۸۵- حکمت خلقت زمین و آسمان و زندگی زمینی انسان چیست؟!

imagesسؤال: اگر خداوند انسان را برای زندگی در بهشت آفریده، چرا زمین و آن چه در آن است، از جمله حیوانات وحشی برای او آفریده شده است؟!

پاسخ: این سؤال ارتباطی دارد به معانی آیاتی از قرآن مجید از جمله به دو آیه ذیل:

۱-« هُوَ ﭐلَّذِی خَلَقَ لَکُم مَّا فِی ﭐلْأَرْضِ جَمِیعاً ثُمَّ ﭐسْتَوَىٰ إِلَى ﭐلسَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ» (البقره / ۲۹) یعنی اوست آن که تمام آن چه را در زمین است برای شما آفرید، سپس به آسمان ها پرداخت و آن ها را به صورت هفت آسمان تنظیم کرد و او به هر چیزی دانا است.

۲-«أَلَمْ تَرَوْاْ أَنَّ ﭐللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی ﭐلسَّمَاوَاتِ وَمَا فِی ﭐلْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً» (لقمان / ۲۰) یعنی آیا نمی بینید]توجّه نمی کنید[ که خدا برای شما مسخّر کرد آن چه را در آسمان و زمین است و نعمت های ظاهری و باطنی خود را برای شما تمام کرد.

در آیه اول اشاره شده به این که تمام آن چه در زمین قرار دارد، برای انسان آفریده شده است. و در آیه دوم گفته شده: خدا آن چه را در آسمان ها و زمین است برای انسان مسخّر کرده است.

در پاسخ قسمت اول سؤال عرض می کنیم که درست است انسان برای زندگی در بهشت آفریده شده، اما ورود به بهشت و زندگی در آن احتیاج به کسب استعداد خاصّی دارد، و این استعداد لازم است در زندگی زمینی کسب شود. زندگی زمینی مقدمه زندگی در بهشت و راه وصول به آن است.

مثل این که در عالم زراعت و کشاورزی مقداری از اشیاء نفیس و ارزشمند را که ارزش غذائی دارند در زمین و زیر خاک قرار می دهند مثل گندم و برنج و گردو و بادام و به طور کلی بذر گیاهان و هسته درختان! و این اشیاء در زیر خاک حالت اولیه خود را از دست می دهند، اما جوانه هائی از آن ها می روید و بعد از مدتی این جوانه ها تبدیل به بوته و درخت می شوند.

در این جریان یک عدد میوه و یا بخشی از آن سرانجام به درختی تبدیل می شود که عامل تولید تعدادی میوه از نوع خود و با همان خواص می گردد.

طبعاً قصد اصلی و نهائی در این جریان صرفاً قرار دادن یک میوه و یا هسته آن ها در زیر خاک نبود. بلکه لازمه تبدیل یک عدد میوه و یک دانه بذر، به یک درخت و یک بوته، کاشتن آن در زمین یعنی قرار دادن آن در زیر خاک بود که ابتداءً پوسیدن و تغییر حالت اولیه آن را به دنبال دارد.

این فعل و انفعال تحت قوانینی انجام می گیرد که خداوند عالم در نظام طبیعت ایجاد کرده و آن ها را به طور مستمر برقرار نگاه داشته است. مثل این که خاک خاصیّت پوسانیدن هسته های چوبی و محکم درختان را دارد. و آب خاصیّت نفوذ در جدار آن ها، و بعضی از گازهای موجود در فضای بیرون از خاک عامل رشد و پیدایش خواصّ معیّنی در نباتات می باشد.

خلقت انسان در زمین و ادامه حیات او شباهتی به این جریان دارد. حقیقت وجود انسان که «روح» اوست در نظام زندگی طبیعی باید رشد کند و کمالاتی را کسب کند که لازمه زندگی حقیقی او در عالم آخرت است.

روح انسان پدیده ای با عظمت و با ابعاد و جهات ناشناخته ای است. انسان عظیم ترین پدیده نظام خلقت است که خداوند عالم جهت آفرینش او خود را «احسن الخالقین» خوانده است. به طوری که می فرماید:

«وَلَقَدْ خَلَقْنَا ﭐلْإِنسَانَ مِن سُلَالَهٍ مِّن طِینٍ… ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً ءَاخَرَ فَتَبَارَکَ ﭐللَّهُ أَحْسَنُ ﭐلْخَالِقِینَ» (المؤمنون / ۱۲-۱۴) در این آیات اشاره ای به خلقت انسان و ماده خلقتی او مراحل مختلف این خلقت، سپس مرحله دمیده شدن روح انسانی در او شده و خداوند برای این خلقت عظیم خود را احسن الخالقین خوانده است. اما تا این جا سخن از خلقت دنیوی انسان و ترکیب بدنی و دمیده شدن روح انسانی در آن بود و در ادامه کلام می فرماید:

« ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذَ ٰلِکَ لَمَیِّتُونَ… ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ ﭐلْقِیَامَهِ تُبْعَثُونَ… وَلَقَدْ خَلَقْنَا فَوْقَکُمْ سَبْعَ طَرَائِقَ وَمَا کُنَّا عَنِ ﭐلْخَلْقِ غَافِلِینَ» (المؤمنون / ۱۵-۱۷) یعنی این که انسان بعد از زندگی دنیوی و طی این مرحله از حیات به عالم دیگری منتقل می شود و زندگی او در آن عالم و تحت نظامات خاص آن ادامه پیدا می کند و این موجود و اعمال صادر شده از او و استعداد های کسب شده در او صرفاً برای زندگی زمینی نیست و راه او به آسمان ها و زندگی در بهشت منتهی خواهد شد.

البته کسانی از این انسان ها استعداد و قدرت صعود از عالم دنیا و ورود به بهشت را پیدا نخواهند کرد و در همین عالم دنیا محبوس خواهند شد، همین عالم که تبدیل به جهنم خواهد شد.

در پاسخ بخش دوم سؤال عرض می کنیم: مقصود خداوند از ایجاد نظام آفرینش- حداقل در زمین و مخلوقات آن- زندگی انسان بوده و بقیّه موجودات به خاطر زندگی انسان آفریده شده اند. الّا این که ارتباط خلقت موجودات زمینی با زندگی انسان گاهی آشکار و روشن است، و گاهی مرموز و ناشناخته!!!

به عنوان مثال: گیاهان و درختان زیادی در روی زمین می رویند و بعد از چند ماه فعالیّت حیاتی بعضی از آن ها متوقّف می شود و بعضی دیگر سال ها برقرار هستند. ارتباط بعضی از این گیاهان و درختان با زندگی انسان ها آشکار است، مثل اغلب درختان میوه، که ثمرات آن ها خواص غذائی و داروئی شناخته شده ای برای انسان ها دارند و انسان ها این خواص را می شناسند و از این نوع ثمرات به صورت غذا و دارو بهره برداری می کنند.

چرا حضرت علی (ع) هیچ عکس‌العملی نسبت به این توهین‌ها و جنایات انجام شده علیه پاره تن پیامبر انجام ندادند؟
بخوانید

اما بعضی دیگر خواص ناشناخته ای دارند، و قابل مصرف به عنوان غذا برای انسان ها نمی باشند و بعضی از آن ها حتی قابل مصرف برای حیوانات هم نیستند. در این موارد و در توجّه سطحی و گذرا احتمال دارد انسان تصوّر کند که این گیاه هیچ خاصیّت مفیدی برای زندگی انسان ندارد و از نبودن آن هم هیچ مشکلی در زندگی انسان پیدا نمی شود! اما در صورت توجّه عمیق به خلفت و خواص این نوع از گیاهان، جهاتی از حکمت خلقت آن ها آشکار می شود. مثلاً احتمال دارد بعضی از گیاهان نه به عنوان غذای انسان ها و نه حتی غذای حیوانات، بلکه جهت بارور کردن و حاصلخیز کردن خاک آفریده شده اند. یعنی این نوع گیاهان در زمین می رویند و به بوته هائی تبدیل می شوند و سرانجام خشک می شوند و به صورت کود در می آیند و عامل حاصلخیزی زمین، جهت زراعت می شوند. در این صورت هم پس باید خواصّی داشته باشند مثل تلخی ساقه ها و برگ ها که حیوانات از خوردن آن ها منصرف شوند. دیگر این که احتمال دارد این نوع گیاهان خواصّی از نور و حرارت آفتاب را جذب کنند و به زمین منتقل کنند و یا به صورت نوعی از حرارت در خود ذخیره کنند که به نحوی مورد بهره برداری انسان ها قرار بگیرد.

به همین صورت ممکن است گیاهانی در مناطقی از زمین برویند که تا زمان ما آثار مفیدی از آن ها شناخته نشده است، اما بعداً امکان دارد در تحقیقات علمی آثار مفیدی در عالم طبّ انسان ها و یا حیوانات به طور مستقیم یا غیر مستقیم و با یک یا چند واسطه از آن ها شناخته شود.

در مورد حیوانات هم موضوع شبیه به همین است. عدّه ای از حیوانات که به آن ها حیوانات اهلی گفته می شود، استفاده های شناخته شده ای دارند، مثل شتر و گاو و گوسفند و اسب و مرغ خانگی و امثال آن ها، اما حیواناتی هم وجود دارند که در نظر سطحی و اولیّه و حداقل برای بعضی از انسان ها حکمت خلقت آن ها مشخص نیست. مثل حیوانات درنده که بر حسب ظاهر خطراتی هم برای زندگی انسان ها دارند. اما در صورت توجّه عمیق حکمت هائی برای خلقت آن ها روشن می شود. به عنوان مثال: وجود حیواناتی مثل گاو وحشی و گوزن و امثال آن ها و انواعی از ماهی ها و پرنده ها، جهت رفاه انسان ها و رفع نیازهای آن ها ضروری است! طبیعی است که این نوع حیوانات که به صورت وحشی و در بیابان ها و جنگل ها و دریاها زندگی می کنند، یک زمانی دوره عمر آن ها به پایان می رسد و پیر می شوند و می میرند. حال اگر یک حیوان وحشی مریض شود و یا پیر و ضعیف شود، چه موجودی خواهد توانست در آن نوع زندگی، از این حیوان مریض مراقبت کند و به آن غذا بدهد! طبعاً این حیوان در حال گرسنگی و مریضی و پیری و ناتوانی با حالتی زجر آور باید مدتی سپری شود تا بمیرد و بعد امکان دارد جسد یک حیوان مرده در یک بیابان عامل آلودگی یک منطقه و گیاهان آن و عامل پیدایش انواع بیماری ها گردد. یعنی جسد یک حیوان مرده، امکان دارد سرانجام منطقه ای را به انواعی از بیماری ها آلوده کند. خداوند عالم در این جهت حیواناتی آفریده است که با شکار آن حیوانات مریض و یا خوردن جسد آن ها بعد از مردن، عامل پاکسازی محیط زیست انسان ها شوند. در حقیقت حیوانات وحشی از این نوع، پاک کنندگان محیط زیست انسان ها هستند. اگر در نوع خلقت این حیوانات دقّت شود، روشن خواهد شد که وجود جسمانی و خواصّ روحی آن ها هم، متناسب با این منظور آفریده شده است. تشخیص عجیب این حیوانات یعنی شکار کننده ها در مورد مریضی های غیر ظاهری حیوانات شکار شونده، خیلی شگفت آور و حیرت انگیز است.

در معده بعضی از این حیوانات شکار کننده موادی تولید می شود که می تواند حتّی استخوان و سمّ و شاخ حیوانات شکار شونده را در خود حل کند تا قابل جذب در بدن حیوان شکار کننده باشد. اما عجیب است که این مواد با این خواص آسیبی به معده و دستگاه گوارشی حیوان شکار گر نمی زند.

کوسه ماهی ها و انواع دیگری از ماهی های شکار کننده جهت پاکسازی محیط دریا آفریده شده اند که اگر این نوع پاکسازی در دریا نبود انسان ها برای حرکت در دریا و استفاده های مختلف از آن مثل ماهیگیری و بهره برداری از گوشت سالم ماهی ها دچار مشکلات زیادی می شدند و یا اصلاً امکان بهره برداری از دریا در اکثر جهات از بین می رفت.

به عنوان مثال: وضعیت بدنی یک کوسه ماهی و حسّ عجیب آن که از فاصله دوری در دریا موقعیت حیوان زخمی را تشخیص می دهد و با سرعت زیاد به طرف آن حرکت می کند و بدن آن حیوان زخمی یا مرده را چند قطعه کرده و می بلعد دلیل واضحی، برای اثبات این ادّعا است.

احتمال دارد در زمان های خاصّی و در اثر وقوع حوادثی حیوانات زیادی در روی زمین مرده باشند و اجساد آن ها روی زمین مانده باشد، و خداوند عالم جهت پاکسازی زمین حیواناتی آفریده باشد که با تحقّق حکمت مورد نظر از آفرینش آن ها و عدم نیاز به وجود آن ها، این قبیل حیوانات بعداً از بین رفته باشند.

این تذکّر در حدّ پاسخ به سؤال مورد بحث بود و به اشاره ای اجمالی اکتفا شد، تفصیل موضوع احتیاج به فرصت دیگری دارد.

الیاس کلانتری

 94/4/7

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن