کلام ایام- ۳۰۸، پیام آوری از آسمان جلال

بخش دوم

معراج رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در بیان روایات

کلیات

* در قرآن مجید در جهت آموزش انسان ها بطور مکرّر از «تشبیه معقولات به محسوسات» استفاده شده است.

* در روایات مربوط به معراج حقایق و پدیده های عالم فوق دنیا به بعضی از پدیده های دنیوی تشبیه شده است.

* شروع سفر آسمانی پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم- از شهر مکه.

* همراهی ملائکه مقرّب خدای سبحان با پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در شب معراج.

* اسراء از مسجد الحرام به مسجد الاقصی.

* نماز خواندن رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در «طور سینا».

* نماز خواندن رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در «بیت لحم».

* تمثیل دنیا در صورت زنی فریبنده در مقابل رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

* ایثار و ترجیح دنیا بر آخرت با وجود ارزش ها و عظمت های زندگی اخروی نسبت به زندگی دنیا.

* میزان عمق جهنم چقدر است؟

* صخره ای که به سوی جهنم پرتاب شد، چه زمانی به قعر آن رسید؟

* تجسّم اعمال انسان ها در حال فعلی در آسمان ها.

* فرشته ای که نصف بدن آن آتش بود.

* بهشت و جهنم برزخی.

* توصیفی از مَلَک خازن جهنم.

* توصیفی از موقعیت ملک الموت.

* ملاقات و مکالمه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- با ملک الموت (عزرائیل).

* آیا ملک الموت (عزرائیل) در قبض روح تمام انسان ها شخصاً حضور می یابد؟

* * * * * * * * * *

روایات زیادی در مورد معراج رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از حضرات معصومین- علیهم السلام- نقل شده، که در بعضی از آن ها به نکات خاصّی در مورد آن حادثه و بیان بخش معینی از آن اکتفا شده و بعضی مشتمل بر ذکر تمام قسمت های آن یا بخش عظیمی از آن می باشد. ما در این قسمت به نقل و توضیح روایتی می پردازیم که در تفسیر قمی ذکر شده و مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان ذیل آیه اول از سوره اسراء آن را از تفسیر قمی نقل و بعضی از لغات و اصطلاحات بکار رفته در آن را بطور مختصر توضیح داده است.

توضیحات ما در این نوشتار بطور مختصر و مشتمل بر بعضی از عبارات این روایت خواهد شد و از ترجمه بعضی از قطعات آن خودداری خواهیم کرد، چون احتیاج به بحث مفصّلی در مورد آن ها وجود دارد و در این نوشتار هم بنا بر اختصار گذاشته شده است.

نکته دیگر اینکه در این روایت حقایق عوالم فوق عالم دنیا بیان شده و قدرت درک آن حقایق برای انسان ها عادی [یعنی غیر معصومین- علیهم السلام-] بطور کامل و بصورت اصلی ممکن نیست، فلذا رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- گاهی جهت قابل فهم شدن آن حقایق را به زبان تشبیه به محسوسات یعنی: «تشبیه معقولات به محسوسات» بیان فرموده است. یعنی در بیان موضوع روش تشبیه معقولات به محسوسات را بکار بسته است. در نتیجه این قبیل موارد فقط با یک ترجمه معادل متن قابل فهم نخواهد بود و احتیاج به توضیح و تفسیر مفصّلی وجود خواهد داشت، و این توضیح مفصّل با روش نوشتن این مقالات متناسب نمی باشد. در این موارد نیز از نقل بعضی از قطعات روایت خودداری شده است.

از امام صادق- علیه السلام- نقل شده است که فرمود:

«جبرئیل و میکائیل و اسرافیل بُراق را برای رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آوردند…»(۱)

توضیحات – ۱: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل ملائکه مقرّب پروردگار عالمیان می باشند و هر کدام مقام خاصّی در عالم آفرینش دارند و تعداد بیشماری از ملائکه تحت نظر و قدرت و فرمانروائی آن ها به اجرای اراده و فرمان های پروردگار عالم اشتغال دارند. طبق نقل رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- در مورد این سفر، جبرئیل- علیه السلام- در مراحل مختلف آن همراه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بوده و آیات پروردگار عالمیان را به آن حضرت ارائه می کرده، اما از آن دو مَلَک دیگر غیر از این مورد، در آن سفر آسمانی ذکری به میان نیامده است.

بُراق هم اسم مرکبی است که برای سفر آسمانی رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آورده شده و آن حضرت با آن مرکب به معراج آسمان ها رفته است. حقیقت این مرکب و اوصاف آن و نحوه بهره برداری از آن که در اول روایت به نکته اخیر اشاره ای شده، خارج از موضوع مورد بحث در این نوشتار می باشد.

در هر صورت در قسمت اول روایت ذکر شده است که این سه ملک مقرّب براق را برای رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آماده کردند و جبرئیل خطاب به آن فرمود: هیچ پیامبری قبل از او یعنی حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بر تو سوار نشده است که مثل او باشد، و بعداً هم موجودی در موقعیت و عظمت او بر تو سوار نخواهد شد. یعنی هیچ موجودی در عالم به این درجه از تکریم پروردگار عالم و ارزش وجودی و عظمت نخواهد رسید.

امام صادق- علیه السلام- در ادامه کلام شریف خود فرمود:

براق حرکت کرد و آن حضرت را بالا برد در ارتفاعی بالاتر از زمین البته نه خیلی زیاد در حالیکه جبرئیل همراه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- بود و آیات را از آسمان و زمین به او نشان می داد.

رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود:

من در حالیکه سیر می کردم ناگهان یک منادی از سمت راست مرا ندا کرد و گفت: ای محمد! ولی من جوابی به او ندادم و توجهی به او نکردم! آنگاه منادی دیگری از سمت چپ به من ندا کرد و گفت: ای محمد! من به او هم جوابی ندادم و التفاتی به او نکردم.

سپس زنی از مقابل به من روی آورد بطوریکه بازوانش برهنه بود و بر او بود از همه زینت های دنیائی و به من گفت: ای محمد به من نگاه کن تا با تو سخن بگویم! من به او هم توجهی نکردم!

سپس به سیر ادامه دادم که ناگهان صدائی ترسناک شنیدم، از آن جا هم عبور کردم. در اینجا جبرئیل مرا پائین آورد و گفت: اینجا نمازی بخوان، من هم نمازی خواندم! جبرئیل گفت: می دانی در کجا نماز خواندی؟!

گفتم نه! او گفت: در «طور سینا» نماز خواندی، همان مکانی که خداوند با موسی- علیه السلام- تکلّم فرمود. [یعنی اینجا که نماز خواندی طور سینا، محل بعثت موسی- علیه السلام- می باشد.] پس از آنجا هم عبور کردیم و سوار شدیم و مقداری- که خداوند آن را می داند- سیر کردیم! سپس جبرئیل به من گفت:

در اینجا فرود بیا! و نماز بخوان و من هم فرود آمدم و نمازی خواندم. گفت: می دانی کجا نماز خواندی؟! گفتم: نه! گفت: در «بیت لحم» نماز خواندی و بیت لحم در ناحیه ای از «بیت المقدس» قرار دارد که عیسی بن مریم در آن جا متولد شده است.

سپس حرکت کردیم تا به بیت المقدس رسیدیم… و داخل شدم در مسجد و جبرئیل همراه من و در کنار من بود، آنجا مواجه شدیم با ابراهیم و موسی و عیسی و تعدادی از پیامبران خدا- علیهم السلام- که خداوند خواسته بود که برای من اجتماع کرده بودند.

در این وقت نماز اقامه شد [یعنی همه آماده اقامه نماز شدیم] و من [تصوّر می کردم] و شک نداشتم که جبرئیل امام جماعت خواهد شد، اما وقتی صف های نماز آماده شد، جبرئیل بازوی مرا گرفت و جلو برد و من امامت کردم [در نماز] و البته این فخری نیست و به آن افتخار نمی کنم.

آنگاه خازن سه ظرف برای من آورد، ظرفی که در آن شیر بود و ظرف دیگری که در آن آب بود و در سومی شراب بود. و شنیدم گوینده ای می گفت: اگر آب را بگیرد، خودش و امتش غرق خواهند شد و اگر شراب را بگیرد، خودش و امتش گمراه خواهند شد و اگر شیر را بگیرد، خودش و امتش هدایت خواهند شد، فرمود: من شیر را گرفتم و از آن نوشیدم، جبرئیل به من گفت:

«هدایت شدی و امتت هم هدایت شدند».

توضیحات – ۲: خازن به حافظ و نگهبان گفته می شود، در این روایت به ذکر لفظ خازن اکتفا شده و روشن نشده است که مراد از آن چیست؟! آیا خازن مسجد الاقصی است و یا خازن آن اجتماعی است که از پیامبران خدا تشکیل شده بود و آن ها به استقبال رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- آمده بودند؟! اگر منظور خازن مسجد الاقصی باشد، مراد یک انسان عادی نگهبان مسجد نمی تواند باشد، و باید این حادثه در عالم فوق دنیا در نظر گرفته شود و خازن لابد باید یکی از ملائکه باشد.

«آنگاه جبرئیل به من گفت: در مسیرت چه دیدی؟»

من گفتم: یک منادی از سمت راست مرا صدا کرد! او گفت: آیا او را جواب دادی؟

گفتم: نه! و توجهی به او نکردم! پس گفت: او داعی یهود بود و اگر جوابش داده بودی، امتت بعد از خودت به یهودیت گرایش پیدا می کردند!

سپس جبرئیل گفت: دیگر چه دیدی؟

گفتم: منادی دیگری از سمت چپ صدایم کرد! گفت: آیا جوابش دادی؟! گفتم: نه و توجهی هم به او نکردم. گفت او داعی نصاری بود و اگر جوابش می دادی امتت بعد از تو به نصرانیت روی می آوردند.

سپس گفت: چه موجودی از جهت مقابل آمد؟! گفتم: زنی بود با بازوان برهنه و از همه زینت های دنیا بر او بود، پس به من گفت: ای محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به من نگاه کن تا با تو سخن بگویم!

گفت: آیا با آن زن تکلّم کردی؟!

گفتم: با او سخنی نگفتم و هیچ توجهی به او نکردم! او گفت: آن دنیا بود و اگر با او سخن می گفتی، امتت دنیا را بر آخرت ترجیح می دادند.

توضیحات – ۳: ترجیح دنیا به آخرت غالباً در اخلاق و رفتار مؤمنان در مراتبی جریان دارد، جز عده قلیلی از مؤمنان که آن ها مؤمنان حقیقی هستند، و در مسیر آخرت سیر می کنند و دنیا را جاده زندگی حقیقی تلقّی می کنند. و از حیات دنیوی هدفی جز وصول به آخرت ندارند.

کلام ایام ـ 260، نگاه آسمانی به عطایای الهی
بخوانید

اما در زندگی عامه مردم و مؤمنان در درجه پائینتر، توجه ناروا به زندگی دنیا وجود دارد و غالباً این گروه به زندگی دنیوی شیفته می شوند و به آن مشغول می شوند و از رسیدن به مراتب عالی تر و درجات برتر کمال محروم می شوند. خداوند عالم در قرآن مجید بطور مکرّر این موضوع را بیان فرموده از جمله:

  «بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاهَ الدُّنْیا– وَالْآخِرَهُ خَیرٌ وَأَبْقَى»(الأعلی/ ۱۶ – ۱۷) یعنی: شما زندگی دنیا را بر می گزینید در حالیکه آخرت بهتر و پایدارتر است. اما ترجیح دنیا به آخرت در اصلِ فرهنگِ دینی وارد نشده است. یعنی در اصل آموزش های دینی کار ممدوحی محسوب نمی شود و کسانی که در این مسیر یعنی ترجیح دنیا به آخرت قرار گرفته اند، در عرف فرهنگ مسلمین انسان های ارزشمند و متعالی تلقّی نمی شوند و بر عکس در بین مسلمین اهل زهد و طالبان آخرت انسان های متعالی به حساب می آیند و حتی کسانی هم از مسلمین که خود گرفتار دنیا هستند و به آن دلبستگی پیدا کرده اند، اهل آخرت را تکریم و تعظیم می کنند.

بعنوان مثال: در فرهنگ دینی فعلی یهود- و نه فرهنگ اصلی و اولیه آن ها که از تورات حقیقی نشأت می گرفت- دنیا پرستی اخلاق دینی تلقّی می شود و اساس دینِ تحریف یافته فعلی آن ها بر آن مبتنی شده است.

پیامبر اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود: سپس صدائی شنیدم که مرا به فَزَع انداخت [در مورد آن صدای هول انگیز که در راه شنیده بودم] جبرئیل گفت: آیا می شنوی ای محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم-؟! گفتم: آری! گفت: این صخره ای است که من هفتاد سال قبل از لبه جهنم به داخل آن پرتاب کردم [یا آن هفتاد سال قبل از لبه جهنم به داخل آن پرتاب شد] و آن صخره در این وقت در قعر آن قرار گرفت!!!

گفته اند که رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- از آن زمان به بعد هرگز نخندید تا زمانی که از دنیا رفت. سپس آن حضرت فرمود: آنگاه جبرئیل بالا رفت و من هم با او بالا رفتم تا به آسمان دنیا رسیدیم [مراد آسمان اول است] و در آن مَلَکی بود که به او اسماعیل می گفتند، و او صاحب خطفه ای بود که خداوند درباره اش فرمود:

«إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ» (۲)

توضیحات – ۴: در اینجا احتیاج به بحث دقیقی در مورد موضوع رفتن جن به آسمان اول و ممنوع شدن آن ها در اثر حادثه ای- که در احادیث از آن حادثه، بعثت رسول اکرم- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نام برده شده- و رانده شدن آن ها از آسمان بوسیله «شهاب ثاقب» وجود دارد که با روش اختصاری در این مقاله تناسبی ندارد و علاقه مندان به کسب اطلاعاتی در این زمینه می توانند به تفسیر المیزان آیات ۶ تا ۱۰ سوره صافات مراجعه کنند.

[رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- فرمود:]

تحت فرمان آن [ملک] هفتاد هزار فرشته قرار داشتند و تحت فرمان هر یک از آن ها هم هفتاد هزار فرشته دیگر. آن فرشته [مَلَک] گفت: یا جبرئیل: این کیست همراه تو؟! جبرئیل گفت: محمد رسول الله- صلّی الله علیه و آله و سلّم- گفت: آیا مبعوث شده است؟! گفت: آری پس او در را باز کرد، من به او سلام کردم و او هم بر من سلام کرد و من و او برای یکدیگر استغفار کردیم [از خداوند برای یکدیگر طلب غفران کردیم] و او گفت: مرحبا به برادر صالح و پیامبر صالح! و ملائکه به ملاقات من آمدند، تا به آسمان دنیا [اول] وارد شدم، و هیچ ملکی مرا ملاقات نکرد مگر با حالت خندان و خوشحالی! اما یکی از ملائکه به ملاقاتم آمد، که بزرگتر از او مخلوقی ندیده ام و او قیافه ای داشت خوفناک و خشمگین، او هم مثل دیگران به من خوش آمد گفت و دعا کرد، الّا اینکه هیچ تبسّم و اظهار سرور نکرد، آنچنانکه دیگر ملائکه رفتار می کردند.

گفتم یا جبرئیل این کیست که مرا به فَزَع انداخت؟! گفت: جا دارد که از او بترسی، ما [ملائکه] هم از او دچار فزع [دلهره و نگرانی و نوعی ترس] می شویم! او «مالک» [نگهبان] جهنم است و هرگز نخندیده و از روزی که خداوند او را متصدّی و نگهبان جهنم قرار داده، پیوسته و بطور مستمر و هر روز خشم و غیض او نسبت به دشمنان خدا و گناهکاران و نافرمانان زیادتر می شود. خداوند بوسیله او از آنان انتقام خواهد گرفت[آن ها را عذاب خواهد کرد] و اگر بنا بود او به روی احدی تبسّم کند، چه آن هائی که قبلاً بودند و چه آن هائی که بعداً خواهند بود، به روی تو تبسّم می کرد.

پس من بر او سلام کردم و او جواب سلام مرا داد و بر من سلام کرد و مرا به بهشت بشارت داد. من سپس به جبرئیل گفتم- به جهت اینکه جبرئیل در مقام فرمانروای ملائکه قرار دارد و خداوند او را توصیف فرموده است: «مطاع ثم امین»(۳)– آیا امر نمی کنی او آتش [جهنم] را به من نشان بدهد!، پس جبرئیل به او گفت:

ای مالک آتش را به محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- نشان بده، او غطاء [پرده و پوشش] آن را کنار زد و دری از آن را باز کرد، پس زبانه ای از آن بیرون زد و بسوی آسمان فوران کرد و ارتفاع گرفت، تا اینکه گمان کردم بمن خواهد رسید. گفتم یا جبرئیل به او بگو غطائش را برگرداند، پس امر کرد به مالک که آن را برگرداند، و او به آتش فرمان داد که برگردد، و آن برگشت به مکانی که از آن خارج شده بود.

سپس عبور کردم و مواجه شدم با مردی درشت پیکر و گندمگون و گفتم: ای جبرئیل این کیست؟! او گفت: این پدرت آدم [علیه السلام] است، و ذریه او را به او عرضه می کردند و او می گفت: روحی طیب و بوئی طیب از بدن طیب. آنگاه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- این آیات از سوره مطففین را تا آیه هفدهم تلاوت فرمود:

  «کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیینَ–  وَمَا أَدْرَاکَ مَا عِلِّیونَ– کِتَابٌ مَرْقُومٌ– یشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ–» تا آخر…

فرمود: من بر پدرم آدم سلام کردم و او هم بر من سلام کرد و بر همدیگر استغفار کردیم و او گفت: مرحبا بر فرزند صالح و پیامبر صالح و مبعوث در زمان صالح.

آنگاه به مَلَکی از ملائکه عبور کردم که در موقعیتی نشسته بود گو اینکه تمامی دنیا در بین دو زانوی او قرار می گرفت و در دستش لوحی از نور قرار داشت، که در آن نگاه می کرد. و در آن نوشته هائی بود، او به سمت راست و چپ توجه نمی کرد، مثل یک موجود اندوهگین و فقط به آن لوح متوجه بود. من گفتم: این کیست ای جبرئیل؟ او گفت: این ملک الموت (عزرائیل) است که دائماً مشغول قبض ارواح است، گفتم: مرا نزدیک او ببر تا با او صحبت کنم، پس جبرئیل مرا نزدیک او برد و من بر او سلام کردم و جبرئیل به او گفت:

این محمد [صلّی الله علیه و آله و سلّم] پیامبر رحمت است که خداوند او را بسوی بندگان فرستاده است، عزرائیل به من خوش آمد گفت و با سلام به من تحیّت فرستاد و گفت: ای محمد[ صلّی الله علیه و آله و سلّم] بشارت باد بر تو که من می بینم تمام خیر را در امت تو! من گفتم: حمد مخصوص الله است که او منّان و صاحب نعمت ها بر بندگانش است، این از فضل پروردگار من است و از رحمتش بر من.

سپس جبرئیل گفت: او از قوی ترین و شدیدترین ملائکه است در مقام عمل.

[من به آن ملک یعنی ملک الموت]گفتم: تمام آن هائی را که قبلاً مرده اند، یا بعداً خواهند مرد، شخصاً قبض روح می کنی؟! گفت: آری! گفتم: آن ها را هر جا هستند می بینی و نزد آن ها حاضر می شوی؟! گفت: آری!

سپس ملک الموت گفت: تمامی دنیا در نزد من در آنچه خداوند مسخّر من قرار داده و مرا بر آن قدرت بخشیده مانند درهمی است در دست یک شخص که آن را هر طور خواست می گرداند، و هیچ خانه ای نیست جز اینکه من روزی پنج بار آن را تحت نظر قرار می دهم و وقتی اهل یک مرده بر او گریه می کنند، به آن ها می گویم: بر او گریه مکنید که من بطور مکرّر بسوی شما بر می گردم، و همه شما را قبض روح می کنم تا اینکه هیچ یک از شماها باقی نمی ماند.

توضیحات – ۵: مراد این است که انسان ها همگی از دنیا خواهند رفت و بهتر است انسان بیشتر به فکر انتقال خود از عالم دنیا باشد و مصیبت رحلت بستگان خودش را مصیبت خیلی عظیمی تلقّی نکند و گریه خیلی شدید و طولانی در فوت بستگان عمل ممدوحی نمی باشد.

آنگاه رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- به جبرئیل فرمود: حادثه موت سنگین و کوبنده است! جبرئیل گفت: آنچه بعد از مرگ واقع می شود، شدیدتر و کوبنده تر است.

فرمود: سپس عبور کردم بر گروهی که مقابل آن ها سفره هائی از گوشت پاک و سالم ]و مرغوب[ بود و سفره هائی از گوشت آلوده و فاسد! و آن ها گوشت های آلوده و فاسد را می خورند و گوشت های پاک و سالم را کنار می گذاشتند، من گفتم: یا جبرئیل این ها چه کسانی هستند؟! او گفت: این ها کسانی هستند که حرام می خورند و حلال را ترک می کنند و این ها از امت شما هستند یا محمد (صلّی الله علیه و آله و سلّم).

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۰۹/۰۴

پاورقی ها:

۱- المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۳، ص ۵

۲- سوره صافات، آیه ۱۰

۳- سوره تکویر آیه ۲۱ در این آیه و آیات قبلی توصیفی از جبرئیل آمده و او بعنوان فرمانروای ملائکه معرفی شده است

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن