کلام ایام ۲۶۵، ماه رجب نهری سرشار از رحمت و برکات خدا

بخش سوم7751755_618

دعاهای ماه رجب

محور بحث در مقاله قبلی از این سلسله مباحث اصل «دعا» بود و موقعیت آن در معارف دینی، و در این بخش به ذکر و شرح بعضی از دعاهای ماه رجب و یا قطعاتی از آنها می پردازیم  مشهورترین  مورد از دعاهای ماه رجب همان دعائی است که در تمام این ماه جلیل بعد از نمازها خوانده می شود و ما قبلاً در مقالات مربوط به ماه رجب سالهای گذشته(۱) این دعای شریف را ذکر کردیم و شرح و توضیح فشرده ای برای بعضی از اجزاء آن نوشتیم. اما جهت اهمیت خاص این دعا و ضرورت توجه دائمی به مطالب آن، و غنای محتوای آن مجدداً آن را مورد بحث قرار می دهیم و شرج و تفسیری برای تمام عبارات آن می نویسیم.

این دعای شریف  از وجود مبارک امام صادق ـ علیه السلام ـ  نقل شده  و آن حضرت به خواندن آن در هر روز  از ماه رجب صبح  و شب و بعد از نمازها سفارش فرموده است و آن دعا این است:«یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ، یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ، یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ‏ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً، اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِیَّاکَ، جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَ جَمیعَ خَیْرِ  الْأخِرَهِ، وَ اصْرِفْ عَنّى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَ شَرِّ الْأخِرَهِ، فَاِنَّهُ‏ غَیْرُ مَنْقُوصٍ مااَعْطَیْتَ، وَ زِدْنى‏ مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ ـ  یاذَاالْجَلالِ ‏وَ الْاِکْرامِ، یا ذَاالنَّعْمآءِ وَ الْجُودِ، یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَیْبَتى‏ عَلَى النَّارِ»

«یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ،» یعنی: ای آنکه یرای هر خیری به او امیدوار هستم.

در این عبارت از دعای شریف حداقل دو موضوع مهم لازم است مورد توجه قرار بگیرد یکی : «موضوع امیدواری به خدا » و استجابت دعا دیگری : درخواست تمامی خیرات از او

طبق مدلول تعدادی از احادیث یکی از «شرایط استجابت دعا» ، امیدواری به خدا و یقین به اجابت اوست. امام سید الساجدین ـ علیه السلام ـ در یکی از دعاهای خود خطاب به ذات قدوس الله عرض می کند:

« وَ أَبْوَابَ الدُّعَاءِ إِلَیْکَ لِلصَّارِخِینَ مَفْتُوحَهً، وَ أَعْلَمُ أَنَّکَ لِلرَّاجِینَ [ لِلرَّاجِی] بِمَوْضِعِ إِجَابَهٍ» (۲)  یعنی: و درهای دعا بسوی تو برای فریاد خواهان باز است و می دانم که تو برای امیدواران در مقام اجابت هستی

از کلام شریف بطور ضمنی بر می آید که یکی از شرایط استجابت دعا، امیدواری دعا کننده به خدا و اجابت اوست

قابل توجه است که قبلاً گفته شد، وضعیت روحی بنده در استجابت دعا تأثیر عمیقی دارد و یکی از عوامل اصلی استجابت دعا می باشد و آن مطلب مورد ادعا با این عبارت تأیید می شود.

از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که فرمود:

«إذا دَعَوْتَ فَظُنَّ أنّ حاجَتَکَ بالبابِ»(۲) یعنی: وقتی دعا کردی گمان ]تصوّر[ کن حاجتت بر در خانه است. این تصوّر یعنی یقین به استجابت دعا زمینه روح انسان را مستعدّ دریافت رحمت خدا از نوع استجابت دعا می کند و موانعی را از سر راه رسیدن به حاجت بنده بر می دارد و در نتیجه امواج رحمت خدا بسوی بنده به جریان می افتد.

باز از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که فرمود: «إِذَا دَعَوْتَ فَأَقْبِلْ بِقَلْبِکَ وَ ظُنَّ حَاجَتَکَ بِالْبَابِ» یعنی: وقتی دعا کردی با قلب خود روی بیاور و گمان ]تصوّر[ کن حاجتت بر در خانه است. در این حدیث شریف باز اشاره ای شده به وضعیت مناسب روحی بنده هنگام دعا و آن اینکه لازم است دعا با توجه خالص قلبی همراه باشد تا شرایط استجابت آن محقّق شود و دعائی که از ورای قلب در حال غفلت و سرگرمی و بدون توجه خالص به خدا صادر شود، شرایط استجابت را همراه نخواهد داشت.

 «وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ» یعنی: ایمن هستم از سخط (خشم او) در کنار هر شری. از این عبارت در دعای شریف بر می آید که شرور حادث شونده در فضای زندگی انسان ها ارتباطی با اعمال آن ها دارند، حداقل بعضی از شُرور نه همه آن ها. ضمناً وقتی گفته می شود عامل اصلی مصیبت ها در زندگی انسان ها اعمال و رفتارهای خود آن ها است. نباید تصوّر شود که همه مصیبت های رسیده به یک انسان فقط از ناحیه اعمال و رفتارهای شخص خود اوست، بلکه امکان دارد اعمال عده ای از انسان ها در یک جامعه و حتی یک خانواده سبب مصیبتی برای افراد دیگر جامعه و یا خانواده هم بشود. و ما بخواست خدا در این زمینه در مباحث مورد نظر وارد بحث تفصیلی خواهیم شد.

اما در مقام شرح و توضیح عبارت فوق عرض می کنیم که شُرور نازل شونده در فضای زندگی انسان ها ارتباطی با اعمال خود آن ها و سایر افراد جامعه آن ها دارد، و از عالم قدس ربوبیّت اوّلاً و ابتداءً شرّی برای بنده نازل نمی شود و از او جز احسان و فضل صادر نمی شود و مورد انتظار نیست یعنی فقط خیرات را می شود به ذات قدوس الله نسبت داد و نه شرور را. بطوریکه از امام جواد- علیه السلام- نقل شده است که در دعائی خطاب به ذات قدّوس الله- جلّ جلاله- عرض می کند:

«جَلَلْتَ أَنْ یُخَافَ مِنْکَ إِلاَّ الْعَدْلُ وَ أَنْ یُرْجَى مِنْکَ إِلاَّ الْإِحْسَانُ وَ الْفَضْلُ‏»(۴) یعنی: پروردگارا تو جلیل تر ]برتر و بزرگتر[ از آنی که جز از عدالت تو بترسند و اینکه از تو جز احسان و فضل امید ندارند.

اما اعمال نادرست انسان ها آثاری دارد که شامل صاحب عمل خواهد شد، همچنانکه اعمال حسنه و صالحات انسان هم آثار مطلوب و لذتبخشی خواهد داشت. در نتیجه آثار نامطلوب اعمال خلاف و نادرست انسان ها بصورت بلاها و گرفتاری ها و عذاب هائی شامل حال صاحبان آن اعمال خواهد شد! و آن مجازات ها عذاب و «سَخَط» (خشم) خدا نامیده می شود و یا اینکه سخط خدا سبب آن مجازات ها می شود، که البته سبب اصلی آن ها اعمال خود انسان ها است.

اما از این دعا و امثال آن بر می آید که توسل به خدا و استغفار و توبه حقیقی می تواند آن عذاب ها را دفع کند و انسان از مجازات های ناشی از اعمال خلاف خود معاف شود.

«یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ» یعنی: ای آنکه عطا می کنی ]نعمت[ زیاد را در مقابل ]طاعت[ عمل اندک. پروردگار عالمیان دارای ملک عظیم و فضل بی پایانی است و به عمل اندک بندگانش پاداش های عظیمی عطا می کند. یعنی پاداش او معادل اعمال عبادی بندگانش نیست، بلکه بسیار عظیم تر و بیشتر از آن ها است. بطوریکه در آیات زیادی از قرآن مجید این موضوع مورد تذکر قرار گرفته است. از جمله:

«وَلَکِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِینَ» (البقره/۲۵۱) یعنی: و اما الله دارای فضلی است برای عالمیان.

«إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لَا یشْکُرُونَ» (یونس/۶۰) یعنی: الله دارای فضلی است بر انسان ها، اما اکثر آن ها شکر نمی کنند.

فضل پروردگار عالمیان در نظام زندگی دنیوی انسان ها هم جلوه های آشکاری دارد و در این زمینه چند مثال ذکر می کنیم:

مثال یکم: در نظامی که خدای تعالی در عالم برقرار کرده بطور مستمر اشیاء کوچک و اندک به اشیاء بزرگ و فراوان تبدیل می شوند مثل اینکه دانه ها و بذرهای گیاهان و قطعات کوچکی از آن ها در اثر زراعت به بوته ها و خوشه ها و دانه های فراوانی از همان جنس و با همان خواص تبدیل می شوند، بطوریکه اگر یک عدد هسته درخت میوه ای در زمین مناسب کاشته شود، بعد از چند روز مواد داخل آن هسته به جوانه ای تبدیل می شود و بعد از مدتی بصورت نهالی در می آید و بعد از یک یا چند سال تبدیل به درخت میوه ای می شود که امکان دارد سال های طولانی هر سال تعداد زیادی از همان میوه از آن درخت حاصل شود! و در صورت کاشته شدن هسته میوه های به وجود آمده و یا تعدادی از آن ها در عرض چند سال صدها و هزاران درخت میوه به وجود آید که نیازهای عده زیادی از انسان ها از ناحیه آن میوه ها و ثمرات تأمین شود. یا با زراعت مقداری گندم و حبوبات مثل آن و اندکی مراقبت و آبیاری آن مزرعه آن مقدار بذر کاشته شده در عرض چند ماه به ده ها و صدها برابر وزن خود تبدیل شود.

مثال دوم: آنچه انسان بصورت غذا مصرف می کند مقداری از مواد زمینی و اطراف زمین است، مثل خاک و آب و بعضی گازها در فضای اطراف زمین، اما محصول آن ها اعضاء و اجزاء بدن انسان است. یعنی در مسیر تغذیه و رشد و فعالیت های انسان مقداری مواد غذائی به اعضاء و اجزاء بدن او تبدیل می شود، و یعنی بخشی از مواد غذائی بعد از تغییراتی در بدن انسان جای اجزاء فرسوده و تجزیه شده چشم و گوش و قلب و سایر اعضاء بدن را می گیرد و آن مواد غذائی هم در اصل از مقداری آب و خاک بعضی عناصر موجود در فضای اطراف زمین به وجود می آید، در نتیجه آب و خاک و اشیاء دیگر بعد از تغییرات و تحوّلاتی تبدیل به اعضاء بدن انسان می شود. و این جریان جلوه های دیگری از فضل خدا را آشکار می کند. توضیح اینکه اگر مقداری خاک و آب را با عضوی بنام «قلب» انسان مقایسه کنیم و تفاوت ارزش های آن ها را در نظر بگیریم متوجه خواهیم شد این ازدیاد عجیب ارزش و آثار و خواص آن مقدار خاک و آب در صورت تبدیل شدن به عضوی از بدن تا چه اندازه نسبت به حالت اولیه تفاوت خواهد داشت. یعنی اینکه قیمت و ارزش و کارائی قلب انسان نسبت به معادل وزن آن از خاک و آب یا فلان میوه و فلان ماده غذائی چه مقدار است؟!!! آیا یک انسان عاقل راضی می شود یک یا چند عدد انگشت دست او را ببرند و در عوض به اندازه وزن آن اجزاء بریده شده، به او خاک و آب یا میوه و غذا بدهند، حتی بالاتر از آن آیا انسان عاقلی راضی می شود قطعه ای از اجزاء بدن او را از بدنش جدا کنند و در مقابل معادل وزن آن به او یک شئ نفیس و قیمتی مثلاً طلا بدهند؟! پس ارزش اعضاء و اجزاء بدن انسان در مقایسه با ارزش مواد زمینی بسیار متفاوت است و پیدا شدن آن ارزش عظیم به «فضل پروردگار عالمیان» ارتباط دارد و از ناحیه آن به وجود می آید.

مثال سوم: اعضاء بدن انسان و مواد غذائی مصرف شده در جهتی حیات و فعالیت های بدنی و جانداری انسان را تأمین می کند. یعنی: اجزاء بدن انسان و انرژی های به وجود آمده در آن که منشأ آن ها مقداری مواد غذائی است نیازهای بدنی انسان مثل راه رفتن و دیدن و شنیدن و امثال آن ها را تأمین می کند! اما در وجود انسان فعالیت های دیگری هم برقرار می باشد مثل فعالیت های فکری و عقلی و عاطفی یعنی فعالیت هائی که اختصاص به حیات انسانی دارد و سایر جانداران فاقد آن ها می باشند! و در این جهت قوای بدنی انسان و صورت های تحوّل یافته آن ها یعنی قوای فکری و عقلی و دیگر قوا و پدیده های اختصاصی نوع انسانی هم سرانجام باز ریشه در قوای جسمانی و قبل از آن ها در مواد زمینی دارد. یعنی منشأ قوای وجودی انسان در بُعد حیات خاص انسانی هم همان مواد زمینی است که در مسیر اراده ذات قدوس الله- جلّ جلاله- قرار گرفته و به آن قوای روحی و پدیده های حیات انسانی تبدیل شده است! و خود این تحوّلات عظیم مثل تبدیل مقداری مواد غذائی و قبل از آن مقداری مواد زمینی به تعقّل و تفکر و محبت و نوع دوستی، از فضل خدا و سایر صفات ذات مبارک او است.

عالیترین مراتب فضل پروردگار عالمیان و اعطاء نعمت های کثیر برای اعمال قلیل در زندگی اخروی و جریان ورود اهل ایمان و اعمال صالح به بهشت تحقّق می یابد. بطوریکه بهشت و نعمت های آن دارای ارزش های فوق تصوّر و محاسبه- با معیارهای دنیوی- است! اما اعمالی که موجب ورود انسان به بهشت و سکونت در آن خواهد شد، اعمالی سهل و اندک می باشند و انجام آن ها مشکل قابل توجهی برای انسان ها ندارد و بلکه حلاوت ها و لذت هائی هم در اصل برای اهل ایمان دارند مثل لذت اقامه نماز و روزه گرفتن و لذت روحی ناشی از کمک مالی به نیازمندان و ابراز محبت به دیگران! و لذت اعمال حج و خود این اعمال هم با توفیق خدا انجام می پذیرد!

یعنی وقتی در نظام زندگی دنیوی از طرف اراده و قدرت و رحمت خدا مقداری خاک و آب تبدیل به عضوی در بدن انسان بنام قلب می شود و نقش آن در وجود انسان در حدّی است که بدون آن و یا در صورت وارد شدن آسیب مهمی به آن ادامه حیات دنیوی امکان پذیر نیست! و یا مقداری خاک و آب در بدن او تبدیل به عضوی بنام چشم می شود که انسان برای ادامه حیات دنیوی نیاز شدیدی به آن دارد، ارزش و کارائی این دو عضو در بدن انسان و سایر اعضاء طبعاً با ارزش مواد اولیه آن ها یکسان نیست بلکه هزاران برابرِ ارزش آن مواد زمینی و آن مواد غذائی هم قابل مقایسه با ارزش اعضاء بدن نمی باشد، ارزش پدیده های دنیوی هم اگرچه هزاران برابر بیشتر شود باز قابل مقایسه با پدیده ها و نعمت های بهشتی نخواهد بود.

بعنوان مثال: اگر ارزش های یک درخت دنیوی از نوع زیبائی و تأثیر آن در هوای محیط خود و ارزش میوه و ثمرات آن را در نظر بگیریم و آن ها را هزاران برابر بیشتر کنیم باز معادل ارزش یک درخت بهشتی، بلکه یک برگ از آن هم نخواهد شد. اما همین درخت بهشتی با ارزش های فوق محاسبه، از یک عمل بسیار کوچک و اندک دنیوی بندگان خدا در بهشت برای آن ها به وجود می آید. و البته منشأ اصلی تمامی این ارزش ها و کمالات و آنچه که نسبت به آن علم نداریم، صفات و افعال ذات قدوس الله- جلّ جلاله- می باشد که پروردگار عالمیان است.

همچنین اگر ارزش و قیمت هزاران قصر زیبا و باشکوه مثل قصرهای پادشاهان با هم در نظر گرفته شود و با ارزش و قیمت یک غرفه از قصرهای بهشتی قابل مقایسه و ارزیابی نخواهد بود، بلکه حتی با یک وجب از زمین بهشت و کمتر از آن.

خلاصه این بخش از مطالب، اینکه پروردگار عالمیان به یک عمل کوچک بنده پاداش بسیار عظیمی عطا می کند که ارزش آن عمل و هزینه آن در مقابل آن پاداش چیزی محسوب نمی شود! بنابراین توضیحات کسانی که برای آخرت کار نمی کنند و یا حالت کم کاری در زندگی آن ها برقرار است و امکانات زندگی خود را صرف رسیدن به خواسته های دنیوی می کنند دچار خسران عظیم و پشیمانی های زیادی خواهند شد، حتی اگر اهل بهشت هم باشند!

«یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ، یا مَنْ یُعْطى‏ مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ‏ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَهً» یعنی: ای آنکه عطا می کند به کسی که از او درخواست کرده و ای آنکه عطا می کند به کسی که از او درخواست نکرده، و او را نشناخته از روی لطف و مهربانی.

در این بخش قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را عیناً ذکر می کنیم:

«از این عبارت از دعای شریف بر می آید که خداوند عالمیان به بندگان خود، دو نوع نعمت عطا می کند، یک نوع از آن ها با دعا و درخواست به بنده ها عطا می شود و نوع دیگر بدون درخواست، حتی برای کسانی که او را نمی شناسند، و این نوع عطا از ناحیه مهربانی و لطف و رحمت خداوند است.

البته مراد این نیست که انسان چه دعا و درخواست کند به او عطا خواهد شد و چه درخواست نکند، نه! و قطعاً مراد این نیست! بلکه مطلب اصلی مربوط به دو نوع از نعمت های خداوند است و عبارت مذکور بطور ضمنی اشاره به نکته بسیار مهمی دارد که در ادامه بحث آشکار خواهد شد.

نعمت های نوع دوم به همه انسان ها عطا می شود- منظور نعمت هائی است که بدون درخواست در اختیارانسان قرار می گیرد. مثل اعضاء بدن انسان که حتی قبل از تولدش به او عطا شده و مادر مهربان و محبت او به فرزندش و پدر دلسوز و غیرتمند و این مهربانی و محبت و دلسوزی و غیرت در پدر و مادر عطیه خداوند است و به فطرت خدا دادی آن ها ارتباط دارد. و مثل آفتاب و خواص آن و باران هائی که بطور عادی می بارد و امثال آن ها. و رزق تعیین شده برای عموم انسان ها.

اما نعمت های نوع اول- در ترتیبی که در این دعای شریف ذکر شده- از طریق دعا و درخواست به انسان عطا می شود و در صورت دعا نکردن، انسان ها غالباً از آن ها محروم خواهند شد، و یا در صورت بدست آوردن بعضی از آن ها و دارا شدن بعضی از مطلوب ها، آن دارائی ها در حقیقت نعمت نخواهد بود، و امکان بهره برداری حقیقی و دائمی از آن ها به وجود نخواهد آمد.

توضیح اینکه دارائی های انسان و امکانات زندگی او همیشه صورت نعمت نخواهد داشت و گاهی بعضی از دارائی ها حتی به نقمت و بلا تبدیل خواهد شد. چه دارائی های از نوع مال و امکانات زندگی دنیوی مثل خانه و وسیله نقلیه و شغل و موقعیت های ممتاز اجتماعی و چه دارائی های از نوع اعضاء بدن و قوای بدنی و روحی. یعنی امکان دارد مثلاً چشم انسان عامل گرفتاری ها و مشکلات عظیم، و عامل سلب آسایش و حتی عامل مرگ انسان شود. همچنین مال و دارائی و شهرت اجتماعی و امثال آن ها، امکان دارد عامل گرفتاری ها و حتی از بین رفتن جان انسان شوند!!

کلام ایام - 70، یادی از شکوه ماه رمضان
بخوانید

عامه مردم دارائی های انسان ها را غالباً نعمت و عامل رفاه و آسایش صاحبان آن ها تلقی می کنند و حتی غالباً آن دارائی ها را عطایای خداوند محسوب می کنند، در حالیکه واقعیت همیشه این چنین نیست. و امکان دارد یک انسان تبهکار که دشمن خداوند هم هست و مشمول عذاب های خداوند در زندگی اخروی و حتی در دنیا خواهد شد، مال و دارائی زیادی از راه های نا مشروع بدست آورده باشد.

گاهی وقت ها بعضی ها سؤال می کنند: چرا خداوند به فلان انسان این همه مال و ثروت داده است؟! در جواب این نوع سؤال بعضی وقت ها می گوئیم از کجا معلوم خداوند آن مال را به او عطا کرده است و امکان دارد او از راه های نامشروع و غیر قانونی آن اموال را بدست آورده باشد. مثل اینکه یک دزد عرض یک یا چند ساعت تمامی دارائی یک انسان و یا عده ای از انسان ها را سرقت کند و با آن مال سرقت شده برای خود خانه وسیع و قیمتی و وسیله نقلیه قیمتی خریداری کند، آیا در این صورت می شود گفت آن مال را خداوند به او عطا کرده است؟!»(۵) یعنی: آیا مال دزدیده شده و نامشروع برای یک دزد عطای الهی و نعمت محسوب می شود؟! که البته قطعاً چنین نیست. اما نعمت خدا معنای دقیقی دارد که ما قبلاً در بعضی از مقالات با توجه به نظریات علامه طباطبائی- رحمه الله تعالی علیه- در تفسیر سوره تکاثر بصورت تفصیلی درباره آن بحث کردیم و علاقه مندان به آن بحث می توانند به آن مقالات مراجعه کنند.(۶)

حاصل بحث اینکه همه دارائی های انسان صورت نعمت نخواهد داشت و بلکه بعضی دارائی ها نوعی نقمت و عامل بلاها و گرفتاری ها بلکه عامل تبدیل دارائی ها به نقمت و بلا می شوند. دیگر اینکه انسان نیاز به درخواست دائمی از پروردگارش دارد و از ناحیه اتصال به صفات و افعال او از طریق دعا و ذکرالله و اطاعت فرمان های او دارائی هایش به نعمت تبدیل می شود.

توضیح بیشتر اینکه نعمتی بنام «دین» و «تدیّن» یعنی پای بندی به آن موجب تبدیل همه دارائی های انسان به نعمت ها می شود و لازم است انسان با دعا و درخواست از خدا و سعی و تلاش خود- که آن هم نوعی درخواست از خداست ـ  اصل این نعمت و مراتب اولیه و مراتب بعدی را تدریجاً بدست آورد و بعد از رسیدن به آن و دریافت آن نعمت عظیم پروردگار عالمیان- جلّ جلاله- سعی و تلاش او و دعا و درخواست مستمر از پروردگارش جهت حفاظت این مجموعه جواهرات قدسی و جلوگیری از آسیب دیدن آن ادامه یابد.

قابل تذکر است که در این دعا ابتدا اعطاء الهی از ناحیه دعا ذکر شده و بعد از آن اعطاء بدون دعا و درخواست. و می شود گفت این ترتیب جهت اهمیت دعا و درخواست از خدا و تذکری برای اهمیت این نوع از نعمت های او می باشد. توضیح اینکه نعمت هائی که بدون دعا هم به انسان عطا می شود، بین آن ها عمومیّت دارد و به همه انسان ها اعمّ از مؤمن و کافر عطا می شود. مثل چشم و گوش و سایر اعضاء بدن و مثل مهربانی مادر و دلسوزی پدر و مواد غذائی که در فضای زندگی انسان ها به وجود می آید و مثل باران و آفتاب و اصل ظهور پیامبران و نزول کتاب های آسمانی. اما نعمت های نوع اول که در اثر دعا به انسان عطا می شود، مثل شناختن دین خدا و توفیق عبادت و مجموعاً هدایت انسان از طرف خدا به فضای امن و نورانی دین آسمانی و آماده شدن برای زندگی مطلوب اخروی و آشنائی با راه های ورود به بهشت، شامل همه انسان ها نمی شود بلکه به کسانی عطا می شود که با پروردگار عالمیان از طریق دعا و درخواست ارتباط برقرار کنند و از او بخواهند. البته همه انسان ها هم، امکان دارد در این مسیر وارد شوند و به این مقصد متعالی برسند. اما رسیدن به این مقصد و دسترسی به لوازم آن و ورود در راه های منتهی به آن از طریق دعا و درخواست از خدا امکان پذیر می باشد. یعنی: خدای تعالی در اصل مانع رفتن همه انسان ها به بهشت و بهره مندی از نعمت های او نمی شود اما لازمه رسیدن به آن مقصد رفتن در مسیر تعیین شده است.   

در زمینه اصل موضوع دعا و ضرورت آن هم قبلاً بحثی به میان آمد و در این نوشتار به همان بحث اکتفاء می کنیم.

«أَعْطِنِی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ خَیْرِ الدُّنْیَا وَ جَمِیعَ خَیْرِ الْآخِرَهِ وَ اصْرِفْ عَنِّی بِمَسْأَلَتِی إِیَّاکَ جَمِیعَ شَرِّ الدُّنْیَا وَ شَرِّ الْآخِرَهِ» یعنی: عطا کن به من بجهت درخواستی که از تو دارم همه خیرهای دنیا و همه خیرهای آخرت را، و از من برطرف کن بجهت درخواستی که از تو دارم همه شرور دنیا و آخرت را. در این بخش از دعا بنده از پروردگارش تقاضا می کند از ناحیه دعای او جمیع خیرهای دنیا و خیرهای آخرت را به او عطا کند و همچنین همه شُرور دنیا و آخرت را از او برگرداند و او را از همه شرور حفظ کند.

خیرات دنیا همان نعمت های پایدار است و تمام آنچه که موجب آسایش خود انسان در دنیا و افراد دیگر مرتبط با او است و تمام عواملی است که مسیر زندگی دنیا بسوی بهشت را برای انسان هموار و آشکار می کند مثل اموالی که انسان با آن ها لوازم مورد نیاز زندگی خود و افراد تحت تکفّل خود و همنوعان نیازمند را فراهم کند و بخشی از آن را در راه خدا و امور عام المنفعه و برای نشر معارف دینی هزینه کند یعنی «جهاد با مال» که در آیاتی از قرآن به آن سفارش شده است. و مثل مسکن و خانه ای که در آنجا به عبادت پروردگارش از نوع تکریم همسر و فرزندان و والدین و تأمین نیازهای آن ها و پذیرائی از مهمان ها و آشنائی با دین خدا و انجام اعمال عبادی متعارف و امثال آن ها بپردازد و بطور کلی تمام آنچه موجب زندگی سعادت آمیز در دنیا و سعادت حقیقی و کامل در آخرت می شود، خیرات دنیا محسوب می شوند.

اما شرور دنیا یعنی همه عوامل بازدارنده انسان از رفتن به راه خدا و پدیده های مزاحم انسان در مسیر زندگی حقیقی و عوامل ابتلاء به درد و رنج ها و بطور کلی عوامل مشغول کننده و بازدارنده انسان از ورود به فضای نورانی ایمان به خدا و اعمال صالح و موانع حرکت سریع او به مقاصد حقیقی حیات. بنده در این بخش از دعا دفع و رفع این شرور را هم از پروردگارش درخواست می کند.

اما خیرات آخرت عبارت است از همه انواع نعمت های بهشتی که صورت های تحقّق یافته عبادات دنیوی انسان و الطاف و عنایات پروردگارش می باشد که موجب ازدیاد وسعت و عظمت آن ها خواهد شد. و شرور آخرت هم آثار گناهان و عذاب ها و سختی ها و مشقّت های روز قیامت و «العیاذ بالله» عذاب های جهنم است که بنده درخواست می کند پروردگارش او را از آن ها معاف کند و در پناه رحمت خودش قرار دهد.

«فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ» یعنی: زیرا آنچه تو عطا کنی نقصان نمی پذیرد. در این عبارت هم بطور ضمنی نکته ای مورد توجه قرار گرفته که قبلاً به آن اشاره ای شد و آن عبارت از نقش و تأثیر وضعیت روحی مؤمن در استجابت دعاهای اوست. از جمله اینکه او لازم است توجه کند به این که دارائی خدا- عزّوجلّ- با عطا کردن و بخشیدن نقصان پیدا نمی کند. و این تصوّر و توجه در روح خود بنده تأثیری ایجاد می کند و نه در ذات قدوس الله! چون طبعاً با خواندن این عبارت در دعای شریف بنده نمی خواهد مطلبی را به خدا اطّلاع دهد و پروردگار عالمیان- جلّ جلاله- از این نسبت منزّه است. و این تصوّر که بنده به پروردگارش اطلاع دهد که دارائی او نامحدود است و با عطا کردن به بنده ها نقصان نمی پذیرد، مطلبی است سخیف! پس ذکر این مطلب باید در بنده و شخص دعا کننده، تأثیر ایجاد کند.

حداقل تأثیر این مطلب در دعا کننده این خواهد بود که توجه کند به موضوع نامحدود بودن قدرت و دارائی پروردگارش و در نتیجه هم حاجات خود را بدون محدودیت از او بخواهد و هم به اجابت دعای خود یقین کند و هم اگر به هر حکمت و علتی استجابت دعای او به تأخیر افتاد مأیوس و ناامید نشود و به دعای خود ادامه دهد.

نکته دیگر اینکه بنده نباید صفات و افعال خدا را با مخلوقات یکسان حساب کند و این «تشبیه خالق به مخلوق» نوعی شرک بسیار خطرناک است. و اگر پروردگار عالمیان بعضی از خواسته های بندگان را به آن ها عطا نمی کند و یا اعطاء خواسته های آن ها را به تأخیر می اندازد این رفتار خدا از ناحیه لطف و رحمت او نسبت به بنده می باشد و خدا چه عطا کند و چه امساک کند در هر دو صورت او دارای کَرَم و رحمت و دارائی بی پایان است.

در این بخش و برای توضیح بیشتر این موضوع استناد می کنیم به کلامی از امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- و اصل عبارت و شرح مختصر آن را از مقاله ای که سال قبل در ایام ماه رجب منتشر شده نقل می کنیم:

«امام امیر المؤمنین علی- علیه السلام- در یکی از خطبه های خود می فرماید:

«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَا یَفِرُهُ الْمَنْعُ وَ الْجُمُودُ وَ لَا یُکْدِیهِ الْإِعْطَاءُ وَ الْجُودُ إِذْ کُلُّ مُعْطٍ مُنْتَقِصٌ سِوَاهُ وَ کُلُّ مَانِعٍ مَذْمُومٌ مَا خَلَاهُ وَ هُوَ الْمَنَّانُ بِفَوَائِدِ النِّعَمِ وَ عَوَائِدِ الْمَزِیدِ وَ الْقِسَمِ، عِیَالُهُ الْخَلَائِقُ ضَمِنَ أَرْزَاقَهُمْ وَ قَدَّرَ أَقْوَاتَهُمْ وَ نَهَجَ سَبِیلَ الرَّاغِبِینَ إِلَیْهِ وَ الطَّالِبِینَ مَا لَدَیْهِ وَ لَیْسَ بِمَا سُئِلَ بِأَجْوَدَ مِنْهُ بِمَا لَمْ یُسْأَلْ»(۷)

یعنی: حمد مخصوص خداوند است، همان که نبخشیدن و منع، بر دارائی او نیافزاید و بخشش و احسان او را دچار فقر نکند.

زیرا هر عطا کننده ای جز او نقصان می پذیرد و هر منع کننده ای جز او مورد نکوهش قرار می گیرد. او است که با فواید نعمت ها و فراوانی منافع به بندگانش احسان می کند. تمام مخلوقات تحت تکفّل او قرار دارند، بطوریکه ارزاق آن ها را تضمین و قوت آن ها را تقسیم فرموده است، و راه رغبت کنندگان بسوی خود و جویندگان الطاف و نعمت هایش را هموار و آشکار کرده است. بخشندگی او نسبت به آنچه از او درخواست شده ]در اصل[ بیشتر از آن نیست که درخواست نشده است.

مراد اصلی امیرالمؤمنین- علیه السلام- در این عبارات از خطبه شریف این است که نباید صفات و افعال ذات قدّوس اللّه را به صفات و افعال مخلوقات او تشبیه کرد. مثل اینکه غنا و دارائی او معنای خاصی دارد و از نوع اختصاصی و منحصر به او است. و اینکه بخشیدن و عطا کردن موجب نقصان در دارائی او نمی شود و امساک و عطا نکردن او هم دارای حکمت هائی است اعم از اینکه حکمت افعال او برای یک انسان آشکار باشد یا پنهان. یعنی انسان نباید بجهت تأخیر در استجابت دعا و درخواست خود از پروردگارش مأیوس و ناامید شود، بلکه باید به دعا و درخواست خود ادامه دهد و موانع استجابت دعای خود را برطرف کند.

نکته دیگر اینکه: وقتی انسان ها از مال و دارائی خود چیزی را به دیگران عطا می کنند، این کار موجب نقصانی در دارائی آن ها می شود، لذا عطا کردن برای آن ها از این جهت نامطلوب است و این وضعیت مانعی در مقابل آن ها برای عطا کردن و یا کم کردن عطای خود به وجود می آورد و از جهت دیگر عطا نکردن هم کاری است ناپسند و مذموم!

اما افعال پروردگار عالمیان از جمله بخشش و اعطاء و یا امساک و خودداری از بخشش صورت دیگری دارد و با معیارهای دیگری لازم است مورد بررسی و سنجش قرار بگیرد»(۸)

در مقاله مذکور مثالی برای این موضوع ذکر شده، توأم با شرح و توضیحی، علاقه مندان می توانند به اصل آن مقاله مراجعه کنند.

«وَ زِدْنِی مِنْ فَضْلِکَ یَا کَرِیمُ» یعنی: و بیافزای بر من ای کریم. بعد از ذکر درخواست های بنده در این دعای شریف که اجمالاً شامل همه نیازها و خیرهای دنیا و آخرت می شود و درخواست دفع و رفع همه شرور و موانع آسایش و سعادت، باز هم بنده درخواست دیگری دارد. یعنی اینکه وجود مبارک امام صادق- علیه السلام- که این دعای شریف از او نقل شده، به بنده های خدا آموزش دیگری هم داده و آن اینکه از پروردگارشان بخواهند علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، باز هم نعمت های بیشتری به آن ها عطا کند یعنی بنده لازم است علاوه بر آنچه که به ذهنش می رسد و در حیطه علم او قرار می گیرد، از فضل پروردگارش جویا شود و درخواست بیشتری از او بعمل آورد. این بخش از دعا متضمّن نکات ظریف متعددی است و حداقل آن ها عبارت است از موارد ذیل:

۱-نعمت های خدا چه در عالم دنیا و چه در آخرت و بهشت خیلی بیشتر از آن است که به ذهن انسان می رسد، بطوریکه خدای تعالی فرمود:

«وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ» (النحل/۱۸) یعنی: و اگر ]بخواهید[ نعمت های خدا را به شماره در آورید ]و محاسبه کنید[ نخواهید توانست آن ها را بشمارید و به راستی خدا قطعاً غفور و رحیم است.

و همچنین می فرماید:

«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً» (لقمان/۲۰) یعنی: آیا توجه نکردید ]ندانستید[ که خدا برای شما مسخّر ساخت آنچه را در آسمان ها و زمین است و نعمت های ظاهری و باطنی خود را برای شما تمام کرد. در این آیه هم اشاره ای به دو نوع نعمت پروردگار عالمیان شده یعنی نعمت های ظاهری و آشکار و نعمت های باطنی و پنهان از حواس یا پنهان از توجهات عادی انسان ها و هم متذکر کمال و تمام نعمت های ظاهری و باطنی شده و اینکه تمام آنچه را در آسمان ها و زمین است، خدای تعالی برای انسان ها مسخّر ساخته است.

۲-علم انسان نسبت به شناسائی پدیده های عالم دنیا و پدیده ها و نعمت های خدا در عالم آخرت اندک و ناچیز است و با این علم اندک و ناچیز نمی توان همه حقایق و پدیده ها و مخلوقات خدا را مورد شناسائی و یا شناسائی کامل قرار داد لذا انسان بطور مستمر به علمی که از خدا دریافت کند، احتیاج دارد. همچنانکه درباره شناسائی حقیقت روح فرمود:

«وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی وَ ما أُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا» یعنی: از تو ]ای پیامبر[ درباره روح می پرسند، بگو روح از امر پروردگار من است و به شما از علم، جز اندکی داده نشده است.

۳-استجابت دعای بنده و اعطاء درخواست ای او به «اسماء الحسنای» خدای- عزّوجلّ- ارتباط دارد و بنده لازم است در مقام درخواست حاجت و دعا به اسماء و صفات او توجه کند. همچنانکه خود او فرمود:

«وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» (الأعراف/۱۸۰) یعنی: او اختصاصاً دارای «اسماء الحسنی» است، پس او را با آن ها بخوانید. از این آیه کریمه هم بطور ضمنی بر می آید که یکی از شرایط استجابت دعا توجه به اسماء الحسنای الله- جلّ جلاله- می باشد و دعای بنده از ناحیه توجه عمیق به آن ها و اتصال به آن ها در مرتبه یقین مستجاب می شود.

«یَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ، یَا ذَا النَّعْمَاءِ وَ الْجُودِ، یَا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَیْبَتِی عَلَى النَّارِ» یعنی: ای صاحب جلال و کبریا و اکرام و ای صاحب نعمت ها و بخشش و ای صاحب عطایا و قدرت و فضل، موی سفید مرا بر آتش جهنم حرام گردان.

در این عبارت آخری هم تعدادی از اسماء الحسنی ذکر شده و توجه به آن ها شامل همه اجزاء دعای شریف می شود یعنی همه درخواست های بنده در این دعا به اسماء الحسنای مذکور ارتباط می یابد و بنده می تواند از ناحیه توجه عمیق به آن ها و رسیدن به مرحله یقین نسبت به آن ها درخواست ها و حاجت های خود را از پروردگارش دریافت کند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۷/۱۲/۲۶

پاورقی ها:

۱-وبسایت حکمت طریف، کلام ایام- ۳۶ و ۳۷ تحت عنوان: «گردش کنار نهری در بهشت»

  2-اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب الدعا، باب «الیقین فی الدعاء»، حدیث ۱، ج ۴، ص ۲۲۱

۳-همان، باب «الاقبال علی الدعاء»، ح ۳، ص ۲۲۲

۴-دعای بعد از نماز زیارت امام رضا (علیه السلام)

__ بحار الانوار، مجلسی، دار احیاء التراث العربی، بیروت- لبنان، ج ۱۰۲، ص ۵۶

۵-وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، شماره ۳۷، تحت عنوان و شماره: ۳۷-«گردش کنار نهری در بهشت» (بخش سوم)

۶-آموزش های آسمانی- شماره ۱۲ – 13 – 14 -15

۷-نهج البلاغه، خطبه ۹۱

۸-وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، با شماره و عنوان:

۱۹۱-امواج برکات خداوند در ماه رجب (بخش دوم)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن