کلام ایام – ۳۲۰، رجب نهری در بهشت

بخش سوم

کلیات

* دعای کسانیکه با وجود علاقه و اشتیاق به روزه گرفتن، قادر به آن نیستند.

* دعائی برای جبران روزه ماه رجب.

* چگونه گفتن عبارت «لا إلهَ إلاَّ اللَّه» عامل فلاح و سعادت انسان ها می شود؟!

* «سُبْحانَ الاْلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغی التَّسْبیحُ إِلاّ لَهُ…».

* «قُولوا: لا إلهَ إلا اللهُ، تُفلِحوا».

* لزوم توجه دقیق و کامل به معنای عبارت «لا إلهَ إلاَّ اللَّه».

* نقص ترجمه متداول و مشهور برای عبارت «لا إلهَ إلاَّ اللَّه».

* چه مقدار از اعمال ما انسان ها برای رضای خدا و چه مقدار جهت خواسته های نفسانی انجام می‌گیرد؟!

* اخلاق و رفتارهای بندگان خالص خدای رحمان.

* رفتاری که در برخورد با جاهلان مورد رضای پروردگار عالمیان است.

* روش برخورد بندگان خالص خدای رحمان با جاهلان.

* مقابله به مثل و عدم تعارض آن با خوشرفتاری با جاهلان.

* مسیرهای سه گانه انسانها در فضای زندگی دنیوی و مقاصد آن ها.

* توصیفی از وضعیت مسیر های سه گانه زندگی.

* لزوم توجه به پرتگاه‌های کنار جاده زندگی.

* عهد خدای سبحان با انسان‌ها در ممنوعیت عبادت شیطان.

* عهد خدای سبحان با انسان ها در جهت عبادت خالص برای او.

* همراهان انسان در سفر بسوی مقصد مطلوب حیات.

* همسایگی و رفاقت با پیامبران و صدیقان و شهداء و صالحان.

* * * * * * * * * *

در انتهای مقاله: کلام ایام- ۳۱۸، «رجب نهری در بهشت» یعنی بخش اول این سلسله مقالات در معرفی ماه رجب و فضائل آن متعهد شدیم که در بخش بعدی (یعنی همین بخش) به ذکر و شرح و تفسیر بعضی از دعاهای ماه رجب بپردازیم. حال در این بخش مقدمتاً یادآوری می کنیم که دعای مشهور ماه رجب که در این ماه جلیل بعد از نمازها خوانده می‌شود یعنی دعای:

«یَا مَنْ أَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ…» در مقالات سال‌های قبل مورد شرح و توضیح قرار گرفت(۱) و در این مقالات به ذکر و  شرح بعضی دیگر از دعاهای سفارش شده برای ایام این ماه عظیم می پردازیم:

شرح و توضیح بعضی از دعاهای ماه رجب

یکی از دعاهای ماه رجب و عبادت سفارش شده برای آن گفتن زیاد  ذکر شریف «لا إلهَ إلاَّ اللَّه» در ایام این ماه می باشد. و ما توضیح لازم را در این زمینه و معنی این عبارت شریف در توضیح عنوان ذیل عرض می کنیم.

دعای کسانیکه قادر به گرفتن روزه در ماه رجب نیستند

 در مباحث قبلی اشاره‌ای شد به فضیلت روزه گرفتن در ماه رجب بالخصوص بعضی از ایّام آن ماه مثل روز اول و روز نیمه ماه و چند روز آخر از آن. اما اگر کسانی باشند که علاقه و اشتیاقی به روزه گرفتن دارند لیکن روزه گرفتن برای آنها در ایام خاص مورد علاقه آنها و یا بطور کلی در همه ایام امکان پذیر نیست مثل افراد مسافر و یا مریض و ناتوان! خدای علیم رحیم برای آنها جهت دریافت برکات خاصّ ایام ماه رجب عنایت خاصّی کرده و بجای روزه، ذکر و دعای خاصّی معین فرموده است. و آن ذکر و دعا را عوض  روزه ماه رجب از آنها قبول می فرماید.

 در بعضی از روایات در کنار ذکر فضیلت روزه ماه رجب نقل شده است که اگر کسی قادر بر روزه گرفتن در ایام این ماه عظیم نباشد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند، تا ثواب روزه آن را دریابد(۲)

«سُبْحانَ الاْلهِ الْجَلیلِ، سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغی التَّسْبیحُ إِلاّ لَهُ، سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْکْرَمِ، سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ» چون لازم است دعاها با توجه به معانی دقیق و کامل آن ها در نظر گرفته شود، توضیحی برای این کلام شریف می آوریم.

 این دعای جلیل از چهار تسبیح برای پروردگار عالمیان تشکیل یافته است.

«سُبْحانَ الاْلهِ الْجَلیلِ»

«سُبْحانَ مَنْ لا یَنْبَغی التَّسْبیحُ إِلاّ لَهُ»

«سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْکْرَمِ»

«سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ»

 در بخش اول به الوهیت و جلالت ذات قدوس الله- سبحانه و تعالی- اشاره شد، که تنها معبود حقیقی مخلوقات است. یعنی صفت الوهیت اختصاص به ذات قدوس او دارد. اما در این بخش فقط شرح و توضیحی برای قطعه اول این دعای شریف آن هم در ارتباط با ذکر مشهور «لا إلهَ إلا الله» می آوریم و اگر فرصتی پیش آمد بعداً درباره اجزاء دیگر آن شرح و توضیحی خواهیم آورد. (ان شاء الله تعالی)

موضوع الوهیت «الله»- عزّوجلّ- و اختصاص آن به ذات قدوس او در رأس همه معارف دین خدا قرار دارد. طبق کلام مشهور وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- التزام به آن عامل فلاح و رستگاری و سعادت ابدی خواهد شد. بطوریکه آن وجود مبارک فرمود:

«قُولوا: لا إلهَ إلا اللهُ، تُفلِحوا»

تذکر یک نکته در این جا ضروری است و آن اینکه متأسفانه در ترجمه معنای مصطلح این عبارت شریف غفلتی به وجود آمده، بطوریکه لفظ جلاله «الله» و «اله» در این نوع ترجمه و معنی با یکدیگر مخلوط می شود! و طبعاً نوع اثر گذاری آن در اذهان و روح انسان ها دچار تغییری می شود. پس لازم است این ذکر مبارک با دقت بیشتری مورد توجه قرار بگیرد و معنای دقیق آن در نظر گرفته شود.

در این ترجمه با صرف‌ نظر کردن از این نکته که نباید اسم جلاله «الله» ترجمه شود چون اسم خاص و باصطلاح «عَلَم» می باشد، معنای صحیح «اله» هم لازم است مورد توجه دقیق قرار بگیرد. و عبارت شریف باید به این صورت ترجمه و در نظر گرفته شود:

 «معبودی جز الله وجود ندارد» یعنی عبادت مخلوقات باید اختصاص به الله پیدا کند و هیچ موجودی جز ذات قدوس او شایسته عبادت و معبود واقع شدن نیست.

این عبارت نورانی اگرچه بر حسب ظاهر و در صورت لفظی آن مورد توجه زیادی قرار می‌گیرد و در هر روز و شب و در نمازها و اذکار و عبادات دیگر بطور مکرّر خوانده می شود اما لازم است محتوای آن و عمل به آن بصورت عمیقی مورد عنایتی قرار بگیرد و تعمّقی در آن انجام یابد تا آثار و نتایج مورد نظر وجود مبارک رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- یعنی رسیدن به فلاح و سعادت حاصل شود. توضیح اینکه: عده زیادی از پیروان دین خدا و اهل ایمان درباره این ذکر شریف به صِرف گفتن آن در نماز و غیر آن اکتفاء می‌کنند و قطعاً صِرف به زبان آوردن آن بدون توجه به محتوای حقیقی و عمیق آن سبب فلاح و سعادت مورد انتظار نخواهد بود. و برای رسیدن به آن فلاح و بهره‌مندی از نتایج آن التزام و پای بندی به محتوای آن مورد نیاز است.

 اگر ما انسانها اعمالی را که بطور عادی و متداول انجام می‌دهیم، مورد بررسی دقیقی قرار بدهیم و در آنها تعمّقی به عمل آوریم، متوجه خواهیم شد که چه مقدار از اعمال و افعال ما و سخنانی که به زبان می آوریم از ناحیه عبودیت خالص برای الله است و چه مقدار از آنها به خواسته های قلبی و تمایلات و هوای نفس ما ارتباط دارد! و ما انسانها در اثر تحریک نفس خود آن کارها را انجام می‌دهیم و آن سخنان را به زبان می آوریم. بعنوان مثال: خدای سبحان در کتاب خود می فرماید:

«وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِینَ یمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» (الفرقان/۶۳) یعنی: بندگان خدای رحمان کسانی هستند که در روی زمین با تواضع راه می‌روند و اگر جاهلان آنها را مورد خطاب قرار دهند [و به آنها سخن نامناسبی بگویند] آنها در جواب سخن دلنشین و مطلوب و مناسبی به زبان می‌آورند. منظور این است که سخن زشت آنها را به صورت زیبا و مطلوب و مؤدبانه ای جواب می‌دهند و با آنها مقابله به مثل نمی کنند. حال آیا اگر چنین وضعی برای اکثر ما انسان ها به وجود آمد و سخن اهانت آمیزی از شخصی شنیدیم، اعمّ از افراد خانواده و بستگان و یا دیگران و اجانب و در یک دو راهی قرار گرفتیم یعنی: یا مقابله و اهانت متقابل! و یا بخشیدن طرف خطاب و گفتن سخن احترام آمیز! یعنی در این وضعیت که نفس انسان خشمگین تمایل به مقابله و گفتن سخن اهانت آمیز دارد، اما دستور خدای سبحان بخشیدن طرف مقابل و گفتن سخن احترام آمیز و توأم با محبت است، در این وضعیت ما عموم انسانها کدام یک از آن دو راه را انتخاب می‌کنیم، راه عفو و گذشت و اظهار محبت، یا راه مقابله به مثل و گفتن سخن اهانت‌آمیز؟!

 اگر در چنین وضعیتی و موارد شبیه آن یک انسان توانست در مقابل کشش نفس خود استقامت کند و خواسته و دستور پروردگارش را برخواسته نفسانی خود حاکم گرداند و از این رفتار رضای پروردگارش را در نظر بگیرد، مشمول این وصف در آیه شریفه خواهد بود و از جمله «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ» محسوب خواهد شد و پاداش عبودیت برای خدای سبحان را دریافت خواهد کرد. اما در غیر این صورت و در صورت انتخاب راه دوم، او پیرو هوای نفس خود و در اصل پیرو شیطان خواهد بود و امکان دارد از ناحیه عبودیت برای شیطان دچار زیان ها و خسران ها و اهانت بیشتر از ناحیه شخص جاهل شود!

توضیح بیشتر اینکه در آن وضعیت غیر عادی روحی، انسان غالباً مجال اندیشیدن و ارزیابی رفتارهای خود را بصورت فوری و آنی ندارد! لذا یا اطاعت کامل از دستورات پروردگارش و عبودیت خالص برای او منشأ رفتار او خواهد بود، یا اطاعت از شیطان و عبادت برای او! بجهت اینکه اگر او فرصت تفکر و تعقّل را داشته باشد، و رفتار متقابل خود را در مقابل آن جاهل با آثار و نتایج آن بررسی کند، متوجه خواهد شد که این نوع رفتار بطور کلی به نفع شخص او هم هست! چون اگر یک فرد جاهل در حال عادی به خود اجازه داده است که به شخص دیگر اهانت کند و سخن زشتی بگوید، حال در صورت شنیدن سخن زشت و اهانت آمیز طرف مقابل و عصبانیت ناشی از آن، احتمال دارد سخنان زشت و اهانت آمیز دیگری هم به او بگوید و یا اقدام به درگیری و دعوا کند و در آن صورت شخص محترم مورد خطاب آن جاهل، احتمال دارد مورد ظلم و اهانت بیشتری قرار بگیرد و یک رفتار غیر مؤدبانه آن جاهل به درگیری و خشونت و دعوای شدیدی تبدیل شود و شخص محترم مبتلا به گرفتاری بیشتر و بزرگتری شود.

 اما در آن وضعیت که انسان محترم و بی‌گناهی مورد خطاب جاهلی قرار گرفته و به ناحق به او اهانت شده و غالباً در حال خشم و باصطلاح عصبانیت قرار دارد، مجال تفکر و بررسی عاقلانه رفتار آن جاهل را ندارد. در نتیجه او یکی از دو راه را در پیش خواهد گرفت! راه اول: اطاعت از امر پروردگار و بخشیدن طرف مقابل و به زبان آوردن سخن محبت آمیز که رضای پروردگارش و پاداش عبودیت برای او را دریافت خواهد کرد و در ظاهر امر هم این نوع رفتار منتهی به ظهور شخصیت اخلاقی و بزرگواری او و ابراز احترام و محبت انسانها نسبت به او و احتمالاً به پشیمانی شخص جاهل و عذرخواهی او منتهی خواهد شد.

کلام ایام ـ 263، ماه رجب نهری سرشار از رحمت و برکات خدا
بخوانید

 اما راه دوم اطاعت از هوای نفس و شیطان و در نتیجه «مقابله به مثل» با صورتی زشت و ایجاد جوّ خشونت و اهانت و دعوا و درگیری که حتی احتمال دارد در حادثه‌ای که وقوع می یابد جان یک یا چند انسان هم به خطر بیافتد. بطوریکه غالباً در حوادث اجتماعی مشاهده می‌کنیم و یا با خبر می‌شویم که دو یا چند انسان در اثر یک کار و اختلاف بسیار کوچک و کم اهمیت- در ابتدای امر- درگیری پیدا کرده اند و در نتیجه دعوائی به راه افتاده است که آن درگیری و دعوا حتی منتهی به کشته شدن یک یا چند انسان شده است.

 قابل تذکر است که موضوع «مقابله به مثل» در اختلافات و ظلم و تعدّی یک انسان و یک گروه به یک انسان و گروه دیگر در این بحث مورد نظر نیست و اصل آن موضوع یعنی مقابله به مثل در جای خود و برای جلوگیری از ظلم و تعدّی به حقوق انسان‌ها امر دیگری است و احتیاج به بحث و توضیح مناسبی دارد و این حق در موارد ضروری به انسان‌ها داده شده است. بطوریکه خدای سبحان و مَلِک قدّوس در کتاب خود می فرماید:

«فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (البقره/۱۹۴) یعنی: پس هر کسی به شما تعدّی کرد به او تعدّی [مقابله] کنید به مانند آنچه او به شما تعدّی کرده و تقوا بکار ببرید و بدانید که خدا اهل تقوا را دوست دارد.

 اینجا بحث درباره جنگ و تعدّی انسانها به حقوق دیگران و دفاع از خود و حقوق خود و دیگران و جلوگیری از جنگ و درگیری و دعوا و آمادگی برای دفاع و مسائل مربوط به آنها است و این موضوع جایگاه و اهمیت خاصّی در فضای زندگی انسان ها دارد و اصل آن حقّی است شناخته شده و مورد قبول برای افراد و اقوام و ملت ها و موضوع آن با یک اختلاف نظر و برخورد لفظی و اخلاقی بین انسان ها تفاوت دارد که بطور روزمره بین انسان ها و همسایگان و همکاران و حتی افراد یک خانواده روی می‌دهد.

 برمی‌گردیم به بحث اصلی و آن عبارت است از عبودیت خالص برای پروردگار عالمیان و آزاد شدن انسان از بردگی برای شیطان و نفس خود و انسان‌های دیگر.

 بطور کلی انسان ها در جریان افعال و رفتارها حتی فعالیت‌های ذهنی و فکری خود در سه جهت و در سه مسیر حرکت می‌کنند!

مسیر اول مسیر عبودیت خالص و کامل برای پروردگار عالمیان است. این مسیر سرانجام منتهی به مقصد مطلوب آفرینش و ادامه زندگی در جوار رحمت پروردگار عالمیان و در همسایگی پیامبران و حجت های خدای سبحان و تمام انسان‌های متعالی و برتر و در بهشت می شود. در این مسیر انسان‌ها از هدایت مستمر پروردگار عالمیان و امداد او و کمک دائمی صاحبان علم برتر و خالص و غیر آمیخته به هیچ گونه جهلی برخوردار می باشد و هیچ وقت تنها و سرگردان نخواهند بود.

 در سرتاسر این مسیر چراغ های پرنور و علائم راهنمائی روشن نصب شده و بطور دائم مورد نظارت قرار دارد. و رهروان این راه با رهبران آسمانی دارای برترین ارزش های علمی و اخلاقی همسفر و مورد عنایت و توجه آنها قرار دارند.

 مسیر دوم: از پرتگاه ها و بیراهه ها شروع می شود و رهروان آن بدون تفکر و تعقّلی و در اثر جهل و اتفاق ها در آن وارد شده‌اند. و آن در واقع یک راه نیست بلکه راه های پراکنده و متفرّق گوناگونی است. پیشوا و رهبری انسانها در این راه در دست شیطان است و سپاهیان و پیروان او. انسان ها در این راه در ظلمت های گوناگونی قرار می‌گیرند و بطور مستمر در وحشت ها و اضطراب ها به سر می‌برند. این راه ها سرانجام منتهی به باتلاق های متعفّن و زندان های خوفناک می‌شود.

رهروان این مسیر دائماً در حال خوف و نگرانی و اضطراب و ناامنی قرار می گیرند. اما تنها در محل‌های ورود به این راه‌ها سپاهیان شیطان وعده رسیدن به خواسته ها برای رهروان می دهند و افراد انسانی بعد از خروج از جاده حقیقی زندگی و قرار گرفتن در بیراهه ها و پرتگاه ها و مقداری حرکت در آنها متوجه واقعیت ها می شوند و می فهمند که از شیطان و افرادی از سپاه او فریب خورده اند. طبعاً راه این گروه از مردم هم منتهی به جهنم و زندگی زجرآور با عذاب های بی پایان در آن می‌شود.

 مسیر سوم راه کسانی است که نور وحی در فضای ذهن آنها تابیده و با آن نور آشنا هستند و از طرفی با رهروان مسیر اول در یک جهت قرار می‌گیرند و به آن نزدیک می‌شوند و از طرف دیگر گاهی از آنها فاصله می‌گیرند و به موانعی برخورد می‌کنند و به راه‌های شیاطین نزدیک می‌شوند. گاهی در مسیر آنها نوری می‌تابد و گاهی تاریکی و ظلمت بر آن حاکم می‌شود. مسافران این راه هر وقت به مسیر اول نزدیک می‌شوند از نور و روشنائی آن بهره‌مند می‌شوند و هر وقت از آن فاصله می گیرند، دچار تاریکی ها و ناامنی ها و گرفتاری ها و خطرات گوناگونی می‌شوند.

 این مسیر افرادی است که گاهی از فرمان ها و خواسته های پروردگار عالمیان اطاعت می کنند و گاهی از هوای نفس خود و در اصل از خواسته های شیطان. این افراد مثل کسانی هستند که گاهی سالم هستند و گاهی مریض و گاهی غنی و ثروتمند و گاهی فقیر و گاهی در امنیت و آرامش و سرور و گاهی در ناامنی و نگرانی و اضطراب و اغتشاش روحی.

 رهروان این مسیر احتمال دارد بعد از تحمل بعضی از سختی ها و مشقّت ها به مسیر اول وارد شوند و همراه  آن راه نورانی باشکوه حرکت کنند و از مزایای عظیم آن بهره مند شوند و باز ممکن است آن ها در مراحلی از عمر از مسیر خود هم خارج شوند و به یکی از بیراهه ها بروند و با پیروان شیطان همراه شوند و سرانجام مسیر آنها به جهنم و سقوط در آن منتهی شود.

 این گروه از انسان‌ها تا فرصت عمر باقی است و هنوز دیر نشده لازم است تلاش کنند که به مسیر اول راه یابند و به بندگان خالص خدای سبحان بپیوندند و با آنها همراه شوند، چون در غیر این صورت احتمال سقوط از پرتگاه های کنار جاده زندگی برای آنها وجود دارد و اگر هم در همان مسیر خود حرکت کنند و به مقصد حیات برسند و سرانجام از سقوط در جهنم خلاص شوند، باز مقدار زیادی از دارائی‌ها و مراتبی از کمالات خود را برای زندگی اخروی از دست خواهند داد و دچار بعضی از محرومیت ها در زندگی اخروی خواهند شد.

خدای سبحان در کتاب آسمانی می فرماید:

«أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ– وَأَنِ اعْبُدُونِی هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِیمٌ– وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا أَفَلَمْ تَکُونُوا تَعْقِلُونَ– هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (یس/ ۶۰ – ۶۳) یعنی: آیا با شما عهد نکرده بودم ای فرزندان آدم که شیطان را عبادت نکنید که او دشمن آشکاری برای شما است- و اینکه مرا عبادت کنید، این است راه مستقیم- و او همانا گروه کثیری از شما را گمراه کرد، آیا عقل خود را به کار نمی گرفتید.

 مراد این است که انسان بلحاظ خالقیت و ربوبیت پروردگارش درباره خود و بجهت ورود در حوزه ایمان و بهره‌مندی از نعمت ها و امکانات موجود در آن فضا لازم است راه زندگی خود را مطابق اوامر و خواسته‌های پروردگارش طی کند و بنا نبود در مسیر زندگی از شیطان یا هوای نفس خود پیروی کند و در نتیجه دچار ظلمت ها و خطرات شود و در پرتگاه ها قرار بگیرد. او اگر عقل خود را هم به کار می‌برد، همان قوّه عقل او را به راه بندگی برای خدا و بسوی مقصد مطلوب آفرینش هدایت می‌کرد. او در همان زندگی دنیوی می دید که چگونه شیطان عده زیادی از همنوعان او را به راه های خود کشانده و دچار انواع مشقّت ها و درد و رنج ها کرده است.

 عبودیت و بندگی خالص برای پروردگار عالمیان برترین مقامات انسان در زندگی دنیوی و مقصد آفرینش می‌باشد و لذت‌ها و فواید حرکت در این مسیر خیلی بیشتر از حدّ ادراکات عادی انسانی است و انسان می تواند به بخشی از لذت ها و فواید عبودیت خالص در همین زندگی دنیوی برسد و بطور مستمر در این مسیر باشکوه نورانی و در کمال امنیت و آرامش و در کنار همسفران متعالی خود بسوی مقصد حرکت کند و سرانجام در جوار پروردگار عالمیان وارد شود و در همسایگی پاکان و در رأس آنها پرورش یافته های مستقیم خدای سبحان یعنی پیامبران و همچنین صدیقان و شهداء و صالحان زندگی کند، همانطور که پروردگار عالمیان در کتاب آسمانی فرمود:

«وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا– ذَلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَکَفَى بِاللَّهِ عَلِیمًا» (النساء/ ۶۹ – ۷۰) یعنی: کسانیکه از الله و رسول او [بطور مستمر] اطاعت کنند، آنها با کسانی خواهند بود که خدا به آنها نعمت عطا کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان و آنها چه رفیقان و [همراهان] خوبی برایشان خواهند بود- و این فضل از جانب الله است و کفایت می‌کند که الله علیم است.

و سرانجام ایّام و ساعات ماه عظیم رجب چه فرصت مناسبی است برای رسیدن به مقام رفیع عبودیت خالص برای الله و صعود به درجات متعالی آن و التزام به این کلام شریف نورانی یعنی «لا إلهَ إلاَّ اللَّه». التزامی که نتیجه و مقصد و حاصل کامل آن اخلاص برای «رَبِّ الْعالَمِین» است.

این بحث و شرح و توضیح کلام نورانی و باشکوه را با اشاره ای به کلام حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا- سلام الله علیها- فعلاً به پایان می‌بریم تا فرصت مناسب دیگر و شروع بحث و گفتگوی دیگر.

 آن بزرگوار در خطبه مشهوری که از او به یادگار مانده خطاب به جامعه دینی و اهل ایمان و در مقام استیضاح حکومت جامعه بعد از رحلت رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- می فرماید:

«وَ أشهَدُ أنْ لٰاإلٰهَ إلا اللّه وَحدَهُ لٰاشَرِیک لَهُ کَلِمَهٌ جَعَلَ الإخْلاصُ تَأوِیلَهٰا…»(۳) یعنی: شهادت می‌دهم به اینکه معبودی جز الله وجود ندارد و او تنها معبود می باشد، شهادتی که اخلاص را تأویل آن قرارداد. جهت رعایت روش اختصاری در مقاله به این مقدار از بحث اکتفاء می‌کنیم و توضیح کلام شریف حضرت فاطمه زهرا- سلام الله علیها- را به مقالات مربوط به شرح و تفسیر آن خطبه شریف موکول می‌کنیم. (ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۸/۱۲/۱۱

پاورقی ها:

۱- وبسایت حکمت طریف، شماره و عنوان:

 کلام ایام- ۲۶۵، ماه رجب نهری سرشار از رحمت و برکات خدا

۲- مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی،باب دوم، فصل اول، در فضیلت و اعمال ماه مبارک رجب

۳- خطبه فاطمه زهرا- سلام الله علیها- مشهور به خطبه فدکیّه

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن