کلام ایام – ۱۵۶، امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شهید تأویل قرآن کریم

0.446982001282938019_full-999بخش پنجم

کلیات

*جانشینان حقیقی رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – از ناحیه حکومت های غاصب از آموزش مردم در امور عادی و غیر سیاسی هم ممنوع شدند.

*پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – جنگ های خود با دشمنان را جنگ برای تنزیل قرآن نامید.

*جنگ های پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – با دشمنان را عمدتاً مشرکان و یهود راه انداختند.

*از سیره شریف رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – آشکارا بر می آید که بنا بود دعوت او بسوی دین توحیدی منحصر در جهات فرهنگی و عقیدتی و علمی باشد.

*ادعای نبوت و رسالت پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – خلاف انتظار و امر غیر مترقبه نبود.

*وقتی کلام خدا بین انسان ها منتشر شد جاذبه های آن قلوب انسان ها را بسوی خود کشید.

*کتاب آسمانی دارای سطوح و مراتب متعددی از معارف و علوم می باشد.

 

**********

در بخش قبلی این سلسله مقالات (کلام ایام – 152) بحث به موضوع برقراری دین توحیدی و قدرت یافتن آن و استقرار قرآن کریم و رواج آن در بین مردم منتهی شد. برای رسیدن به این مرحله یعنی برقراری مرتبه اولیه از دین توحیدی و اصل آن و انتشار آیات قرآن بین انسان ها، وجود مبارک پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و پیروان حقیقی آن حضرت سختی ها و مشقّت های زیادی را تحمل کردند!!! مشرکان جزیره العرب و گروه هائی از اهل کتاب بالخصوص یهودیان ساکن در اطراف مدینه حتی در مواردی ارتش قدرتمند امپراطوری روم جنگ هائی را علیه دین توحیدی و پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و پیروانش به راه انداختند و در این جنگ ها عده زیادی از پیروان دین توحیدی تا مرحله شهادت استقامت کردند و در راه دفاع از آن جان خود را فدا کردند، و سرانجام این جنگ ها و رفتارهای کریمانه پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و پیروانش و حقایق معارف دین توحیدی و جاذبه های آیات قرآن و در اصل و بعنوان علت حقیقی اراده و امدادهای خداوند – عزّوجلّ – منتهی به شکست دشمنان و برقراری نظام دین توحیدی و اصول معارف آن شد.

این سلسله جنگ ها را وجود مبارک پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – جنگ برای برقراری «تنزیل قرآن» نامید. البته همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، جنگ ها را دشمنان دین خدا و عمدتاً مشرکان عربستان علیه آن حضرت و دین خدا به راه انداختند. و الّا از شخصیت و رفتارهای پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – بطور آشکار بر می آید که تمامی فعالیت های آن حضرت بنا بود منحصر در جهات فرهنگی و عقیدتی و علمی باشد.

بطوریکه از سیره شریف آن بزرگوار بر می آید، ابتدا او اقدام به یک سلسله فعالیت فرهنگی کرد. فعالیت های آن حضرت منحصر می شد به اعلام موضوع نبوت و رسالت از طرف خداوند! و آموزش کلام خدا!  و این موضوع هم یک امر غیر مترقبه و شگفت انگیز نبود، چون قبل از او هم پیامبرانی در همان منطقه از زمین و مناطق دیگر ظهور کرده بودند و داستان های زندگی پیامبرانی مثل حضرت موسی – علیه السلام – و حضرت عیسی – علیه السلام – و بالخصوص حضرت ابراهیم – علیه السلام – در فرهنگ ملل مختلف بالخصوص در منطقه جزیره العرب و مناطق اطراف آن، جایگاه آشکاری داشت و عده زیادی از مردم آن مناطق از مشرکان و حتی یهودیان و مسیحیان خود را در اصل پیرو حضرت ابراهیم – علیه السلام – می دانستند. اما به هر علتی مخالفت مشرکان و بت پرستان علیه دین توحیدی و پیامبر خدا شروع شد و بعدها یهودیان هم در مخالفت با دین توحیدی به مشرکان پیوستند و جنگ ها به راه انداختند. در حالیکه اهل کتاب، بلحاظ آموزش های کتاب های آسمانی قبلی یعنی تورات و انجیل انتظار ظهور پیامبر خاتم را می کشیدند و او را با اوصاف شریفش می شناختند. بطوریکه خداوند می فرماید:

  «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکِتَابَ یعْرِفُونَهُ کَمَا یعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِیقًا مِنْهُمْ لَیکْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ یعْلَمُونَ» (البقره/۱۴۶) یعنی: کسانیکه به آن ها کتاب ]آسمانی[ دادیم او ]حضرت محمد، صلّی الله علیه و آله و سلّم [ را می شناختند همچنانکه فرزندان خود را می شناختند و در حقیقت گروهی از آن ها حقیقت را پنهان می کنند در حالیکه آن را می دانند. باز خداوند می فرماید:

«وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِیقٌ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ کِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ کَأَنَّهُمْ لَا یعْلَمُونَ» (البقره/۱۰۱) یعنی: زمانی که رسولی از طرف خداوند بسوی آن ها آمد، که تصدیق کننده کتاب های آسمانی آن ها هم بود، گروهی از کسانیکه به آن ها کتاب داده شده بود، کتاب خدا را پشت سر خود انداختند، گو اینکه نمی دانستند! مراد این است که مثل افرادی رفتار کردند، که اطلاعی از حقیقت موضوع نداشتند، یعنی خود را به نادانی زدند.

در هر صورت پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – زمانی که مخالفت مشرکان و دشمنی آن ها شدت یافت و اقدام به درگیری عملی با مسلمین کردند و عده ای از آن ها را تحت فشارهای شدید و شکنجه ها قرار دادند – تا حدی که عده ای از مسلمین هم بدست آن ها کشته شدند – به پیروان خود دستور هجرت و خروج از شهر مکه را صادر کردند و عده ای از آن ها به حبشه و بعدها عده زیاد دیگری به شهر یثرب (مدینه) هجرت کردند و خود آن بزرگوار و خاندانش هم با دعوت اهل یثرب که به شریعت او ایمان آورده بودند، به آن شهر هجرت کردند. با هجرت آن بزرگوار و عمده مسلمین به شهر یثرب – که از آن تاریخ به بعد اسم آن شهر به «مدینه النبی» تغییر یافت – نظام دین خدا در آن شهر استقرار یافت و جامعه دینی تأسیس شد.

از این تاریخ به بعد اقدامات جنگی مشرکان علیه پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و دین آسمانی شروع شد و تا زمان پایان عمر آن وجود مبارک جنگ های زیادی بین مسلمین و مشرکان و بعداً یهودیان و چند مورد ارتش قدرتمند روم واقع شد و سرانجام دین خدا قدرت یافت و مخالفان آن نتیجه مورد انتظار خود را که هدم ارکان دین آسمانی بود بدست نیاوردند و بطور مکرر شکست خوردند. تا اینکه بنای دین توحیدی و ارکان اصلی آن استقرار یافت و تقویت شد و کلام خدا در بین مردم انتشار یافت و جاذبه های آن قلوب انسان ها را بطرف خود کشید.

کلام ایام - 95، حرکت امام حسین ( علیه السلام ) بسوی عراق
بخوانید

 طبعاً این وضعیت مرحله اول استقرار کلام خدا در بین انسان ها بود و نه پایان کار و انتهای آن. یعنی همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، کتاب خدا مشتمل بر معارف و علوم و تأثیراتی در سطوح و مراحل مختلفی است. یعنی حقیقتی دارای مراتب متعدد. استقرار اصل قرآن مجید و انتشار معارف آن در بین مردم و توجه عمومی انسان ها به اصل آن، طبعاً برکاتی برای انسان ها با خود خواهد داشت. اما این کتاب آسمانی دارای سطوح و مراتب متعددی از معارف و علوم می باشد و با نیازهای علمی متحول و با زمان های مختلف و استعدادهای رو به پیشرفت انسان ها مطابقت دارد. لذا این کتاب با علم و قدرت خداوند بصورتی ترکیب و تنظیم شده است که در شرایط متحول و از ناحیه آشنائی با روش اختصاصی آن و بکار بردن روشی مخصوص در تفسیر آن، بطور مستمر معانی و معارف جدیدی از آن کشف خواهد شد! و کشف معانی جدید و به کار بردن آن ها در بعضی مراتب احتیاج به علم و قدرت ادراکی، شخصیت های آسمانی یعنی ذوات مقدسه معصومین – علیهم السلام – دارد. لذا وقتی جانشینان حقیقی رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – از ناحیه حکومت های غاصب و بی اعتنائی مردم نسبت به وظایف خود، از اداره جامعه دینی و تأسیس حکومت دینی محروم شدند، در نتیجه جریان هدایت آسمانی از مسیر اصلی خود منحرف شد، همان جریانی که از ناحیه تلاش های طاقت فرسای آن حضرت و با قدرت عظیم روحی و قدرت علمی آن بزرگوار شروع شده بود و با امدادهای آسمانی پیش می رفت!

اما مشکل بزرگتر این بود که حکومت ها جهت مقبولیت و اینکه مورد حمایت و طرفداری عامه مردم قرار بگیرند عقاید و اعمال ضد دینی خود را با رنگ و لعاب و پوشش بظاهر دینی عرضه می کردند! و عامه مردم از ناحیه جهل به حقایق قرآن و تحت تأثیر تبلیغات حکومتی فریب صورت های تقلبی را می خوردند.

در چنان وضعیتی که جانشینان حقیقی پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و در رأس آن ها امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – قدرت حکومتی در اختیار نداشتند و بلکه از ناحیه حکومت ها در محدودیت های سیاسی شدید قرار داشتند. حتی فرصت آموزش مردم در جهات عقیدتی و اخلاقی و خارج از فضای عالم سیاست را هم به آن ها نمی دادند، امکانات لازم برای اصلاح وضعیت فرهنگی را نداشتند، جز آن مدت کوتاهی که امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در مقام حکومت جامعه دینی قرار گرفت، و عهده دار اداره جامعه دینی شد.

در آن دوره چهار سال و چند ماه که آن حضرت در مقام خلافت استقرار یافت امواجی از فتنه ها به حرکت در آمد و کشتی جامعه دینی در بین آن امواج گرفتار شد و اگر نبود قدرت عظیم علمی و ایمانی و بصیرت مخصوص مقام امامت، بطور قطع آن کشتی در گرداب های عظیم و تاریک فتنه ها غرق می شد. اما قدرت مدیریت آن حضرت مثل وجود مبارک پیامبر خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – ارکان دین آسمانی را از خطر شکسته شدن نجات داد و استحکامی به آن بخشید که هرگز احتمال در هم شکستن آن وجود نخواهد داشت.

ما بطور فشرده به بعضی از عوامل فتنه ها و مشکلات حکومت دینی در دوره خلافت امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – اشاره ای می کنیم و بحث تفصیلی را به فرصت دیگری، عمدتاً مقالات مربوط به سیره شریف آن بزرگوار در موضوع: «تحلیلی از سیره رهبران آسمانی» موکول می کنیم: اما عوامل اصلی فتنه ها و مشکلات حکومت دینی در زمان خلافت امیرالمؤمنین علی – علیه السلام –

۱-ساختن و عرضه صورت های تقلبی از دین خدا از همان روزهای اول زمان رحلت پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – شدت و گسترش یافت. البته این نوع فتنه از زمان حیات آن حضرت شروع شده بود، ولی مجال اظهار وجود پیدا نمی کرد، اما با فقدان آن حضرت آشکار شد و گسترش یافت. در این جهت کلام نورانی وجود مبارک حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – شاهد آشکاری برای این موضوع است. آن بزرگوار در خطبه مشهور خود در مسجد پیامبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم – خطاب به جمع مؤمنان فرمود:

«فَلَمَّا اِختارَ اللَّهُ لِنَبِیِّهِ دارَ اَنْبِیائِهِ وَ مَأْوى اَصْفِیائِهِ، ظَهَرَ فیکُمْ حَسْکَهُ النِّفاقِ»(۱) یعنی: زمانی که خداوند برای پیامبرش خانه انبیاء و جایگاه برگزیدگانش را اختیار فرمود، در بین شما خار نفاق آشکار شد.

لازم به توضیح است که موضوع نفاق و منافقین، اختصاص به دین خدا و شریعت اسلام ندارد، بلکه این مشکل عظیم در جوامع مختلف و شریعت های آسمانی عمومیت دارد. بطور کلی در اخلاق دینی بطوریکه در جای خود مکرراً گفته شده، صِرف اظهار اسلام از انسان ها مورد قبول واقع می شود یعنی دین خدا تفتیش عقاید و بررسی عقاید مردم را جهت آشکار شدن واقعیت در مورد آن ها نمی پذیرد و اظهار اسلام را از آن ها اگر چه صرفاً بر زبان آن ها جاری شود قبول می کند. این رفتار دینی فواید عظیمی دارد از جمله احترام به شخصیت اخلاقی انسان ها و اهمیت دادن به حقوق اجتماعی آن ها و بطور کلی تکریم انسان ها! اما عوارضی دیگری هم دارد و اما به لحاظ آن ارزش ها و فواید اصلی و عمومی آن در اخلاق دینی مورد عمل قرار می گیرد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۵/۲۸

پاورقی:

۱-خطبه حضرت فاطمه – سلام الله علیها – مشهور به خطبه فدکیه

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن