۸۳- هدف از بیان اخلاق شهروندی چیست؟!

49519614144460354263سؤال: در قرآن و نهج البلاغه از اخلاق شهروندی چه مسائلی مطرح شده است و آیا برای بیان کاملی از اخلاق شهروندی می توان به این دو منبع اکتفا نمود؟!

چرا اخلاق شهروندی لازم است و ضرورت رعایت این گونه اخلاقیات در چیست؟!

پاسخ: سؤال شما از دو قسمت تشکیل یافته و در حقیقت دو تا سؤال است و آن را در دو شماره (۸۴-۸۳) جواب می دهیم.

۸۳- در قرآن و نهج البلاغه از اخلاق شهروندی چه مسائلی مطرح شده است و آیا برای بیان اخلاق شهروندی می توان به این دو منبع اکتفا نمود؟!

در پاسخ این سؤال عرض می کنیم: قرآن مجید متضمّن یک برنامه کامل زندگی برای انسان ها است الّا این که در این کتاب معارف دین توحیدی با بیان خاصّی مطرح شده است به طوری که بعضی از مطالب مورد نظر به طور صریح در الفاظ آیات ذکر شده است و بعضی دیگر به نحو اجمال به آن اشاره ای شده و تفضیل مطلب به بیان پیامبر اکرم (ص) موکول شده است. به طور کلی در قرآن همه مطالب مورد نیاز انسان ها وجود دارد، اگر چه گاهی به نحو اجمال بیان شده است. طبعاً اخلاق شهروندی هم از مسائل ضروری زندگی اجتماعی انسان ها است و اصول کلی آن به طور قطع در قرآن مجید مورد توجه قرار گرفته است. اما تفصیل مطالبی که در قرآن مجید اشاره اجمالی به آن شده است در آموزش های پیامبر اکرم (صلی الله و علیه و آله) و امامان معصوم (علیهم السلام) قرار دارد و نهج البلاغه یکی از منابع معارف اصیل دینی است. البته نهج البلاغه مجموع کامل سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نمی باشد و از آن حضرت سخنان فراوان دیگری هم در منابع حدیثی نقل شده است به عنوان نمونه در کتاب "غرر الحکم و درر الکلم" حدود یازده هزار سخن حکیمانه کوتاه از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) جمع آوری شده است و در کتاب های دیگر هم سخنانی از آن بزرگوار در مورد معارف دینی وجود دارد، بنابراین می شود گفت مقداری از اصول اخلاق شهروندی در کتاب شریف نهج البلاغه و مقدار دیگر در سایر کتاب ها موجود است.

اما از هر دو منبع مورد بحث یعنی قرآن مجید و نهج البلاغه مواردی را در خصوص این موضوع ذکر می کنیم.

اخلاق شهروندی در قرآن

در قرآن مجید علاوه بر بیان اصول اخلاق فردی و شخصی، موارد فراوانی از اصول اخلاقی در ارتباط با دیگران و وظایف اجتماعی انسان بیان شده است که نوع دوم همان مسائل اخلاق شهروندی است به عنوان نمونه به چند آیه از قرآن اشاره می کنیم :

۱-« أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُواْ وَإِنَّ ﭐللَّهَ عَلَىٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ — ﭐلَّذِینَ أُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُواْ رَبُّنَا ﭐللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ ﭐللَّهِ ﭐلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا ﭐسْمُ ﭐللَّهِ کَثِیراً وَلَیَنصُرَنَّ ﭐللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ ﭐللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ — ﭐلَّذِینَ إِن مَّکَّنَّاهُمْ فِی ﭐلْأَرْضِ أَقَامُواْ ﭐلصَّلوٰهَ وَءَاتَوُاْ ﭐلزَّکَوٰهَ وَأَمَرُواْ بِـﭑلْمَعْرُوفِ وَنَهَوْاْ عَنِ ﭐلْمُنکَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَهُ ﭐلْأُمُورِ» — (الحج / ۴۱-۳۹) در این آیات موضوع جهاد و دفاع انسان ها از زندگی و حقوق خود و دیگران مطرح شده است و خداوند عالم با نزول این آیات به مؤمنان که مورد ظلم دیگران قرار می گرفتند و حقوق آن ها پایمال می شد و حتی گاهی جان خود را هم از دست می دادند، اذن داده است که از زندگی خود دفاع کنند طبعاً در جوامع انسانی تعدادی از انسان ها مثل زن ها و مردان پیر و ناتوان و کودکان خردسال وجود دارند که قدرت دفاع از خود را ندارند. و افراد توانمند جامعه از زندگی و حقوق آن ها باید دفاع کنند و امنیت و آرامش مورد نیاز آن ها را تأمین کنند. به طور کلی شرکت در میدان جنگ و جنگیدن کاری است سخت و دارای خطرات زیاد، و امکان کشته شدن در این نوع حوادث وجود دارد. اما مؤمنان به عنوان یک وظیفه دینی در مقابل حمله دشمنان، لازم است در فعالیت های جنگی حضور پیدا کنند و خطر حمله دشمن را از جامعه و مملکت خود دفع کنند.

نکته دیگر این که در این آیات حکمت اذن دفاع هم بیان شده است و آن این که اگر خداوند عالم خطر فعالیت های خصمانه کافران و ظالمان را با اذن جهاد به مؤمنان و دستورات جنگی به آن ها دفع نمی کرد بنای دین توحیدی و عبادت پروردگار به وسیله کفّار از بین می رفت. و طبعاً چون عبادت پروردگار مشتمل بر ایجاد یک نظام مطلوب برای زندگی انسان ها است در صورت هدم پرستش گاه ها نظام زندگی دینی هم مختل می شد.

نکته دیگر این که خداوند عالم به انسان های صالحی که اهل ظلم به دیگران نیستند و از شرکت در جنگ قصد دفاع از زندگی خود و دیگران را دارند اجازه جنگیدن و دفاع را صادر کرده است و او می فرماید: به کسانی این اذن داده شد که اگر در زمین آن ها را به قدرت برسانیم و حکومت یک جامعه را به آن ها بسپاریم آن ها در نظام زندگی خود اقامه صلاه خواهند داشت و زکات خواهند پرداخت و انسان های دیگر را توصیه و سفارش به کارهای خوب و نهی از کارهای زشت خواهند کرد. دو موضوع بسیار مهم امر به معروف و نهی از منکر در این آیات ذکر شده است و این دو مورد از ارکان اخلاق شهروندی است و مهمترین عامل اجرای قوانین شناخته شده اجتماعی و اصول اخلاقی است.

۲-« إِنَّ ﭐلَّذِینَ یُنَادُونَکَ مِن وَرَاءِ ﭐلْحُجُرَاتِ أَکْثَرُهُمْ لَا یَعْقِلُونَ» (الحجرات / ۴) این آیه به دنبال آیاتی است که خداوند در آن ها یک سلسله دستورات اخلاقی به مؤمنان در نحوه رفتار با رسول خدا (ص) صادر کرده است از آیه مورد نظر بر می آید که افرادی از مسلمین می رفتند کنار خانه رسول خدا (ص) بدون رعایت اصول اخلاقی آن حضرت را صدا می کردند. آن هم صدا به صورت فریاد زدن، و از آن حضرت کمک می خواستند و نیازهای خود را به آن حضرت می گفتند. در این آیه خداوند عالم آن ها را از این عمل غیر مؤدبانه نهی کرده است اما آن چه مهم است این که رسول خدا (ص) تأمین نیازهای افراد جامعه را به عهده گرفته بودند و هیچ وقت معینی را هم برای پاسخ به سؤالات مردم و رفع نیازهای آن ها و ملاقات با آن ها تعیین نکرده بودند. یعنی در عین حال که مسلمین در هر شبانه روز حداقل پنج مرتبه در وقت نمازهای یومیّه در مسجد، رسول خدا (ص) را ملاقات می کردند و آن حضرت (ص) در حوادث زندگی و اجتماعات هم کنار مردم بودند. باز مهربانی و نوع دوستی آن حضرت فرصتی برای انسان ها ایجاد کرده بود که در ساعات مختلف شبانه روز بروند نزدیک خانه آن حضرت و او را صدا بزنند و از او تقاضای کمک کنند و آن حضرت با بزرگواری و مهربانی و اخلاق لطیف با آن ها برخورد می کردند و این وضعیت آن بزرگوار را رنج می داد ولی در عین حال هیچ زمانی از پذیرفتن انسان ها و ملاقات با آن ها و رفع نیازهای آن ها خودداری نمی کردند. تا جایی که خداوند عالم در این ضمینه آیاتی نازل کرد که مشتمل بر نوعی آموزش اخلاقی و شهروندی برای مؤمنان بود که آیه مورد بحث هم یکی از آن ها است.

کلام ایام - 358، ماه پرشکوه ذی الحجة و روزهای عظیم آن
بخوانید

مجموعاً در این آیات مواردی از اخلاق رسول الله (ص) در برخورد با انسان ها و همچنین اخلاق مؤمنان در نحوه برخورد با رسول خدا ذکر شده است.

۳- « یَا أَیُّهَا ﭐلَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَیَّنُواْ أَن تُصِیبُواْ قَوْماً بِجَهَالَهٍ فَتُصْبِحُواْ عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِینَ» (الحجرات / ۶) یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر فاسقی برای شما خبری آورد، در مورد آن تحقیق و بررسی کنید، مبادا از روی جهل به قومی صدمه بزنید و بعد از عمل خود پشیمان شوید. در این آیه اشاره به یک حق شهروندی شده، -اگر چه جنبه فردی هم دارد- و آن این که انسان ها تا جرمی بر آن ها ثابت نشده است بی گناه محسوب می شوند و جرم هم با صرف یک خبر ذکر شده از شخصی تحقّق نمی یابد و انسان ها موظّف هستند در مورد خبری که شنیده اند، بالخصوص اگر این خبر را یک انسان فاسق آورده است تحقیق کنند. و قبل از اثبات صحت خبر به آن ترتیب اثری ندهند. یعنی انسان ها در جامعه دینی که زندگی می کنند از کرامت و حرمتی برخوردار هستند و به صرف یک اتّهام و یک خبر بررسی نشده نمی شود آن ها را مجرم تلقّی کرد و آسیبی به آن ها رساند.

۴-«وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ ﭐلْمُؤْمِنِینَ ﭐقْتَتَلُواْ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى ﭐلْأُخْرَىٰ فَقَاتِلُواْ ﭐلَّتِی تَبْغِی حَتَّىٰ تَفِیءَ إِلَىٰ أَمْرِ ﭐللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُواْ بَیْنَهُمَا بِـﭑلْعَدْلِ وَأَقْسِطُواْ إِنَّ ﭐللَّهَ یُحِبُّ ﭐلْمُقْسِطِینَ» (الحجرات / ۹) یعنی اگر دو طایفه از مؤمنون با یکدیگر جنگیدند میان آن دو صلحی ایجاد کنید و اگر یکی از آن ها به دیگری تعدّی کرد با آن طایفه ای که تعدّی می کند بجنگید تا این که به فرمان خدا باز گردد پس اگر بازگشت میان آن دو بر مبنای عدالت، صلح ایجاد کنید و قسط به کار ببرید که خداوند اهل قسط را دوست می دارد. محتویات این آیه از موارد بارز اخلاق شهروندی است.

یعنی مؤمنانی که در یک جامعه دینی زندگی می کنند نباید نسبت به رفتارهای دیگران بی اعتنا و بی توجه باشند و اگر دو گروه از افراد آن جامعه یعنی مؤمنین با یکدیگر اختلاف پیدا کردند و کارشان به جنگ کشید بقیه افراد جامعه موظف هستند در حادثه پیش آمده دخالت کنند و بین آن ها صلح ایجاد کنند. اما اگر یکی از این دو طرف به تذکرات و توصیه های اخلاقی افراد جامعه اعتنا نکردند و به ظلم خود ادامه دادند مؤمنان موظف هستند که از طریق مقابله نظامی و قوه قهریه با طایفه ظالم برخورد کنند. و مانع ادامه ظلم آن ها بشوند و وقتی این مقابله مؤثر واقع شد موظف هستند با اجرای عدالت بین آن ها صلح برقرار کنند. این موارد به عنوان نمونه ذکر شد و موارد فراوان دیگری در قرآن مجید از اصول اخلاق شهروندی وجود دارد که بحث مفصّل در این زمینه احتیاج به فرصت مناسب دیگری دارد.

اخلاق شهروندی در نهج البلاغه

اما در نهج البلاغه هم موارد کثیری از اخلاق شهروندی وجود دارد که به عنوان نمونه به ذکر چند مورد از آن ها در حدّ اشاره اکتفا می کنیم.

۱-«خالطوا الناس مخالطه ان متّم معها بکوا علیکم و إن عشتم حنّوا الیکم» (نهج البلاغه حکمت ۱۰) یعنی با مردم طوری معاشرت کنید که اگر از دنیا رفتید، برای شما گریه کنند و اگر زنده ماندید، با مهربانی به شما روی آوردند.امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در این کلام متذکر مراتب برتری از اخلاق شهروندی شده و به مؤمنان توصیه می فرماید که با افراد جامعه خود رفتاری کنند که رفتارشان تأثیرات محسوسی در بین آن ها ایجاد کنند مثلاً رفتاری توأم با محبت و نوعدوستی و کمک به دیگران به طوری که اگر از دنیا رفتند، جای خالی آن ها در بین مردم احساس شود و دیگران از فقدان او اندوهگین شوند،و تا زمانی هم که زنده هستند، انسان ها با محبت و اشتیاق به آن ها گرایش پیدا کنند. یعنی مؤمنان باید در کنار هم باشند و در صورت بروز مشکلات به یاری یکدیگر بشتابند و با آن ها همدردی کنند و روابط محبت آمیز بین آن ها برقرار باشد.

۲-«اعجز الناس من عجز عن اکتساب الاخوان و اعجز منه من ضیّع من ظفر به منهم» (نهج البلاغه / حکمت ۱۲) یعنی عاجزترین انسان ها کسی است که نتواند برای خود دوستانی بیابد، و عاجزتر از آن کسی است که دوستان خود را هم از دست بدهد. امام علیه السلام در این کلام به انسان ها توصیه می کند که برای خود دوستانی ایجاد کنند یعنی رفتار محبت آمیزی از آن ها نسبت به انسان ها ظاهر شود و به طوری که انسان ها به دوستی با او رغبت کنند و به او نزدیک شوند طبعاً این در صورتی امکان پذیر است که انسان ها از بعضی رفتارهای دیگران با بزرگواری صرف نظر کنند و به صرف یک اختلاف اندک، با آن ها مخالفت نکنند و اخلاق دیگران را تحمل کنند و دیگران را تکریم کنند و صفات خوب آن ها را در نظر بیاورند و از بعضی خطاهای آن ها چشم پوشی کنند.

۳-«من کفّارات الذّنوب العظام اغاثه الملهوف و التّنفیس عن المکروب» (نهج البلاغه / حکمت ۲۴) یعنی از کفاره های گناهان بزرگ، فریاد رسی ستمدیدگان و گرفتاران و مسرور کردن غصّه داران است. در این کلام شریف هم امام علیه السلام توصیه به یک نوع اخلاق کریمانه و دل سوزانه و محبت آمیز نسبت به انسان ها کرده است و آن این که انسان ها به مشکلات زندگی یکدیگر نظارت کنند و در سختی ها و مصیبت ها به یاری آن ها بشتابند و با کمک های خود به آن ها چه از جهت مالی و چه از جهت اخلاقی موجب کاسته شدن مشکلات و حزن و اندوه آن ها بشوند.

مباحث فراوان دیگری در کلام امیر المؤمنین در مورد اخلاق شهروندی وجود دارد که ذکر نمونه های بیشتر و تفسیر و توضیح مناسب برای آن ها احتیاج به بحث و تحقیق مفصّل مستقلی دارد.

الیاس کلانتری

 94/4/3

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن