کلام ایام – ۱۶۶، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا

Imam-Hossein-Shrine-2کلیات

بخش اول

*امتحان عمومی خداوند در مورد همه مخلوقات و بالخصوص انسان ها.

*معنی امتحان خدا و مراد و منظور از آن چیست؟!

 *امتحان خداوند برای ملائکه در جریان خلقت آدم (علیه السلام)

*حکمت امتحان خداوند در مورد انسان ها چیست؟!

*امتحان در مورد نباتات به چه معنی است؟

*امتحان مؤمنان و منافقان و ضرورت آن.

*اوصاف گروه های سه گانه از مؤمنان.

*عامل اصلی جذب انسان ها بطرف دین آسمانی.

*خیلی از انسان ها از طریق رفتارهای مؤمنان یا به دین خدا گرایش پیدا می کنند یا از آن فرار می کنند.

*اعلام خبر شهادت حضرت مسلم بن عقیل و اولین مرحله از امتحان های نهضت مقدس عاشورا.

**********

 در مقاله قبلی یعنی کلام ایام ـ ۱۶۵، در ذکر و توضیح حوادث مربوط به خروج امام حسین ـ علیه السلام ـ از مکه و حرکت بطرف عراق بحث منتهی شد به دریافت خبر شهادت حضرت مسلم و تغییر اوضاع کوفه. و امام ـ علیه السلام ـ بعد از دریافت آن خبر نوشته ای را برای همراهان خو د خواند که مشتمل بر اخبار کوفه و شهادت مسلم بن عقیل بود و به همراهان خود اطلاع داد که طرفداران  او مسلم را تنها گذاشته و از اطراف او پراکنده شده اند. و به همراهان خود فرمود که هر کس انصراف را دوست دارد از همراهی با او منصرف شود! این حادثه بمنزله امتحانی بود برای همراهان امام ـ علیه السلام ـ و مرحله اول یک سلسله امتحانات دیگر! و بنا به علتی که بعداً روشن خواهد شد آنها را « امتحانات ملکوتی» نامیدیم.

 لازم به ذکر است که امتحان خداوند در مورد مخلوقات و بندگان و مؤمنان به معنای متعارف بین انسان ها نیست و بلکه معنی متفاوتی با امتحان متداول بین آن ها دارد.

 امتحان خداوند در مورد عموم انسان ها و انسان های متعالی مثل پیامبران خدا و همچنین در مورد ملائکه،  با همین لفظ « امتحان» و «فتنه» و «ابتلاء» در قرآن مجید و احادیث به کار رفته است. در اصل امتحان خداوند شامل همه موجودات و مخلوقات خداوند و عموم انسان ها و انسان های برتر و متعالی مثل پیامبران و همچنین ملائکه می شود. و بطور کلی مخلوقات خداوند بطور مستمر در مسیر امتحانات خداوند قرار دارند. لازم به ذکر است که امتحان خداوند در مورد مخلوقات به منظور کشف مجهولی نیست و خداوند به هر چیزی علم دارد حتی کارهائی که هنوز انجام نگرفته است!

امتحان خداوند در اصل بمنزله پرورش یک موجود است و ظهور تحقق استعدادهای درونی آن. مثل اینکه یک عدد دانه و هسته یک گیاه و یک درخت در اثر امتحان خداوند جوانه می زند و رشد می کند و به بوته ای تبدیل می شود و سرانجام به یک گیاه و درخت کامل دارای ثمر تبدیل می شود و از آن مرحله به بعد هم امتحان آن به شکل و صورت دیگری ادامه می یابد تا به مرحله پایانی می رسد.

 در اثر امتحان انسان ها صفات و روحیات و اخلاق و شخصیت آنها رشد می کند و آشکار می شود، هم مؤمن حقیقی از مؤمن ظاهری و ابتدائی جدا می شود و هم ایمان یک مؤمن تقویت می شود و به حالت «ایمان حقیقی» در می آید. بعنوان مثال: وقتی خداوند به ملائکه دستور داد برای آدم سجده کنند. آن جریان یک نوع امتحان برای ملائکه بود و در اثر امتحان خداوند عبودیت خالص ملائکه ظهور کرد و تکبر درونی ابلیس هم آشکار شد و روشن شد که ملائکه در مقابل فرمان خداوند حتی وقتی که حکمت آن فرمان را نمی دانند تسلیم محض هستند! یعنی اطاعت آن ها از فرمان های پروردگار عالمیان در زیباترین و با شکوه ترین صورت ها تجلی کرد و تکبر و کفر پنهانی  ابلیس هم در زشت ترین صورت ها آشکار شد و آن امتحان در مورد ملائکه منتهی شد به جاده ای آشکار و روشن در مسیر عبودیت و رسیدن به مقصد متعالی آفرینش و بطوریکه پرتگاه ها و بیراهه های کنار آن جاده هم نشان داده شده است.

امتحان مؤمنان و منافقان

نوعی از امتحان های خداوند در مورد انسان ها بطور معمول و مستمر انجام می گیرد و نوعی از آن ها در شرایط خاصی تحقّق می یابد. از جمله امتحان های خداوند در مورد انسان ها، امتحان مؤمنان و منافقان است. و از جمله نتایج آن امتحان ظهور حالات باطنی انسان ها است و اینکه مؤمنان حقیقی و صادق از مؤمنان ظاهری کاذب جدا می شوند. خداوند می فرماید:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ — وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ» (العنکبوت/۲-۳) یعنی: آیا مردم تصور کردند تا گفتند ایمان آوردیم به حال خود رها می شوند! و مورد امتحان قرار نمی گیرند! و ما بطور قطع کسانی را قبل از آن ها امتحان کردیم، تا خدا آشکار کند کسانی را که صادق بودند و آشکار کند دروغ گویان را. از این آیات بر می آید که خداوند بطور مستمر این نوع امتحان را در بین ملت ها برقرار می کند، یعنی این امتحان از سنت های تغییر ناپذیر خداوند است. در اثر این امتحان مؤمنان حقیقی از دروغگویان جدا می شوند.

در اخلاق دینی هر انسانی به محض اظهار اسلام به زبان خود، از مسلمین محسوب می شود و از حقوق اجتماعی معینی هم برخوردار می شود. در چنین وضعیتی مسلمین در اصل و در واقع به سه گروه تقسیم می شوند.

 گروه اول: مؤمنان حقیقی یعنی کسانیکه حقیقتاً به دین خدا ایمان آورده اند و به احکام دین عمل می کنند و ملتزم به اخلاق دینی هستند. یعنی اعمال و رفتار آن ها یا حداقل عمده رفتارهای آن ها را می شود اعمال دینی به حساب آورد.

گروه دوم: کسانی هستند که به دین خدا ایمان آورده اند ولی هنوز ایمان در دل های آن ها نفوذ نکرده و اخلاق و رفتار آن ها را تغییر نداده است. یعنی لازم است این گروه آموزش ببینند و اخلاق و رفتار آن ها در اثر آموزش کلام خدا و عمل به دستورات خدا تغییر کند. این گروه اگرچه راستگو هستند و ایمان آن ها ایمان دروغین نیست. اما اعمال و رفتارهای آن ها و یا غالب اعمال و رفتارهای آن ها را نمی شود به حساب دین خدا گذاشت.

کلام ایام - 239، ماه ذوالحجة و شکوه و برکات آن
بخوانید

گروه سوم: کسانی هستند که به دروغ و از روی نفاق ادعای اسلام می کنند یعنی ایمان آن ها ظاهری و از روی نفاق است و جهت اهداف خاصی ادعا می شود. بطور کلی ایمان آن ها به دین خدا کاملاً دروغی و غیر حقیقی است. این گروه بطور مطلق منافق محسوب می شوند. آن ها اگر بتوانند در فرصت هائی که بدست می آوردند ضربه هائی هم به دین خدا و پیروان آن می زنند. اگر هم این کار برای آن ها مقدور و ممکن نباشد، حداقل اعمال و رفتارها و اخلاق آن ها عملاً ضربه ها و آسیب هائی به دین خدا می زند. چون اعمال ضد دینی آن ها در بین عامه مردم اعمال دینی محسوب می شود. لذا عده ای از انسان ها که اهل تحقیق نیستند از ناحیه اعمال آن ها احتمال دارد از دین توحیدی فاصله بگیرند و یا نسبت به آن بی اعتناء باشند.

بنا بر آنچه گفته شد خداوند سنت امتحان مورد بحث را در بین مؤمنان برقرار کرده است. تا مؤمنان حقیقی از دروغگویان جدا شوند و اعمال و رفتارهای منافقان به حساب دین خدا گذاشته نشود. این امتحان از ضروریات جامعه دینی است. بجهت اینکه خیلی از انسان ها یا از طریق اعمال و رفتارهای مؤمنان و پیروان دین توحیدی بطرف آن تمایل و یا اشتیاق پیدا می کنند و یا از دین خدا فاصله می گیرند و حتی با آن به مخالفت برمی خیزند و به دشمنی و مبارزه اقدام می کنند. بطوریکه در تاریخ صدر اسلام انسانها در اصل از طریق جاذبه های شخصیتی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و اخلاق لطیف آن حضرت و بزرگواری ها و فضائل آن وجود مبارک به طرف دین خدا گرایش پیدا کردند و به آن ایمان آوردند. موضوع در مورد امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ یعنی جانشینان حقیقی پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ هم به همین صورت بود یعنی جاذبه اخلاقی آنها در مجموع بالخصوص در دوره امامت آنها عامل جذب انسان ها بطرف دین خدا بود وجود مبارک پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ و بطور کلی رهبران آسمانی وسیله سنجش ایمان حقیقی هستند یعنی کمالات و ارزش های دین خدا بطور کامل و بصورت حقیقی در شخصیت و رفتار های آنها تجلی می یافت.

مؤمنان حقیقی از انسان های عادی هم در درجه ای دیگر وسیله سنجش ایمان حقیقی و صداقت در موضوع دین داری هستند یعنی سخنان شاگردان آنها و پرورش یافته های مکتب امامت در همین مسیر قرار دارد. رفتارهای آنها را هم می شود غالباً و تقریباً رفتار دینی تلقی کرد. و یا شبیه و نظیر رفتارهای دینی و ظهور این حقیقت در اثر امتحان مورد بحث یعنی مؤمنان و منافقان حاصل می شود.

پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – خطاب به امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – فرمود:

«لَوْلا أَنْتَ یا عَلِىُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى و کَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ» یعنی: اگر تو نبودی یا علی مؤمنان بعد از من شناخته نمی شدند و او بعد از پیامبر هدایتی بود در مقابل گمراهی و نوری بود در مقابل نابینائی و تاریکی، و رشته محکم خدائی و صراط مستقیم او بود.

ضرورت امتحان مؤمنان

امتحان مؤمنان فواید عظیمی برای جامعه دینی و برای تمام انسان ها دارد چون در اثر این امتحان اولاً: ایمان مؤمنان تقویت می شود و ایمان آن ها از مرتبه اولیه و ظاهری به ایمان حقیقی تبدیل می شود. ثانیاً: ارزش های آن ایمان از حالت باطنی در می آید و آشکار می شود و کمالات آن ظهور می کند و انسان ها را به پناهگاه امن خدائی جلب و جذب می کند. ثالثاً: صاحبان ایمان دروغین و منافقان شناخته می شوند و آن عامل فریب انسان های سطحی نگر در هم می ریزد و تأثیر خود را از دست می دهد.

اولین مرحله از امتحان همراهان امام (علیه السلام)

امام – علیه السلام – بعد از دریافت خبر تغییر اوضاع کوفه و شهادت جناب مسلم بن عقیل و هانی بن عروه اولین مرحله از امتحان همراهان خود را برقرار کرد. کلام آن بزرگوار را در انتهای مقاله قبلی، یعنی: کلام ایام – ۱۶۵ ذکر کردیم. امام – علیه السلام – جریان تغییر اوضاع و بی وفائی اهل کوفه نسبت به تعهدات خود و پراکنده شدن از اطراف نماینده اش مسلم بن عقیل را به همراهان خود اطلاع داد و بطور ضمنی به آن ها اعلام کرد که این قیام منتهی به تشکیل حکومت دینی نخواهد شد و همراهی با او خطراتی خواهد داشت و خطر کشته شدن در آن حوادث آن ها را تهدید می کند. لذا به آن ها فرمود که هر کس تمایل به انصراف دارد از همان جا برگردد و او از عهدی که همراهان با او بسته بودند صرف نظر می کند. یعنی آن ها می توانند از همراهی با او منصرف شوند و ملامتی و سرزنشی برای آن ها نخواهد بود.

در جریان این مرحله از امتحانات مربوط به نهضت مقدس حسینی – علیه السلام – عده قابل توجهی از همراهان از اطراف آن حضرت پراکنده شدند و از همراهی با آن بزرگوار منصرف شدند و فقط عده قلیلی از آن ها کنار آن حضرت ماندند. آن ها تعدادی از افراد خاندان امام – علیه السلام – از بنی هاشم بودند و عده ای از اصحاب، از اهل مدینه و دیگران. نتایج آن امتحان بسیار مطلوب بود. یعنی شکوه و جلال آن نهضت مقدس اقتضای جدا شدن اهل اخلاص و صاحبان ایمان عظیم و استقامتی بالاتر از جبال راسخ از صاحبان ایمان ضعیف را داشت. چون کسانی که به امید رسیدن به اهدافی پیش پا افتاده و متاع دنیا زندگی دنیوی آمده بودند، شایستگی شرکت در آن قیام باشکوه و جلال ملکوتی را نداشتند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۷/۱۵

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن