معارف دین توحیدی در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) – بخش ۱

کلام ایام - 348

بخش اول

  • امیرالمؤمنین علی (ع) مجمع برکات آسمانی و زمینی.

  • رهبری امیرالمؤمنین علی (ع) و دین پسندیده.

  • الطاف خدا برای کسانیکه مورد بی مهری نزدیکان خود قرار می گیرند.

  • نظامات و سنت ها و قوانین حاکم بر عالم انسان ها از طرف خدای سبحان.

  • نیاز انسان ها به محبت و تکریم و احترام از طرف دیگران.

  • محبت انسان‌ها به یکدیگر رزقی است از طرف خدا برای آنها.

  • نیاز نوزادان و کودکان به محبت و مراقبت از کجا تأمین می شود؟!

  • اگر بستگان و نزدیکان یک انسان محبت و توجه خود را از او دریغ کنند، خدای سبحان افراد دیگری را به آنها نزدیک می‌کند.

  • رحمت و نعمت های پروردگار انسان ها از طریق واسطه هائی به آنها می‌رسد.

  • انسان ها سهمیه ای از محبت و توجه از طرف پروردگارشان دارند و این سهمیه عمدتاً توسط نزدیکان و بستگان به آنها می‌رسد.

  • انسان ها لازم است تمامی نعمتها و خیرات را از طرف پروردگار عالمیان بدانند، اگرچه از طریق واسطه‌هائی به آنها می‌رسد.

  • احتیاج انسان به محبت و توجه و تکریم از طرف دیگران شبیه نیاز او به غذا و آب و لباس و مسکن می باشد.

  • تمایل به ابراز محبت به دیگران و جلب محبت دیگران نسبت به خود را، خدای سبحان در وجود انسان قرار داده است.

  • نیاز بچه حیوانات به مراقبت والدین بالخصوص مادر و تغذیه از طرف آنها گاهی چند روز یا چند ماه و به ندرت چند سال است.

  • نیاز انسان ها به مراقبت و محبت دیگران دائمی است و تا آخر و بلکه بعد از آن یعنی بعد از رحلت از دنیا هم ادامه دارد.

  • اگر نیازهای انسان‌ها از طریق صحیح و قانونی و شرعی تأمین نشود، امکان دارد او به بیراهه ای برود و سرانجام از پرتگاهی سقوط کند.

  • انسان ها احتیاج اجتناب ناپذیری به شناسائی عالم خود و قوانین حاکم بر آن دارند.

  • شناسائی حقیقی و کامل عالم و پدیده‌های آن برای کسانی امکان پذیر است که علوم آنها اعطائی و از طریق وحی خدا حاصل شده است.

  • رهبران آسمانی پرورش یافته های ذات قدوس الله هستند.

  • نیاز دائمی انسانها به علم و بصیرت رهبران آسمانی.


در ایام مربوط به شهادت امیرالمؤمنین علی (ع) در ماه رمضان سال جاری مقاله ای تحت عنوان:

امیرالمؤمنین علی (ع) و حقوق آیندگان
بخوانید

در این وبسایت منتشر شد. بحث در آن مقاله منتهی شد به موضوعی تحت عنوان:

 «شرح و تفسیری بر بعضی از سخنان امیرالمؤمنین علی علیه السلام» و در همان مقاله به ذکر و شرح و توضیح یکی از حکمت های نهج البلاغه پرداختیم، یعنی بحث شرح و تفسیر سخنانی از امام (ع) را که قبلاً و در مناسبت های مربوط به سیره شریف آن حضرت، شروع شده بود ادامه دادیم و با صرف نظر از شماره‌های مقالات قبلی، برای مقالات و مباحث شماره‌های جدیدی در نظر گرفتیم.

 لازم به تذکر است که در ماه رمضان سال های قبل و ایام ولادت امام (ع) در ماه رجب و ایام عید غدیر در سال‌های گذشته مقالاتی در سیره شریف آن حضرت در وبسایت «حکمت طریف» منتشر شده که عمده آن مقالات با شماره ها و عناوین آنها ذیلاً ذکر می شود:(۱)

کلام ایام - ۶۳، امیرالمؤمنین علی علیه السلام و عظمت حادثه شهادت او
بخوانید
کلام ایام - ۱۱۹، امیرالمؤمنین علی علیه السلام مجمع برکات آسمانی و زمینی
بخوانید

کلام ایام - ۸۳، معارف دینی در کلام امیرالمؤمنین علی علیه السلام
بخوانید

کلام ایام - ۸۴، تفسیری از حکمت های امیرالمؤمنین علی علیه السلام
بخوانید

کلام ایام - ۹۰، عید غدیر و ادامه رهبری آسمانی
بخوانید

کلام ایام - ۱۱۹، امیرالمؤمنین علی علیه السلام مجمع برکات آسمانی و زمینی
بخوانید
کلام ایام - ۱۴۳، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شهید تأویل قرآن کریم
بخوانید

کلام ایام - ۱۶۰، عید غدیر عید اکمال دین و اتمام نعمت خداوند
بخوانید

کلام ایام - ۲۴۱، عید غدیر ، عید اکمال دین و اتمام نعمت خداوند
بخوانید
کلام ایام- ۲۹۶، رهبری امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- و دین پسندیده
بخوانید

کلام ایام ـ ۳۲۲، رجب نهری در بهشت
بخوانید

(بخش پنجم) ولادت پرشکوه مولود کعبه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و آخرین آنها همان مقاله شماره ۳۴۲ بود که در اول همین نوشتار ذکر شد.

 در مقالات فوق الذکر به مناسبت ایام بعضی از جهات سیره شریف امیرالمؤمنین علی (ع) مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و بخشی از سخنان آن حضرت با شرح و توضیحی ذکر شده است. در بعضی از مقالات بحث منتهی شده به ذکر و شرح و توضیح بعضی از سخنان امام (ع) و این روش کلی در مقالات بخش کلام ایام درباره سیره شریف همه رهبران آسمانی به کار بسته می‌شود، و بخواست خدای سبحان درباره وجود مبارک امیرالمؤمنین علی (ع) هم همین روش در مناسبت‌های مختلف تحت عنوان:

 معارف دین توحیدی در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) به کار بسته خواهد شد (إن شاء الله تعالی) و بعلت فاصله ای که بین این مقالات و شماره های قبلی به وجود آمده- همچنانکه در مقاله شماره ۳۴۲ متذکر شدیم شماره‌های جدیدی برای سخنان انتخاب شدهِ و از همان مقاله در نظر می‌گیریم.

 البته باز لازم به تذکر است که علاوه بر این نوع، مقالات دیگری درباره ذکر و شرح و تفسیر نمونه هائی از کلام امیرالمؤمنین علی (ع) در دسته‌بندی‌ها و موضوعات انتخاب شده برای وبسایت تحت عنوان «درس هائی از نهج البلاغه» قرار دارد که قبلاً شروع شده و مجموعاً ۲۳ مقاله از آنها منتشر شده و مدتی است موقتاً متوقف شده و ان شاء الله تعالی آن سلسله مقالات هم به همین زودی ادامه خواهد یافت.

۲- «مَنْ ضَیَّعَهُ الاَقْرَبُ اُتِیحَ لَهُ الاَبْعَدُ»(۲)

کسی که نزدیکانش او را ضایع کنند، دیگران برای [دوستی و محبت و حمایت از] او آماده می‌شوند.

تیح: مهیّا شدن. اتاحه: آماده کردن، آماده شدن برای مساعدت(۳) معنی ظاهری و لفظی این کلام شریف آشکار است، همان معنی که بصورت ترجمه آن و توضیح معنی یکی از لغات به کار رفته در آن ذکر شد. اما چند نکته لطیف و دقیق و ظریفی هم علاوه بر معنی ظاهری و لفظی در آن ملحوظ شده است که ارتباطی هم به معنی لفظی آن دارد یکی اینکه کلمه اُتیح بصورت فعل مجهول در آن به کار رفته و فاعل آن ذکر نشده است! و فرموده است که برای او (اُتیح له) آماده می شود.

 در این کلام شریف و از ناحیه بکار رفتن این کلمه معنی فرعی خاصّی هم مورد نظر می باشد. یعنی معنی اصلی و مستقیم کلام و باصصلاح «معنی منطوقی» آن، همان است که ذکر شد یعنی کسانیکه نزدیکانش او را رها کنند و محبت لازم را درباره او بکار نبرند و او را ترک کنند، و توجهات خود را از او قطع کنند، افرادی دیگر و دورتر به او نزدیک خواهند شد و به او محبت خواهند کرد و از او حمایت خواهند کرد.

اما معنی فرعی و یا غیر مستقیم آن و یا یکی از آن معانی نوع دوم باصطلاح «معانی مفهومی» آن مربوط به این است که چرا فاعل «اتاحه» در این کلام ذکر نشده است؟! یعنی تصریح نشده به اینکه چه عاملی و چه کسی افراد دورتر را برای کمک به چنین شخصی فراهم و آماده می‌کند!

 ظاهراً و بلکه به احتمال قریب به یقین فاعل مورد نظر در این کلام ذات قدوس پروردگار عالمیان است. یعنی خدای سبحان چنین اراده‌ای دارد و چنین سنتی را در عالم برقرار کرده است که انسان هائی که مورد بی مهری نزدیکان خود قرار گرفته و تنها مانده اند، از ناحیه پروردگارشان مورد محبت و عنایتی قرار می‌گیرند و او اراده می‌کند که کسان دیگری به چنین شخصی نزدیک شوند و او را مورد تکریم و محبت و توجه خود قرار دهند!

 در عالم دنیا و فضای زندگی انسانها نظامات و قوانین و سنت‌هائی از طرف پروردگار عالمیان، یعنی: «رب الناس» و «ملک الناس» و «اله الناس» برقرار است و زندگی انسان‌ها در حیطه آن نظامات و قوانین جریان می‌یابد! و جهتی از آن نظامات و قوانین و سنت ها این است که خدای سبحان رزق بندگان و تمام مخلوقات خود را به عهده گرفته است! همچنانکه در کتاب خود فرمود:

«وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ» (هود/۶)

هیچ موجود زنده ای در زمین نیست جز اینکه رزق او بعهده خداست و او محل استقرار و محل وداع و حرکت او را می داند [و به آن توجه دارد] و همه آنها در کتابی روشن قرار دارد.

اما رزق انسان در بین مخلوقات پروردگار عالمیان تنها غذا و لباس و مسکن و امثال آنها نیست، بلکه او نیاز دارد به محبتی و تکریمی و احترامی از دیگران! یعنی محبت انسان‌ها به یکدیگر هم رزقی است از طرف خدای سبحان نسبت به آنها و هر انسانی سهمی از محبت و الطاف پروردگارش دارد و این نیاز به محبت وقتی که انسان در سنین کودکی و یا پیری قرار دارد و یا حادثه حزن انگیزی برای او پیش آمده و یا دچار فقر و بیماری شده، شدیدتر و بیشتر می شود.

 خدای رئوف رحیم و حکیم علیم این نیاز انسان و این نوع رزق او را هم در نظر دارد، بطوریکه حتی در نظام خلقت و فضای عالم تکوین این نوع عنایت خدا نسبت به انسان‌ها بلکه سایر جانداران جلوه‌های آشکاری دارد و قابل مشاهده است. توضیح اینکه انسان‌ها محبت قلبی زیادی نسبت به کودکان و همچنین افراد پیر و در سنین بالاتر در خود احساس می کنند! چون کودکان و افراد سالمند نیاز بیشتری به محبت دارند و خدای علیم و حکیم در قلوب انسان‌ها علاقه و کشش بیشتری نسبت به آنها قرار داده است. و حتی علاوه بر انسان‌ها، این نوع محبت و عاطفه درباره نوزادان و بچه های کوچک حیوانات هم در قلوب انسان‌ها جریان دارد. بطوریکه انسان‌ها بچه های حیوانات را بیشتر از بزرگترهای آنها دوست دارند.

 بنابراین بجهت اینکه خدای سبحان رزق همه مخلوقات خود را به عهده گرفته و از طرف دیگر هم انسان به محبت و توجه دیگران احتیاج دارد، یعنی محبت و توجه دیگران هم از جمله رزق او می باشد، اگر این نوع محبت را نزدیکان یک انسان از او دریغ کنند و این حق او را ضایع کنند، خدای مهربان و کریم قلوب انسان های دیگر را متوجه آنها می‌کند و این رزق آن ها را توسط دیگران و دورتر ها به او می رساند.

 قابل تذکر است که عمده نعمت های خدای سبحان و رزق بندگان در عالم دنیا توسط انسان ها و موجودات دیگری به آنها عطا می‌شود و در دسترس آنها قرار می‌گیرد مثل اینکه غذای نوزاد انسان در بدن مادر بصورتی مناسب با خلقت آن نوزاد و وضعیت جسمانی او و همچنین خلقت و وضعیت مادر به وجود می‌آید! یعنی شیر مادر با کیفیت و خواصّی که دارد، در دسترس نوزاد قرار می‌گیرد.

یعنی اینکه: نعمت و رزق را خدا تقدیر و عطا می‌کند، اما توسط موجودات دیگری که واسطه انتقال رحمت خدا به مخلوقات هستند به آنها می‌رسد و این واسطه ها یا از ملائکه و یا انسان ها و یا موجودات دیگر هستند پس انسانها سهمیه ای از محبت و توجه از ناحیه پروردگارشان دارند و این سهمیه آنها عمدتاً توسط نزدیکان و بستگان و در رأس آنها والدین و برادران و خواهران و همسر و فرزندان به آنها می‌رسد، اما گاهی و در بعضی موارد نزدیکان یک انسان به وظایف اخلاقی خود عمل نمی‌کنند و محبت لازم را نسبت به نزدیکان خود اظهار نمی‌کنند و در وظایف اخلاقی خود کوتاهی می‌کنند، در آن صورت خدای کریم مهربان نیاز آن شخص محروم از محبت و توجه نزدیکانش را، توسط دیگران به او عطا می‌کند.

 در توضیح این کلام شریف به چند نکته در ارتباط با اصل کلام و معانی مستقیم آن و یا معانی فرعی آن به نحو اختصار اشاره ای می کنیم:

 یکم: اینکه در کلام شریف فعل مورد بحث بصورت مجهول بکار رفته و فاعل آن ذکر نشده چند احتمال ممکن است وجود داشته باشد: یک احتمال این است که امام (ع) اهتمام کامل داشته به تذکر اصل این مطلب که در فضای زندگی انسان ها چنین قانون و سنتی برقرار است و بجهت ظهور اصل موضوع یعنی ارتباط آن به اراده خدا، نیازی به تصریح درباره او وجود نداشته است.

احتمال دیگر اینکه این اراده خدای سبحان هم مثل عمده اراده‌ها و تقدیرات او توسط موجوداتی مثل ملائکه و انسان ها جریان می یابد و لازم است آن واسطه ها هم مورد توجه قرار بگیرند و اگر مطلب بطور صریح به ذات قدوس الله نسبت داده می شد، توجه از عوامل اجرای اراده و فرمان او قطع می‌شد. قابل تذکر است که انسان ها لازم است تمامی نعمت ها و خیرات را از طرف پروردگار عالمیان بدانند و بطور خالص او را حمد کنند و شکر نعمت ها را بجای آورند، اما این نوع توجه خالص به پروردگار عالمیان منافاتی با توجه به واسطه های انتقال نعمت ها و رحمت پروردگارشان ندارد، بلکه اعتقاد به استقلال واسطه های انتقال رحمت، با توحید خالص در تعارض است.

 مراد این است که انسان ها لازم است تمامی نعمت ها را از طرف پروردگارشان بدانند و نیازهای خود را از او بخواهند و به این عقیده ملتزم باشند که اگر خیری و حسنه ای و نعمتی را خدای سبحان برای آنها تقدیر کرد، به آنها خواهد رسید! چه از طرق آشکار و شناخته شده، چه غیر آن، اما توجه به واسطه های انتقال رحمت خدا، آن هم بعنوان واسطه اشکالی ندارد و بلکه گاهی ضروری است.

می شود احتمال سومی را هم در نظر گرفت و آن اینکه علاوه بر موضوع برقراری اراده و سنّتی از طرف پروردگار عالمیان درباره افرادی که از محبت و حمایت نزدیکان خود محروم می شوند و تأمین این نیاز آنها توسط افراد دورتر، این امکان وجود دارد که موضوع صورت دیگری هم پیدا کند و آن اینکه وقتی یک انسان از جاده عبودیت پروردگار عالمیان خارج شود، نیازهای خود را از طرق نادرست و نامشروع و یا نامعقول بدست خواهد آورد!

مثل اینکه خدای غنیّ کریم برای بندگان خود رزق حلال و کریمانه ای را مقدّر فرموده، اما وقتی یک انسان از فضای نورانی و امن عبودیت برای پروردگارش خارج شود، نیاز‌های او به لوازم زندگی او را در راه های تاریک و ناامن و بیراهه ها وارد خواهد کرد، در نتیجه او از طرق نادرست و نامشروع لوازم زندگی خود را بدست خواهد آورد. مثل اینکه نیاز اجتناب‌ناپذیر یک انسان به غذا، در صورتیکه او در راه حقیقی زندگی نباشد و در بیراهه ای قرار بگیرد، او را وادار خواهد کرد که آن نیاز را به هر صورت برطرف کند اگر چه از راه های نادرست مثل سرقت و امثال آن!

در موضوع مورد بحث هم جریان به همین صورت است یعنی یک انسان وقتی در راه درست زندگی حرکت می‌کند و در پناهگاه امن توحیدی قرار دارد، در صورتیکه مورد بی مهری و بی اعتنائی نزدیکانش قرار بگیرد، خدای کریم رحیم قلوب افراد دیگر و دورتر ها را متوجه او خواهد کرد و نیاز او به محبت و توجه را از آن طریق تأمین خواهد کرد! اما فردی که از محبت و توجه و حمایت و تکریم نزدیکانش محروم شده، احتمال دارد جهت رسیدن به خواسته‌های خود به راه نادرست و ناامنی برود و بخواهد نیاز های خود را از طریق نزدیک شدن به انسان های بی ارتباط با خدا و شیّاد و فاسد تأمین کند و در آن صورت زندگی او تباه خواهد شد.

 خلاصه مطلب اینکه نیاز انسانها به محبت و توجه نزدیکان در صورت محرومیت از آن یا از طرف عنایات و الطاف و محبت و رحمت پروردگارش و توسط افراد دورتر تأمین خواهد شد و یا اگر آنها در مسیر نادرستی قرار بگیرند، این نیاز بصورت کاذب و غیر مشروع و غیر معقول توسط افراد فاسد و ناسالم و مغرض! بصورتی نادرست و زیانبار و نامطلوب تأمین خواهد شد.

 این موضوع و این نوع انتساب یک فعل به چند عامل و فاعل موارد مشابهی هم در قرآن مجید دارد، از جمله: در آیاتی از قرآن موضوع تزیین اشیاء زمینی و متاع زندگی دنیا و یا اعمال بعضی از انسانها به پروردگار عالمیان نسبت داده شده و در بعضی آیات هم همان اشیاء و یا اعمال به شیطان نسبت داده شده و در آیاتی هم فاعل موضوع تزیین اشیاء زمینی ذکر نشده و فعل بصورت مجهول ذکر شده مثل آیات ذیل:

۱- «إِنَّا جَعَلْنَا مَا عَلَى الْأَرْضِ زِینَهً لَهَا لِنَبْلُوَهُمْ أَیهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا» (الکهف/۷)

در حقیقت ما آنچه را بر زمین است، زینتی برای آن قرار دادیم تا آنها را امتحان کنیم که کدام یک بهتر عمل خواهند کرد.

۲- «زُینَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِکَ مَتَاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» (آل عمران/۱۴)

زینت یافته برای انسانها دوست داشتن خواستنیها از زنان و پسران [فرزندان] و اموال زیاد از طلا و نقره و اسبهای نشاندار و چهارپایان و مزارع [اما] آنها متاع زندگی دنیا [نزدیک و موقتی] است و نزد خداست بازگشتگاه بهتر [و ارزشمندتر]

۳- «إِنَّ الَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَهِ زَینَّا لَهُمْ أَعْمَالَهُمْ فَهُمْ یعْمَهُونَ» (النمل/۴)

کسانیکه به آخرت ایمان نمی آورند، ما اعمال آنها را برای آنها زینت دادیم، پس آنها سرگردان می شوند.

۴- «وَإِذْ زَینَ لَهُمُ الشَّیطَانُ أَعْمَالَهُمْ وَقَالَ لَا غَالِبَ لَکُمُ الْیوْمَ مِنَ النَّاسِ وَإِنِّی جَارٌ لَکُمْ» (الأنفال/۴۸)

و زمانی که شیطان اعمال آنها را برای خودشان زینت داد و گفت: هیچ‌کس امروز بر شما غلبه نخواهد کرد و من پناه شما هستم.

 قابل توجه است که در آیه اول تزیین متاع دنیا به خدای سبحان نسبت داده شده و به منظور تحقّق اراده ای از او در جهت استکمال انسان‌ها. و در آیه دوم فاعل تزیین ذکر نشده و فعل بصورت مجهول بکار رفته است. در آیه سوم تزیین اعمال کسانیکه به آخرت ایمان نمی آورند به خدای سبحان نسبت داده شده و در آیه چهارم هم تزیین اعمال کفّار به شیطان منسوب شده است! و می شود گفت تزیین مطلوب و حقیقی و به منظور تحقق اراده پروردگار که حق است به ذات قدوس او نسبت داده می‌شود! اما تزیین فریبکارانه و فساد انگیز و تبهکارانه از ناحیه شیطان انجام می‌گیرد.

 دوم: انسان ها احتیاج به محبت و توجه و تکریم از طرف دیگران دارند و این نیاز شبیه نیاز آنها به غذا و آب و لباس و مسکن و امنیت و آرامش است! پس باید این نیاز انسانها هم مثل سایر نیازهای آنها تأمین شود! در این جریان هم انسان ها بدون ارتباط با دیگران به خواسته‌های خود نخواهند رسید.

 مراد این است که انسان موجودی اجتماعی است و زندگی او به تنهائی و بدون ارتباط با دیگران تقریباً امکان پذیر نیست! یعنی انسان ها برای بدست آوردن عمده لوازم زندگی مثل غذا و لباس و مسکن و امثال آنها احتیاج به انسان‌های دیگر و روابط اجتماعی با آنها دارند. در جهت نیازهای روحی هم موضوع شبیه همین است! یعنی زندگی مطلوب انسانها و امنیت بدنی و فکری آنها و لذات روحی آنها هم بدون روابط محبت آمیز و احترام متقابل و رعایت حقوق دیگران امکان پذیر نیست.

 خدای سبحان تمایل به ابراز محبت به دیگران و جلب محبت دیگران نسبت به خود و لذت بردن از روابط محبت آمیز را در وجود انسان قرار داده است. نیازهای روحی کودکان بدون محبت والدین تأمین نخواهد شد! و این محبت مورد نیاز کودک را خدای حکیم در قلب و روح والدین قرار داده است. بالخصوص محبت شدید مادر به فرزند که ناشی از صفت رحمت و رأفت خدای سبحان است.

 محبت به فرزند و نوزاد در حیوانات هم به صورت های مختلف برقرار است و بصورت تغذیه آنها توسط والدین بالخصوص مادر و حفاظت آنها از خطرات، تجلّی می یابد. اما نیاز فرزند حیوانات به محبت و مراقبت و تغذیه و حفاظت از خطرات توسط والدین یا فقط مادر، در زمان کوتاهی برقرار است که گاهی چند روز یا چند ماه و به ندرت چند سال است! و زمانی که فرزند یک حیوان توانست استقلالی در زندگی خود پیدا کند و غذای خودش را بدست آورد و خطرات را از خودش دفع کند، دیگر نیازی به پدر و مادر نخواهد داشت. اما زندگی انسانی با زندگی سایر جانداران تفاوت های اساسی دارد و انسان ها از زمان تولد تا آخرین روز عمر خود احتیاج به محبت و توجه دیگران دارند. پس لازم است والدین کودکان همچنانکه تهیه و تأمین غذا و لباس و مسکن و بهداشت و تحصیل فرزندان خود را بعهده می‌گیرند، محبت دائمی به آنها را هم بصورت آشکار تأمین کنند.

 یعنی اینکه: داشتن محبت قلبی بدون ابراز و اظهار آن، نیازهای فرزندان را تأمین نمی کند و لازم است آن محبت قلبی در کلام و رفتار ظهور پیدا کند و آشکار شود.

 همچنین انسان ها به ابراز محبت از طرف فرزندان خود احتیاج دارند و محبت قلبی باطنی یک فرزند نسبت به والدین خود، بدون ابراز و اظهار با کلام و رفتار، مشکلات آنها را برطرف نمی‌کند.

 و همچنین انسان‌ها به ابراز محبت از طرف همسرشان شدیداً احتیاج دارند و زحمت کشیدن بخاطر آنها و محبت قلبی صِرف مشکلات آنها را برطرف نمی کند. بطوریکه پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود:

«قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَهِ إِنِّی أُحِبُّکِ لَا یَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً»(۴)

کلام مرد به همسرش که دوستت دارم هرگز از قلب همسرش بیرون نخواهد رفت.

 سوم: اگر نیاز روحی انسان به محبت و توجه دیگران از طرف نزدیکان او تأمین نشد، این نیاز از بین نمی رود و بلکه از طرق دیگران تأمین خواهد شد. و این جریان یک جهت متعالی بسیار ارزشمندی دارد و یک جهت آمیخته با خطرات! جهت اول این است که خدای سبحان نیاز روحی انسان های محروم از محبت و توجه بستگان و نزدیکان را توسط بندگان دیگر خود تأمین خواهد کرد.

طبعاً این نوع تأمین نیازهای انسان از طرف خدای رحیم کریم وقتی تحقّق خواهد یافت که آن انسان در جاده عبودیّت برای پروردگار عالمیان، حرکت کند و در پناهگاه امن توحیدی و در معرض رحمت او استقرار یابد. اما وقتی یک انسان از جاده حقیقی و اصلی عبودیت برای خداوند و از پناهگاه امن توحیدی خارج شود، در آن صورت ناچار به دنبال شیطان حرکت خواهد کرد در نتیجه او نیازهای خود را از طرق نادرست و نامشروع بدست خواهد آورد. مثل اینکه: یک انسان تشنه احتیاج به نوشیدن آب خواهد داشت و اگر تلاش نکرد که آب پاک و زلال تهیه کند و سراغ آن برود، تشنگی او را وادار به نوشیدن آب آلوده و نامطلوب خواهد کرد! و اینکه اگر کسی سراغ رزق حلال و کریمانه مقدّر از طرف پروردگار عالمیان نرود، ناچار خواهد شد از طرق رذیلانه و نامشروع و با پستی‌ها و دنائت ها لوازم زندگی خود را بدست آورد.

چهارم: این کلام امیرالمؤمنین (ع) حاوی هشداری هم برای انسان‌ها است و آن اینکه نیاز انسانها به محبت و توجه و تکریم همیشه در کنار آنها و همراه آنها است و اگر کسانی این موضوع را مورد غفلت و اهمال قرار بدهند مبتلا به عواقب زیانبار آن غفلت و اهمال خواهند شد. والدین کودکان لازم است به این نکته بسیار مهم توجه کنند که نیازهای فرزندان آنها منحصر به غذا و لباس و تحصیل در مدارس نمی باشد،  بلکه آن ها به توجه و محبت و تکریم و تحسین از ناحیه والدین برای رفتارهای خود نیاز دائمی دارند. و اگر این نیاز آنها تأمین نشود، به راه های نادرست و تاریک و خطرناکی روی خواهند آورد.

 دیگر اینکه محبت قلبی والدین نسبت به فرزندان و عدم اظهار آن، مشکل اصلی را برطرف نمی کند و لازم است آن محبت قلبی آشکار شود و به زبان آورده شود و در عمل و رفتار ظهور یابد.

 و دیگر اینکه آموزش و نصیحت نباید همراه سرزنش و انتقاد باشد و سرزنش والدین روح کودکان را تخریب خواهد کرد و ارتباط های محبت آمیز را از بین خواهد برد.

 این موضوع یعنی ابراز محبت به دیگران بالخصوص افراد خانواده و بستگان عمومیت دارد و اختصاص به روابط والدین با فرزندان آن ها ندارد! و انسان ها لازم است والدین خود را بطور مستمر مورد تکریم و ملاطفت قرار دهند و این رفتار درهای رحمت و برکات خدا را بسوی آنها باز می‌کند و بلاها و گرفتاری ها و فقر و حوادث مرگبار را از آنها دور می‌کند. و مردان و زنان هم لازم است محبت خود را به یکدیگر اظهار کنند و تذکرات اخلاقی و رفتاری خود را با محبت و ملاطفت و احترام و تکریم همراه کنند تا اثر مورد انتظار حاصل شود.

 ابراز محبت و توجه و تکریم انسان‌ها نسبت به افراد خانواده و نزدیکان رفتاری است دو طرفه همچنانکه یک فرد مؤظف به ابراز محبت به افراد خانواده خود می باشد، خودش هم به محبت آنها و برقراری روابط دوستانه و احترام آمیز با آنها احتیاج دارد! و لازم است انسان ها در حال سلامت و رفاه و آسایش به این نکته اخلاقی توجه کنند که همیشه حالات آنها و وضعیت زندگی آنها یکسان نمی ماند و دچار تغییراتی می شود، جوانی انسان به پیری تبدیل می شود و سلامت او به بیماری و غنای او به فقر! لذا لازم است انسان از گرفتاری ها و نیازهای خود غفلت نکند و به فکر تغییرات و تحوّلات زندگی خود در آینده باشد.

 اگر از همه این مسائل فرضاً صرف نظر شود، از وظایف خود در مقابل پروردگارمان نباید صرف نظر کنیم! و لازم است متذکر شویم که محبت به انسانها و تکریم آنها چه فرزندان و چه والدین و چه همسر و سایر بستگان، سفارش خدای سبحان است و موجب خشنودی او و ازدیاد نعمت های او! و تحقیر یک انسان، تحقیر خدا و بی احترامی به او و بی اعتنائی به دستورات او محسوب می شود، پس از این کار باید شدیداً خودداری شود.

پنجم: انسانها احتیاج اجتناب ناپذیری به شناسائی عالم خود و قوانین حاکم بر آن از طرف خدای سبحان و سنت‌های برقرار در آن دارند. شناسائی حقیقی و کامل عالم و پدیده‌های آن برای کسانی امکان پذیر است که علوم آنها اعطائی و از طریق وحی پروردگار حاصل شده است! و آنها پیامبران خدا و جانشینان حقیقی پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- یعنی امامان معصوم هستند. علوم و نظریات و تعقّل و بصیرت و شهود آنها خالص و از هر آسیبی و هر آمیختگی مصون و منزّه است. آنها پرورش یافته های خاص و مستقیم پروردگار عالمیان هستند که جهت نشان دادن راه های زندگی به انسان‌ها و همراهی با آنها، از طرف او معین و انتخاب شده اند. آنها معلمان آسمانی برای انسان‌ها هستند.

 امیرالمؤمنین علی (ع) یکی از آن معلمان آسمانی است و به لحاظ علم و بصیرت و اخلاص برای پروردگار و همه کمالات وجودی و فضائل انسانی، دومین شخصیت متعالی عالم آفرینش یعنی بعد از وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می باشد. او به ظاهر و باطن عالم و همه عوالم وجود علم دارد. او علم و بصیرت و ادراک فوق عادی خود را از نظام حاکم بر عالم و قوانین و سنت‌های برقرار در آن از طرف خدای سبحان، از طریق سخنان و رفتارهای خود به انسان ها نشان می دهد و در پیمودن راه های حقیقی حیات با آنها همراهی دارد، و عالم انسانی چقدر به آن علم و آن بصیرت و آن کمالات بی پایان او احتیاج دارد.

 پاورقی ها:

۱- در ارجاعات به مقالات قبلی شماره مقاله و عنوان آن عیناً و بصورتی که در وبسایت آمد‌ه ذکر می‌شود، تا علاقه‌مندان بتوانند با سهولت مقاله مورد نظر خود را پیدا کنند.

۲- نهج البلاغه، بخش حکمت ها، حکمت – ۱۴

۳- مفردات نهج البلاغه، علی اکبر قرشی، ج ۱، ص ۱۷۱

۴- الکافی (فروع)، شیخ کلینی، انتشارات دارالکتب الاسلامیّه، تصحیح علی اکبر غفاری، ج ۵، ص ۵۶۹

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن