۹۸- آیا انسان ها می توانند خدا را توصیف کنند؟!

14ceb33ce583600b4af7f9d068b4c28eسؤال: امام علی (ع) در کلام خود می فرماید: خداوند نه داخل اشیاء است نه مخلوط با آن ها و نه جدا از آن ها، معنی این کلام چیست؟!

پاسخ: مطلب مورد نظر در این سؤال، قطعه ای از کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در مورد خداوند است او فرموده است:

"لیس فی الاشیاء بوالج و لا عنها بخارج"۱ یعنی نه داخل اشیاء است و نه از آن ها خارج و جدا است. این عبارت در یکی از خطبه های نهج البلاغه قرار دارد. آن حضرت در بیان بعضی از اوصاف "الله" (سبحانه و تعالی) به نحوه ارتباط ذات مقدس او با اشیاء اشاره ای دارد.

امیر المؤمنین علی (ع) می خواهد بفرماید که صفات پروردگار عالمیان شبیه به صفات مخلوقات نیست، بلکه صفات او اختصاص به ذات مقدس او دارد و نباید خدا را با صفات مخلوقات توصیف کرد! یعنی نباید صفات مخلوقات را به او نسبت داد. اصلاً به طور کلی نباید او را توصیف کرد، چون توصیف خدا کار نادرستی است، و فقط انسان ها می توانند صفاتی را که خداوند در کلامش به ذات مقدس خود نسبت داده است، در نظر بگیرند و در مورد آن ها بحث و گفتگو کنند. پس صفات خداوند اختصاص به ذات مقدس او دارد و صفات او شبیه صفات مخلوقات نیست.

ارتباط او با اشیاء هم یک نوع ارتباط اختصاصی است. و شبیه به ارتباط اشیاء با یکدیگر نیست. بودن او با اشیاء از نوع بودن یک شیء با یک شیء دیگر نیست. یعنی بودن او به صورت داخل شدن در جائی و چیزی نیست. و همچنین غیریّت او از اشیاء هم مثل جدا شدن یک شیء از شیء دیگر نیست. بودن او نوعی از بودن است و غیریّت او از اشیاء هم به صورت اختصاصی است نه به صورت جدا بودن از آن ها. امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه دیگری هم به این موضوع با عبارتی شبیه عبارت مورد بحث اشاره کرده و می فرماید:

«مع کلی شیء لا به مقارنه و غیر کل شیء لا بمزایله»۲ یعنی او با همه موجودات است، بدون پیوستگی و قرین بودن و غیر از همه موجودات است بدون جدا بودن. یعنی بودن او با اشیاء به نحو اختصاصی است و غیریّت او هم از اشیاء باز به نحو اختصاصی است. یعنی او در هیچ جهت شبیه هیچ موجودی نیست.

وجود او در تمام جهات نامحدود است و موجودی قدرت احاطه علمی به او را ندارد، همچنان که خود او فرمود:

« وَلَا یُحِیطُونَ بِهِ عِلْماً» (طه / ۱۱۰) یعنی [ موجودات] به او احاطه علمی پیدا نمی کنند. نسبت دادن صفات مخلوقات به ذات مقدس "الله"، در حقیقت تشبیه او به مخلوقات است و این کار نوعی شرک محسوب می شود. در همین خطبه که در اول کتاب شریف نهج البلاغه- خطبه اول- قرار دارد. امام علی (ع) می فرماید:

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَبْلُغُ مِدْحَتَهُ اَلْقَائِلُونَ وَ لاَ یُحْصِی نَعْمَاءَهُ اَلْعَادُّونَ وَ لاَ یُؤَدِّی حَقَّهُ اَلْمُجْتَهِدُونَ اَلَّذِی لاَ یُدْرِکُهُ بُعْدُ اَلْهِمَمِ وَ لاَ یَنَالُهُ غَوْصُ اَلْفِطَنِ اَلَّذِی لَیْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لاَ نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لاَ وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لاَ أَجَلٌ مَمْدُودٌ » یعنی: حمد مخصوص "الله" است که حق ستایشش بالاتر از حدّ ستایشگران است. و نعمت هایش فوق حدّ قدرت شمارشگران، حق جویان تلاشگر از اداء حقش نا توانند. همت های بلند پرواز از درک مقام شامخ او ناتوان و حوزه اعلای ربوبی اش از نفوذ هشیاری هشیاران به دور است.

و در ادامه خطبه در زمینه توحید و ممنوعیت توصیف "الله" می فرماید:

«أَوَّلُ اَلدِّینِ مَعْرِفَتُهُ وَ کَمَالُ مَعْرِفَتِهِ اَلتَّصْدِیقُ بِهِ وَ کَمَالُ اَلتَّصْدِیقِ بِهِ تَوْحِیدُهُ وَ کَمَالُ تَوْحِیدِهِ اَلْإِخْلاَصُ لَهُ وَ کَمَالُ اَلْإِخْلاَصِ لَهُ نَفْیُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَهِ کُلِّ صِفَهٍ أَنَّهَا غَیْرُ اَلْمَوْصُوفِ وَ شَهَادَهِ کُلِّ مَوْصُوفٍ أَنَّهُ غَیْرُ اَلصِّفَهِ فَمَنْ وَصَفَ اَللَّهَ سُبْحَانَهُ فَقَدْ قَرَنَهُ وَ مَنْ قَرَنَهُ فَقَدْ ثَنَّاهُ وَ مَنْ ثَنَّاهُ فَقَدْ جَزَّأَهُ وَ مَنْ جَزَّأَهُ فَقَدْ جَهِلَهُ وَ مَنْ جَهِلَهُ فَقَدْ أَشَارَ إِلَیْهِ وَ مَنْ أَشَارَ إِلَیْهِ فَقَدْ حَدَّهُ وَ مَنْ حَدَّهُ فَقَدْ عَدَّهُ وَ مَنْ قَالَ فِیمَ فَقَدْ ضَمَّنَهُ وَ مَنْ قَالَ عَلاَ مَ فَقَدْ أَخْلَى مِنْهُ»۳ یعنی آغاز و اساس دین معرفت خدا است و کمال معرفت او تصدیقش. غایت تصدیق او توحیدش. حدّ اعلای توحید او اخلاص به مقام کبریایی اش. و نهایت اخلاص به او، نفی صفات از ذات اقدسش. چون هر صفتی به دوگانگی با موصوفش گواه هست و هر موصوفی به مغایرت با صفتش شاهد گویا.

آن کس که خداوند سبحان را توصیف کند، همسان برای ذات بی همتایش سازد و دوئی در یگانگی اش در آورد و مقام والای احدیّت را تجزیه نماید. پندار تجزیه در وحدت ذاتش نشان نادانی است و خدا را قابل اشاره انگارد و با آن اشاره محدودش سازد و چون معدود ها به شمارش در آورد.

112- حقیقت گناه چیست و چرا انسان ها میل به گناه دارند؟!
بخوانید

کسی که بپرسید:خدا در چیست؟ خدا را در آن گنجانیده و اگر خدای را روی چیزی توهّم کند آن را خالی از خدا پنداشته است.

جالب توجه است که امام علی (ع) در این خطبه ابتدا صفاتی برای الله ذکر کرده به طوری که فرمود:

«الذی لیس لصفته حدٌّ محدود»! و در قسمت بعدی توصیف پروردگار را، کار نادرستی تلقّی کرده به طوری که فرمود:

«فمن وصف الله سبحانه فقد قرنه…» در این عبارات امام (ع) به طور ضمنی از توصیف پروردگار نهی فرموده. نکته مطلب در اینجاست که انسان ها نباید خدا را توصیف کنند اما خود ذات مقدس، پروردگار خود را توصیف می فرماید یعنی فرق هست بین این که انسان خودش و با علم و عقل انسانی خودش خدا را توصیف کند،! یا این که صفاتی را که خداوند خود را با آن ها توصیف فرموده بیان کند و آن ها را در مورد آن ذات مقدس به کار ببرد.

همین مطلب را امیرالمؤمنین علی (ع) در خطبه دیگری متذکّر شده است. به طوری که از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: مردی نزد امیرالمؤمنین علی (ع) آمد و عرض کرد: «یا امیرالمؤمنین صف لنا ربّنا مثلما نراه عیاناً لنزداد له حبّاً و معرفه» یعنی پروردگار ما را برای ما طوری توصیف کن مثل این که او را آشکارا می بینیم تا نسبت به او محبّت و معرفتمان زیاد شود.

امام (ع) با حالتی که آثار خشم در چهره مبارکش آشکار بود دستور می دهد مردم در مسجد جمع شوند، و در آن اجتماع تشکیل شده خطبه ای را می خواند که به «خطبه اشباح» معروف شده است. ظاهراً امام (ع) به جهت شیوع نوعی جهل در مورد "الله" خشمگین شده است و این که چرا مؤمنین از آموزش های حقیقی توحیدی فاصله گرفته اند. گو این که آن حضرت انتظار داشتند مسلمین در طول مدّت نشر معارف دینی، حداقل به این نکته باید پی می بردند که "الله" فوق حدّ توصیف انسان ها و منزّه از آن می باشد. و این گونه جهل شیوع یافته در جامعه دینی آن بزرگوار را رنج می داد.

امام (ع) خطبه ای خواند که از جلیل ترین خطبه های توحیدی آن حضرت محسوب می شود و ما بخشی از اول آن را ذکر می کنیم و به عبارتی از آن جهت توضیح سؤال مورد بحث اشاره خواهیم کرد.

«اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی لاَ یَفِرُهُ اَلْمَنْعُ وَ اَلْجُمُودُ وَ لاَ یُکْدِیهِ اَلْإِعْطَاءُ وَ اَلْجُودُ إِذْ کُلُّ مُعْطٍ مُنْتَقِصٌ سِوَاهُ وَ کُلُّ مَانِعٍ مَذْمُومٌ مَا خَلاَهُ… »۴

یعنی حمد مخصوص "الله" است همان که بخل و جمود و نبخشیدن، دارایی او را زیاد نمی کند و عطا کردن و سخاوت هم او را فقیر نمی سازد. در حالی که دارایی هر عطا کننده ای کاهش می یابد و هر کسی که دست از بخشش بر دارد کارش نا پسند است جز او…

امام (ع) در این عبارات به تفاوت صفات و افعال خداوند با صفات و افعال مخلوقات اشاره ای کرده و این که انسان ها نباید خدا را به مخلوقاتش تشبیه کنند و صفات یکسانی برای ذات مقدس او و مخلوقات در نظر بگیرند.

امام بعد از بیان بخش مقدماتی خطبه خطاب به سؤال کننده و همه جمع حاضر در مسجد فرمود:

«فَانْظُرْ أَیُّهَا اَلسَّائِلُ فَمَا دَلَّکَ اَلْقُرْآنُ عَلَیْهِ مِنْ صِفَتِهِ فَائْتَمَّ بِهِ وَ اِسْتَضِئْ بِنُورِ هِدَایَتِهِ وَ مَا کَلَّفَکَ اَلشَّیْطَانُ عِلْمَهُ مِمَّا لَیْسَ فِی اَلْکِتَابِ عَلَیْکَ فَرْضُهُ وَ لاَ فِی سُنَّهِ اَلنَّبِیِّ ص وَ أَئِمَّهِ اَلْهُدَى أَثَرُهُ فَکِلْ عِلْمَهُ إِلَى اَللَّهِ سُبْحَانَهُ فَإِنَّ ذَلِکَ مُنْتَهَى حَقِّ اَللَّهِ عَلَیْکَ»۵ یعنی ای سؤال کننده خوب توجه کن آن چه را که قرآن از صفات او [ الله] به تو بیان می دارد، از آن پیروی کن و آن چه را که شیطان تو را به آن وا می دارد که در کتاب [ قرآن] بر تو واجب نشده و در سنّت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و ائمّه هدی (ع) نیامده، علم آن را به خدای سبحان واگذار کن و این منتهای حقّ خداوند است بر تو.

این قسمت از کلام امیرالمؤمنین به منزله تفسیری برای عبارات مورد بحث در خطبه اول می باشد و حاصل بحث این است که انسان ها هرگز نمی توانند احاطه علمی به صفات و افعال خداوند پیدا کنند و فقط موظّف هستند صفاتی را که او برای خود در قرآن ذکر کرده است و رسول خدا (ص) و ائمّه هدی آن را بیان کرده اند ، و در فهم مراد و معنای مورد نظر خداوند، تدبّر و تفکّر کنند.

 الیاس کلانتری

۹۴/۴/۳۰

پاورقی ها:

۱-نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶

۲-همان، خطبه اول

۳-همان

۴-همان، خطبه ۹۱، (خطبه اشباح)

۵-همان

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن