۷۸- آیا مجموعه آموزش های دینی را باید به طور کامل به کار بست؟!

سؤال: آیا انتخاب گزینشی آداب دینی در مرحله عمل به آن ها و اعتقادی در مرحله باور به آن ها مردود است؟ آیا مجموعه آموزه های دینی را باید به طور پیوسته رعایت نمود؟

پاسخ: آموزه های دینی از یک لحاظ به دو قسم تقسیم می شوند، یکی اعتقادی و نظری دیگری عملی و رفتاری، همچنان که خود شما در سؤالتان به طور ضمنی اشاره ای به این تقسیم بندی کرده اید.


اما آموزه های دینی در بُعد اعتقادی و نظری جنبه علمی دارد و مشتمل بر یک نوع جهان بینی است در رأس همه علوم دینی، شناسائی صفات و افعال خداوند قرار دارد.

آموزه های دینی به طور کلی عهده دار شناساندن موجودات عالم به انسان ها است. شناسائی صفات و افعال خداوند به همه ی جهات زندگی انسان ارتباط پیدا می کند. منشأ آموزه های دینی علم نامحدود خداوند است. کار علم هم شناسائی جهان و موجودات آن است دانشمندان در طول تاریخ حیات انسانی، جهت شناسائی جهان و انسان و موجودات عالم فعالیت ها و تلاش های زیادی کرده اند، و به طور کلی انسان ها هزینه های زیادی را جهت شناسائی موجودات و در رأس آن ها خود انسان، صرف کرده اند.

به عنوان مثال: یکی از علومی که انسان ها به طور مستمر و روزانه و در همه جای عالم و در همه زمان ها با آن سر و کار داشته اند علم طب است. در فضای این علم بسیار ضروری و با اهمیت، حاصل فعالیت های علمی و عملی گروه کثیری از دانشمندان، ذخیره شده است. تحقیقات و مطالعات عده ای از اطباء در طول تاریخ این علم، تحوّلات عظیمی در شناسائی خواص بدن انسان و امراض مربوط به آن ایجاد کرده است. حاصل مطالعات و تحقیقات و تلاش های دانشمندان این رشته علمی، آسایش زیادی برای انسان ها به وجود آورده و از ابتلاء انسان های زیادی به بعضی مریضی ها جلوگیری کرده و یا بعد از ابتلاء، عامل بهبودی و بدست آوردن سلامت و صحت شده است.

اما در عین حال جهات دیگری از خواص بدنی انسان و اعضاء مختلف آن و عوامل بعضی بیماری ها هنوز نا شناخته مانده و بعد از این دوره طولانی پیدایش و سیر تحوّلی علم طب، هنوز انسان های زیادی از ابتلاء به بعضی بیماری ها رنج می برند و سلامت و آسایش در زندگی آن ها به درد و رنج و گرفتاری ها تبدیل می شود، و گاهی انسان ها از این ناحیه، جان خود را از دست می دهند.

حال اگر علمی که خطا بردار نیست و همه موجودات عالم و تمامی ابعاد و جهات زندگی انسان را در حیطه خود دارد، در دسترس انسان قرار بگیرد، صحیح است که انسان در مورد آن انتخاب گزینشی داشته باشد؟! یعنی جهتی از این علم را بدست آورد و حاصل آن را در زندگی خود به کار ببندد، و به جهات دیگر آن بی اعتنا شود؟!

در طول تاریخ حیات انسانی، چه تعداد انسان ها به جهت عدم شناسائی کامل بدن انسان و اعضاء آن و عوامل بیماری ها و خواص غذاها و میوه ها، سلامت یا حتی جان خود را از دست داده اند؟! و چه مقدار برای شناسائی بدن انسان و خواص آن و آثار طبی بعضی رفتارها و بعضی غذاها هزینه کرده اند.

اگر انسان ها در مسیر تلاش های علمی در این رشته با علوم دینی در این زمینه هم آشنا می شدند و از آنها بهره برداری می کردند، تحولات این علم خیلی گسترده تر و متعالی تر از میزان فعلی می بود و انسانها از این جهت به آسایش مستمر و پایدار می رسیدند.

به عنوان مثال: در چند روایت از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمود: در انسان ها زمینه ی ابتلاء به بیماری جذام وجود دارد، با خوردن شلغم آن را از بین ببرید!. یعنی خوردن شلغم مانع ابتلاء به بیماری جذام می شود. قابل توجه است که بیماری جذام در حوزه علم طب امروز از بیماری های غیر قابل علاج- حداقل در مراحلی از آن- می باشد. یعنی به راحتی قابل درمان نیست. حال اگر علم طب تجربی امروز این احادیث پیامبر اکرم (ص) را مورد توجه قرار می داد و در این زمینه تحقیقات علمی لازم به عمل می آمد، انسان های زیادی از ابتلاء به این مرض مصون می ماندند. و عدم توجه به این دستور طبی دینی عامل محرومیت از این نوع علم دینی شده است.

9 - شایعه ازدواج ام کلثوم با عمر
بخوانید

این توضیحات به بُعد بدنی انسان مربوط است، اما بُعد روحی انسان ناشناخته تر و گسترده تر و با عظمت تر می باشد و این روح ناشناخته انسان به طور مستمر و روزمره عامل تباهی ها و نابسامانی ها و جنگ ها و آدم کشی ها می شود.

آداب دینی حقیقی مبتنی بر علم خداوند در ارتباط با موجودات عالم و خواص آنها و بهره برداری از آنها بالخصوص خواص حاکم بر وجود انسانها و صفات و قوای وجودی آنها است. البته آنچه مورد نظر است، آداب دینی خالص است که از طریق وحی به پیامبران رسیده است، نه آنچه پیروان ادیان به آنها افزوده اند و یا آنها را با میل خود تغییر داده و دگرگون کرده اند.

حال گزینش این آداب در مرحله عمل با وجود این توضیحات چه جایگاهی در عقل انسان خواهد داشت! طبیعی است که انسان هر مقدار به علم خداوند توجه کند و آن را در زندگی خود به کار ببندد، به همان نسبت از آثار و فواید آن بهره مند خواهد شد و به هر میزان به آن بی اعتنایی کند، از فواید و آثار آن محروم خواهد شد.

نکته دیگر اینکه این گزینش و انتخاب با چه علمی باید انجام گیرد. آیا انسان می تواند به خداوند و علم او احاطه پیدا کند و حکمت همه دستورات او را شناسایی کند و آثار و نتایج دستورات او را بداند؟! طبعاً چنین چیزی امکان پذیر نیست.

انتخاب گزینشی آداب دینی مثل این است که یک انسان به دستورات پزشکان در مورد بهداشت بدن و نحوه رشد دادن آن و جلوگیری از ابتلاء به بیماری های مختلف و یا معالجه آنها را در صورت ابتلاء، به صورت انتخابی و گزینشی عمل کند، مثلاً دارویی را که یک پزشک دستور مصرف آن را به صورت معیّن داده، مطابق میل خود و در زمان های دلخواه و به میزان دلخواه مصرف کند، طبعاً در این صورت او هم، از علم پزشکی که حاصل تخقیقات و مطالعات و تجربیات هزاران پزشک و محقق در این زمینه است، محروم خواهد شد و هم، مریضی او ادامه پیدا خواهد کرد و هم احتمالاً به مریضی های دیگری مبتلا خواهد شد.

این توضیحات به بخشی از زندگی انسان، که عبارت از بُعد جسمانی او است مربوط می شود، اما انسان در زندگی اجتماعی و در ارتباط با دیگران چه در جامعه خود و چه با جوامع دیگر، با مشکلات عظیم تری مواجه می شود مثل وقوع اختلاف ها و درگیری ها و جنگ ها و امثال آنها، و در این وضعیت نیاز انسانها به آموزه های دینی بیشتر آشکار می شود.

نکته مهم دیگر اینکه انسان موجودی جاودانه است و حیات او بعد از انتقال از دنیا در عالمی دیگر ادامه خواهد یافت؛ به طوریکه آن زندگی مقصد آفرینش انسان می باشد و زندگی دنیوی جنبه مقدمه بودن برای آن دارد. آداب دینی عهده دار آماده کردن انسان برای آن زندگی می باشد و بدون توجه به آن زندگی، مشکلات زندگی دنیا قابل تحمل نخواهد بود و انسان ها دچار نوعی پوچ گرائی و بی هدفی خواهند شد و احکام اخلاقی قابل اجرا نخواهند بود و عاملی انسانها را به نوع دوستی و کمک به دیگران و محبت به انسانها و اشتیاق به زندگی تشویق نخواهد کرد. پس در این صورت نیاز به آموزه های دینی اجتناب ناپذیر خواهد بود.

در این زمینه ضرورت طرح مباحث دیگری وجود دارد که به فرصت مناسبی موکول می شود ( ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۴/۳/۲۴

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن