کلام ایام – ۱۲۳، امیرالمؤمنین علی علیه السلام مجمع برکات آسمانی و زمینی

IMG22480303امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مجمع برکات آسمانی و زمینی

بخش پنجم

کلیات

*آیا در جوامع انسانی شخصی پیدا می شود که در همه علوم و فنون و فضائل اخلاقی متبحّر باشد؟!

*برای پرورش چنین شخصیتی – اگر امکانپذیر باشد – چه مقدار هزینه و امکانات مورد نیاز خواهد بود؟!

*پرورش چنین انسانی در وسع فرهنگ و علوم عادی انسانی نمی باشد.

*انسان ها در جوامع خود به چه صورتی باید از موقعیت علمی و اخلاقی رهبران آسمانی بهره برداری کنند؟!

*در چه صورتی درهای برکات خداوند بر جوامع انسانی باز می شود؟!

**********

در بخش های قبلی این سلسله مقالات بحث به موضوع بسیار مهمی منتهی شد که در این بخش پایانی جهت نتیجه گیری مطلوب اصل آن موضوع را مقدمه این بخش از مقالات قرار می دهیم. گفته شد که اگر در یک جامعه فرضاً شخصیتی حضور داشته باشد که در همه رشته های علمی در حد یک کارشناس دارای اطلاعات و تبحّر و تجربه باشد و همه فضائل اخلاقی و کرامت های انسانی در وجود او متمرکز شود بعنوان مثال او هم یک طبیب متبحّر آن هم در رشته های مختلف تخصصی باشد و هم یک کارشناس تعلیم و تربیت و هم یک معلم اخلاق اهل عمل که با رفتارهای اخلاقی خود سبب شیوع فضائل اخلاقی و نوعدوستی ها و مهربانی ها در افراد جامعه خود و یا جامعه جهانی شود. همچنین با داشتن اطلاعات زیاد در فنون جنگ های دفاعی و تحمل سختی ها و با شجاعت ها و همت ها و اقدام به کارهای خطیر بتواند روحیه دفاع از مملکت و استقلال و حقوق افراد جامعه را در بین مردم ایجاد کند. همچنین از ناحیه سخاوت و کرامت و انفاق مال به نیازمندان روحیه بخشش و کمک به نیازمندان را در آن جامعه تقویت کند، و همین طور با داشتن اطلاعات وسیع در مورد روان انسان یعنی علم روانشناسی و انتشار آن ها بین مردم و فعالیت های علمی همه جانبه در این جهت جلو شیوع بیماری های روحی را در بین مردم بالخصوص جوانان آن جامعه بگیرد و بیماران روحی را معاجه کند و با نشان دادن مقصد باشکوه آفرینش و هدایت انسان ها در راه های منتهی به آن مقصد جلو احساس پوچی ها و بی هدفی ها را در بین مردم بگیرد و در آن ها روحیه ای با نشاط و تحرّک و هدف گرا ایجاد کند و همچنین بتواند فعالیت های پر فایده ای در جهت علوم و فنون و اخلاقیات در سطح جامعه به جریان بیاندازد!!!

اگر فرضاً چنین شخصی در یک جامعه وجود داشته باشد، افراد آن جامعه به چه صورت و در چه حدی باید از او و علوم و فنون متمرکز در وجود او بهره برداری کنند؟! آن جامعه در مجموع چه مقدار به چنین شخصی احتیاج خواهد داشت؟! برای پرورش چنین شخصی چه مقدار هزینه و امکانات علمی مورد نیاز می باشد؟! آیا افراد آن جامعه در عالم اخلاقیات و علم و نوعدوستی، مؤظف به معرفی چنین انسانی به دیگران- چه در جامعه خود و چه دیگر جوامع و در سطح جهانی- می باشند؟!

در بخش قبلی این سلسله مقالات گفته شد که چنین شخصی در شرایط عادی در هیچ جامعه ای پیدا نمی شود! و پرورش چنین انسانی از حیطه قدرت فرهنگ عادی بشری خارج است! و ما موضوع  را در ابتداء بصورت فرضی در نظر گرفتیم.

اما اشاره کردیم که انسان هائی با این اوصاف ذکر شده و خیلی بالاتر و گسترده تر از آنچه – بعنوان مثال – ذکر شد، در روی زمین وجود داشتند و در بعضی از جوامع و در زمان های مختلف بین انسان ها زندگی کرده اند!!! و آن ها پیامبران خدا و امامان معصوم و بطور کلی رهبران آسمانی هستند، (سلام الله علیهم اجمعین) که علم و قدرت خداوند آن ها را پرورش داده و جهت راهنمائی انسان ها به راه های زندگی و مقصد خلقت، آن بزرگواران را در جوامع انسانی مستقر کرده است.

موقعیت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در جامعه جهانی

 گفته شد که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) یکی از شخصیت های مورد بحث و رهبران آسمانی است که خداوند – عزّوجلّ – او را برای نشان دادن راه های زندگی و کمک به انسان ها در حرکت بسوی مقصد آفرینش پرورش داده و مدتی در عالم دنیا و بین انسان ها ساکن کرده است. او دارای قدرت های عظیم فوق عادی بود و شایستگی کامل برای اداره همه جوامع انسانی را داشت یک رهبر آسمانی جهانی بود یعنی خداوند – عزّوجلّ – علم و قدرت لازم برای اداره تمام جهان را آن هم در همه جوانب و همه جهات به او عطا کرده بود.

ظرفیت و قدرت علوم و فضائل انسانی باقی مانده از او در حدی است که می تواند نظام زندگی انسانی در همه جهان را متحول کند و به همه نابسامانی ها و مشکلات انسان ها و همه درد و رنج و فقرها و خشونت ها پایان دهد. چون آن بزرگوار وارث علم و فضائل اخلاقی همه پیامبران خدا بالخصوص آخرین آن ها یعنی حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود.

او در جنگ هائی که کفار و تبهکاران و آدمکشان جهت در هم شکستن ارکان بنای دین توحیدی و نابودی آن به راه می انداختند گاهی به تنهائی مسیر جنگ را تغییر می داد و با صلابتی و شجاعتی بی نظیر دشمنان بشریّت و نظام جنگی آن ها را در هم می شکست و آن ها را فراری می داد. تا اینکه آن ها بعد از مدتی از در هم شکستن بنای دین آسمانی و نابودی آن ناامید شده و از اقدام به جنگ خودداری کردند.

او برای ایجاد آرامش و آسایش در جامعه و برقراری صلح و مسالمت بین انسان ها سختی ها و مشقّت های عظیمی را تحمل کرد و صبر کردن در مقابل سختی ها را به انسان ها یاد داد.

او وقتی حکومت بخش عظیمی از جهان را در اختیار خود داشت، شب ها شخصاً روی دوش مبارک خود برای خانواده های فقیر و بی بضاعت مواد غذائی حمل می کرد و بطور ناشناس مواد مورد نیاز آن ها را درب خانه آن ها قرار می داد و سراغ خانه های دیگر می رفت.

در سیره شریف او نقل کردند که یک روز در دوره حکومت آن حضرت در وسط روز که غالباً انسان ها در حال استراحت هستند یک زن از اهل کوفه که مرکز حکومت آن حضرت بود به در خانه آن حضرت آمد و از همسرش شکایت کرد که در چنین ساعتی از روز او را از خانه اخراج کرده و با او بد رفتاری کرده است! آن حضرت شخصاً در همان وقت برخاست و به در خانه همسر آن زن رفت و او را صدا کرد و با تذکری و تهدیدی او را مؤظف به خوشرفتاری با همسر و رعایت حقوق او کرد بطوریکه آن مرد توصیه و دستور آن حضرت را بطور کامل پذیرفت. و همسرش را به خانه برد و مورد تکریم قرار داد.

او بطور دائم و در همه لحظات عمر ظرفیت عظیم روح قدسی خود را در ارتباط با خداوند و بی اعتنائی به متاع زندگی دنیوی و توجه به مقصد حیات بکار می بست، و از این طریق راه های این ارتباط باشکوه را برای انسان ها هموار و آشکار می ساخت!!! و کاروان های باشکوهی را در آن راه های روشن به حرکت در می آورد و تا مقصد نهائی رهبری می کرد.

کلام ایام - 419، شعبان ماه محبّت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم)
بخوانید

ما ناچاریم از توصیف آن شخصت آسمانی از ناحیه بیان ناقص و ضعیف و ناچیز خود صرف نظر کنیم و همان طور که قبلاً اشاره کردیم در این زمینه به ذکر و توضیح آیاتی از کلام خدا و سخنان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اکتفا کنیم و این چند جمله هم در همین جهت ذکر شد، و در حقیقت توضیحات سطحی و خفیفی بود از بعضی سخنان رهبران آسمانی در اوصاف امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و جلوه هائی از رفتارهای آشکار شده از آن وجود مبارک.

اما مباحث مربوط به اوصاف شریف آن حضرت را در مقالات دیگر، عمدتاً در ذکر و توضیح سخنان آن بزرگوار – ان شاء الله – ادامه خواهیم داد. اما در این بخش پایانی از این سلسله مقالات به قطعاتی از کلام خود آن بزرگوار در جهت معرفی موقعیت رفیع خودش می پردازیم! و قبلاً در این زمینه یعنی حکمت بیان موقعیت علمی آن بزرگوار در کلام شریف خود او در این سلسله مقالات توضیحاتی ذکر شد.(۱)

اوصاف امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در کلام خود او

امام (علیه السلام) در یک از خطبه های خود در تحلیل و تفسیر حوادث مربوط به غصب مقام خلافت خود و تبدیل حکومت دینی به حکومت عادی بشری و محرومیت جامعه دینی از برکات حکومت دینی فرمود:

«أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلَانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لَا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ»(۲) یعنی هان ای مردم سوگند به خدا، آن شخص جامه خلافت را به تن کرد، و او خود قطعاً می دانست که موقعیت من نسبت به خلافت، موقعیت مرکز آسیاب به آسیاب است که به دور آن می گردد. سیل انبوه فضیلت های انسانی – الهی از قله های روح من به سوی انسان ها سرازیر می شود. ارتفاعات سر به ملکوت کشیده امتیازات من بلندتر از آن است که پرندگان دور پرواز بتوانند هوای پریدن روی آن ارتفاعات را در سر بپرورانند.(۳)

امام (علیه السلام) در این قطعه از خطبه شریف خود به جریان فاجعه بار غصب خلافت و تبدیل حکومت دینی به حکومت عادی بشری اشاره کرده و متذکر موضوع علم امامت و موقعیت خاص علمی و قدرت مقام امامت شده است، که در وجود شریفش متمرکز بود.

امام (علیه السلام) در خطبه دیگری بعد از حادثه غصب خلافت در جواب پیشنهاد بعضی از افراد که می خواستند با او بیعت کنند تا قیام کند و حق خلافت خود را بدست آورد، فرمود:

«أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ»(۴) یعنی ای مردم امواج فتنه ها را با کشتی های نجات بشکافید و اشاره می کند به اینکه با وضعیت پیش آمده، امکان تشکیل حکومت دینی از بین رفته است و اقدام سیاسی در این زمینه مثل چیدن میوه کال و نارس می باشد، و اشاره ای می کند به اینکه امکان هر گونه فعالیت سیاسی و اجتماعی از او سلب شده است. یعنی وضعیت جامعه طوری شده بود که فعالیت آن حضرت منتهی به درگیری با حکومت و جنگ داخلی می شد و در اثر آن، اساس جامعه دینی در هم می ریخت و بنای تازه تأسیس آن از هم می پاشید. و خواست نهائی بعضی از آن افراد که پیشنهاد قیام به آن حضرت می دادند مثل ابوسفیان هم همین بود. و بالاتر از آن غاصبان حکومت دینی به این نوع اقدام از جانب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بی میل نبودند، بلکه او را برای همین کار تحریک می کردند. به جهت اینکه امکان داشت در اثر این نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی آن حضرت فرصت مناسبی برای حکومت غاصب جهت کشتن آن بزرگوار فراهم شود و مشکل سیاسی حکومت از ناحیه او از بین برود.

توضیح اینکه: در حادثه غصب خلافت مردم دچار غفلتی شدند و در مقابل عمل انجام شده ای قرار گرفتند و آراء و تمایلات آن ها امکان ظهور پیدا نکرد. اما این نگرانی برای عمال حکومت وجود داشت که مردم فریب خورده، سرانجام بیدار شوند و قیامی صورت بگیرد و مخالفان حکومت تلاش کنند که جریان حکومت را به مسیر اصلی خود برگردانند و این فکر و پیش بینی بی جا و بی تناسب نبود – چون بعدها چنین حادثه ای بعد از قتل عثمان انجام یافت – مجموعاً عده ای از عمال حکومت تمایل داشتند امام علی (علیه السلام) را به یک فعالیت سیاسی و نوعی درگیری با حکومت تشویق کنند و او از این کار خودداری می کرد.

امام (علیه السلام) در این زمینه در ادامه خطبه شریف خود فرمود:

«فَإِنْ أَقُلْ، يَقُولُوا: حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ، وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا: ‏جَزِعَ‏ مِنَ الْمَوْتِ، ‏هَيْهاتَ‏ ‏‏بَعْدَ‏ ‏‏اللَّتَيَّا‏ ‏‏وَ‏ ‏‏الَّتِى‏‏ وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِى‏طالِبٍ انَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ أُمِّهِ، بَلِ ‏انْدَمَجْتُ‏ عَلى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ ‏الاَرْشِيَةِ فِى ‏الطَّوِىّ‏ الْبَعِيدَةِ»(۵) یعنی ]من در وضعیتی قرار گرفته ام که[ اگر حرف بزنم خواهند گفت: بر حکومت حریص است. و اگر سکوت کنم خواهند گفت از مرگ ترسید! هیهات بعد از آن هم جنگ ها و حوادث خطرناک!!! ]که من در آن ها شرکت می کردم[ سوگند به خدا انس فرزند ابیطالب به مرگ ]در راه خداوند[ از انس طفل شیرخوار به سینه مادر بیشتر است.

امام (علیه السلام) در ادامه کلام در اشاره به علت و حکمت سکوت خود فرمود:

«بَلِ ‏انْدَمَجْتُ‏ عَلى مَكْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمُ اضْطِرابَ ‏الاَرْشِيَةِ فِى ‏الطَّوِىّ‏ الْبَعِيدَةِ» یعنی من وارد شده ام در فضای علم نهفته ای که اگر آن را آشکار کنم شما به لرزه می افتید مانند لرزیدن طناب در چاه های عمیق.

امام (علیه السلام) در این کلام به علمی پنهانی و فوق عادی متمرکز در وجود خود اشاره فرمود که قابل تحمل انسان های عادی نیست و اینکه سرانجام و در زمان های بعدی جلوه هائی از آن علم آشکار خواهد شد. و مراد آن حضرت علم مخصوص مقام عصمت و امامت است.

وجود شریف و شخصیت علمی و اخلاقی امام (علیه السلام) محل تمرکز برکات خداوند از آسمان و زمین بود چون علم و قدرت جاری در وجود او از آسمان نازل شده بود و این برکات بی پایان در زمین و عالم دنیا جریان یافت. و ما این تعبیر را از آیه ای از آیات قرآن بدست آوردیم که فرمود:

«وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ» (الأعراف/۹۶) یعنی اگر اهل قریه ها ]جوامع انسانی[ ایمان بیاورند و ملتزم تقوا شوند حتماً درهای برکات را از آسمان و زمین برای آن ها باز می کنیم. و اگر انسان ها توجهات خود را به آن جریان عظیم برکات خداوند معطوف کنند و موقعیت علمی و اخلاقی او را – در حد وسع فکر و علم خود – مورد شناسائی قرار دهند و از آن جریان مبارک بهره برداری کنند درهای برکات از آسمان و زمین به روی آن ها باز خواهد شد.

بطوریکه قبلاً اشاره کردیم این مباحث – ان شاء الله – در مقالات مربوط به تفسیر و توضیح بعضی از سخنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) ادامه خواهد یافت.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۲/۴

پاورقی ها:

۱- بخش اول این سلسله مقالات (شماره ۱۱۹)

۲-نهج البلاغه، خطبه سوم مشهور به خطبه شقشقیّه

۳-ترجمه نهج البلاغه، محمد تقی جعفری، نشر، ص ۶۳

۴-نهج البلاغه، خطبه ۵

۵-همان

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن