۸۸- چرا خداوند پیامبر را گمراه خوانده است؟!

4635548372056781436سؤال: خداوند در سوره «ضحی» پیامبر را یتیم و گمراه و فقیر می خواند و او را از بد رفتاری با یتیمان و فقیران نهی می کند، مگر پیامبر با آن ها بد رفتاری می کرد؟!

پاسخ:این سؤال از دو قسمت تشکیل یافته است و آن را تحت دو شماره ۸۸ و ۸۹ پاسخ می دهیم.

۸۸- در آیات سوره ضحی الطاف و عنایات خاصّ خداوند به رسول گرامیش بیان شده و از مضمون آن ها روشن می شود که آن بزرگوار از زمان تولد و سنین کودکی تحت مراقبت و محافظت خاصّ خداوند قرار داشت و خداوند او را برای عهده دار شدن مقام نبوّت و رسالت آماده می کرد.

در این آیات اشاره شده به این که خداوند رسولش را تنها نمی گذارد و او را تحت نظارت و امدادهای مستمر خود قرار داده است، همچنان که قبل از دوره رسالت، الطافش به طور مستمر شامل حال او می شد. اما آن چه احتیاج به توضیح دقیقی دارد موضوع «ضلالت» و نسبت دادن آن به پیامبر اکرم (ص) است. به طوری که می فرماید:

« وَوَجَدَکَ ضَالّاً فَهَدَىٰ» (الضحی / ۷) یعنی تو را در حالت ضلالت یافت پس هدایت کرد. کلمه «ضالّ» در این آیه به معنای گمراهی نیست. در تفسیر آیات قرآن باید معانی خاصّ قرآنی را در نظر گرفت. کلمه ضلالت در موضوع دین در زبان فارسی به معنی گمراهی به کار می رود، و این کلمه معانی دیگری هم دارد. در زبان عربی به کسی که برای پیدا کردن جائی می رفت و مقصد مورد نظرش را پیدا نکرده، ضالّ گفته می شود مثلاً کسی که در جاده ای به راه افتاده به منظور رسیدن به مقصدی، ولی جاده را اشتباهی رفته و مقصد او در آن جاده نبود، در این صورت به او «ضالّ» گفته می شود. و همچنین این کلمه در مورد شخصی که نظریه اشتباهی دارد،به کار می رود. به عنوان نمونه: این کلمه دو بار در آیات قرآن در مورد شخص حضرت یعقوب (ع) در مورد فرزندش حضرت یوسف (ع) به کار رفته است و در هیچکدام از این دو مورد به معنای گمراهی نیست.

در مورد اوّل خداوند می فرماید:

« إِذْ قَالُواْ لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَىٰ أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَهٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ» (یوسف / ۸) یعنی برادران یوسف گفتند که یوسف و برادرش نزد پدرمان محبوب تر هستند، در حالی که ما گروهی نیرومند هستیم، همانا پدر ما در ضلالت آشکاری قرار دارد. به طور قطع، «ضلال» در این آیه به معنای گمراهی نیست. چون آن ها می خواستند در نزد پدر خود محبوب تر شوند، و برای حصول این غرض، تصمیم به قتل برادر خردسال خود گرفتند. منظور برادران یوسف این است که پدرشان در موضوع محبّت به فرزندانش مثلاً در مسیر عدالت نیست. البتّه نظر برادران یوسف درست نبود و آن حضرت به طور قطع در امر محبّت به فرزندان هم در مسیر اعتدال و انصاف بود، الّا این که یوسف (ع) محبوبیتی ذاتی داشت و آن قابل کتمان نبود در هر صورت منظور فرزندان حضرت یعقوب (ع) از کلمه «ضلال»، گمراهی به معنای عرفی نبود، چون در آن صورت نیازی نداشتند که جهت محبوبیت بیشتر در نزد او، اقدام به قتل برادر خردسال و یا در چاه انداختن او بکنند.

سخنرانی ها - 12، سیره شریف پیامبر رحمت- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در جنگ بدر
بخوانید

مورد دوم از این جهت واضح تر است و آن این که فرزندان یعقوب در وقت دیگری هم خطاب به پدر خود، او را به «ضلالت» نسبت دادند و آن وقتی بود که کاروان حامل پیراهن حضرت یوسف (ع) از مصر خارج شد و به طرف کنعان، محل زندگی حضرت یعقوب حرکت کرد، و حضرت یعقوب از راه دور بوی پیراهن یوسف (ع) را استشمام کرد و به کسانی که در نزدش بودند یا احتمالاً بعضی از فرزندان، گفت من بوی یوسف را می یابم! آن ها گفتند تو در «ضلال» قبلی خود به سر می بری! قطعاً منظور آن ها از «ضلالت» معنای عرفی این کلمه یعنی گمراهی در دین نیست. بلکه مرادشان یا همان محبّت- به نظر آن ها افراطی- به یوسف است، یا این که خواستند بگویند تو در اشتباه قبلی خود هستی که فکر می کنی یوسف هنوز زنده است! در هر دو صورت مراد از ضلالت در این آیه هم گمراهی نیست، چون این معنی هیچ ربطی به آن موضوع و نظر حضرت یعقوب (ع) در مورد یوسف (ع) ندارد.

منظور از «ضلالت» در مورد رسول خدا (ص) حالتی است که آن حضرت قبل از مقام رسالت و نزول وحی داشت. یعنی با نزول وحی خداوند، آن حضرت حالتی و موقعیتی پیدا کرده است که قبلاً آن را نداشت. یعنی مقام هدایت انسان ها به سوی دین توحیدی از طرف خداوند به آن حضرت عطا شده، و آن مرحله از هدایت که از ناحیه رسالت الهیه به او عطا شده است، طبعاً قبل از این مرحله در وجود شریف او قرار نداشت. و آن حضرت بعد از اعطاء مقام رسالت، علمی و قدرتی در هدایت انسان ها پیدا کرده است که قبلاً در وجود او نبود.

معنی یتیم بودن و فقیر بودن او هم که روشن است. پدر آن حضرت یا قبل از تولد او، یا همان ماه های اول تولدش از دنیا رفت. او مادرش را هم در همان اوائل کودکی از دست داد و خداوند عالم آن وجود کریم را، به وسیله جدّش حضرت عبدالمطلب و بعداً به وسیله عمویش حضرت ابوطالب سرپرستی کرد.

الیاس کلانتری

۹۴/۴/۱۰

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن