد و جواب این شبهه را به طور مستدل بیان کرد. آیات به صورت ذیل است.

« وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاًَ وَنَسِیَ خَلْقَهُ قَالَ مَنْ یُحْیِی ﭐلْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ (۷۸) قُلْ یُحْیِیهَا ﭐلَّذِی أَنشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّهٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ (۷۹) ﭐلَّذِی جَعَلَ لَکُم مِّنَ ﭐلشَّجَرِ ﭐلْأَخْضَرِ نَاراً فَإِذَا أَنتُم مِّنْهُ تُوقِدُونَ (۸۰)» (یس آیه ۷۸-۸۰) یعنی مثلی بر ما آورد و خلقت خودش را فراموش کرد و گفت چه کسی این استخوان های پوسیده را احیاء خواهد کرد؟! بگو- ای پیامبر- همان موجودی که اولین بار آن ها را پدید آورده، هم او آن ها را زنده خواهد کرد!، همان که برای شما از درخت سبز آتشی قرار داد، که شما از آن آتش می افروزید.

در آیه ۷۸ یک استدلال عقلی به کار رفته و آن این که همان قدرتی که اولین بار این بدن و این استخوان ها ایجاد کرده، همان قدرت هم برای مرتبه بعدی آن ها را احیاء خواهد کرد. چون بدن انسان در ابتدا هم، خاک بوده و از خاک به وجود آمده، مرتبه بعدی هم به این خاک حیات داده می شود!

اما بعد از این استدلال به مطلب دیگری اشاره کرده و می فرماید:

همان موجودی که از درخت سبز برای شما آتشی قرار داد…

در این آیه بعد از استدلال عقلی در آیه قبلی، اشاره به موضوعی شده است که در توجه اولیّه و سطحی، یک معنای متعارف از آن فهمیده می شود و آن این که خداوند عالم همچنان که قدرت دارد از درخت سبز آتشی به وجود آورد، او این قدرت را هم دارد که مرده ها را هم زنده کند!

اما از ناحیه توجه به بعضی از جهات علم زیست شناسی گیاهی، یک معنای سیار جالبی از این آیه به دست می آید و آن این که: حرارتی که وقت سوختن قطعات یک درخت حاصل می شود، در حقیقت همان حرارت آفتاب است که وقت کربن گیری درخت (فتوسنتز) در آن ذخیره شده است.

در آیه مورد بحث علاوه بر استدلال عقلی اشاره به نمونه ای از مرگ و حیات انرژی خورشید شده است. یعنی انرژی خورشید در داخل درختان می میرد و بعداً در شرایط دیگری دوباره احیاء می شود. و این حادثه یعنی مرگ و احیاء دائماً در مقابل انسان ها و وجود آن ها تحقّق می یابد.

این معنا در توجه اولیّه به آیات و در زمان نزول قرآن مورد توجه قرار نمی گرفت و بلکه معنای دقیق و عمیق آیه است که در مطالعات دیگر به آن توجه شده است.

و باز اگر همین آیات با آیات دیگری در قرآن مجید- مثل آیات ۵-۷ سوره حج- و آیات دیگر بررسی و مقایسه شود معانی دیگری هم از آن ها حاصل خواهد شد.

باز قابل توجه است که در آیه به موضوع سبز بودن درخت اشاره شده «الشجر الأخضر» و این تعبیر اشاره دارد به این که عمل کربن گیری در صورت سبز بودن درخت انجام می گیرد.

این نمونه ها به عنوان مثال ذکر شد، و اصل موضوع یعنی نا محدود بودن معانی و ظهور معانی جدید از قرآن به طور مستمر، احتیاج به بحث مفصّلی با ارائه نمونه ها و مثال ها دارد.

الیاس کلانتری

۹۳/۱۱/۲۱

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن