فاطمه زهرا (س) و نزول برکات بی پایان به عالم دنیا – بخش دوم

کلام ایام - 317

بخش دوم

  • مراد از اذیت برای خدای سبحان در آیه کریمه قرآن چیست؟!

  • اذیت به معنای عرفی و متداول درباره خدای سبحان معنای معقولی نخواهد داشت!

  • اذیت برای رسول خدا (ص) و مزاحمت برای او ارتباطی با معنای اذیت برای خدا دارد.

  • چرا آزردن فاطمه زهرا (س) آزردن رسول اکرم (ص) و آزردن خدای سبحان محسوب می شود؟!

  • جهاد علمی و اخلاقی و فرهنگی رسول خدا (ص) برای استقرار دین توحیدی و انتشار معارف آن.

  • جهاد علمی و فرهنگی حضرت فاطمه زهرا (س) در جهت تحقّق اراده خدای سبحان درباره دین توحیدی.

  • زندگی شخصی پیامبران خدا (ع) دائماً و بطور کامل تحت الشعاع مقام نبوت و رسالت آنها قرار داشته است.

  • برترین و متعالی ترین و گرانبهاترین دارائی پیامبران خدا.

  • رسول خدا (ص) در مسیر ارشاد انسانها و رفع نیازهای آنها و نجات آنها از عذاب ابدی بیش از حدّ طاقت و توانائی خود فعالیت داشت.

  • خدای سبحان پیامبرش را از تحمل مشقّت های طاقت فرسا نهی می کرد.

  • اذیت پیامبران خدا (ع) سنتی متداول در بین کفّار و مشرکان بود.

  • پیامبر خدا (ص) حتی یک بار به اندازه سیر شدن غذا نخورد.

  • همه امامان معصوم و حضرت فاطمه زهرا (س) در فضائل اخلاقی و رفتارهای کریمانه خود مثل رسول خدا (ص) بودند.

  • علت تکریم اختصاصی رسول اکرم (ص) نسبت به دخترش فاطمه زهرا (س)


در مباحث بخش قبلی اشاره ای شد به اینکه اذیت رسول خدا (ص) و ایجاد مزاحمت برای آن حضرت منحصر به جهات شخصی و فردی او نمی شود و بلکه گسترده تر از آن است و شامل مقام رسالت و اهداف و فعالیت های آموزشی و دعوت دینی او هم می‌شود. و در استدلال برای اثبات این موضوع به آیه ای از قرآن مجید استشهاد شد که در آن آیه کریمه اذیت بر رسول خدا (ص) در ردیف اذیت برای ذات قدوس الله ذکر شده است (الأحزاب / ۵۷) و در آن قسمت از بحث اشاره ای شد به اینکه اذیت به معنای متعارف و در همان محدوده متداول بین انسان ها درباره ذات قدوس الله- عزّوجلّ معنای معقولی نخواهد داشت. پس اذیت بر رسول خدا (ص) و مزاحمت برای آن حضرت هم ارتباطی با معنای اذیت برای خدای سبحان پیدا می‌کند و محدود به جهات متعارف در بین انسانها نمی شود.

طبعاً اذیت برای حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) هم، محدود به همان جهات متعارف و فردی و شخصی نمی شود. چون در کلام رسول خدا (ص) بطور مکرر ذکر شده است که اذیت آن حضرت (س) اذیت رسول خدا (ص) محسوب می‌شود و اذیت رسول خدا (ص) هم اذیت خدای سبحان محسوب می‌شود و کسانیکه اذیت و مزاحمتی برای رسول خدا (ص) ایجاد کنند مورد لعن خدای سبحان قرار می‌گیرند و از رحمت او محروم می‌شوند، بطوریکه فرمود:

«إِنَّ الَّذِینَ یؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِینًا» (الأحزاب/۵۷)

کسانیکه خدا و رسولش را اذیت کنند، خداوند آن ها را در دنیا و آخرت لعن کرده است و برای آن ها عذابی خفّت آور آماده کرده است. همان آیه کریمه که در بخش قبلی ذکر شد.

حاصل این موضوع یعنی اینکه اذیت فاطمه زهرا (س) و مزاحمت برای آن وجود قدسی، اذیت برای رسول خدا (ص) و در نتیجه اذیت خدای سبحان محسوب می شود متضمّن نکته بسیار با اهمیتی است و آن اینکه مقام فاطمه زهرا (س) در حمایت از دین خدا و ترویج معارف و حقایق آن و دفاع از صورت حقیقی آن و فعالیت و کوشش برای پاکسازی آن از صورت های تقلّبی که دشمنان دین اعمّ از کفّار و منافقان به وجود آوردند شبیه فعالیت‌ها و جهاد علمی و عقیدتی و فرهنگی رسول گرامی خدا حضرت محمد (ص) بوده است! و همچنین جهاد علمی و عقیدتی آن حضرت (س) در جهت تحقّق اراده خدای سبحان درباره ارسال رسولش برای دعوت دینی و هدایت انسانها و غلبه بر ادیان دیگر و روش های زندگی انسانی قرار داشته و همسو با آن بوده است. یعنی آن وجود قدسی (س) فعالیتی و نقشی در ترویج دین خدا و حمایت از آن و تقویت آن شبیه نقش رسول خدا (ص) داشته و جهاد علمی او در جهت جلوگیری از اختلاط صورت حقیقی دین خدا با صورت های تقلّبی مانند جهاد علمی و فرهنگی پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) و در ردیف آن بوده است! قابل تذکر است که خدای سبحان در کلام شریف خود پیامبر گرامی خود را به جهاد با کفّار و منافقان مأمور کرده است بطوریکه فرمود:

«یا أَیهَا النَّبِی جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیهِمْ وَمَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ» (التوبه/۷۳)

ای پیامبر جهاد کن با کفّار و منافقان و سختگیری کن علیه آن ها و جایگاه آن ها جهنم است و بازگشتگاه بد.

ظاهراً مراد از جهاد با منافقان جنگ و مقابله نظامی نیست و بلکه مراد جهاد علمی و فرهنگی است و این وظیفه بر عهده امیرالمؤمنین علی و فاطمه زهرا و همه امامان معصوم (س) هم قرار داشت. یعنی حضرت فاطمه (س) بعد از رحلت پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) عهده دار برقراری این نوع جهاد شد. و این مرتبه بالاترین مراتب از فضائل در عبودیّت برای خدای سبحان و تقرّب به ذات قدوس او و کمک به انسانها و بطور کلی رفعت فرهنگ عمومی انسانی می باشد. باز قابل تذکر است که بعد از رحلت رسول خدا- صلّ الله علیه و آله و سلّم- و در همان روز فتنه عظمی در جامعه دینی بوجود آمد و در جریان آن مقام خلافت امیرالمؤمنین و حکومت دینی غصب شد و امیرالمؤمنین علی (ع) در وضعیت سیاسی خاصّی قرار گرفت و امکان هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی از او سلب شد و حکومت غاصب او را تحت شدیدترین فشارهای سیاسی قرار داد. در چنین وضعیتی مسئولیت حفاظت از دین خدا و جلوگیری از سقوط آن عمدتاً بعهده آن حضرت (س) قرار گرفت.

این فضیلت عظیم و این مقام قدسی حضرت فاطمه زهرا (س) و موضوع اذیت او و مزاحمت برای او در مسیر اهداف متعالی او را با بیان دیگری هم می شود شرح داد و آن اینکه:

زندگی پیامبران خدا و همه امکانات و دارائی‌های آنها صرف ارشاد انسان‌ها و ترویج معارف آن و کمک به انسان‌ها در رفع نیازهای آنها می شد. بالخصوص برترین و گرانبهاترین دارائی ها یعنی ساعات عمر و ایمان فوق عادی و قدرتی که از اتصال به پروردگار عالمیان برای آن ها حاصل می‌شد. یعنی زندگی شخصی و خصوصی آن بزرگواران هم بطور کامل تحت‌الشعاع مقام نبوت و رسالت آنها قرار داشت.

وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) در این جهت مقام رفیع خاصی داشت، علاوه بر فضائل عمومی همه پیامبران خدا (ع) چون آن بزرگوار در مقام نبوت خاصّه قرار داشت. آن حضرت تمامی فرصت های عمر شریف و همه امکانات زندگی و همه قدرت علمی و ایمانی خود را در مسیر و جهت انتشار معارف دین خدا و ترویج حقایق رفیع آن به کار می‌بست.

آسایش انسان ها و رفع نیازهای آنها و صرف‌نظر کردن از آسایش خود و کسب نیازهای شخصی خود و تقرّب به پروردگار عالمیان از جهت کمک به بندگان او هدف اصلی زندگی آن حضرت محسوب می شد. آن حضرت در مسیر رسیدن به آن نوع از اهداف متعالی زحماتی می کشید که فوق حدّ تحمل وجود شریفش بود. بطوریکه بارها پروردگار عالمیان رضایت خود را از رفتارهای آن حضرت اعلام فرمود و در مقام اظهار لطف و محبت خاص به او متذکر شد که راضی به تحمل آن همه مشقّت ها و سختی ها برای رسول گرامی خود نیست یعنی به تحمل زحمات و مشقّت‌های کمتر و فعالیت کمتر از او هم راضی است. بطوریکه فرمود:

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ طه– طه‌ مَا أَنْزَلْنَا عَلَیکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى– إِلَّا تَذْکِرَهً لِمَنْ یخْشَى– تَنْزِیلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى» (طه/ ۱ – ۴)

طه [خطاب به رسول گرامی] ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به رنج و مشقّت بیافتی- جز اینکه [آن] تذکره [و آموزشی] برای کسانی است که حالت خشیّت دارند.

[آن] کتابی است نازل شده از طرف آنکه آفرید زمین و آسمان های رفیع [و عظیم] را. از قرائن موجود در این آیات و احادیث نقل شده در تفسیر آنها برمی‌آید که رسول گرامی (ص) بیش از حد تحمل خود برای ارشاد انسان‌ها و حتی گروهی از کفّار معاند فعالیت داشت و متحمّل مشقّت ها و درد و رنج ها و اندوه شدیدی می‌شد و گمراهی عده‌ای از مردم و اینکه مسیر آنها بطرف جهنم و عذاب ابدی خواهد بود آن وجود شریف و بامحبت به انسانها را شدیداً متأثّر می ساخت و مجموعاً از تکذیب دین خدا و معارف آن از طرف کفار رنج می برد! آن هم رنج شدید مستمر. بطوریکه پروردگار رحیم و کریم به او فرمود:

کلام ایام - 157، امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شهید تأویل قرآن کریم
بخوانید

«فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا» (الکهف/۶)

پس تو شاید [و احتمال دارد و نزدیک است] جان خودت را از اندوه اینکه [عده ای از مردم] ایمان نیاوردند از دست بدهی.

خدای سبحان بعد از این تذکر و در آیات بعدی متذکر علل ایمان نیاوردن عده‌ای از مردم می‌شود و با این کلام آرامشی در روح شریف رسول خود به وجود می‌آورد.

در آیه دیگری باز خدای سبحان خطاب به رسول گرامی خود می فرماید:

«وَلَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ فَصَبَرُوا عَلَى مَا کُذِّبُوا وَأُوذُوا حَتَّى أَتَاهُمْ نَصْرُنَا وَلَا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِ اللَّهِ وَلَقَدْ جَاءَکَ مِنْ نَبَإِ الْمُرْسَلِینَ» (الأنعام/۳۴)

و قبل از تو هم رسولانی مورد تکذیب قرار گرفتند، پس آنها بر آن تکذیب ها صبر کردند و مورد اذیت قرار گرفتند تا اینکه نصرت ما به آنها رسید و برای کلمات خدا تغییر دهنده ای نیست و به تو رسیده است از اخبار پیامبران.

در آیه کریمه خدای سبحان در مقام ایجاد آرامش در قلب شریف رسول گرامی خود و در قلوب پیروان او و ایمان آورنده ها به دین خدا، به جریان مستمر ارسال رسولان و تکذیب آنها از طرف کفار و اذیت ها و مزاحمت های آنها اشاره ای فرموده و متذکر آن حوادث شده و مجموعاً در این آیه کریمه و آیات بعدی رسول گرامی خود را از تحمل رنج و غصّه و تأسّف شدید فوق حد طاقت او نهی می کند و بطور کلی این آیات اعلام رضایتی از رفتارهای جهادی آن حضرت و ایجاد آرامشی در روح شریف او می باشد.

از بررسی سیره شریف رسول خدا (ص) و از کلام آن بزرگوار و بطور ضمنی از آیات فوق الذکر بر می‌آید که آن حضرت بیش از همه پیامبران خدا (ع) مورد اذیت و درد و رنج و مزاحمت قرار گرفت و همه آنها را با میل و رغبت تحمل فرمود. بطوریکه فرمود:

«مَا أُوذِیَ نَبِیٌّ مِثْلَ مَا أُوذِیت» (۱)

هیچ پیامبری به اندازه من مورد اذیت قرار نگرفت.

این کلام شریف حاکی از میزان درد و رنج ها و مشقّت های زندگی رسول گرامی (ص) می باشد، در حالیکه خدای سبحان او را به تحمل آن همه سختی و مشقّت مأمور نفرموده بود و به فعالیت کمتر و در حدّ تحمل از او هم راضی بود. اما روح کریم و متعالی آن حضرت و رحمت و عاطفه شدید او نسبت به انسان ها اجازه ساعتی و دقایقی آرامش به او نمی داد و او جهت آسایش انسان ها و کمک به آنها و ارشاد آنها به راه‌های حقیقی زندگی و نجات از گرفتاری ها و فقرها و مشقّت ها بالاترین مراتب سختی ها و مشقت ها را تحمل می‌کرد.

در سیره شریف رسول اکرم (ص) نقل شده است که آن بزرگوار حتی یکبار در طول عمر و دوره رسالت خود به اندازه سیر شدن شدن از ارزانترین نوع غذا یعنی نان جو میل نفرمود و دائماً به یاد فقرا و نیازمندان و در جهت کمک به آنها و انفاق هر مقدار مالی که در اختیارش قرار می‌گرفت، در حال گرسنگی به سر می‌برد و به اندک غذای بسیار ارزان در حدّ رفع گرسنگی شدید اکتفاء می‌کرد.

حضرت فاطمه زهرا (س) و همه امامان معصوم (ع) هم در فضائل اخلاقی و رفتارهای کریمانه خود مثل رسول خدا (ص) بودند و مثل او رفتار می‌کردند و در ردیف آن بزرگوار قرار داشتند. و این مطلب و این ادعا از بررسی سیره شریف آنها و از کلام شریف رسول خدا (ص) بطور آشکار قابل اثبات است. و این است رمز تکریم های خاصّ رسول خدا (ص) نسبت به دختر گرامی خود حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س) و علاقه و محبت شدید نسبت به او. یعنی آن علاقه و محبت فوق عادی و برتر از حدّ توصیف صِرفاً از نوع عاطفه یک پدر نسبت به دخترش و از نوع متعارف و متداول بین انسانهای عادی نبود. و بلکه به مقام متعالی قدسی حضرت فاطمه زهرا (س) ارتباط داشت.

با این توضیحات در شرح و تفسیر کلام اصلی مورد بحث در این مقاله یعنی کلام نقل شده از رسول گرامی (ص) مذکور در بخش قبلی این مقاله حکمت اصلی آن روشن می‌شود یعنی حدیث شریف ذیل که آن حضرت فرمود:

«فاطِمَه بَضْعَهٌ مِنّی یسُرُّنِی ما یسُرُّها»

بخش اول این حدیث شریف مورد بحث یعنی عبارت «فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی» از متواترات لفظی قطعی است و در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت بطور مکرر نقل شده است و علمای شیعه و اهل سنت آن را قطعی می‌دانند و بر تواتر آن اتفاق نظر دارند. بخش بعدی حدیث شریف هم که با الفاظ مختلف و متفاوت نقل شده است، «تواتر معنوی» دارد. در این بخش چند مورد دیگر از موارد نقل شده در منابع حدیثی را متذکر می شویم:

رسول خدا (ص) فرمود:

«فَاطِمَهُ بَضْعَهٌ مِنِّی فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اللَّهَ»

فاطمه پاره تن (و بخشی از وجود) من است، اگر کسی او را بیازارد مرا آزرده است و اگر کسی مرا بیازارد، خدا را آزرده است.

از امام باقر و امام صادق (س) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود:

«انّما فاطِمَه بَضْعَهُ مِنّی فَمَنْ أَغْضَبَها فَقَد أَغْضَبَنِی»

فاطمه بخشی از وجود من است پس هر کس او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.

و در روایت جابر آمده است که

«فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِی وَ مَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَی اللَّهَ»

پس کسی که او را بیازارد مرا آزرده است و کسی که مرا بیازارد همانا خدا را آزرده است.

یعنی بخش دوم این حدیث شریف در روایت جابر از آن حضرت به این صورت نقل شده است.

از امام باقر (ع) نقل شده است که رسول خدا (ص) فرمود:

«إنّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها» (۲)

همانا خدا غضب می کند برای غضب فاطمه (ع) و راضی می شود برای رضایت او.

این حدیث شریف با همین الفاظ از وجود مبارک امام رضا (ع) از جدّش رسول خدا (ص) هم نقل شده است. (۳)

ابن عباس از رسول اکرم (ص) نقل کرده است که فرمود:

«إِنَّ فَاطِمَهَ شِجْنَهٌ مِنِّی یُؤْذِینِی مَا آذَاهَا وَ یَسُرُّنِی مَا یَسُرُّهَا وَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَهَ وَ یَرْضَى لِرِضَاهَا» (۴)

فاطمه بخشی و شاخه‌ای از وجود من است، مرا می آزارد آنچه او را می آزارد و مرا مسرور می کند آنچه او را مسرور می کند و همانا خدای تبارک و تعالی غضب می کند برای غضب فاطمه و راضی می شود به رضایت او.

 

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۱/۲۸

پاورقی ها:

۱- مناقب ابن شهر آشوب، ج ۳، ص ۲۴۷

۲- بحارالانوار، مجلسی، ج ۴۳، ص ۱۹

۳- همان

۴- همان، ص ۲۶

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن