کلام ایام – ۱۷۶، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا

Imam-Hossein-Shrine-2بخش دهم

کلیات

*علت و حکمت تمایل امام حسین ـ علیه السلام ـ  به تأخیر جنگ

* حوادث عصر تاسوعا و حرکت سپاه دشمن به طرف خیمه های امام (علیه السلام )

* حرکت سپاه دشمن و اقدام آنها به جنگ هیچگونه اضطراب و نگرانی در امام ـ علیه السلام ـ و یارانش به وجود نیاورد

* رؤیای امام ـ علیه السلام ـ و کلام جدش رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به او

* مقابله حضرت عباس ـ علیه السلام ـ همراه بیست نفر با سپاه  دشمن

*جلوه ای از صلابت و قدرت روحی و شجاعت کم نظیر و بصیرت حضرت عباس (علیه السلام )

*مقام و موقعیت امام ـ علیه السلام ـ و همراهانش نسبت به نماز و ذکر الله کثیر

* امام ـ علیه السلام ـ راه ورود به پناهگاه امن توحیدی را به همه انسانها در سطح عالم نشان داد

توضیحات مربوط به نهضت مقدس حسینی – سلام الله علیه – در مقاله قبلی به حوادث عصر تاسوعا منتهی شد. و سپاه حکومتی از شروع جنگ در آن ساعت منصرف شدند و به اردوگاه خود برگشتند و آن شب را به امام- علیه السلام- و همراهانش مهلت دادند!

اما هم درخواست مهلت از طرف امام- علیه السلام- و هم پذیرش آن از طرف سپاه دشمن و هم نحوه رفتار امام- علیه السلام- وقتی سپاه دشمن بطرف خیمه گاه آن حضرت نزدیک شدند مشتمل بر جهات بسیار مهمی از موضوع مورد بحث است! و مهم تر از هر موضوع دیگری موضوع امتحان اصحاب امام- علیه السلام- در غروب تاسوعا و نتایج آن و رفتارها و سخنان همراهان آن بزرگوار است. در این بخش ما به ذکر و توضیح بعضی از نکات آن حوادث می پردازیم:

۱-حرکت سپاه دشمن بطرف خیمه های امام- علیه السلام- و نزدیک شدن آن ها هیچگونه نگرانی و اضطراب در لشگرگاه آن حضرت به وجود نیاورد و آرامش کامل در بین همراهان او برقرار بود. حرکت سپاه دشمن و اقدام به جنگ از طرف آن ها خلاف انتظار نبود، شاید به همین علت هم وقتی سرو صدای حرکت سپاه دشمن برخاست امام- علیه السلام- جلو خیمه خود نشسته بود و به شمشیر خود تکیه داده بود و لحظاتی خواب خفیفی بر او عارض شده بود و وقتی از حرکت سپاه دشمن مطلع شد در حال آرامش با اطمینان قلبی خطاب به نزدیکان خود فرمود که من جدّم رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- را هم اکنون در خواب دیدم و او به من فرمود: شما نزد ما خواهید آمد! و سپس به فکر ارسال نماینده بسوی سپاه دشمن کرد!

آن آرامش و اطمینان قلبی در مرتبه ای خاص در وجود مبارک شخص آن حضرت و در مرتبه دیگری در همراهان از اتصال و ارتباط به قدرت خداوند نشأت گرفته بود، اتصال و ارتباطی در مرتبه ای متعالی و رفیع!

۲-امام- علیه السلام- برادر رشید و شجاع خود حضرت ابوالفضل العباس را همراه بیست نفر افراد سپاه خود مقابل سپاه دشمن فرستاد و فرمود:« ای عباس جانم فدای تو، سوار شو یا اینکه: تو بجای من سوار شو و بطرف این سپاه برو! و آن ها را ملاقات کن و بگو چه شده است؟ چه حادثه ای پیش آمده و علت حرکت آن ها را بپرس!»

از کلام شریف امام- علیه السلام – خطاب به حضرت عباس ـ هر یک از دو معنی ! مورد نظر مبارکش بوده باشد ـ عظمت مقام حضرت عباس- علیه السلام- و عنایت و توجه خاص مقام امامت نسبت به او آشکار می شود. نکته دیگر اینکه حضرت عباس- علیه السلام- و همراهانش همه سوار بر اسب شدند و بطرف سپاه دشمن رفتند بطوریکه در مقاتل آمده: «فاتاهم العباس فی نحو من عشرین فارساً فیهم زهیر بن القین و حبیب بن مظاهر»(۱) یعنی عباس- علیه السلام- همراه حدود بیست نفر، بسوی لشگر رفت.

از قرائن موجود در آن حادثه آشکار می شود که امام- علیه السلام- و یارانش در حال آمادگی برای جنگ بودند، یعنی همه اقدامات احتیاطی را انجام داده بودند، اما در عین حال آن حضرت راه های انصراف دشمن از جنگ و پشیمان شدن آن ها را باز گذاشته بود و راه های عذر را بسوی آن ها بسته بود. به بعضی از آن قرائن و نکاتی در این حادثه اشاره ای می کنیم:

الف: امام- علیه السلام- در آن زمان مقابل خیمه خود نشسته و به شمشیر خود تکیه داده بود. این رفتار نشانه آمادگی برای جنگ و دفاع بود. اما در عین حال آن بزرگوار هیچ وقت تمایل نداشت که شروع کننده جنگ باشد! و دشمن را هرگز به جنگ تحریک نمی کرد، بلکه تمام سعی خود را به کار می برد تا آن ها را از اقدام به جنگ منصرف کند.

ب: امام- علیه السلام- حضرت عباس و همراهانش را فقط جهت ابلاغ پیام و سؤال از قصد سپاه دشمن بسوی آن ها نفرستاد چون ابلاغ پیام احتیاج به بیست نفر سواره ندارد! قابل توجه است که امام- علیه السلام- به حضرت عباس فرمود: «اِرکَب» یعنی سوار شو! و همچنین در کتاب های مقتل گفته شده که حضرت عباس- علیه السلام- با حدود بیست نفر سواره بسوی سپاه رفت!

قابل توجه است که فاصله بین خیمه گاه امام- علیه السلام- و سپاه دشمن زیاد نبود و سواره بودن حضرت عباس- علیه السلام- و همراهان فقط جهت طی آن مسافت به صورت سواره نبود، بلکه نشانه آمادگی برای جنگ احتمالی بود. لذا وقتی حضرت عباس- علیه السلام- نظر سپاه دشمن را جویا شد و به آن ها فرمود: عجله نکنید تا من برگردم نزد ابی عبدالله- علیه السلام- و نظر شما را به او عرض کنم، آن گروه یعنی همراهان ایستادند و جلو ادامه حرکت سپاه دشمن را گرفتند! و شروع کردند به موعظه آن ها و دعوت آن ها به خودداری از جنگ با امام حسین- علیه السلام- و این خود دلیل آشکاری است بر این ادعا که آن ها فقط برای ابلاغ پیام، مقابل سپاه دشمن نرفته بودند.

د: وقتی حضرت عباس پیام سپاه دشمن را به امام- علیه السلام- ابلاغ کرد، آن حضرت فرمود:

«اِرْجَعْ اِلَیْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَهٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیَّهَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیْلَهَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ أَنّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَتِلاوَهَ کِتابِهِ وَکَثْرَهَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفارِ»(۲) یعنی: برگرد بسوی آن ها و اگر توانستی آن ها را تا فردا صبح تأخیر بیانداز و امشب آن ها را از ما دفع کن، بلکه ما امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و به دعا و استغفار بپردازیم و او می داند که من نماز برای او و تلاوت کتاب او و دعا و استغفار زیاد را دوست دارم.

ه: حرکت حضرت عباس- علیه السلام- و همراهان او جلو سپاه دشمن که چندین هزار نفر بودند جهت متوقف کردن آن ها و مقابله با آن ها بسیار شگفت انگیز است. یعنی اگر بخشی از سپاه بیست یا سی هزار نفری دشمن بطرف خیمه گاه امام حرکت کرده باشد- نه همه آن ها- باز هم تعداد آن ها چند هزار نفر بوده است! در این صورت مقابله حضرت عباس- علیه السلام- و همراهان که حدود بیست نفر بودند با آن سپاه عظیم حادثه ای حیرت انگیز محسوب می شود. و آن حادثه نشان دهنده صلابت و قدرت عظیم روحی و شجاعت کم نظیر و ایمان و اخلاص بسیار متعالی آن بزرگوار نسبت به پروردگار عالمیان و در درجه ای دیگر نشانه شجاعت و قدرت ایمانی همراهان امام- علیه السلام- بود و اینکه تقرّب به خداوند در مراتب خاص و متعالی موجب آن قدرت عظیم در وجود آن ها شده بود.

کلام ایام – 299، محرم الحرام و شکوه و جلال مراسم عزای حسینی (علیه السلام)
بخوانید

و : امام ـ علیه السلام ـ در خطاب خود به حضرت عباس فرمود:

«ارجع الیهم فان استطعت ان توخرهم…» (۳) برگرد بسوی آنها و اگر توانستی آنها را به تأخیر بیاندازد! یعنی آن حضرت نفرمود که از آنها درخواست کن و خواهش کن و امثال آنها، بلکه فرمود : اگر توانستی ! این کلام هم نشان دهنده مرتبه ای متعالی از عزت و کرامت و عظمت شخصیت امام ـ علیه السلام ـ و همچنین قدرت روحی و بصیرت و شجاعت حضرت عباس است. یعنی امام ـ علیه السلام ـ به قدرت و صلابت و بصیرت و تعقل و کاردانی آن بزرگوار اعتماد کامل داشت و در انجام آن مأموریت آن صفات متعالی از حضرت عباس ـ علیه السلام ـ تجلی کرد.

ز : امام ـ علیه السلام ـ در علت و حکمت تمایل به تأخیر انداختن  جنگ و مهلت گرفتن تا فردا صبح فرمود:

« لَعَلَّنَا نُصَلِّی لِرَبِّنَا اللَّیْلَهَ….» (۴) آن حضرت در کلام شریف خود به عالیترین جلوه ها از عبودیت و اخلاص و حبّ پروردگار اشاره فرموده و آنها عبارتند از:

*نماز برای پروردگار

*کثرت دعا

* کثرت استغفار

*تلاوت کتاب خدا

در این کلام شریف امام ـ علیه السلام ـ و بیان آن هم چند نکته بسیار مهم اخلاقی و علمی و عقیدتی و آموزشی وجود دارد که دراین بخش بعضی از آن ها را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:

یکم: امام ـ علیه السلام ـ طبعاً در تمام عمر مبارک خود و تمام ساعات شب و روز با نماز مأنوس بود و از این طریق با پروردگار عالمیان در ارتباط مستمر بود، بطوریکه در سیره شریفش نقل کرده اند آن بزرگوار در طول شبانه روز صدها رکعت نماز می خواند. این رفتار شکوهمند و متعالی یعنی کثرت اشتغال به نماز در سیره شریف همه رهبران آسمانی و ذوات مقدسه معصومین ـ علیهم السلام ـ برقرار بود. طبعاً همراهان امام ـ علیه السلام ـ هم اهل نماز کثیر بودند. با این وصف موضوع مهلت گرفتن آن حضرت برای یک شب و بیان علت و حکمت آن و تذکر موضوع نماز در رأس کارهای آن شب یعنی دعا و استغفار و تلاوت قرآن، بسیار شگفت انگیز است!! یعنی بطور متعارف  اگر به یک انسان دارای ایمان به «الله» و زندگی اخروی اطلاع داده شود که شب آخر عمر او است و فردای آن شب کشته خواهد شد و یا خودش چنین احتمالی بدهد، لذا او علاقه پیدا می کند که در آن شب مقداری نماز بخواند ـ علاوه بر نمازهای واجب شبانه روزی ـ و این رفتار او خلاف انتظار و شگفت انگیز نیست ! چون در عین حال که چنین شخصی اهل نماز بوده اما بطور عادی امکان دارد در مورد نماز و عظمت و جلالت آن در طول عمرش و یا بخشی از آن دچار غفلت هائی هم شده باشد! و همچنین در مورد حیات اخروی و آماده شدن برای آن و ارتکاب بعضی گناهان و غفلت از توبه و استغفار و یا کم توجهی به آن ها، لذا وقتی احساس کرد عمرش به پایان رسیده و ساعاتی دیگر از دنیا خواهد رفت علاقه پیدا کند به مقداری نماز خواندن و دعا و استغفار.

اما در مورد وجود مبارک امام حسین ـ علیه السلام ـ طبعاً چنین موضوعی صدق نمی کند و آن وجود مبارک خود تجسمی از نماز و قرآن و ذکر الله کثیر بود. در مورد یاران و همراهان آن حضرت هم توجه به نماز و کثرت آن و همچنین تلاوت کتاب الله و دعا و استغفار تجلی با شکوهی داشت.

بنابراین لازم است حکمت آن رفتار امام ـ علیه السلام ـ و بیان علت آن، مورد توجه دقیق قرار بگیرد! می شود گفت: آن بزرگوار در این کلام هم علاقه شدید قلبی خود را به نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار ، اظهار کرده و هم اینکه رفتار کریمانه و کلام شریف او در توجیه آن رفتار جنبه آموزشی برای انسان ها داشته است، و این جهت دوم هم در حکمت رفتار او قطعی است! و بطوریکه از بررسی رفتارهای آن حضرت آشکار می شود، آموزش راه زندگی برای انسانها مهمترین وجه آن رفتارهای او بوده است.

امام ـ علیه السلام ـ در این رفتار خود به انسانها آموزش داد که اگر انسان مبتلا به بلاها و گرفتاری های عظیمی شد تا جائی که خطر کشته شدن شخص خود و افراد خانواده و بستگان و یاران قطعی شد و راه های نجات از همه طرف بسته شد، یک پناهگاه امنی در کنار او قرار دارد و درهای آن به روی او باز است و آن پناهگاه امن «ذکر خدا» بالخصوص بعضی از انواع آن مثل نماز کثیر و تلاوت کلام خدا و دعا و استغفار است.

انسان وقتی وارد پناهگاه توحیدی شد، در امنیت و آرامش کاملی قرار می گیرد و هیچ حادثه ای نمی تواند او را مبتلا به خوف و اندوه کند. چون او به قدرت بی پایان پروردگار عالمیان پناه برده و در جوار کریم او قرار گرفته است . بطوریکه خود او در کتابش فرمود:

«أَلَا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ» (یونس/۶۲) یعنی :آگاه باشید که بر اولیاء خدا [دوستان و نزدیکان به او] خوفی نخواهد بود و آنها اندوهگین نخواهند شد.

وقتی انسان در آن موقعیت قرار می گیرد به پناهگاه توحیدی از طریق « ذکر کثیر» او وارد می شود ، ملائکه کنار او می آیند و رحمت پروردگارش را برای او می آورند.

این موضوع درسی بود از امام حسین ـ علیه السلام ـ برای تمام انسانها در سطح عالم و در طول تاریخ و آن بزرگوار در تمام روزهای عمرش به وظیفه امامت خود و ارشاد و آموزش انسانها اشتغال داشت، همچنین در آخرین شب و آخرین ساعات از عمر شریف خود.

بقیه بحث در بخش بعدی این مقالات خواهد آمد (ان شاء الله)

۱۳۹۶/۱۰/۲۰

پاورقی ها:

۱-الارشاد، شیخ مفید، انتشارات علمیه اسلامیه، ج ۲، ص ۹۲

۲-همان، ص ۹۳

۳ـ همان  

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن