کلام ایام – ۳۰۶، بیست و هشتم صفر و رحلت کریمانه

7071672_915بخش سوم

کلیات

*حادثه ای در ردیف بزرگترین مصیبت تاریخ حیات انسان ها.

* زمان برقراری نظام هدایتی انسان ها.

* با شروع نبوت و اطلاع رسانی آسمانی جریان عظیمی از رحمت واسعه پروردگار عالمیان در فضای زندگی انسان ها به راه افتاد.

* جریان رحمت پروردگار عالمیان از طریق نبوت با رحلت آخرین پیامبر- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به جریان امامت تبدیل شد.

* اصل موضوع نبوت و رسالت و روش کار مشترک بین پیامبران.

*اشتراکات روش‌کار پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم با دیگر پیامبران و تفاوت های بین آن ها.

* اشتراکات کتاب های آسمانی و تفاوت های بین آخرین کتاب آسمانی با کتاب‌های قبلی.

* تحوّل موضوع رهبری آسمانی بعد از رحلت آخرین پیامبر.

* عقیده به موضوع نبوت و اطلاع رسانی آسمانی از اصول عقاید دین توحیدی است.

* هدایت انسان در مسیر زندگی از دو طریق ظاهری و باطنی انجام می‌گیرد.

* هدایت باطنی از قوه ای به نام «عقل» در وجود انسان تحقّق می یابد.

* هدایت باطنی در انسان شبیه هدایت سایر جانداران است که از طریق وحی غریزی در آنها برقرار می باشد.

* هدایت ظاهری انسان ها از طریق پیام های مستقیم به پیامبران و انتقال علم به آن ها تحقّق می یابد.

* مهمترین وجه مشترک در دعوت همه پیامبران.

* تفاوت بین پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با سایر پیامبران.

* پیمانی که خدا از تمام پیامبران گرفته است .

*پیمانی که خدا از خاتم پیامبران حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- گرفته است.

* انسان ها بطور دائم و مستمراً به یک رهبر آسمانی احتیاج دارند.

* مقام امامت بالاترین مقام از مقامات آسمانی می باشد.

* بعضی از پیامبران دارای مقام امامت هم بودند!

* حضرت ابراهیم- علیه السلام- بعد از مقام نبوت و رسالت و موفقیت در چند امتحان به مقام امامت رسید.

* شریعت پیامبر خاتم محدوده زمانی و مکانی ندارد و تا روز قیامت استمرار خواهد داشت.

* اشتراکات کتاب های آسمانی و تفاوت های بین قرآن مجید با کتاب های آسمانی قبلی.

* در قرآن مجید از ناحیه ترکیب و تنظیم و اسلوب خاصّ بکار رفته، سطوح و مراتب مختلفی از علوم متمرکز شده و مجموعاً در این کتاب معانی و علوم نامحدودی وجود دارد.

* * * * * * * * * *

در روز رحلت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- حادثه‌ای در شهر مدینه و مرکز حکومت دینی وقوع یافت که بلحاظ آثار و نتایجی که از آن به وجود آمد، در ردیف بزرگترین مصیبت تاریخ حیات انسان‌ ها قرار گرفت آن حادثه تأثیراتی در وضعیت زندگی جهانیان به وجود آورد. یعنی در ردیف و کنار مصیبت عظیم رحلت آخرین پیامبر و مسدود شدن باب نبوت و رسالت و خبر رسانی آسمانی!

 توضیح اینکه با شروع حیات موجودی بنام انسان در روی زمین و با فاصله اندکی از خلقت اولین فرد از این نوع مخلوق و یا همزمان با خلقت او، جریان عظیمی از رحمت واسعه پروردگار عالمیان در فضای زندگی او برقرار شد و آن جریان مبارک موضوع «نبوت» و «خبر رسانی» آسمانی بود.

 خدای علیم حکیم برای برقراری جریان نبوت و خبر رسانی آسمانی و هدایت انسان ها بسوی مقاصدشان و مقصد اصلی حیات انسان ها، شخصیت‌ های ممتازی از بین آنها را برای برقراری نظام هدایت خود برگزید و آنها را بصورتی خاص پرورش داد و مجهّز به قوای خاصّی فرمود و علم مخصوصی به آنها عطا کرد و آن بزرگواران همان پیامبران خدا- علیهم السلام- بودند که خود حضرت آدم یعنی اولین فرد انسانی یکی از آنها بود.

 این جریان مبارک نبوت از زمان شروع زندگی انسان بر روی زمین به وجود آمد و با رحلت آخرین پیامبر متوقف شد و به روی انسان ها بسته شد! و انسان‌ها از آن جریان رحمت و بصورتی که تا آن زمان برقرار بود محروم شدند. البته جریان رحمت پروردگار عالمیان بسوی انسان ها و نظام هدایت مخصوص آنها در اصل تعطیل پذیر نیست و بلکه بصورت دائمی برقرار می باشد. اما با رحلت آخرین پیامبر صورت و وضعیت قبلی دگرگون شد و تغییر و تحوّلی در آن بوجود آمد و در ادامه این بحث و در همین بخش توضیحات مناسبی در این زمینه خواهد آمد.

موضوع هدایت انسان ها توسط پیامبران خدا- سلام الله علیهم- و تحوّلی که در زمان بعثت آخرین پیامبر و زمان بعد از رحلت او به وجود آمد، دارای چهار رکن اصلی است یعنی در این زمینه چهار موضوع اصلی و محوری باید مورد توجه و بررسی و تدبّر قرار بگیرد و آنها عبارتند از:

۱- اصل موضوع نبوت و رسالت و روش کار مشترک بین پیامبران.

 ۲- اشتراکات روش ‌کار پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با سایر پیامبران و تفاوت های بین آنها.

۳- اشتراکات کتاب های آسمانی و تفاوت بین آخرین کتاب با کتاب های آسمانی قبلی.

۴- تحوّل موضوع رهبری آسمانی بعد از رحلت آخرین پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

 در این سلسله مباحث این چهار موضوع محوری را در نظام هدایت انسان ها بصورت فشرده مورد بررسی قرار می دهیم:

اصل موضوع نبوت و رسالت و روش کار مشترک بین پیامبران

موضوع نبوت و اطلاع ‌رسانی آسمانی از اصول عقاید دین توحیدی است! یعنی ایمان به این موضوع که خدای سبحان بعد از خلقت انسان راهنمائی این موجود را هم مثل همه مخلوقات خود به عهده گرفته و آن را به جریان انداخته است. هدایت انسان در مسیر زندگی از دو طریق انجام می گیرد، یکی از آن دو جنبه باطنی دارد و از قوه ای در وجود انسان به نام «عقل» تحقّق می‌یابد و این نوع هدایت شبیه هدایت سایر جانداران از طریق وحی غریزی است! منتهی هدایت از طریق قوه عقل نوع برتری از آن است و تفاوت‌های زیادی با آن دارد و در انسان این نوع هدایت بنام «هدایت فطری» خوانده می شود.

نوع دوم هدایت انسان هدایتی است که از طریق پیام ها و آموزش های مستقیم به پیامبران انجام می گیرد. و این نوع هدایت و ایمان به آن از اصول عقاید دین توحیدی است. پیامبران خدا انسان هائی بسیار متعالی و مجهّز به قدرت های خاص و فضائل عظیم اخلاقی و علم مخصوص بودند. آنها تحت تعلیم و پرورش خاصّ خدای سبحان قرار داشتند و علم و قدرت دریافت وحی از طرف پروردگار عالمیان و ارتباط های خاص با آن ذات قدّوس از طریق ملائکه و گاهی بدون واسطه ملائکه و بطور مستقیم را داشتند و آن آموزش‌ها را با سخنان و رفتارها و فضائل اخلاقی خود به انسان ها یاد می دادند. هدایت از طریق پیامبران یعنی همین نوع هدایت مورد بحث، عامل تقویت و حفاظت آن نوع قبلی یعنی هدایت عقلی هم می باشد و از آسیب دیدن قوه عقل انسان و متوقف شدن آن جلوگیری می کند.

بعضی از پیامبران کتاب آسمانی داشتند و بعضی دیگر معارف کتاب‌های آسمانی پیامبران دیگر را به انسان ها آموزش می دادند، چه در زمان حیات پیامبران صاحب کتاب و در مناطق دیگر و چه بعد از رحلت آن ها .

اشتراکات روش کار پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با سایر پیامبران و تفاوت های بین آن ها

در روش کار پیامبران خدا در برنامه آموزش و هدایت انسان ها وجوه مشترکی وجود دارد و محور های اصلی برنامه نبوت هم همین وجوه مشترک بوده است. آموزش توحید پروردگار عالمیان و صفات و افعال ذات قدّوس او اساسی ترین موضوع آموزشی همه پیامبران بوده، بعنوان نمونه و مثال به آیاتی از قرآن در این زمینه استشهاد می‌کنیم:

الف: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَقَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ إِنِّی أَخَافُ عَلَیکُمْ عَذَابَ یوْمٍ عَظِیمٍ» (الأعراف/۵۹)

ب: «وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ أَفَلَا تَتَّقُونَ» (الأعراف/۶۵)

ج: «وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَینَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ هَذِهِ نَاقَهُ اللَّهِ لَکُمْ آیهً فَذَرُوهَا تَأْکُلْ فِی أَرْضِ اللَّهِ وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَیأْخُذَکُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (الأعراف/۷۳)

د: «وَإِلَى مَدْینَ أَخَاهُمْ شُعَیبًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَهٍ غَیرُهُ قَدْ جَاءَتْکُمْ بَینَهٌ مِنْ رَبِّکُمْ فَأَوْفُوا الْکَیلَ وَالْمِیزَانَ وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَلَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا ذَلِکُمْ خَیرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (الأعراف/۸۵)

در همه آیات فوق الذکر که حاکی از برنامه هدایتی و آموزشی پیامبرانی به نام های: نوح، هود، صالح و شعیب- سلام الله علیهم- می باشند، وجه مشترکی وجود دارد و عبارت ذیل در همه آنها ذکر شده است.

«یَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ مَا لَکُمْ مِنْ إِلَٰهٍ غَیْرُهُ» یعنی: اساس آموزش های پیامبران، توحید خدای سبحان و دعوت انسان‌ها به عبادت او و ایمان به اینکه معبودی جز او وجود ندارد.

در آیات فوق بعد از ذکر وجه اصلی و مشترک در آموزش های پیامبران به موضوعات دیگری اشاره شده که بعضی از آنها مشترک بین همه پیامبران و بعضی دیگر متفاوت بین آنها و روش‌های آموزشی آنها است. در آیه اول بعد از موضوع توحید نسبت به عذاب خدا در اثر کفر و نافرمانی هشدار داده شده. در آیه دوم سفارش به تقوی و التزام به آن شده. در آیه سوم متذکر آیتی از طرف پروردگار عالمیان شده یعنی شتری که با اراده مستقیم خدای سبحان بعنوان معجزه و نشانه نبوت حضرت صالح، به وجود آمد و در آیه چهارم باز اشاره ای به «آیت» یعنی معجزه حضرت شعیب برای اثبات موضوع نبوت او شده و همچنین اشاره ای به یک حکم عبادی جهت رعایت عدالت و درستکاری در امر معاملات و خرید و فروش‌ها.

 برنامه آموزشی آخرین پیامبر یعنی حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- هم جهات مشترکی با همه پیامبران داشت و هم جهت متفاوت با دیگر پیامبران به جهت اینکه با پایان مأموریت او بنا بود برنامه نبوت و رسالت به پایان برسد. و در هر دو زمینه توضیحاتی خواهد آمد.

در آیاتی از قرآن مجید هم این موضوع مورد توجه قرار گرفته است. بعنوان مثال و نمونه:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیینَ مِیثَاقَهُمْ وَمِنْکَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُمْ مِیثَاقًا غَلِیظًا» (الأحزاب/۷) یعنی: و ]یاد کن[ هنگامی که ما از پیامبران پیمانی بر آن‌ها گرفتیم و از تو و از نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم و از آن ها پیمانی محکم و استوار گرفتیم. در آیه کریمه چند نکته لطیف تفسیری وجود دارد که به موضوع مورد بحث ارتباط می یابد و اهمّ آن ها عبارتند از:

یکم: در عبارت اول آیه کریمه به پیمان عمومی و مشترک همه پیامبران اشاره ای شده، بطوریکه فرمود:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِیینَ مِیثَاقَهُمْ»

 دوم: در آیه کریمه بطور ضمنی به عظمت و موقعیت خاصّ پیمان انبیاء اشاره ای شده و اینکه آن پیمان عظیم از نوع پیمان های عادی و متعارف بین انسان‌ها نیست! لذا فرمود: «مِیثَاقَهُمْ» یعنی نفرمود که ما از پیامبران پیمانی گرفتیم! بلکه فرمود: پیمان آنها یعنی پیمان نبوتی و رسالتی گرفتیم.

سوم: اگرچه پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بلحاظ زمان حیات و دوره نبوت و رسالت بعد از همه آنها قرار داشت، اما در این آیه کریمه، موضوع پیمان او جداگانه و قبل از همه آنها ذکر شده است. بطوریکه فرمود:

«وَمِنْکَ وَمِنْ نُوحٍ وَإِبْرَاهِیمَ وَمُوسَى وَعِیسَى ابْنِ مَرْیمَ» یعنی با آوردن کلمه «مِنْکَ» برای آن حضرت- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و تکرار کلمه «مِنْ» درباره مجموع انبیای مذکور وجود مبارک پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از همه پیامبران مذکور جدا کرده یعنی به «نبوت خاصه» آن حضرت اشاره کرده در مقابل «نبوت عامه» پیامبران.

 اما بعد از اشاره ای به موقعیت خاصّ رسول خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- سایر پیامبران مذکور در آیه را با ترتیب زمانی ذکر کرده است یعنی: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی بن مریم (سلام الله علیهم اجمعین)

چهارم: در آیه کریمه به ذکر اسامی پیامبران «اولواالعزم» اکتفاء شده یعنی پیامبرانی که صاحب شریعت و کتاب آسمانی بودند.

پنجم: در آیه کریمه و برای بیان موضوعِ پیمانی که از آن ها گرفته شده مجموعاً ترتیب خاصّی بکار رفته است و آن عبارت است از پیمان عمومی گرفته شده از همه پیامبران و پیمان گرفته شده از پیامبران «اولواالعزم» و پیمان گرفته شده بطور اختصاصی از وجود مبارک پیامبر خاتم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و سرانجام در انتهای آیه مجدداً به موضوع پیمان گرفته شده از عموم پیامبران اشاره ای شده و دیگر اینکه آن پیمان یعنی پیمان گرفته شده از پیامبران دارای عظمت و جلالت خاصّی بود.

جهات مشترک در دعوت های پیامبران شامل آموزش های آنها در اصول عقاید و احکام اصلی عبادی بود. همه آن بزرگواران موظف بودند- از طرف پروردگار عالمیان- به آموزش توحید و اصل نبوت و اطلاع‌ رسانی آسمانی و زندگی اخروی و موضوع کتاب های آسمانی.

این موضوع در بین همه پیامبران مشترک بود و همچنین آموزش های آنها در جهت اعمال و رفتارها و اخلاق و احکام دینی عمومیّت داشت مثل ارتباط انسان‌ها با پروردگار عالمیان ازطریق عبادتی بنام «صلاه» (نماز) و پرداختن مقداری از مال بعنوان «زکات» برای تأمین نیازهای عمومی در جامعه و فقرا و نیازمندان و عبادتی بنام روزه و زیارت خانه خدا و دفاع از جامعه دینی در صورت تعرّض دشمنان و ایجاد جنگ از طرف آنها یعنی «جهاد» و همزیستی مسالمت آمیز و توأم با محبت با انسان ها و عبادات دیگر و امثال آنها.

146-دلائل اثبات نبوت پیامبر (ص) چیست؟!
بخوانید

جهت مذکور فوق مربوط می شود به اشتراکات برنامه های آموزشی بین پیامبران خدا، اما تفاوت های بین آنها در این جهت بسیار جزئی و در جهت بعضی از فروعات بود. اما در موضوع تفاوت برنامه آموزشی پیامبر خاتم با سایر پیامبران چند نکته قابل ذکر و توضیح است و آن ها عبارتند از:

یکم: برنامه آموزشی پیامبر خاتم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با دیگر پیامبران در این زمینه به زمان و مدت برقراری احکام شریعت های آنها مربوط می‌شود، یعنی آموزش‌های دینی پیامبران قبلی، محدوده زمانی و گاهی محدوده مکانی داشت. بطوریکه هر پیامبر صاحب شریعت و پیامبرانی که مأمور به ترویج شریعت آن ها بودند، از زمان بعثت یک پیامبر صاحب شریعت تا زمان بعثت پیامبر صاحب شریعت بعدی بود.

و مأموریت پیامبران قبلی برای ترویج آموزش های دینی در زمان ظهور و بعثت یک پیامبر صاحب شریعت پایان می یافت.

اما شریعت پیامبر خاتم محدوده زمانی و مکانی ندارد و از زمان ظهور آن وجود مبارک تا روز قیامت استمرار خواهد داشت. و بعد از آن شریعت دیگری نخواهد آمد. چون آن شریعت و کتاب آسمانی آن، همه نیازهای آموزشی انسان ها را تا انتهای تاریخ حیات آنها با خود همراه دارد.

دوم:  آخرین کتاب آسمانی حاوی کمالات و ارزش ‌های کتاب های آسمانی قبلی هم می باشد! و جهتی از آن صورت تکامل یافته کتاب های آسمانی قبلی است و از جهت دیگر این کتاب مشتمل بر معارف مورد نیاز انسان ها در همه زمان ها می باشد. یعنی علوم بی‌پایان مورد نیاز انسان ها در همه زمان ها بصورتی خاص در این کتاب متمرکز شده است و در این زمینه بخواست خدا توضیحاتی در ادامه این نوشتار خواهد آمد.

سوم: بخشی از معارف دین آسمانی رفتارهای کریمانه پیامبران خدا می‌باشد! یعنی صورت تجسّم یافته آموزش‌ها و علوم در رفتارها و فضائل اخلاقی پیامبران. مراد این است که معارف دین آسمانی منحصر به آموزش از طریق کلام و سخن و آئین نامه ها نمی باشد. بلکه جهاتی از آن آموزش‌ها و اخلاق و احکام هم علاوه بر کلام و سخن پیامبران در رفتارهای آنها تجلّی یافته است.

از جهت دیگر برای بعضی از پیامبران خدا در زمان حیاتشان فرصت های خاصّی برای ارائه صورت تجسّم یافته بعضی از فضائل اخلاقی و رفتارهای متعالی حاصل شده است و در آن فرصت ها، رفتارهای عظیم و باشکوهی از آنها ظهور یافته و تحوّلاتی در زندگی اخلاقی و علمی انسان‌ها ایجاد کرده است. شریعت آخری و معارف آن حاوی آن فضائل خاص هم می باشد.

چهارم: جانشینان پیامبران قبلی هم، از پیامبران بودند و دارای فضائل اخلاقی و رفتاری و علمی عمومی پیامبران قبلی. اما با ظهور پیامبر خاتم و سپری شدن دوره حیات دنیوی او، جریان نبوت و اطلاع ‌رسانی آسمانی متوقف شد، اما انسان ها بطور دائمی و مستمر به یک رهبر آسمانی احتیاج دارند. الّا اینکه آن رهبر آسمانی عنوان و مقام «نبوت» نخواهد داشت! لذا او دارای مقام امامت خواهد بود.

قابل تذکر است که مقام امامت بالاترین مقام از مقامات آسمانی می باشد. و بعضی از پیامبران هم دارای آن مقام بودند، بطوریکه خدای سبحان درباره حضرت ابراهیم- علیه السلام- در کتاب آسمانی می فرماید:

«وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیتِی قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (البقره/۱۲۴) یعنی: و آنگاه که ابراهیم را پروردگارش با کلماتی امتحان کرد و او آن ها را ]بطور کامل[ به انجام رسانید، فرمود من تو را امامی برای مردم قرار می‌دهم! او ]ابراهیم[ گفت: آیا از ذریه من هم همینطور؟ او فرمود: عهد من ]یعنی امامت[ به ظالمان نمی رسد.

از این آیه کریمه بر می‌آید که ابراهیم- علیه السلام- بعد از مقام نبوت و رسالت و مقام اولواالعزمی و طی مراحلی تحت عنوان امتحانات الهی به مقام امامت رسیده و کمالات مقام امامت به او عطا شده است. از این آیه کریمه و سؤال حضرت ابراهیم- علیه السلام- و پاسخ پروردگار عالمیان برمی آید که «امام» حتماً باید دارای مقام عصمت باشد.(۱)

باز از آیه کریمه فوق بطور ضمنی برمی آید که صاحب مقام امامت لازم است دارای «مقام عصمت» و فضائل پیامبران باشد. و اینکه عده‌ای از فرزندان حضرت ابراهیم- علیه السلام- به مقام امامت خواهند رسید و آنها هم دارای مقام عصمت خواهند بود.

اشتراکات کتاب های آسمانی و تفاوت های بین آخرین کتاب با کتاب‌های قبلی

کتاب های آسمانی قبلی مشتمل بر معارف و احکام و علومی برای یک دوره زمانی معین و محدودی بودند! و طبعاً متناسب با نیازهای علمی همان دوره محدود تنظیم شده بودند. اما قرآن مجید یعنی آخرین کتاب آسمانی برای هدایت عموم انسان ها و رفع نیازهای علمی آن ها برای دوره نامحدودی به وجود آمده است و طبعاً باید علوم نامحدودی هم در آن متمرکز شده باشد. چون نیازهای علمی انسان ها در همه زمان ها نامحدود و بی پایان خواهد بود. اما اینکه برای علوم بکار رفته در قرآن مجید کلمه «متمرکز» را بکار بردیم از آن جهت است که علوم و معارف نامحدود طبعاً بطور عادی و متعارف در یک یا چند جلد کتاب حتی صدها جلد کتاب هم جای نمی گیرد، اما حقیقت این است که در این کتاب آسمانی علوم و معارف نامحدودی بکار رفته! چون نیازهای علمی انسان ها- بطوریکه قبلاً اشاره کردیم- طبعاً نامحدود و بی‌انتها می باشد، یعنی بطور قطع لازم است کتابی که عهده دار رفع نیازهای علمی نامحدود است حاوی علوم و معارف نامحدودی باشد! و علوم نامحدود هم طبعاً در صورت عادی در یک جلد کتاب با الفاظ محدود قرار نمی‌گیرد. اما راه حل صورت این مسأله آن است که قرآن مجید دارای خصوصیتی است منحصر به فرد و هیچ کتابی در عالم چه در گذشته و چه آینده شبیه آن نخواهد بود! حتی کتاب‌های آسمانی قبلی! چون آن کتاب ها برای هدایت انسان ها و رفع نیازهای علمی آنها در زمان محدودی به وجود آمده بودند.

این کتاب آسمانی دارای اسلوب و روش‌ اختصاصی می باشد و قدرت بی پایان خدای سبحان آن اسلوب را ایجاد کرده است و اعجاز قرآن و آیت خدا بودن آن هم در اصل به این موضوع برمی‌گردد. در این بخش به اصل این موضوع و توضیح مختصر آن اشاره ای می کنیم و بحث تفصیلی و مستدل آن را به بخش‌های بعدی و یا مقالات دیگر موکول می کنیم و آن اشاره و توضیح این است که:

قرآن مجید بصورتی ترکیب و تنظیم شده و اسلوبی در آن بکار رفته است که سطوح و مراتب مختلفی از علوم و معانی در آن متمرکز شده است بطوریکه در توجه سطحی اولیه، مرتبه ای از معانی از آن ظاهر می‌شود و در توجهات بعدی سطح دیگری از معانی آن آشکار می شود و در توجهات بعدی و تدبّر و بررسی عالمانه و محقّقانه، سطوح دیگری از معانی متمرکز در آن آشکار می‌شود. و کشف معانی و معارف جدید از طریق بکار بردن استعداد های علمی و نیازهای جدید و ابزارهای تحقیقی متحوّل، هرگز در آن متوقف نمی‌شود و استمرار می یابد! و مرتبه و سطح خاصّی از معانی آن در حدّ قوه علمی و ادراکی صاحبان «مقام عصمت» و «علم لدنّی» می باشد، یعنی پیامبران و امامان معصوم و بطور کلی «رهبران آسمانی» سلام الله علیهم اجمعین.

سرانجام اینکه: بعد از رحلت پیامبر خاتم حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و تعطیلی جریان نبوت و رسالت، جریان امامت جایگزین آن می‌شود! و نیازهای علمی و سایر نیازهای انسان‌ها که به موضوع هدایت آنها در مسیر زندگی ارتباط می‌یابد از طریق رهبری جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی صاحبان مقام عصمت و امامت تحقّق می یابد و جریان پیدا می کند.

تحول موضوع رهبری آسمانی بعد از رحلت پیامبر خاتم (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

بطوریکه ذکر شد بعد از رحلت آخرین فرد از پیامبران خدای سبحان، جریان رهبری آسمانی به عهده جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی صاحبان مقام عصمت و امامت قرار گرفت! آن ذوات مقدسه هم مثل پیامبران خدا دارای مقام عصمت و علم مخصوص بودند که به آن «علم لدنّی» گفته می‌شود. آنها دارای همه فضائل پیامبران به جز مقام نبوت بودند، و بجای آن مقام در مقام «امامت» یعنی عالیترین مقام آسمانی قرار داشتند و بین آنها و پروردگار عالمیان ارتباط خاصّی برقرار بود و نیازهای علمی آنها از طرف خدای سبحان بصورت نوعی وحی تأمین می‌شد. به آن ذوات مقدسه قدرت و مدیریت و درایت و بصیرت خاص از نوع فوق عادی و غیر متعارف عطا می شد. یعنی بطور کلی لوازم و ابزار های هدایت انسان‌ها در سطح عالم در اختیار آنها قرار می‌گرفت.

حکومت دینی و حکومت پیروان دین آسمانی

یکی از وظایف و مقامات پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و جانشینان حقیقی آن حضرت یعنی: امامان معصوم- علیهم السلام- تشکیل حکومت دینی و اداره جوامع انسانی بود. جانشینان حقیقی رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- دوازده نفر معیّن بودند، انتصاب امامان معصوم- علیهم السلام- به مقام امامت و جانشینی پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و همچنین حکومت جامعه دینی، از طرف خدای سبحان انجام گرفته بود و رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بطور مکرّر در موارد متعدد آنها را به اهل ایمان و پیروان دین توحیدی معرفی کرده بود و کلام آن بزرگوار در معرفی آنها در منابع حدیثی شیعه و اهل سنّت مکتوب می باشد. نام و القاب شریف آن بزرگواران به ترتیب ذیل می باشد:

۱-  امام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۲- امام حسن بن علی (مجتبی)

۳- امام حسین بن علی (سید الشهداء)

۴- امام علی بن الحسین (زین العابدین)

۵-امام محمد بن علی (باقرالعلوم)

۶- امام جعفر بن محمد (الصادق)

۷- امام موسی بن جعفر (الکاظم)

۸- امام علی بن موسی (الرضا)

۹- امام محمد بن علی (الجواد)

۱۰- امام علی بن محمد (الهادی)

۱۱- امام حسن بن علی (العسکری)

۱۲- امام حجه بن الحسن (العسکری) صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین

آن ها مثل شخص رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم-  از طرف خدای سبحان به تشکیل حکومت دینی و اداره جوامع انسانی موظف شده بودند. حکومت دینی حقیقی حکومتی است که یک شخصیت آسمانی دارای مقام عصمت و علم و قدرت مخصوص در رأس آن قرار دارد! و در حقیقت حکومت خدای سبحان بر مردم است و مقام رسالت یا امامت عهده‌دار اجراء و برقراری آن می‌باشد. آثار و برکات حکومت حقیقی دینی متناسب با ارزش های علمی معارف دینی و قدرت علمی و مدیریت مقام امامت و عصمت می باشد، مثل حکومت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در یازده سال آخر عمر مبارک او و بعد از هجرت به شهر مدینه!

حکومت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آن تحوّل عظیم و با آثار و نتایج فوق حدّ محاسبه و ارزیابی را بطور مستقیم در بخش عظیمی از عالم و بطور غیر مستقیم در سطح جهانی ایجاد کرد و از ناحیه برکات آن، دین خدا در فضای زندگی انسان ها برقرار شد. و اگر بعد از آن حضرت حکومت دینی در اختیار جانشینان حقیقی او قرار می گرفت جریان رحمت خاصّ پروردگار عالمیان از ناحیه برقراری حکومت دینی تمام سطح عالم را فرا می گرفت و نور معارف دین توحیدی تمامی ظلمت ها را از بین می برد.

اما با تأسف بی پایان و حزن و اندوه دائمی در روز رحلت پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در اثر یک دسیسه سیاسی و نقشه از پیش تعیین شده و در اثر نوعی کودتا- به قول امروزی- ها مقام حکومت دینی غصب شد و جانشین حقیقی پیامبر خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و امام تعیین شده از طرف خدای سبحان از مقام حکومت دینی کنار گذاشته شد و بجای حکومت دینی یک حکومت عادی بشری در جامعه برقرار شد. حادثه غصب مقام حکومت دینی و تبدیل آن به یک حکومت عادی بشری آثار و نتایج زیانبار فوق حدّ محاسبه ای در عالم ایجاد کرد و اگر نبود مدیریت امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در بحران به وجود آمده از ناحیه غصب خلافت، ارکان بنای دین توحیدی بطور قطع در هم می‌شکست و تحوّل مبارک به وجود آمده با بعثت پیامبر خاتم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و نزول آخرین کتاب آسمانی در هم می ریخت و مجدداً عبادت و پرستش شیطان جای عبودیّت برای ذات قدوس الله را می‌گرفت.

اما اراده الهیه از طریق مدیریت بحران و صبر و استقامت و مجموعاً عبودیّت باشکوه آن بزرگوار یعنی وجود مبارک امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- برای پروردگار عالمیان و انجام کامل سفارشات وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- جلو آن فاجعه عظیم را گرفت و بنای مبارک دین توحیدی با وجود ضربات بسیار سنگین و در مقابل طوفان عظیم حوادث برقرار ماند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۰۸/۱۹

پاورقی:

۱- علاقه مندان به شرح و تفصیل این موضوع و آشنائی کامل با آن می توانند به تفسیر المیزان آیه ۱۲۴ از سوره بقره و بحث روائی مربوط به آن مراجعه کنند.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن