کلام ایام – ۱۶۲، عید غدیر عید اکمال دین و اتمام نعمت خداوند

5171523_115بخش سوم

کلیات

*چرا لحن آیه تبلیغ ظاهراً عتاب آمیز یا شبیه به آن است؟!

*دین خدا مشتمل بر علومی از خداوند است که از طریق وحی به پیامبران منتقل شده و آنها مؤظف شده اند با سخن و رفتار خود آن علوم را به انسانها برسانند.

* جریان یافتن کلام خداوند و روشن شدن احکام دینی به تنهائی و بدون رهبری حجت های خداوند منتهی به برقراری نظام دینی نخواهد شد.

*کدام جامعه را می شود جامعه حقیقی دینی نامید و آثار و برکات کامل معارف دینی را از آن انتظار داشت؟

*یک ساختمان از ناحیه چه عاملی در حال ساختن و یا بعد از اتمام آن ممکن است سقوط کند و خراب شود؟

*آیا امکان دارد افراد یک جامعه از ناحیه خواندن راهنمائی ها و دستور العمل های نوشته شده در جعبه های داروها و خواندن بعضی از کتاب های طبی از پزشکان بی نیاز شوند؟

*یک رهبر آسمانی را با دانشمندان عادی انسانی و رهبران سیاسی عادی حتی در صورتی که آنها عادل و دارای فضائل اخلاقی هم باشند نباید مقایسه کرد!

*مراد از «دین بطور مطلق» و «دین خدا» و «دین قیّم» و «دین انسانها» چیست؟

**********

۴-در آیه کریمه محل بحث، با لحنی که ظاهراً مقداری عتاب آمیز هم به نظر می رسد به رسول گرامی گفته شده است که اگر آنچه را به تو نازل شد تبلیغ نکنی یعنی این مأموریت معین را انجام ندهی، رسالت پروردگارت را تبلیغ نکرده ای یعنی اینکه رسالت خداوند تحقّق نیافته است!!! فرمود:

«وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ» از این عبارت در آیه کریمه بر می آید که تحقّق رسالت خداوند بطور کامل به تبلیغ این موضوع ارتباط داشت. یعنی تبلیغ آنچه که از طرف خداوند نازل شده بود، بمنزله تبلیغ تمام رسالت خداوند بود!

 

علت اهمیت خاص این موضوع همان است که قبلاً به آن اشاره شد و آن عبارت است از نقش رهبران آسمانی در جامعه دینی. توضیح اینکه: دین خدا مشتمل است بر علومی که از طریق وحی به پیامبران رسیده و بصورت کتاب آسمانی به آن ها نازل شده و آن ها مؤظف شده اند که آن علوم را با سخن و رفتار و اخلاق علمی خود به انسان ها برسانند. و از جهت دیگر مشتمل است بر رهبری آسمانی و قدرت علمی و ایمانی و فعالیت خاص حجت های خداوند! در این صورت جریان یافتن کلام خداوند و روشن شدن احکام دینی به تنهائی، و بدون رهبری حجت های خداوند، منتهی به برقراری نظام دینی نخواهد شد. در چنان جامعه ای امکان دارد بعضی از احکام دینی و اصول اخلاقی بصورت پراکنده مورد عمل قرار بگیرد و انسان ها از ناحیه عمل به آن احکام و اصول اخلاقی، فوایدی هم ببرند و یا زمینه مساعدی برای برقراری نظام دین توحیدی در جامعه برای سال ها و زمان های بعدی بوجود آید، اما نباید چنان جامعه ای را یک جامعه حقیقی دینی نامید! و آثار و برکات کامل معارف دینی را از آن انتظار داشت. جهت روشن تر شدن این موضوع مثالی ذکر می کنیم و آن اینکه:

ساختمانی را در نظر می گیریم که در ساختن آن از مصالح سالم و ارزشمندی استفاده شده اما اصول فنی معماری و مهندسی در ساختن آن رعایت نشده است و یا اصلاً بطور کلی ساختمان بدون محاسبات و بررسی های کارشناسانه ساخته شده است. و یک کارشناس اهل فن در ساختن آن نظارت نکرده است. این ساختمان در معرض خطر تخریب و از هم پاشیدن قرار دارد و احتمال دارد قبل از اتمام و در ضمن کار و یا بعد از مدتی و یا در اثر حادثه ای خفیف سقوط کند و متلاشی شود.

یعنی در عین حال که در ساختن آن بنا مصالح سالم و محکم و قیمتی به کار رفته بود، اما در اثر عدم رعایت اصول فنی مهندسی مناسب امکان دارد آن بنا خراب شود و سقوط کند. منظور این است که بکار رفتن مصالح سالم در ساختن یک بنا جهت استحکام و برقراری آن کافی نیست، بلکه یک بنا علاوه بر بکار بردن مصالح سالم در آن، لازم است از فنون و محاسبات صحیح هم برخوردار باشد. احکام پراکنده دینی بمنزله مصالح سالم و محکم بکار رفته در نظام یک جامعه است. و رهبری آسمانی بوسیله یک پیامبر و یا امام معصوم نقش یک معماری و مهندسی سالم و عالمانه را دارد و قطعاً بدون این نوع مدیریت در آن جامعه فواید و برکات دین توحیدی جریان نخواهد یافت، اگر چه افراد آن جامعه حتی دانشمندان آن تصور کنند که نظام دینی در آن برقرار است و جامعه را یک جامعه دینی معرفی کنند! منظور این است که این نکته بسیار مهم غالباً مورد غفلت قرار می گیرد و حتی عده ای از جامعه شناسان هم به این موضوع مهم توجه لازم را معطوف نمی کنند و جوامع مورد مثال را «جامعه دینی» می نامند! و در نتیجه بررسی ها و ارزیابی های آن ها از آثار دین خدا و از سنت های دینی مبتنی بر اصولی ناقص و یا توهّمی قرار می گیرد و طبعاً نتایج بررسی ها و ارزیابی های آن ها مطابق اصول علمی صحیحی نخواهد بود روش کار این گروه از انسان ها یعنی عامه مردم و حتی گروهی از دانشمندان اجتماعی در بررسی ها و ارزیابی های فرهنگی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی جوامع انسانی مثل آن است که عده ای تصور کنند با وجود راهنمائی ها و دستورالعمل هائی که در جعبه های داروها قرار دارد و یا اطلاعات کلی و عمومی که در بعضی از کتاب های طبی در مورد نام بیماری ها و یا بعضی از عوارض و آثار آن ها نوشته شده، انسان ها را از وجود پزشکان و معاینات و معالجات آن ها بی نیاز می کند. یعنی یک انسان بی اطلاع از علم پزشکی می تواند با مراجعه به بعضی از کتب طبی و خواندن آنچه روی جعبه داروها و داخل آن ها نوشته شده، بیماری خودش را تشخیص دهد و با مصرف کردن داروها در حد راهنمائی های نوشته شده، اقدام به معالجه خود کند!!!

افراد بصیر و دانشمند و با تجربه به خوبی می دانند که نیاز به وجود اطبای ماهر و دانشمند و با تجربه جهت مشاوره های پزشکی و پیشگیری از ابتلاء به بیماری ها و یا تشخیص و معالجه آن ها از ضروریات اجتناب ناپذیر در جوامع انسانی است. و اطلاعات پراکنده عده ای از انسان ها در یک جامعه و یا راهنمائی های نوشته شده در جعبه داروها مشکل جلوگیری از ابتلاء انسان ها به بیماری ها و یا معالجه انسان های بیمار را برطرف نمی کند!

در اداره جامعه انسانی و یا جامعه جهانی احتیاج به حضور یک رهبری آسمانی دارای مقام عصمت و علم مخصوص و قدرت مخصوص از ضروریات اجتناب ناپذیر است. شخصیتی که علم و قدرت و بصیرت او در مرتبه ای متعالی و خاص به پروردگار عالمیان متصل باشد. در حقیقت چنین جامعه ای را باید جامعه دینی یا جامعه کامل دینی نامید و ارزش ها و کارائی های معارف و اخلاق دینی را در آن نوع جوامع مورد ارزیابی قرار داد. بنابراین نباید اخلاق و رفتارهای انسان ها را در کشورهائی که به کشور اسلامی مشهور هستند، ملاک بررسی و ارزیابی معارف و اخلاقی دینی تلقی کرد.

نکته مهم دیگر اینکه یک رهبر آسمانی را نباید با دانشمندان عادی انسانی و رهبران سیاسی عادی مقایسه کرد. حتی رهبران عادل و مدبّر و دارای فضائل اخلاقی! بلکه مقام امامت مقام خاصی است و امام معصوم – علیه السلام -از علم و قدرت خاص فوق عادی بهره مند است.

کلام ایام - 377، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا
بخوانید

در این حادثه وجود مبارک امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – بعنوان رهبر دینی جامعه و جانشین پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – تعیین و معرفی شده است

۵ ـ خداوند  در جریان انتصاب امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به مقام جانشینی پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود: « الْيوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ » یعنی دین شما را برای شما کامل کردم ـ که بطور مستقیم به آیه کریمه اکمال دین و با واسطه به آیه تبلیغ مربوط است ـ در این قسمت از آیه دین را به انسان ها یا مؤمنان و مسلمین نسبت داده و برای آنها، درآیات زیادی از قرآن کلمه دین بطور مطلق و بدون انتساب به خدا یا یکی از پیامبران، یا انسان ها و با « ال» بکار رفته است.

مثل موارد ذیل:

سوره بقره آیات ۲۵۶،۱۹۳،۱۳۲

سوره آل عمران آیه ۱۹

سوره نساء آیه ۴۶

سوره اعراف آیه ۲۹

سوره انفال آیات ۳۹، ۷۲

سوره توبه آیات ۱۲۲، ۱۱

در بعضی آیات دین به خداوند نسبت داده شده مثل موارد ذیل:

سوره آل عمران آیه ۸۳،سوره نور آیه ۲۲، نصر آیه ۲

در بعضی از آیات هم دین به انسان ها بطور مطلق و یا مؤمنان و یا مخاطبان قرآن نسبت داده شده مثل آیه کریمه مورد بحث و آیات ذیل:

سوره مائده آیات ۳،۵

در آیات دیگری آن را با کلمه «قیّم» و «حق» و امثال آن توصیف فرموده است. مثل آیات ذیل:

سوره توبه آیه ۲۹،۳۶

سوره یوسف آیه ۴۰

سوره روم آیه ۳۰

بطور کلی دین با صرف نظر از معانی اولیه و اصلی و لغوی آن و بلکه اصطلاحاً به راه و روش و طریقه و یا راه و روش زندگی گفته می شود که البته موضوع عبادت هم در معنای آن ملحوظ می باشد. در این صورت وقتی به خداوند نسبت داده می شود، مراد از آن دین توحیدی است که منشأ آن علم خداوند است.

یعنی راه و روش زندگی که منشأ آن علم و اراده خداوند است و باصطلاح راه و روش زندگی خدائی! و وقتی به آن دین حق گفته می شود مراد این است که آن دین متناسب با حقایق و قوانین حاکم بر عالم و موجودات آن و مطابق آنها است. و اگر به آن «دین قیم» گفته شود مراد این است که آن دین عهده دار تمام مصالح زندگی انسانها ومشتمل بر آنها و بر آورنده نیازهای زندگی انسانها بطور کامل است. و اگر کلمه دین به مؤمنان و مخاطبان قرآن نسبت داده شود بمعنی راه و روش زندگی است که خداوند آن را برای انسان ها به وجود آورده است. یعنی راه و روش زندگی نشأت گرفته از علم و اراده خداوند برای بندگان خود!

در آیه کریمه مورد بحث دین را به مؤمنان و مخاطبان قرآن نسبت داده است و فرموده : « أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» و آن را برای آنها معرفی کرده است یعنی فقط به انتساب آن به مؤمنان اکتفاء نفرموده که فرضاً بفرماید « اكْمَلْتُ دِينَكُمْ»بلکه کلمه «لکم» در آن ذکر شد و مراد آن است که فواید و آثار کامل و مستقیم دین خدا و درجات برتر برکات آن اختصاص به ایمان آورنده ها به آن، دارد! و هرکس به دین حق ایمان بیاورد و وارد عرصه وسیع نورانی آن شود، از برکات و فواید آن بهره مند خواهد شد. و این دین راه زندگی الهی را برای آنها در خود دارد و انسانها به آن نیازمند هستند و همه خواسته های حقیقی و حقوق طبیعی و اجتماعی آنها در معارف این دین قرار دارد.

۶ـ باز خداوند در آیه اکمال دین که مثل مورد قبلی به آیه تبلیغ و اهمیت خاص آن ارتباط می یابد فرمود:

 « وَأَتْمَمْتُ عَلَيكُمْ نِعْمَتِي»یعنی:نعمت خودم را بر شما به مرتبه نهائی رساندم اشاره ای کرده است به عظمت نعمتی بنام «دین» و مرحله کمال و تمام آن!

در مباحث تفسیری تحت عنوان: «آموزش های آسمانی(۱) در تفسیر آیه آخر سوره حمد بحث مفصلی در مورد «نعمت» و معنای آن و کسانیکه مشمول نعمت های خداوند قرار می گیرند به عمل آمد. در آن مباحث گفته شد که دارائی های انسان  همیشه صورت نعمت را ندارد و بلکه گاهی بعضی از آنها به نقمت و بلا تبدیل می شود. جهت روشن شدن بیشتر این قسمت از بحث مربوط به » آیه تبلیغ» توصیه می کنیم آن مقالات مورد مطالعه قرار بگیرد! اما بطور اجمال عرض می کنیم که پروردگار عالمیان نعمتی به انسان ها عطا کرده است که با وجود آن و از ناحیه به کار بردن آن، همه دارائی ها به نعمت ها تبدیل می شوند، اما در غیر این صورت دارائی های انسان ها نه تنها نعمت نخواهند بود، بلکه به بلا ها و نقمت ها تبدیل خواهند شد. و آن نعمت عبارت است از «دین توحیدی» و معارف آن.

 خداوند طبق دلالت این آیه در آن حادثه یعنی انتصاب امیر المؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به مقام امامت و جانشینی پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نعمت دین را برای انسانها کامل کرده و آنها را از عالیترین درجات رحمت و برکات خود بهره مند ساخته است. یعنی صورت اصلی و مرتبه نهائی و کامل دین خدا در صورت پیروی از آن بزرگوار و بهره برداری از علم و قدرت روحی و بصیرت خاص و مدیریت او در جامعه دینی  و در سطح جهانی استقرار می یابد و برکات ان در زندگی انسانها منتشر می شود.

۷ـ  در بخش پایانی آیه « اکمال دین» و بحث مربوط به  حادثه مبارک غدیر فرمود:

« وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا» یعنی : اسلام را بعنوان دینی برای شما پسندیدم [و انتخاب کردم ] و در قرآن مجید و معارف دین توحیدی به مطلق دین خدا « اسلام » گفته شده است، اگرچه این کلمه  بعنوان اسم خاص برای شریعت پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم» هم اطلاق می شود. مراد از « اسلام » قبول دین خدا و اظهار ایمان به آن و قرار دادن خود در فضای پناهگاه محکم و امن خداوند است.

اسلام در اصل دین همه پیامبران خدا بوده و بعداً برای صورت کامل و نهائی  دین خدا و شریعت پیامبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اطلاق شده است. در حقیقت آنچه را از علم و معرفت، پیامبران خدا برای انسانها آورده اند بخشی از معارف دین توحیدی یعنی اسلام بوده است و به صورت کامل و نهائی آن که مشتمل به کمالات و ارزش های همه شریعت ها و کامل کننده همه آنهااست،بطور اختصار هم «اسلام » گفته می شود.

در آیه کریمه مورد بحث بطور ضمنی و از ناحیه ارتباط آن با آیه اکمال دین بطور صریح گفته شده است که خداوند اسلام را برای پیروان دین آسمانی و بندگان خود پسند دیده و انتخاب کرده است. و به ورود بندگان به آن پناهگاه امن و روشن و مبارک راضی شده است.

سرانجام اینکه اکمال دین و اتمام نعمت و نزول عالی ترین مراتب از رحمت خداوند و برکات او و استمرار جریان آن نعمت عظیم به موضوع انتخاب امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ به مقام جانشینی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و علم و قدرت و شخصیت آن بزرگوار ارتباط کامل دارد.

الیاس کلانتری

۹۶/۶/۲۶

پاورقی:

۱ آموزش های آسمانی ۱۳ تا ۱۶ ، تفسیر سوره حمد

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن