کلام ایام ـ ۳۶۱، ماه پرشکوه ذی الحجه و روزهای عظیم آن

بخش چهارم

کلیات

  • شکوه و عظمت شب و روز عرفه.

  •  شرح و تفسیری بر قطعاتی از دعای عرفه حضرت سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام).

  •  دعای عرفه گنجینه ای از علوم و معارف دین توحیدی و عرفان حقیقی و خداشناسی است.

  • نیایش حسین – علیه السلام – در صحرای عرفات.

  • هیچ عاملی نمی تواند قضاء و حکم خدا را دفع کند.

  •  هیچ عاملی نمی‌تواند مانع عطای خدا شود.

  •  خدای سبحان شنونده دعاها و درخواست های بندگان است.

  •  استجابت دعای حقیقی وعده خدا به بندگان است و خدا هرگز خلف وعده نمی کند.

  •  حالت اضطرار سبب استجابت دعا می شود.

  •  انسان برای دریافت حاجت خود گاهی لازم است چند بار و بطور مکرّر دعا کند.

  • وقتی خدای سبحان به بندگانش دستور دعا داده طبعاً روش دعا کردن را هم به آنها اعلام فرموده است.

  •  از جمله افعال خدای سبحان دفع اندوه ها و گرفتاری ها از بندگان است.

  •  فایده عظیم دعا، علاوه بر دریافت خواسته‌ها و تأمین نیازها.

  •  درجات و برتری‌های زندگی اخروی بسیار عظیم‌تر از درجات و برتری های دنیوی است.

  • رسیدن از یک درجه به درجه بالاتر در دنیا گاهی با سختی ها و هزینه ها و مشکلات زیادی همراه است.

  •  درجات دنیا در مقایسه با درجات و برتری های حیات اخروی، بسیار ناچیز و موقتی و گاهی کاذب و توهّمی است.

  • پشیمانی ها بعد از رسیدن به خواسته های دنیوی.

  •  خدای قادر و قهّار جبّاران و ستمگران را سرکوب می کند.

شکوه و عظمت شب و روز عرفه

در حال ورود به شب و روز بسیار باشکوه و عظیم عرفه قرار داریم و چند ساعت بیشتر با جریان عظیم رحمت و برکات خاص این شب و روز فاصله نداریم.
تصورات و محاسبات ما با جریان این چند شب و روز اول ماه ذی الحجه مطابقت نداشت و طبق معمول از زمان عقب ماندیم. بنا داشتیم در این ایام مقالاتی درباره دعاهای تعیین و توصیه شده برای دهه اول این ماه جلیل منتشر کنیم، اما هنوز در شرح عباراتی از یک دعا مانده ایم و ناچار باید آن بحث را ناتمام رها کنیم و درباره شکوه و عظمت شب و روز عرفه مطالبی بنویسیم و به ذکر و شرح قطعاتی از دعای شریف حضرت سیدالشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ در روز عرفه ـ مشهور به دعای عرفه ـ بپردازیم و بعد از آن شرح و تفسیر دعای شریف نقل شده از امام صادق ـ علیه السلام ـ را که قبلاً شروع شده، ادامه دهیم.
قبل از پرداختن به ذکر و شرح قطعاتی از دعای شریف حضرت سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی درباره شب و روز عرفه را نقل می کنیم:

شب عرفه

«شب نهم ماه ذیحجه یعنی همان شب عرفه از شبهای بسیار مبارک است، دعا و استغفار و توبه از گناهان و بطور کلی «ذکر الله» در آن شب آثار و برکات عظیمی دارد و سفارش زیادی برای عبادات و اعمال خاص در آن شب شده است. اگر کسی از موقعیت خاص شب عرفه غفلت کند و عبادات سفارش شده را بجای نیاورد، مشمول خسران و زیانی خواهد بود که از محاسبات عادی خارج است و متقابلاً اگر کسی متوجه عظمت آن شب مبارک شود و ساعاتی در آن به ذکر الله با انواع آن مثل تلاوت قرآن مجید و نمازهای مستحبی سفارش شده، و دعا و استغفار بپردازد و موفق شود، به اعمال خیر بالخصوص کمک به نیازمندان و تکریم فقراء و احسان به آنها و صله ارحام، سود و بهره ای خواهد برد که آن هم از محاسبات عادی خارج است. گفته شده احیاء شب عرفه یعنی شب را با عبادت به صبح رساندن پاداش عبادت یکصد و هفتاد سال محسوب خواهد شد.علاقمندان به عبادت در این شب مبارک می توانند به کتابهای دعا و اعمال ماه ذوالحجه مراجعه کنند.

یکی از اعمال این شب نورانی زیارت حرم حضرت سید الشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ است. و کسانیکه این فرصت و توفیق برای آنها به وجود نیامده می توانند از راه دور و وطن خود آن حضرت را زیارت کنند.

روز نهم این ماه جلیل در فرهنگ دینی به «روز عرفه» مشهور شده و آن روزِ بسیار عظیمی است. از سخنان و رفتارهای رهبران آسمانی بر می آید که جریان عظیمی از رحمت و برکات خداوند در این روز بر بندگان نازل می شود. احادیث فراوانی درباره عظمت خاص روز عرفه، و پاداش اعمال خیر در آن، و دعا و نیایش و توبه از گناهان و نزول مراتب رفیعی از رحمت خداوند به انسانها در آن روز، نقل شده است.

در روز عرفه اعمال و عبادات خاص برای زوّار خانه خدا تعیین شده است مثل «وقوف در عرفات» که از ارکان عبادت عظیم حج است و اختصاص دارد به کسانی که جهت انجام مناسک حج در عرفات حضور پیدا کرده اند. اما اعمال دیگر روز عرفه عمومیتی دارد و تمام کسانیکه جویای رحمت و عنایات پروردگارشان هستند، می توانند از موقعیت خاص این روز بهره مند شوند. برای روز عرفه دعاهای زیادی معین شده و توصیه های زیادی جهت دعا و اشتغال به ذکر الله در این روز به عمل آمده، که در کتابهای دعا مذکور است. دعا در روز عرفه و خواندن نماز های تعیین شده در آن روز از چنان اهمیت و ضرورتی برخوردار است که سفارش شده اگر روزه گرفتن در این روز عامل ضعف و عدم آمادگی کامل برای دعاها و اعمال خاص آن شود، بهتر است انسان روزه مستحبی خود را در این روز افطار کند، تا با آمادگی کامل به اعمال خاص آن روز بپردازد.

زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ در روز عرفه

زیارت حضرت سید الشهدا ـ علیه السلام ـ در روز عرفه و حضور در حرم شریف آن حضرت به نحوی اختصاصی مورد سفارش قرار گرفته است بطوریکه از روایات مربوط به فضائل روز عرفه بر می آید، خداوند ـ عزّوجّل ـ در روز عرفه برترین مراتب رحمت و عنایات خود را به زائران حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ اختصاص می دهد

بطورکلی طبق آنچه از وجود مبارک رهبران آسمانی نقل شده میزان آثار زیارت آن حضرت در روز عرفه خارج از معیارهای محاسبات عادی است. و نقل شده است که اگر کسی در شبهای قدر بالخصوص شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان مشمول غفران خداوند قرار نگیرد، تا ماه رمضان سال بعد از آن مرتبه از رحمت خداوند که مخصوص شب قدر است بهره مند نخواهد شد مگر اینکه در روز عرفه در کربلا حضور یابد و موفق به زیارت امام حسین ـ علیه السلام ـ شود.

دعای عرفه امام حسین (علیه السلام)

از جمله اعمال روز عرفه خواندن دعائی است که در چنین روزی از وجود قدسی حضرت سید الشهداء ـ علیه السلام ـ صادر شده است. نقل کرده اند که آن حضرت در عصر روز عرفه با گروهی از همراهان از اهل بیت و شیعیان خود در صحرای عرفات این دعا را خوانده است. دعای شریف با این عبارت شروع می شود:

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ …»(۱) این دعا گنجینه ای از علوم و معارف دین توحیدی و عرفان حقیقی و خداشناسی است بطوریکه نظیری برای آن یافت نمی شود. برای این دعای جلیل شرح ها و تفسیرهای متعددی نوشته شده از جمله کتاب نفیس«نیایش حسین ـ علیه السلام ـ در صحرای عرفات» (۲) از دانشمند معاصر مرحوم محمد تقی جعفری، اما محتوای عظیم علمی و عرفانی این دعا مقتضی تألیف کتابهای متعدد و شروح بیشتری است که از دیدگاههای مختلف و متنوع این گنجینه عظیم را مورد شناسائی و معرفی قرار دهد.

در این بخش از مقاله حاضر به توضیحی درباره عبارت اولیه این دعای شریف اکتفاء می کنیم و امیدواریم بعداً در فرصتی مناسب مقالاتی را در شرح و توضیح ـ حداقل ـ قطعاتی از آن در بخش «تفسیری از دعاهای معصومین (علیهم السلام ) بنویسیم.

«اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذی لَیسَ لِقَضآئِهِ دافِعٌ وَلا لِعَطائِهِ مانِعٌ وَلا کصُنْعِهِ صُنْعُ صانِعٍ » یعنی : حمد مخصوص الله است که برای قضا و حکم او دفع کننده ای نیست و هیچ عاملی نمی تواند مانع عطای او شود.و ساخته هیچ سازنده ای مثل ساخته او نیست! در توضیح عبارت فوق متذکر چند نکته بطور فشرده می شویم و فعلاً به ذکر همان چند نکته اکتفاء می کنیم»(۱)
در مقاله فوق الذکر به شرح و توضیحی درباره عبارت اول این دعای شریف اکتفا شده و در این بخش از نوشتار حاضر بعد از توصیه به توجه مجدد به آن مقاله، به ذکر و شرح عبارات دیگری از آن دعای نورانی می پردازیم:

« وَ هُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ وَلِلْکُرُباتِ دافِعٌ وَلِلدَّرَجاتِ رافِعٌ » یعنی: او شنونده دعاها و درخواست ها و دفع کننده اندوه ها و بالابرنده درجات است.

امام ـ علیه السلام ـ اوصاف و افعالی از ذات قدوس الله، پروردگار عالمیان را درکلام شریف خود متذکر شده که انسانها نیاز به دانستن آنها و توجهات مستمر پی در پی به آنها دارند، یکی از آن اوصاف و افعال توجه و عنایت به دعای بندگان و پذیرش درخواست های آنها است! و شروع بحث در شرح بعضی از عبارات دعای شریف در روز عرفه و فرصت باقی مانده در آن از این عبارت مناسب تر است و جهت کاربردی بسیار مهمی دارد.

امام ـ علیه السلام ـ در این عبارت متذکر می شود که پروردگار عالمیان ـ عزّوجل ـ شنونده دعاها و درخواست های بندگان است. مراد از شنیدن در این عبارت و موارد مشابه آن، توجه و عنایت و ترتیب اثر دادن و پذیرفتن است. یعنی خدای سبحان به دعاها و درخواست های بندگانش بی اعتناء و بی توجه نیست و خود او به بندگانش دستور داده است که دعا کنند و حاجت های خود را از او بخواهند. بطوریکه در کتاب خود فرموده:

« وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ » (غافر/۶۰) یعنی: و پروردگارتان فرموده است که مرا بخوانید تا من هم برای شما بپذیرم [و درخواست شما را اجابت کنم ] کسانیکه از عبادت من استکبار بورزند، بزودی سرافکنده وارد جهنم خواهند شد. در این آیه کریمه خدای سبحان به بندگانش دستور می دهد که از او درخواست کنند تا او هم درخواست آنها را مورد استجابت قرار دهد و همچنین بطور ضمنی در کلام خود دعا و درخواست بنده را عبادت شمرده و ترک آن را ترک عبادت و نتیجه ترک عبادت را سقوط در جهنم.

و باز فرموده است:

« وَاسْأَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا» (النساء/۳۲) یعنی: از الله درخواست کنید از فضلش، همانا الله به همه چیز دائماً آگاه است.

و همچنین فرمود:

«  وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ  أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ  فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ » (البقره/۱۸۶) یعنی: و [ای پیامبر] هر وقت بندگان من درباره من از تو سؤال کردند، [به آنها بگو] همانا من به آنها نزدیک هستم و اجابت می کنم درخواست دعا کننده را آنگاه که [صِرفاً و بطور خالص] مرا بخواند، پس باید [و لازم است] خواسته مرا اجابت کنند [یا فقط از من درخواست اجابت کنند] و به من ایمان بیاورند، باشد که رشد یابند [و به مقاصد خود برسند]. در این آیه کریمه هم به اصل استجابت دعای بنده اشاره شده و هم بطور ضمنی دوتا از شرایط استجابت دعا مورد اشاره قرار گرفته، یکی رسیدن به حال اضطرار، یعنی قطع امید از هر جا و هر کسی جز الله (عزّوجل)

دیگری توجه خالص و امیدواری کامل به او. و طبعاً چنین دعائی مستجاب خواهد شد.

نکته مهمی که ذکر و توضیح آن در این قسمت بسیار ضروری است آن است که موضوع استجابت دعای بنده از طرف پروردگارش یک موضوع است و زمان دریافت حاجت یک موضوع دیگر و گروهی از مردم تصور می کنند که به محض پیدا کردن حالتی بنام دعا و به ذهن آوردن نیاز خود، باید درخواست آنها پذیرفته شود و خواسته آنها بطور سریع و فوراً به آن عطا شود. در حالیکه طبق مدلول احادیث زیادی ازمعلمان آسمانی، گاهی بین استجابت دعا و دریافت حاجت زمانی فاصله می افتد و بنده بعد از مدتی به خواسته خود می رسد.

و گاهی لازم است انسان برای دریافت خواسته خود چند بار و بطور مکرر دعا کند. بطور کلی دعا عبادتی است که خدای سبحان به آن دستور داده و طبعاً لازم است شرایط و چگونگی آن را هم خود او به بندگانش اعلام کند و او در کلام خود و به زبان پیامبران خود، شرایط استجابت دعا و موانع آن را بیان فرموده است.(۲)

امام سیدالشهداء ـ علیه السلام ـ در این عبارت از دعای شریف متذکر این نکته درباره دعا شده است! و لازم است اهل ایمان و پیروان معلمان آسمانی از این نکته و تذکر آن در ابتداء این دعای نورانی باشکوه، در سطحی متعالی و برتر بهره برداری کنند و آن را بصورت کاربردی مورد توجه قرار دهند. یعنی وقتی پروردگار عالمیان در اثر دعای بنده توجه و عنایات خود را به بنده بیشتر می کند و با نظر رحمت به بنده اش نگاه می کند، چه سودی و فایده ای از این بالاتر، و اصلاً ارزش این وضعیت که در اثر دعای بنده حاصل می شود فوق حد محاسبه است.

امام ـ علیه السلام ـ در این عبارت از دعای شریف متذکر نکته دیگری شده است و آن عبارت از دفع اندوه ها و گرفتاری ها از بنده است. یعنی خدای سبحان در اثر دعای بنده و بطور  کلی ذکر پروردگارش، اندوه و غصه ها و گرفتاریها را از او دفع می کند. دفع اندوه و غصه و گرفتاری بنده، طبعاً از ناحیه تأمین نیازهای بنده تحقق می یابد. چون غصه ها و اندوه ها از ناحیه کمبودها و محرومیت ها اعم از نوع مادی و متعارف و یا از نوع معنوی و روحی، پدید می آید و خدای سبحان در صورت دعای بنده آن کمبودها و محرومیت ها واحساس پوچی ها و بی هدفی ها را هم جبران می کند و بنده در اثر الطاف و توجهات پروردگارش به آرامش روحی می رسد.

علاوه برموضوع تأمین نیازها و رفع محرومیت ها، خود ارتباط با خدای سبحان و یاد او بطور کلی عامل آرامش و اطمینان قلبی می شود. یعنی یاد خدا و ارتباط با او و اشتغال به انواع «ذکر الله»، خود عامل آرامش و اطمینان قلبی می شود، همچنانکه در دعای شریف کمیل می خوانیم: « یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ. » (۳) یعنی: ای آنکه اسم او داروی درد [های روحی] و یاد او شفاء و طاعت او غنا [ثروت و بی نیازی] است.

کلام ایام - 358، ماه پرشکوه ذی الحجة و روزهای عظیم آن
بخوانید

در ادامه این قطعه از کلام، امام ـ علیه السلام ـ متذکر وصف دیگری درباره ذات قدوس الله ـ عزّوجل ـ شده است و آن ترفیع درجات بندگان است. یعنی او درجات بندگانم خود را بالاتر می برد. مراد این است که او در مقام توجه و عنایت به بندگان و نزول رحمت و برکات خود به آنها به تأمین نیازهای عادی و یک نواخت آنها قانع و راضی نمی شود و بلکه با عنایات و عطایای خود درجات آنها را بالا می برد.

در این کلام شریف تصریحی  به نوع درجات نشده است و اینکه آیا مراد درجات دنیوی از نوع متعارف و عادی است و یا درجات اخروی و درجهت فضائل علمی و ایمانی و معنوی است! احتمال وجود دارد مراد هر دو نوع از درجات باشد. اما طبعاً درجات متداول بین انسانها از نظر مالی و مقامات اجتماعی در این کلام نمی تواند مورد نظر باشد، چون این نوع درجات ارزش ذکر در این موارد را ندارد.

یعنی اگر درجات انسانها در شغل و مناصب اجتماعی و یا میزان ثروت و مقامات حکومتی و امثال آنها هم برای انسانها و یا گروهی از آنها ارزش و اهمیت هم داشته باشد، اما در دیدگاه متعالی نسبت به حیات، آن درجات اهمیت قابل ذکری نخواهد داشت.اما رفعت انسان در عبودیت و معرفت به الله و صفات و افعال او و در امور معنوی و علم، دارای ارزش های حقیقی می باشد  و این ارزش ها در زندگی اخروی  به صورت درجات متعالی ظهور خواهد یافت ، بطوریکه خدای سبحان ـ عزّوجل ـ فرمود:

« انْظُرْ کَیْفَ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ وَلَلْآخِرَهُ أَکْبَرُ دَرَجَاتٍ وَأَکْبَرُ تَفْضِیلًا » (الاسراء/۲۱) یعنی: بنگر (توجه کن) که چگونه بعضی از آنها را بربعضی برتری دادیم و البته آخرت دارای درجات بزرگتر و برتریهای بزرگتر [ و حقیقی] می باشد.

انسانها برای رسیدن از یک درجه به درجه بالاتر در زندگی موقتی دنیوی گاهی زحمات و هزینه های زیادی را متحمل می شوند و بخش مهمی از عمر خود را صرف می کنند و در صورت موفقیت و رسیدن به خواسته خود ، خشنود می شوند و از آن لذت می برند مثل بالا رفتن درجه ای در عرف نظامی گری و یا رتبه های تحصیلی در مدارس  و دانشگاه ها یا پست و مقام اجتماعی مثل ریاست یک اداره و یک سازمان و یا تغییر محل زندگی ، مثلاً از یک روستا به یک شهر یا از منطقه ای از شهر به منطقه ای مطلوبتر و امثال آنها . در حالیکه این نوع ترفیع درجات در زندگی دنیوی اگر هم مطلوب باشد ، بسیار کوتاه مدت و گذرا و موقتی خواهد بود و انسان بعد از مدتی آنها را از دست خواهد داد ، چه در حال حیات باشد و چه از دنیا برود .

گاهی هم این رفعت درجات – از انواع فوق الذکر –  با گرفتاری ها و مشکلات و مشقّت ها و حتی درگیری با دیگران همراه می باشد .بسیار اتفاق می افتد که یک شخص با تلاش زیاد و طولانی به یک مقام اجتماعی می رسد و شهرتی و ثروتی و طرفدارانی پیدا میکند ، اما بعد از مدتی مخالفان و رقیبان او فعالیتی می کنند و با او مخالفت و درگیری پیدا می کنند و سرانجام او از آن مقام اجتماعی و حکومتی عزل می شود و حتی گاهی مورد محاکمه قرار می گیرد و محکوم به مجازاتهای اجتماعی و سیاسی می شود .

بالاترین درجات و مقامات از این نوع رسیدن یک شخص و یا یک گروه و یک حزب سیاسی به حکومت یک جامعه است اما غالباً، هم رسیدن به این مقام مشکلات و مشقت ها و دردسر های زیادی دارد و هم ماندن در آن در مقابل مخالفان و مدعیان و دشمنان و هم از دست دادن آن و پایان یافتن آن دوره از زندگی – فعلاً با صرف نظر از عواقب و نتایج اخروی آن – و گاهی کسانی که به این زندگی و این مقام رسیده اند ، در عین حال که لذتی هم از مقام سیاسی و حکومتی خود می برند ، دچار پشیمانی ها و گرفتاری های زیادی می شوند و یک زندگی عادی و قبل از رسیدن به حکومت و شهرت را آرزو می کنند .

اگر رسیدن به درجات برتر در زندگی دنیوی با معیار های عقلی و با بصیرت لازم مورد بررسی  قرار بگیرد و بالخصوص اگر با زندگی مطلوب اخروی و قرار گرفتن در مسیر آن مقایسه شود ، روشن خواهد شد که این درجات دارای ارزش قابل توجهی نیستند و یا حداقل درجات و برتری های زندگی اخروی خیلی بالاتر و بزرگتر و مطلوب تر از آن ها می باشد.

در  روایاتی از ائمّه معصومین – علیهم السلام – گفته شده است که درجات بهشت به تعداد آیات قرآن می باشد و اهل بهشت هر مقدار از آیات قرآن را در دنیا یاد گرفته باشند و بخاطر سپرده باشند به همان میزان درجاتشان در بهشت بالاتر خواهد بود. بعنوان نمونه از امام موسی بن جعفر – علیهما السلام – نقل شده است که در ضمن روایتی فرمود:

«فَإِنَّ دَرَجَاتِ الْجَنَّهِ عَلَى قَدْرِ آیَاتِ الْقُرْآنِ یُقَالُ لَهُ اقْرَأْ وَ ارْقَ فَیَقْرَأُ ثُمَّ یَرْقَى» و یعنی همانا درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است و گفته خواهد شد [به قاری قرآن] بخوان و بالاتر برو پس او هر آیه ای را قرائت کند یک درجه بالاتر خواهد رفت.(۴) قابل توجه است که مطابق این حدیث شریف و چند حدیث مشابه آن درجات بهشت برابر آیات قرآن خواهد بود و اهل بهشت هر تعداد از آیات قرآن را در دنیا یاد گرفته باشند و حفظ کرده باشند به شرطی که آن ها را فراموش نکنند و همراه خود داشته باشند به همان میزان درجات فضیلت آن ها بالاتر خواهد رفت یعنی درجات انسان ها در بهشت متناسب با میزان تحوّل علمی و معرفتی انسان خواهد بود که از دنیا آن را کسب کرده است.

«وَلِلْجَبابِرَهِ قامِعٌ فَلا اِلهَ غَیْرُهُ وَلا شَىْءَ یَعْدِلُهُ وَلَیْسَ کَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَهُوَ السَّمیعُ الْبَصیرُ» یعنی او: جبّاران و گردنکشان را سرکوب می کند، پس معبودی جز او نیست و هیچ چیزی [و هیچ موجودی] نمی تواند عدیل [و نظیر و مساوی و همتای او باشد [و با او برابری کند] و چیزی مثل او نمی باشد و او شنوا و بینا است.

جبّاران یعنی کسانیکه قدرتی در اختیار دارند و با آن قدرت به انسان ها و محیط زندگی آنها تسلّط می یابند و غالباً بدون رضایت مردم بر آنها حکومت می‌کنند و خواسته‌های خود را بر گروهی از مردم تحمیل می‌کنند. مثل پادشاهان و زمامداران و رؤسا و امرا و کسانی مثل آنها.

تاریخ زندگی انسان ها شاهد ظلم و تعدّی زیاد و مستمر جبّاران در جوامع مختلف بر دیگر انسان ها می باشد. بطوریکه در تاریخ جوامع انسانی بیشترین و آشکارترین فعالیت‌های اجتماعی به این موضوع با ابعاد مختلف آن ارتباط می یابد، غالباً فردی از انسان ها به کمک بعضی از اطرافیان خود در یک جامعه به قدرتی می‌رسد و بعداً در اثر همان قدرت و نبود موانع به ظلم به انسان‌ها و زورگوئی و تضییع حقوق آنها می‌پردازد و درگیری‌ها و مخالفت‌ها بین مردم و آن شخص حاکم و طرفداران او شروع می شود و غالباً مخالفت‌ها و اعتراض ها – اگرچه مسالمت آمیز هم باشد – تا مدتی سرکوب می‌شود و نهایتاً اگر مخالفت‌ها و اعتراض‌ها شدید و گسترده بود، آن شخص حاکم و طرفداران او در مقابل عامه مردم شکست می‌خورند و وضعیت یک جامعه تغییر پیدا می‌کند و از بین گروه ناراضی ها و معترضین یک یا چند نفر به قدرت می رسند و بر آن جامعه تسلّط می یابند و جریان قبلی مجدداً شروع می‌شود و البته گاهی با اندکی تغییر و تفاوت با جریان قبلی! آن هم عمدتاً در جهات ظاهری و سطحی!

 این نوع حوادث، هم در سطح کشورها و ملت ها از ناحیه حکّام و زمامداران و هم در سطح اقوام و قبائل و مردم یک شهر و افراد یک حزب و یک منطقه حتی یک روستا و امثال آنها بطور مستمر جریان می‌یابد.

 این نوع حوادث و جریانات در جوامع انسانی عمومیت داشته و فقط تحولاتی که از طرف آموزش های پیامبران خدا و عده قلیلی از مصلحان اجتماعی نشأت گرفته از آموزش های پیامبران، از این سرنوشت مستثنی بوده است. البته آن هم تا زمانی که آموزش های پیامبران و نظام اخلاقی به وجود آمده توسط آنها مورد تغییر و تحریف قرار نگرفته و بصورت اصلی باقی مانده است.

 جبّاران تاریخ و در جوامع مختلف قدرت خود را در ظلم به دیگران و تضییع حقوق آنها و در تبهکاری های خود از ناحیه عده‌ای از انسان‌ها و حمایت و کمک آنها بدست می آورند اما بعد از رسیدن به قدرت، بر عموم مردم یک یا چند جامعه و حتی طرفداران و پیروان خود هم تسلّط پیدا می‌کنند، یعنی همان کسانیکه سبب به قدرت رسیدن آنها شده اند.

 انسان ها به این جریان درباره حکومت ها و صاحبان قدرت غالباً عادت می کنند تا جائی که با برقراری روش های حکومتی متفاوت با این روش جا افتاده، مخالفت می‌کنند. چون به این روش در طول تاریخ اعتیاد پیدا کرده‌اند! و این همان اعتیاد است که آنها را به مقابله و مخالفت و تعارض با پیامبران خدا و جانشینان آنها – علیهم السلام – در جوامع مختلف کشانده است.

قابل توجه است که وقتی امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در مقابل اصرار شدید عمومی مردم ناچار حکومت جامعه دینی را پذیرفت و حکومت او مورد تأیید عمومی مردم قرار گرفت و مردم با او بیعت کردند، علاوه بر اینکه او حق حکومت بر جامعه دینی را بلحاظ مقام امامت از پروردگار عالمیان دریافت کرده بود و این جریان بطور مکرر توسط پیامبر خاتم حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – اعلام شده بود، عدالت خالص تاریخی و گسترده او در تقسیم اموال بیت‌المال و رعایت مساوات بین انسان‌ها و رفع تبعیض ها و عزل چند امیر جبّار و تبهکار مثل معاویه، مورد انتقادها قرار گرفت حتی عتاب و انتقاد عده‌ای از طرفداران و دوستداران خود، بعنوان خیرخواهی و حمایت از او تا جائی که آن حضرت در مقابل اعتراض‌ها و انتقادات عده ای از مردم نسبت به روش حکومتی او و خطاب به آنها فرمود:

‏«أَتَأمُرُونِّى‏ أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ وَ اللَّهِ ‏‏لا‏ ‏‏أَطُورُ‏ ‏‏بِهِ‏‏ ‏‏ما‏ ‏‏سَمَرَ‏ ‏‏سَمِیرٌ‏، ‏وَ ‏ما ‏‏أَمّ‏‏ ‏نَجْمٌ‏ ‏فِى‏ ‏السَّماءِ ‏نَجْماً وَ لَوْ کانَ الْمالُ لِى لَسَّوَیْتُ بَیْنَهُمْ فَکَیْفَ وَ إِنَّمَا الْمالُ مالُ اللَّهِ»(۵) یعنی: آیا شما به من امر می کنید که در قلمرو زمامداری خود با ستمکاری پیروز شوم! سوگند به خدا هرگز چنین کاری نمی کنم مادامی که شب و روز پشت سر هم می آیند و می روند، و مادامی که ستاره ای به دنبال ستاره ای حرکت می‌کند. اگر مال از آنِ من بود، همه مردم را در تقسیم آن مساوی می گرفتم، چه رسد به این که مال قطعاً مال خدا است.(۶)

امام – علیه السلام – در ادامه کلام خود، در مقام آموزش عموم انسان ها و از جمله کسانیکه او را مورد عتاب و انتقاد قرار دادند فرمود:

«أَلَا وَ إِنَّ إِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ إِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ فِی الْآخِرَهِ وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ» یعنی: آگاه باشید که اعطاء مال در غیر محل و جایگاه حقیقی خودش، افراطِ در هزینه و ریخت و پاش و اسراف است و این کار [یعنی تبذیر و اسراف] صاحبش را در دنیا رفعت می دهد و در آخرت او را پست می گرداند و نزد مردم او را عزیز و محترم می کند، اما نزد خدا او را خوار و بی ارزش می کند.

و این عجیب است که عده ای انسان با علم آمیخته به جهل خود که بینش و بصیرت آنها نهایتاً چند قدم اطرافشان را روشن می‌کرد. به یک معلم آسمانی و شخصیت قدسی که زیباترین تجسّم از عدالت و علم و حکمت در سطح عالم بود، در اداره جامعه و بالخصوص جهت اجرای عدالت و حفظ حقوق انسان‌ها و رعایت مساوات اجتماعی بین آنها اعتراض کنند و بخواهند چیزی به او یاد بدهند درحالیکه تمام جهان آفرینش و ظاهر و باطن عالم و گذشته و آینده در حیطه علم او قرار داشت!

امام – علیه السلام – تعجب خود را از درخواست آنها با این خطابه خود اعلام فرمود. یعنی شما می‌خواهید من پیروزی سیاسی و حکومتی را با ظلم به کسانیکه در قلمرو این حکومت قرار دارند، بدست آورم! و اعلام فرمود که هرگز چنین درخواستی عملی نخواهد شد.

 امام و حجت خدا و جانشین پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – پیشنهاد جاهلانه آنها را با صراحت و قاطعیت رد کرد و اعلام فرمود که پیروزی با ظلم در مکتب او یعنی معارف حقیقی دین خدا جائی ندارد و چنان رفتاری هرگز و در هیچ زمانی از او صادر نخواهد شد.

 امام – علیه السلام – به یک نکته اخلاقی دینی هم اشاره ای فرمود و آن اینکه حتی اگر اموالی که در اختیار او است، اموال شخصی و مال خود او بود، باز هم آنها را با رعایت مساوات بین انسان‌ها – یعنی مساوات در حقوق اجتماعی – تقسیم می‌کرد تا چه رسد به اینکه آن مال حکومتی مال خداست و طبق امر پروردگار عالمیان باید بین مردم تقسیم شود و در این جهت فرقی بین مردم بلحاظ شهرت اجتماعی و ثروت و فقر و آزاد و برده و رئیس قبیله و دیگران در نظر گرفته نخواهد شد! و همه انسان‌ها از نظر حکومت دینی بطور مساوی دارای حرمت و شخصیتی قابل احترام هستند.

 جهت جلوگیری از طولانی شدن مقاله، بحث توضیح تکمیلی این قطعه از دعای شریف عرفه و توضیح اجزاء بعدی عبارت فوق الذکر را به شماره بعدی موکول می‌کنیم (ان شاء الله تعالی).

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱ـ وبسایت حکمت طریف، کلام ایام ـ ۲۳۸، ماه ذو الحجه و شکوه و برکات آن

۲ـ درباره شرایط استجابت دعا و موانع آن بطور مکرر در مقالات قبلی در بخش پرسش و پاسخ وارد بحث شده ایم و علاقه مندان به این بحث می توانند به آن مقالات مراجعه کنند.

۳ـ دعای کمیل، بخش آخر دعای شریف

۴- اصول کافی، کتاب فضل القرآن، باب «فضل حامل القرآن»، ح ۱۰ (انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۴، ص ۴۰۸)

۵- نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶

۶- نهج البلاغه امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ترجمه محمد تقی جعفری، ص ۳۷۷

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن