کلام ایام – ۱۵۱، حادثه شهادت امام صادق (علیه السلام)

بخش اولindex

کلیات

*نقش امام صادق – علیه السلام – در نهضت فکری و علمی جهانی.

*نهضت فکری و علمی امام صادق – علیه السلام – هم جهات آشکاری داشت و هم جهات مستور از توجهات سطحی.

*فعالیت های فکری و علمی امام صادق – علیه السلام – سرانجام عامل شهادت او شد.

*حکمت شروع و پایان دعا با صلوات بر پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و عترت طاهره.

*دارائی خداوند نامحدود است و بخشیدن و عطا کردن چیزی از دارائی او را کم نمی کند.

*صلوات دعائی است که بطور قطع مستجاب می شود.

*چگونه صلوات بر پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و عترت طاهره موجب استجابت دعاهای دیگر می شود.

**********

روز بیست و پنجم ماه شوال مصادف است با زمان شهادت حضرت امام صادق – علیه السلام – است سال گذشته در چنین ایامی مقاله ای تحت عنوان: «امام صادق و نهضت علمی جهانی پیامبران – علیهم السلام – در وب سایت «حکمت طریف»(۱) در بخش کلام ایام در سه بخش با شماره های ۷۴، ۷۵، ۷۷ منتشر شد. در بخش دوم و سوم آن مقالات به ذکر و تفسیر بعضی از سخنان آن وجود مبارک پرداختیم. در آن مقالات متعهد شدیم در فرصت مناسبی سخنان دیگری از آن بزرگوار را ذکر و مورد بحث قرار دهیم. حال مقاله ای را که در ارتباط با ایام شهادت آن حضرت مورد نظر بود اختصاص می دهیم به ذکر و بیان سخنان دیگری از آن بزرگوار، و امیدواریم این بحث ها به مناسبت های دیگری استمرار یابد. قبل از شروع بحث جدید تذکر دو نکته را لازم می دانیم: یکی اینکه: توصیه می کنیم جهت استفاده مطلوب از این مباحث مقالات مذکور و مقاله دیگری تحت عنوان و شماره: ۲۱-«جریان برکات آسمانی بسوی زمین»  مورد مطالعه قرار بگیرد. دیگر اینکه: لازم است شرایط سیاسی و اجتماعی و مشکلات عظیم مقابله فرهنگی و علمی با دستگاه حکومت «بنی عباس» بالخصوص «منصور» حاکم زمان امام صادق – علیه السلام – در نظر گرفته شود. یعنی نباید جوّ فکری و فرهنگی آن زمان را ندیده گرفت و بدون آشنائی با شرایط فرهنگی زمان امامت امام صادق – علیه السلام – آن نهضت فکری عظیم و جهانی را ارزیابی کرد. نهضت فکری و علمی امام صادق – علیه السلام – سبب تحول فرهنگی گسترده ای در سطح جهانی شد. و این تحول، هم جهات آشکاری داشت و هم جهات مستور از توجهات سطحی! و هم، جهاتی که گذشتِ زمان، فراورده های آن را آشکار خواهد کرد.

فعالیت امام صادق – علیه السلام – در احیاء علوم پیامبران خدا، بالخصوص جدّ بزرگوارش رسول اکرم حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و اوصیاء گرامی او یعنی امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و امامان معصوم – علیهم السلام – منحصر به تشکیل جلسات درسی و بیان تفصیلی معارف دینی و پرورش تعدادی دانشمند در رشته های مختلف علمی نبود، بلکه آن بزرگوار با قدرتی عظیم و رفتارهای تأثیر گذار با همه جریانات فکری منحرف مواجه می شد و بالخصوص جریانات فکری ناشی از فعالیت های سیاسی حکومت بنی عباس. لازمه مقابله با جریان فکری مورد تأیید حکومت جبّار زمان به خطر افتادن زندگی آن حضرت و تحمل فشارهای سیاسی و از بین رفتن امنیت آن حضرت و خاندانش بود! و سرانجام هم در جهت حمایت از دین خدا و ترویج حقایق آن بوسیله عمال حکومت زمان به مقام شهادت رسید.

آن بزرگوار با رفتارها و تحمل مشقت های زیاد، معارف دین توحیدی را احیاء کرد و در این راه مصیبت های سنگینی را تحمل کرد و در مسیر زندگی انسان ها مشعل هائی را روشن کرد که هرگز خاموش نخواهد شد.

در مقالات مذکور قبلی سه مورد از سخنان آن بزرگوار را ذکر کردیم و شرح و تفسیر فشرده ای برای آن ها نوشتیم، و در این مقاله این بحث را با ذکر احادیث دیگری ادامه می دهیم:

۴-امام صادق – علیه السلام – فرمود:

«مَنْ کانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْیبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَکرَمُ مِنْ أَنْ یقْبَلَ الطَّرَفَینِ وَ یدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کانَتِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ»(۱)

یعنی: هر کس حاجتی به خدای – عزوجلّ – دارد باید شروع کند در دعا به صلوات بر محمد و آل او، سپس حاجت مورد نظرش را بخواهد، سپس دعای خود را با صلوات بر محمد و آل محمد ختم کند، پس خداوند عزوجلّ کریم تر از آن است که طرفین دعا را قبول کند و وسط آن را رها کند، بجهت اینکه صلوات بر آن حضرت در حجاب و مانع قرار نمی گیرد.

امام – علیه السلام – در این کلام شریف یکی از شرایط اصلی استجابت دعا را ذکر فرموده است و آن اینکه انسان نیازمند به الطاف و عنایات پروردگارش جهت دریافت حاجت خود احتیاج به زمینه مساعد روحی دارد. و آن زمینه در اثر توجه کامل به پروردگار و انجام فرمان های او تحقّق می یابد.

بطور کلی این حدیث شریف مشتمل بر نکات مهمی است از جمله:

الف: انسان جهت بدست آوردن خواسته های خود و آنچه مورد علاقه و نیاز او است، احتیاج به قدرت و دارائی پروردگارش دارد. و لازم است حوائج زندگی خود را از او بخواهد، اگر چه برای دریافت خواسته های خود از خداوند، احتیاج به واسطه های انتقال رحمت وجود داشته باشد و رحمت پروردگارش توسط انسان ها و مخلوقات دیگری به او منتقل شود.

ب: دارائی و قدرت خداوند نامحدود است و بخشیدن و عطا کردن چیزی از دارائی او نمی کاهد و او دارای کَرَم بی انتها است و او بر هر کاری قادر است، پس عدم استجابت دعا و نرسیدن به خواسته های خود از ناحیه بنده است. انسان برای دریافت رحمت بیشتر از خداوند احتیاج به زمینه ای در روح خود و ظرفیتی دارد و آن زمینه و آن ظرفیت در اثر دعا حاصل می شود. پس او باید حاجات خود را از پروردگارش بخواهد تا به او عطا شود.

در مقام دعا توجه کامل قلبی به خداوند مورد نیاز است طبعاً با عمل به دستورات خداوند و محبت نسبت به او و رسول او این نوع توجه خالص محقّق می شود.

ج: صلوات بر پیامبر خدا و عترت طاهره دعائی است که بطور قطع مستجاب می شود، و وقتی دعای دیگری در کنار این دعای مقبول قرار بگیرد. از موقعیت آن تأثیر خواهد پذیرفت. مثل اینکه اگر یک شئی مقابل آفتاب قرار بگیرد از نور و حرارت آن تأثیر خواهد پذیرفت.

امام – علیه السلام – در این حدیث شریف اشاره ای به یک راز علمی شگفت انگیزی کرده است و آن اینکه در دعائی که بصورت صلوات بر پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و اهل بیت عصمت و طهارت – علیهم السلام – از قلب انسان صادر شود، یک نوع قدرت – به قول امروزی ها انرژی مثبت – تولید می شود و این قدرت در اشیاء مجاور خود هم تأثیر خواهد گذاشت.

د: دعای انسان احتمال دارد به موانعی برخورد کند و در نتیجه نتواند از فضای عالم ماده صعود کند، لذا در این صورت آن دعا مستجاب نمی شود. توضیح اینکه انتشار رحمت خداوند بصورت قانونمند جریان می یابد و استجابت دعا هم در همین نظام قانونمند قرار دارد! و طبق اقتضای این نظام، دعا لازم است به مقام خاصی صعود کند و امکان دارد عواملی مانع صعود آن بشود. و در حجابی و مانعی قرار بگیرد و یکی از دعاهائی که محجوب نمی ماند و صعود می کند صلوات بر پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – است و فدرت تولید شده از این دعا می تواند عامل صعود دعاهای دیگری هم بشود.

۵ـ ابوبصیر گفته است به امام صادق ـ علیه السلام ـ عرض کردم: رزق ما با تأخیر و به کُندی می رسد [یا چنین تصور می کنیم]،آن حضرت خشمگین شد و فرمود بگو: « اللَّهُمَّ إِنَّكَ تـَكَفَّلْتَ بِرِزْقِي وَ رِزْقِ كُلِّ دَابَّةٍ يَا خَيْرَ مَدْعُوٍّ وَ يَا خَيْرَ مَنْ أَعْطَى وَ يَا خَيْرَ مَنْ سُئِلَ وَ يَا أَفْضَلَ مُرْتَجًى افْعَلْ بِي كَذَا وَ كَذَا»(۲)

یعنی: پروردگارا  تو رزق من و رزق همه جانداران را بعهده گرفته ای، پس ای آنکه بهترین. دعا شونده ها و بهترین درخواست شونده ها و بهترین عطا کننده ها و بهترین وجودی که امید به او بسته می شود هستی، بامن چنین و چنان رفتار کن [درخواست و نیاز مرا بر آور] بعد از ترجمه این حدیث شریف ـ که با تکلّف هم همراه بود،ـ نکات مهم تفسیری آن را بصورت فشرده بیان می کنیم:

کلام ایام- 404،سهم و بهره انسانها از رحمت خدای غنیّ کریم
بخوانید

الف: وقتی ابو بصیر آن عبارت را بزبان می آورد، اثر خشم در سیمای مبارک امام ـ علیه السلام ـ آشکار می شود. یعنی آن حضرت از شنیدن سخن ابوبصیر ناراحت می شود. طبعاً ناراحت شدن آن بزرگوار و یا نشان دادن آن ناراحتی علت و حکمت مهمی خواهد داشت. حال به بررسی این موضوع می پردازیم. اولین نکته قابل توضیح این است که ابوبصیر از امام ـ علیه السلام ـ سؤالی نکرد مثلاً نگفت علت اینکه رزق ما به تأخیر می افتد چیست؟و اینکه آیا اصلاً چنین تصوری درست است؟ بلکه تصوری را که درذهنش بود به زبان آورد و آن تصور نادرستی بود! و امام ـ علیه السلام ـ احتمالاً به جهت اینکه شخصی مثل ابوبصیر ـ که از شاگردان دانشمند آن حضرت بود ـ چرا باید این تصور نادرست را در ذهن  خود داشته باشد و یا آن را به زبان آورد و اظهار کند؟! این تصور غلط به یک عقیده مورد ابتلاء ارتباط دارد که انسان ها هر روز با آن سر و کار دارند و آن متصل به اساسی ترین عقیده انسان ها یعنی «توحید پروردگار عالمیان » می باشد. و به بیان دیگر این عقیده نادرست از بی توجهی به یکی از آیات قرآن کریم و صفات و افعال پروردگار عالمیان نشأت گرفته است و آن اینکه خداوند فرمود:

  «وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَيعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُبِينٍ»(هود/۶) هیچ موجود زنده ای در زمین نیست جزء اینکه رزق او بعهده خداست و او محلاستقرار  و محل وداع و حرکت او را می داند[و به آن توجه دارد] و همه آن ها در کتابی روشن قرار دارد.

این آیه کریمه متذکر یکی از سنت های آشکار پروردگار عالمیان است و آن اینکه رزق همه مخلوقات و موجودات زنده بعهده پروردگارشان است و او  عهده دار رزق مخلوقاتش شده است، پس بنایراین ؛چگونه امکان دارد که رزق بعضی از انسان ها با تأخیر و کُندی به آنها برسد؟! مگر اینکه بعضی از انسان ها در مقام طلب رزق خود و در راه بدست آوردن آن اهمال کنند و به وظایف خود نا آشنا باشند و به آن عمل نکنند. یعنی اینکه کمبود رزق و دریافت آن با مشقت ها و سختی ها و با تأخیر، از ناحیه بنده و موقعیت خود او است. اینجا نیاز به تذکری وجود دارد و آن موضوع رزق تقدیر شده انسان و نقش او در اکتساب آن رزق می باشد. یعنی وقتی گفته می شود رزق انسان تقسیم و تقدیر شده است آیا لازمه این مطلب و این عقیده این است که خود انسان دراکتساب رزق تعیین شده و تقدیر شده هیچ نقشی ندارد؟!

این موضوع در اصل احتیاج به یک بحث مفصل قرآنی و اخلاقی و علمی و کلامی و اجتماعی دارد و توضیح تفصیلی آن احتیاج به نوشتن مقالات متعدد و بلکه کتاب مستقلی  دارد و فرصت و مجال طرح آن در این مقالات وجود ندارد و فعلاً به آن اشاره ای می کنیم و بحث تفصیلی در مورد آن را به فرصت مناسبی موکول می کنیم! و آن اشاره مختصر و فشرده اینکه: دو مطلب در موضوع رزق انسان باید مورد توجه قرار بگیرد، یکی:ایجاد رزق از طرف خداوند، دیگری: اکتساب آن از طرف بنده! بعنوان مثال: خداوند رزقی را به نام آب برای انسان ها و در یک منطقه از زمین تقدیر کرده است. این رزق تقدیر و تقسیم شده بصورت باران از آسمان نازل می شود و در روی زمین جاری می شود و مقداری از آن در زمین نفوذ می کند و بصورت سفره های زمینی ذخیره می شود و مقداری از آن را انسان ها در ظرف ها پر می کنند و یا به مزارع و باغ ها هدایت می کنند. مقداری از آن آب بطور مستمر بصورت چشمه ها و رودها در فضای زندگی مردم آن منطقه و یا نزدیک به آن جریان می یابد و در مجموع انسان ها در آن منطقه به طرق مختلف می توانند از این رزق خداوند بهره مند شوند، چه بصورت نوشیدن آب و چه برای شستشوی بدن و لباس و چه سیراب کردن حیوانات خود و آبیاری مزارع و باغ ها و درختان  و چه ذخیره سازی در ظرف ها و سدها و امثال آن ها

نقش انسان ها در بهره برداری از این رزق خداوند،اکتساب آن است نه ایجاد آن یعنی ایجاد رزق و ایجاد امکان بهره برداری انسان ها از آن بعهده خداوند است و او از طریق قوانینی که در این زمینه در فضای زندگی انسان ها و اطراف آن برقرار کرده است به تعهد خود در این زمینه عمل می کند، اما انسان ها هم لازم است برای بدست آوردن این نعمت خدا بهره برداری از نقشی را بعهده بگیرند!

به عنوان مثال: آیا صحیح است کسی بگوید رزق انسان ها از طرف خداوند تعیین و تقسیم شده است و آن ها نیازی نیست برای بدست آوردن آن تلاش کنند بلکه آن رزق بسوی آن ها خواهد آمد مثل اینکه: کسی بگوید نیازی نیست که انسان طرف رودخانه یا چشمه آبی برود تا آب بیاورد چون خداوند رزق او را از آب تعیین کرده است! یعنی آیا عقیده به اینکه رزق انسان تقدیر شده است آن است که در خانه اش بنشیند و منتظر باشد که یک مقدار آب در هوا و فضای خانه او حرکت کند و در دهان او بریزد و در نتیجه نیاز او به نوشیدن آب بر طرف شود؟!! آیا چنان چیزی معقول و شدنی است ؟!

همچنان که انسان برای نوشیدن آب لازم است ظرفی انتخاب کند و آن را از چشمه ای و نهری و یا شبکه آبرسانی نصب شده در محیط زندگی خود پر کند، همچنان لازم است گاهی مقداری راه برود تا به چشمه ای و نهر آبی برسد و مقداری ازآب آن چشمه و نهر را برای منزل یا مزرعه خود حمل کند، و گاهی به لحاظ موقعیت جغرافیای یک منطقه و شرایط آب و هوایی انسان ها باید مسافت زیادی را طی کنند تا به منابع و مخازن و محل جریان آب برسند

در همه این موارد و امثال آنها ایجاد آب و قوانین مربوط به جریان و ذخیره سازی و تبخیر و تبدیل بخار متراکم در آسمان به قطرات آب و نزول باران و قوانین حاکم بر مجموع این جریانات به اراده خداوند و رازقیت او ارتباط دارد و اکتساب آن و نحوه بهره برداری از آن هم به فعالیت انسان مربوط می شود .

از جمله فعالیت های انسان برای اکتساب رزق و در رأس همه آن ها دعا و درخواست از پروردگار قرار دارد و انسان لازم است به طور مستمر جهت تقدیر رزق از طرف پروردگارش و ازدیاد آن و توفیق بهره برداری مطلوب از آن و رفع محدودیت های ایجاد شده دعا کند و مطلوب های خود را از پروردگارش درخواست کند و این موضوع مهم را در نظر بگیرد که بعضی از گناهان سبب تنگی معیشت و کم شدن رزق و سختی اکتساب آن می شود لذا برای بر طرف شدن مشکلات از این نوع لازم است دعا کند و از الطاف خداوند و رحمت او درخواست کند و بهره مند شود.

این نکنه هم قابل تذکر است که رزق تعیین شده خداوند برای عده ای از انسان ها ممکن است مورد سرقت قرار بگیرد یا در امور غیر لازم و حتی گناه انگیز مصرف شود .

جهت خود داری از اطاله کلام به این مقدارتوضیح در تفسیر حدیث شریف امام صادق ـ علیه السلام ـ در این بخش اکتفا می شود و ادامه بحث ـ ان شاء الله ـ در بخش بعدی خواهد آمد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۴/۳۱

پاورقی ها:

۱ـ اصول کافی کتاب الدعا باب الصلاة علی النبی محمد و اهل بیته علیهم السلام ح ۱۶(نسخه چاپ انتشارات علمیه اسلامیه.ج ۴ ص ۲۵۲ )

۲ـ اصول کافی، کتاب الدعا، باب الدعاء للرزق ح ۱۲(نسخه چاپ  انتشارات علمیه اسلامیه ج ۴ ص ۳۳۴)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن