کلام ایام – ۱۲۲، امیرالمؤمنین علی علیه السلام مجمع برکات آسمانی و زمینی

IMG22480303امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مجمع برکات آسمانی و زمینی

بخش چهارم

کلیات

*علم و شخصیت اخلاقی و رفتارهای عده ای از انسان ها منشأ تحولات مطلوب در فرهنگ عمومی انسانی بوده است.

*رفتارهای کریمانه حضرت ابراهیم (علیه السلام) در تکریم مهمان

*کلام وجود مبارک پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در تکریم مهمان

*هزینه آموزش و پرورش یک طبیب برای یک جامعه چه مقدار است.

*آیا در جوامع انسانی شخصی پیدا می شود که در همه علوم و فنون متبحّر باشد؟!

**********

در بخش های قبلی این سلسله مقالات گفته شد که سخنان و رفتارها و فضائل اخلاقی انسان های تأثیر گذار موجب استکمال و غنای فرهنگ ها می شود! و همچنین گفته شد که علم و شخصیت اخلاقی و رفتارهای عده ای از انسان ها منشأ تحولات مطلوبی در فرهنگ عمومی بشری بوده است. و اینکه پیامبران خدا و امامان معصوم (علیهم السلام) عامل تحولات علمی و اخلاقی مطلوب عظیمی در سطح جهانی و طول تاریخ شده اند.

گاهی رفتار بزرگوارانه یکی از رهبران آسمانی منشأ هزاران و ده ها و صدها هزار عمل و رفتار مطلوب و پرفایده در انسان های دیگر شده است. مثل اینکه رفتارهای کریمانه حضرت ابراهیم (علیه السلام) در محبت به مهمان و تکریم او و بطور کلی مهمان نوازی او، عامل به جریان افتادن این رفتار ممدوح و بزرگوارانه در بین ملل دیگر شده است! و همچنین کلام زیبا و نورانی پیامبر اکرم حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در این زمینه که فرمود:

«أَکْرِمِ الضَّیْفَ وَ لَوْ کَانَ کَافِراً» یعنی مهمان را اکرام کن اگر چه کافر باشد! و رفتار خود آن بزرگوار با پیروان ادیان دیگر که به محل زندگی آن حضرت یعنی شهر مدینه سفر می کردند و از ناحیه آن حضرت بعنوان مهمان مورد تکریم و پذیرائی قرار می گرفتند.

با رفتار قهرمانانه امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در مقام انفاق به نیازمندان و کمک به آن ها بصورت اعطاء غذای اندک  خود و اعضاء خانواده به فقرا و مساکین، در حالیکه خود و اعضاء خانواده اش به آن غذا احتیاج داشتند! یعنی ترجیح نیازمندان و گرسنه ها بر خود و افراد خانواده خود. که منشأ تأثیرات عمیق و گسترده ای در فرهنگ جامعه دینی و ملل دیگر شده است.

حال در این بخش از این سلسله مقالات به توضیح روش بهره برداری از علم و کمالات و فضائل اخلاقی و ازدیاد این نوع بهره برداری از سیره شریف و شخصیت آسمانی امام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می پردازیم. و این مطلب را با مثالی همراه می کنیم.

در جوامع انسانی غالباً و بطور معمول برای آموزش و تربیت افراد جهت فرا گرفتن علوم و فنون و شغل های مختلف امکاناتی را فراهم می کنند و هزینه هائی را متحمل می شوند. میزان هزینه ها و بکار بستن امکانات طبعاً لازم است متناسب با ارزش و کارائی شغل های افراد و علوم و فنونی باشد که آن ها یاد می گیرند و افراد جامعه به آن نیاز دارند. یعنی وقتی یک جامعه برای یاد دادن اصول بهداشت بدنی و معالجه بیماری ها احتیاج به چند طبیب دارد، لازم است برای پرورش آن چند طبیب امکاناتی فراهم کند، و در جوامع بزرگتر مثل یک شهر پر جمعیت یک یا چند رشته دانشگاهی را در این زمینه برقرار کند و عده ای استاد اهل فن از پزشکان با سابقه و متبحّر برای تدریس اصول علم طب برای دانشجویان این رشته را برای سکونت در آن شهر و یا حضور بصورت رفت و آمد آماده کند.

بطور کلی برای آموزش علم طب برای عده ای از جوانان در مرحله دانشجویی و پرورش آن ها در حد فرا گرفتن علم طب عمومی و استمرار آموزش بعضی از آن ها در رشته های تخصّصی احتیاج به صرف هزینه های معتنابه و بکار بستن امکانات زیادی وجود دارد.

یعنی مردم در یک شهر و یک کشور لازم است عهده دار تأمین مقدار زیادی هزینه شوند برای ساختن فضای یک دانشگاه و یا دانشکده پزشکی و نصب آزمایشگاه ها و بکار گرفتن عده ای پزشک متبحّر بعنوان استاد و تجهیزات لازم حتی ساختن یک یا چند بیمارستان، هم برای معالجه بیماران، و هم آموزش علمی دانشجویان. و اگر مجموع هزینه های مورد نیاز مستقیم و غیر مستقیم را جهت آموزش و آماده سازی یک یا چند نفر جوان بعنوان طبیب در نظر بگیریم، رقم بسیار قابل توجهی خواهد بود. حال اگر یک فردی بعنوان پزشک عمومی و یا متخصص در یک رشته تخصّصی طبی در یک منطقه سکونت داشته باشد، اما امکان تأسیس مطب و یا فعالیت در یک بیمارستان و یک درمانگاه و مرکز آموزشی بهداشت برای او فراهم نشود، یا دیگران او را جهت اقامت و اشتغال به طبابت به مناطق و کشورهای دیگر سوق دهد، آن جامعه چه مقدار زیان خواهد کرد. بالخصوص زمانی که بعضی از بیماری ها در آن منطقه و آن شهر شیوع یابد و نیاز شدید به فعالیت آن طبیب و اشتغال او پیدا شود!!!

کلام ایام - 8، عید ذکر الله کثیر
بخوانید

حال اگر آن طبیب علاوه بر فرا گرفتن علم طب و کسب گواهی لازم برای طبابت، تجربیات و مهارت زیادی هم در طول سال ها طبابت در رشته خود کسب کند!  و اگر این شخص مورد نظر یک انسان بسیار بزرگوار و سلیم النفس باشد و معالجه افراد بیمار را بعنوان یک عمل توأم با قداست تلقّی کند و همت اصلی او معالجه بیماران و یاد دادن اصول بهداشت برای انسان ها باشد و در صورت امکان از بیماران بی بضاعت و یا کم بضاعت حق طبابت اندکی در حد وسع آن ها دریافت کند و یا بدون دریافت حق طبابت از بیماران فقیر به معالجه آن ها همت گمارد و همچنین اگر تبحّر او در این علم و استادی در این رشته در حدی باشد که بتواند ابتکاراتی در فن طبابت بوجود آورد. و ابداعات خود را در عالم علم طب بصورت کتاب هائی تألیف و در اختیار همکاران خود در سطح یک کشور و یا در سطح جهانی قرار دهد. اگر چنین انسانی بسیار ارزشمند و موفقی و دانشمندی در یک جامعه حضور داشته باشد. آن جامعه در چه حدی می تواند و لازم است از حضور او بهره مند شود؟!

همین طور است در رشته تعلیم و تربیت و بطور کلی معلمی و همچنین فعالیت های خیریه و علوم و فنون نظامی و دفاع از کشور و اصلاح بین انسان ها و رفع اختلافات آن ها و جهات فراوان دیگر.

اگر در یک جامعه فرضاً شخصی حضور پیدا کند که در همه رشته های علمی مورد نیاز جامعه دارای تبحّر و تخصّص باشد. مثلاً یک معلم موفق و تأثیر گذار در امر آموزش و هم یک طبیب ماهر در علم پزشکی و هم در عالم سیاست و نظامی گری دارای اطلاعات فراوانی و بصیرتی عمیق باشد و هم بجهت آشنائی با علوم و فنون مربوط به «روان» انسان قدرت ایجاد یک فضای سالم روانی را در جامعه خود و یا جامعه جهانی داشته باشد، و هم با تدریس علم اخلاق بتواند فضائل اخلاقی و تمایل به دوستی ها و محبت ها و صلح و صفا را بین انسان ها به جریان بیاندازد! و بطور کلی در همه رشته های علمی مورد نیاز جامعه خود و جوامع دیگر در حد یک کارشناس بتواند فعالیت کند. آیا در این صورت ارزش وجودی او چه مقدار خواهد بود؟!!! البته چنین انسانی در شرایط عادی در هیچ جامعه ای- جز موارد خاص که ذکر خواهد شد- وجود نخواهد داشت!!! بوجود آمدن چنین انسانی از قدرت و حیطه علوم و فرهنگ عادی انسانی خارج است، و فقط در وسع علم و قدرت خداوند قرار دارد. و چنین انسانی فقط در فضای عالم نبوت و رسالت و امامت می تواند قرار داشته باشد. یعنی پیامبران خدا و امامان معصوم (سلام الله علیهم اجمعین) چنین مقام و موقعیتی را داشتند. و وجود مبارک شخصیت مورد بحث یعنی امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) دارای چنین اوصافی بود.

آن بزرگوار در مقام  اتصال خاص به علم و قدرت خداوند دارای فضائلی بود که ادراک عادی انسانی قدرت صعود به ابتدای دامنه آن قله رفیع را هم پیدا نخواهد کرد! همان شخصیتی که خداوند شهادت او را به لحاظ علم و فضائل اخلاقیش در ردیف شهادت ذات مقدس خود برای اثبات رسالت رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قرار داده است(۱) و پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در مدح و توصیف خاص او فرمود:

«لَوْ أَنَّ الْبَحْرَ مِدَادٌ وَ الْغِيَاضَ أَقْلَامٌ وَ الْإِنْسَ‏ كُتَّابٌ‏ وَ الْجِنَّ حُسَّابٌ مَا أَحْصَوْا فَضَائِلَكَ يَا علی ابن ابیطالب» یعنی: اگر دریا مرکب شود و همه درختان قلم شوند و جنّیان نویسنده و انسان ها حسابگر، نخواهند توانست فضائل تو را ای علی بن ابیطالب به شمار آورند.(۲)

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۲/۲

پاورقی ها:

۱-مقاله «تجلّی قرآن در سیره امام علی (علیه السلام)»،  نشریه بیّنات، شماره ۲۸، «ویژه نامه امام علی (ع) و قرآن»- سایت حکمت طریف بخش تجلّی قرآن در سیره عترت طاهره (علیهم السلام)

۲-مقاله در ولادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) «قله رفیعی در جلال ماه رجب» سایت حکمت طریف بخش کلام ایام شماره – ۳۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن