کلام ایام – ۱۶۸، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا

Imam-Hossein-Shrine-2بخش سوم

کلیات

*منظور از ملکوت اعمال انسان ها چیست؟!

*منظور از امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا چیست؟

*در اثر امتحان امام حسین – علیه السلام – همراهان او دو گروه شدند و شخصیت باطنی هر دو گروه ظهور کرد.

*آب دادن اصحاب امام – علیه السلام – به سپاه حرّ و اسب های آن ها.

*قصد امام – علیه السلام – از آب دادن به سپاه دشمن و اسب های آن ها چه بود؟!

*امام – علیه السلام – در برخورد با سپاه حرّ آمادگی خود را برای جنگ در صورت لزوم اعلام کرد، جز اینکه نمی خواست شروع کننده جنگ باشد.

*ذوات مقدسه معصومین – علیهم السلام – تربیت یافته های خاص پروردگار عالمیان بودند.

**********

منظور از کلمه «ملکوت» در این مقالات صورت باطنی شخصیت و اعمال و رفتارهای انسان ها است که در شرایط عادی قابل مشاهده نیست اما منشأ تأثیراتی در رفتارهای انسان ها می شود! پس مراد از آن در این نوشتار معنای خاص قرآنی آن یعنی «ملکوت آسمان ها و زمین» و «ملکوت همه اشیاء» نمی باشد. علت اینکه عنوان این مقالات را «امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا» نامیدیم آن است که در مجموع حوادث مربوط به آن نهضت مقدس حقایق عظیمی از رفتارهای انسان ها ظهور کرده که مورد توجه و انتظار عموم انسان ها قرار نداشت. یکی از آن امتحانات – بطوریکه به اصل آن اشاره شد – امتحان همراهان امام حسین – علیه السلام – بود وقتی که خبر تغییر اوضاع کوفه و شهادت جناب مسلم بن عقیل به امام – علیه السلام – رسید و آن حضرت آن اخبار را در اجتماع همراهان خود اعلام فرمود. و در اثر آن امتحان همراهان امام – علیه السلام – به دو گروه تقسیم شدند، گروه اول کسانی بودند که دارای ایمان و استقامت و شجاعت و قدرت روحی و بصیرتی عظیم. آن ها همراهی با امام و حمایت از دین خدا را با تحمل خطر کشته شدن یعنی شهادت در راه خدا انتخاب کردند. و آن ها تعداد اندکی از همراهان امام – علیه السلام – بودند. اما گروه دوم که اکثریت سپاه آن حضرت را تشکیل می دادند. انصراف از همراهی و بی اعتنائی به اوضاع جامعه و حوادث آن را ترجیح دادند. تفصیل آن امتحان و آثار و نتایج آن بخواست خداوند بعداً خواهد آمد.

در انتهای مقاله قبلی گفته شد که وقتی کاروان امام – علیه السلام – از منزل شراف حرکت کردند و مقدار زیادی راه رفتند، یکی از اصحاب تکبیر گفت! امام – علیه السلام – هم تکبیر گفت و بعد علت تکبیر او را پرسید، چون هنوز وقت نماز ظهر نرسیده بود، و معلوم شد که سپاهی در فاصله ای از آن ها در حال نزدیک شدن است. امام – علیه السلام – و همراهان بطرف منزل «ذوحسم» حرکت کردند که در آنجا مستقر شوند و از یک طرف با سپاه دشمن مواجه شوند! بقیه حوادث را با توضیحاتی که جهت روشن شدن مقاصد مورد نظر ضروری است ذکر می کنیم:

وقتی کاروان امام – علیه السلام – بطرف ذوحسم حرکت کردند، آن سپاه هم راه خود را کج کردند، تا آن منزل را تصرف کنند ولی سپاه امام سبقت گرفتند و در آن منزل استقرار یافتند. امام – علیه السلام – دستور داد خیمه ها را در آنجا نصب کردند. و آن لشکر هم رسیدند. آن ها یک هزار نفر بودند تحت فرماندهی «حرّ بن یزید تمیمی» که در گرمای وقت ظهر مقابل امام – علیه السلام – ایستادند.

امام – علیه السلام – آثار تشنگی را در آن سپاه و اسبان آن ها مشاهده فرمود، لذا به جوانان همراه خود دستور داد آن ها را سیراب کنند! و همچنین دستور داد به اسبان آن ها هم آب بدهند!!! حتی یکی از افراد سپاه حرّ گفته است که من آخرین نفری بودم که دنبال لشکر می آمدم.  وقتی حسین – علیه السلام – تشنگی من و اسبم را احساس کرد مرا راهنمائی کرد که شتر آبکش را بخوابانم و از مشک آب بنوشم و من نتوانستم و آن بزرگوار برخاست و مشک آب را بطور مناسب نگاهداشت تا من آب نوشیدم و اسب خودم را هم آب دادم.

می توانیم این حادثه را هم یک امتحان حساب کنیم یعنی در این حادثه خداوند امام حسین – علیه السلام – را امتحان کرد، امتحانی باشکوه و متناسب با مقام عصمت و امامت و در این بخش از این مقاله جهاتی از آن امتحان عظیم را مورد بحث قرار می دهیم:

۱-امام – علیه السلام – به محض مشاهده سپاهی که احتمالاً برای جنگ با او آمده  بودند یک اقدام احتیاطی بعمل آورد و آن اینکه از اطرافیان که بعضی از آن ها به آن منطقه آشنا بودند، سؤال کرد که آیا پناهگاهی در آن نزدیکی ها وجود دارد که به آنجا بروند و در آنجا مستقر شوند تا از یک طرف با سپاه دشمن مواجه شوند. این اقدام وقتی بود هنوز وضعیت و موقعیت سپاهی که در حال نزدیک شدن بودند، مشخص نبود و اینکه آن ها سپاهی علیه او بودند قطعی نبود، اما آن حضرت اقدامات احتیاطی را به کار بست.

این اقدام امام – علیه السلام – یا به آن منظور بود که گرفتار سپاه دشمن نشوند و تحت سلطه و اسارت آن ها قرار نگیرند. و یا آن بزرگوار بلحاظ اینکه زنان و کودکان هم در کاروان حضور دارند و لازم بود آن ها در مکان امنی قرار بگیرند تا مقابله مردان جنگی موجب ترس و وحشت و نا امنی برای آن ها نشود، طبعاً آن حضرت تا وقتی قدرت داشت و امکان پذیر بود تمایل داشت هم از بانوان حرم و کودکان دفاع کند و وسایل آرامش آن ها را فراهم کند و هم از مردان جنگی و افراد سپاه! در حالیکه می دانست مقابله نظامی او با سپاه حکومت منتهی به کشته شدن خود او و مردان همراه خواهد شد! و احتمال وجود دارد که هر دو مقصود مورد نظر بوده است و یا حتی علل دیگری هم در کار بوده است!

کلام ایام - 45، شعبان ماه پیامبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم
بخوانید

۲-امام – علیه السلام – هم وقتی که می خواست از منزل شراف حرکت کند و همچنین در منزل قبلی، دستور داد جوانان همراه مقدار زیادی آب حمل کنند! حمل آب آن هم به مقدار فراوان و بیش از حد نیاز خود طبعاً مشکلاتی برای یک کاروان و یک یا چند نفر مسافر ایجاد می کرد. چون آب در ظروفی مثل مشک و امثال آن بعنوان بار در مرکب ها و غالباً شترها حمل می شد، و مشکل کمبود آب و عدم دسترسی به آن در سفرهای قدیمی در حدی بود که گاهی مسافران در بیابان ها دچار مشکلات زیادی می شدند و در معرض خطراتی قرار می گرفتند حتی گاهی از تشنگی می مردند.

امام – علیه السلام – در موقعیتی که ناچار شده است مسافتی طولانی را تا شهر کوفه طی کند در حالیکه زنان و کودکان هم همراه هستند و خطر درگیری با قوای حکومتی هم در کمین است، دستور می دهد که آب زیادی حمل شود، تا بلکه اگر عده ای مسافر در بیابان ها نیاز به آب پیدا کردند ، نیاز آن ها را به آب برطرف کرد و این درسی بود برای انسان ها که لازم است به نوعی زندگی کنند که دیگران بالخصوص افراد نیازمند، از زندگی و امکانات آن ها بهره مند شوند.

۳-امام – علیه السلام – وقتی احساس کرد سپاه حرّ تشنه هستند، دستور داد تمام افراد آن سپاه را که حدود هزار بودند سیراب کنند، حتی به اسب های آن ها آب بدهند. سیراب کردن یک هزار نفر با وجود مشکلات زیاد حمل آب، کاری عظیم بود. آن هم سپاهی که آمده اند تا راه را بر امام ببندد و او را بازداشت کنند، یعنی سپاه دشمن!

رفتار امام – علیه السلام – با معیارهای عادی متداول در بین انسان ها قابل بررسی و ارزیابی نیست. یعنی لازم است با معیارهای متعالی دیگری آن را ارزیابی کرد. آن رفتار از نوعی کرامت و فضائل اخلاقی فوق عادی نشأت گرفته بود! قابل توجه است که تا آن زمان یعنی وقتی امام دستور داد افراد سپاه دشمن را سیراب کنند، معلوم نبود که مواجهه آن دو سپاه به کجا منتهی خواهد شد، آیا بین آن ها جنگی واقع خواهد شد یا مصالحه ای پیش خواهد آمد و امثال آن ها. در چنین وضعیتی آب دادن به سپاه دشمن و بالاتر از آن به اسب های آن سپاه چه حکمتی و علتی می توانست داشته باشد؟! جز این نیست که گفته شود آن رفتاری بود کریمانه در حدّ فوق عادی که شایسته مقام عصمت و امامت بود، یعنی صدور آن از ذوات مقدسه حجت های پروردگار عالمیان و پرورش یافته های مستقیم او امکان پذیر است.

اگر کسی بگوید که امام – علیه السلام – احتمال دارد جهت ایجاد زمینه ای برای صلح و جلوگیری از درگیری و جنگ اقدام به آن کار کرد، در جواب می توانیم بگوئیم:

اوّلاً: امام – علیه السلام – با قدرت و صلابت جلو سپاه حرّ ایستاد و برای جنگ احتمالی آماده شد و به حرّ اعلام کرد که هرگز تحت سلطه سپاه او در نخواهد آمد. الّا اینکه نمی خواست شروع کننده جنگ باشد.

ثانیاً: آب دادن به اسب های دشمن در وضعیتی که امکان شروع جنگ وجود دارد، تقویت قوای دشمن محسوب می شود و آن کار علاوه بر جنبه صلح طلبانه خطر عظیم نظامی هم به دنبال دارد. پس از آن نظر اصلاً قابل توجیه نیست.

ثالثاً: به فرض هم نیت امام – علیه السلام – ایجاد زمینه مناسب برای صلح بوده باشد، باز هم آن رفتار بسیار کریمانه بود، چون جلوگیری از جنگ و کشته شدن انسان ها، حتی دشمنان، اخلاقی کریمانه و بزرگوارانه است. چون صلح با انسان ها در اخلاق دینی جایگاه رفیعی دارد.

در این زمینه فقط می شود گفت آن بزرگوار حجت پروردگار عالمیان و فرزند رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و جانشین او و تربیت یافته آن حضرت و پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – و مادرش حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا – سلام الله علیها – بود و همراه برادر کریمش امام حسن مجتبی که هر دو با هم گوشواره های عرش خداوند محسوب می شوند. هر یک از آن بزرگواران رحمتی برای عالمیان بودند همچنانکه خداوند در مورد رسول گرامی خود فرمود:

«وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَهً لِلْعَالَمِینَ» (الأنبیاء/۱۰۷) یعنی: تو را نفرستادیم مگر رحمتی برای عالمیان. آن ذوات مقدسه باب رحمت واسعه خداوند بودند. و رحمت خداوند همه چیز را احاطه کرده ااست و شامل حتی حیوانات هم می شود.

در آن رفتار کریمانه ترحم به انسان ها حتی حیوانات موج می زند و خود اقدام به حمل آب زیاد که بشود حدود هزار نفر را سیراب کند و همچنین اسب های آن ها را نشان دهنده همان نیت شریفی است که به آن اشاره شد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۶/۷/۲۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن