یادگارهای گرانبها از ماه رمضان – بخش ۲

کلام ایام - 347

بخش دوم

کلیات

* صعود به درجاتی از توفیقات و کمالات که انسانها در ماه رمضان به آن رسیده بودند نباید در اثر اهمال و غفلت از بین برود!

* چگونه باید از دارائی های حاصل شده در ماه رمضان محافظت شود؟!

* راه های بهره برداری مستمر از دارائی های بدست آمده در ماه رمضان کدام است؟!

* فاصله ای بین رحلت انسان و روز قیامت وجود دارد که به آن « عالم برزخ» و « حیات برزخی » گفته می شود.

* بررسی حالات و وضع زندگی اهل تعقل و تدبیر با اهل اهمال و غفلت و لغویات

* دو نوع لذت در زندگی انسانها برای اهل تعقل و اهل ایمان و در مقابل اهل غفلت و بازی و بیهودگی

* لذات توهمی و کاذب اهل غفلت و بیهودگی و بی اعتناء به آموزشهای آسمانی و پیام آوران الهی.

* شباهت زندگی اخروی به زندگی دنیوی در بعضی جهات

* نیاز انسانها در زندگی اخروی به لوازم زندگی و دارائی ها و ذخیره ها خیلی بیشتر از نیاز آنها به دارائی ها و لوازم زندگی در عالم دنیا است.

* پشیمانی انسان در روز قیامت به ساعتی در دنیا که بیکار بوده و فارغ از فعالیت

* نیازهای انسانها به دارائی ها و ذخیره های برای زندگی اخروی هزاران برابر نیاز آنها به متاع زندگی دنیوی و بیشتر از آن خواهد بود.

* کلام مشهوری از رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ درباره زندگی دنیوی و اخروی

* پشیمانی از یک ساعت بیراهه رفتن در جریان یک سفر

* معنی « بلیّه » و « دار بلیّه » در کلامی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

* سه دیدگاه متفاوت در انسانها نسبت به ماه رمضان و روزه و عبادات در آن

* تذکر به انسانها درباره میزان نیاز به دارائی ها و ذخیره ها در زندگی اخروی

* کلامی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ درباره اندک بودن ذخیره ها و دارائی ها و طول جاده و دوری سفر و عظمت زمان و مکان ورود به زندگی اخروی

* راههای جلوگیری از سقوط به درجات پائینتر از کمالات و فضائل بعد از فاصله گرفتن از ماه رمضان

* نیاز دائمی به بهره مندی از علم مخصوص عطا شده به ذوات مقدسه صاحبان مقام نبوت و رسالت و امامت

* نحوه بهره مندی از علم مخصوص و کمالات عطا شده به رهبران آسمانی.

* * * * * * * * * *

در بخش قبلی متذکر نکاتی از فضائل ماه رمضان شدیم و امکاناتی که برای انسان‌ها جهت حرکت در مسیر زندگی به وجود آمده بود! حرکت بسوی مقصد آفرینش! و متذکر شدیم که آن فرصت گرانبهای بدست آمده و ‌آن درجاتی از کمال که اهل ایمان به آن رسیده‌اند نباید در اثر اهمال و غفلت از بین برود. در ادامه این بحث متذکر نکات دیگری در این بحث می‌شویم و اینکه چگونه باید از دارائی‌های حاصل شده در ماه رمضان محافظت کرد و راه بهره‌برداری کامل از آن دارائی‌ها کدام است؟! در ادامه مباحث بخش قبلی همان شماره های نکات اصلی مورد بحث را در نظر می‌گیریم.

 ۸- نیاز ما انسانها به آنچه که در فضای ماه رمضان از موقعیت خاصّ آن ماه و از ناحیه رحمت و برکات خدای سبحان و انس با قرآن مجید و عمل به آموزش‌های رسول خدا- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و دیگر رهبران آسمانی- علیهم السلام- و دعاها و شب ‌زنده‌داری ها و تشنگی و گرسنگی ناشی از روزه‌داری، بوجود آمده دائمی است و صورت استمرار دارد! یعنی ما انسانها در تمام مراحل زندگی دنیوی و در فضای عالم برزخ و فاصله بین رحلت از دنیا و وقوع قیامت و در روز بسیار طولانی قیامت که زمان آن بلحاظ محاسبات دنیوی پنجاه هزار سال است، احتیاج به فرآورده‌های اعمال خود در دنیا و ذخیره ها و پس اندازهای خود خواهیم داشت. همچنین دارائی‌ها و ذخائر و پس اندازها هر قدر زیاد باشد، احتیاجات ما بیشتر از آن ها خواهد بود.

 بطور کلی ما انسان ها در ادامه حیات دنیوی و زمان اقامت طولانی در عالم برزخ و در روز طولانی قیامت با هزینه کردن دارائی های خود، امکان زندگی خواهیم داشت، و در صورت نداشتن دارائی و لوازم زندگی در فضای سختی ها و مشقّت ها قرار خواهیم داشت و مبتلا به فقر ها و محرومیت های طولانی خواهیم شد.

 بعنوان مثال: دو نفر انسان را در نظر می گیریم که یکی از آنها از دارائی ها و فرصت های عمر خود در سنین جوانی و میانسالی و در زمان فراغت و داشتن قدرت فعالیت و امثال آنها بهره برداری کرده و برای خود و اعضاء خانواده خود لوازمی فراهم کرده مثل یک خانه مسکونی و یک قطعه باغ و یک وسیله نقلیه و مقداری پس انداز مالی و حال در سنین بالای عمر بلحاظ دارائی‌ها و پس اندازها و ذخیره های خود در آسایشی بسر می‌برد و همچنین اعضاء خانواده و افراد تحت تکفّل او در رفاه و آسایشی قرار دارند و او از ناحیه آسایش و رفاه آنها و خودش و از ناحیه امنیت برقرار در فضای زندگی خود در آسایش و سروری زندگی می‌کند. همچنین شخص مورد نظر علاوه بر تهیه و فراهم آوردن لوازم زندگی ظاهری و عادی، در جهات اخلاقی و معنوی زندگی هم شخص موفقی بوده و به نیازمندان کمک می‌کرده و رفتارها و شخصیت اخلاقی او تأثیرات قابل توجهی در فرهنگ جامعه و اخلاق عمومی ایجاد کرده بطوریکه افراد خانواده و بستگان او به وجود او و رفتارهای او افتخار می‌کنند و اگر خود او یا یکی از اعضاء خانواده او با مشکلی در زندگی خود مواجه شدند، افراد آشنا و همسایگان به کمک و همراهی با او تمایل پیدا می‌کنند! یعنی اینکه او علاوه بر دارائی ها و ذخیره های از نوع مالی، دارائی های معنوی هم دارد. اما فرد دیگر دوره جوانی و میانسالی خود را با غفلت و بی خیالی و اهمال و بدون تفکر و تدبیر گذرانده و اگر هم درآمدی پیدا کرده همه آن درآمد و دارائی را در امور ضروری و غیرضروری و مخلوطی از جهات لازم و لغو و بیهوده مصرف کرده و حال به سن پیری و ناتوانی رسیده! اکنون او نه مسکنی برای سکونت خود و اعضاء خانواده خود دارد و نه درآمدی و نه امکان فعالیت و اشتغال! و علاوه بر آنها به بعضی از بیماری‌ها و ناتوانی ها هم مبتلا شده و انسان خوشنامی هم در جامعه خود محسوب نمی‌شود و بلکه گاهی مزاحمت‌هائی هم برای دیگران ایجاد کرده است! بطوریکه اعضاء خانواده و بستگان او در آن جامعه از ناحیه رفتارهای او سرافکنده هستند و تمایلی هم به دیدار با او ابراز نمی کنند.

 آیا این دو نوع زندگی با یکدیگر مساوی هستند، آیا لذت و آسایش شخص اولی با سختی ها و مشقّت ها و محرومیت‌های شخص دوم یکسان است؟!

 موضوع را از جهت دیگری مورد توجه قرار می‌دهیم و به توضیح جهت دیگری از آن می‌پردازیم و آن اینکه اگر کار و فعالیت و تدبیر و اشتغال به کسب لوازم زندگی و نشاط و تحرک شخص اولی را در نظر بگیریم و آن را با بیکاری و وقت گذرانی و اهمال و بی‌تدبیری و کسالت و تنبلی و خوردن و خوابیدن شخص دوم مقایسه کنیم، و تعقّلی در این بررسی و مقایسه انجام دهیم متوجه خواهیم شد که شخص اولی در زمان اشتغال به کار و فعالیت و بکار بردن تدبیر و تعقّل هم لذت بیشتری از زندگی نسبت به شخص دوم احساس می کرده و شخص دومی هم در ایام وقت گذرانی و سرگرمی به بازی های بیهوده و اشتغال به لغویات و صَرف عمر در بیهودگی ها و سستی ها و تنبلی ها لذت حقیقی از زندگی نبرده و لذات او از بیهودگی ها و غفلت ها از نوع توهّمی و کاذب بوده است. یعنی شخص اولی هم در زمان اشتغال به کار و فعالیت و آینده نگری و حکومت بر هواهای نفسانی خود و تسلّط بر آنها از مجموع زندگی لذت می برده و هم در دوره بعدی و زمان رسیدن به نتایج و ثمرات فعالیت‌ها.

 اما شخص دوم نه در زمان بیکاری و بطالت و اشتغال به لغویات و وقت گذرانی از اعمال و رفتارهای خود لذت برده و نه در زمان ظهور و بروز نتایج اعمال خود و زمان ابتلاء به گرفتاری ها و ضعف قوای بدنی و ابتلاء به فقر ها و بیماری ها و محرومیت ها.

۹- مثالی که ذکر شد و توضیحات آن مربوط به زندگی دنیوی یعنی مرحله اول زندگی و به بیان دیگر مربوط به مقدمه زندگی اصلی و حقیقی انسان بود و موضوع در زندگی اخروی و فضای زندگی حقیقی هم شبیه به همین جریان است! و این دو نوع زندگی و جریانات برقرار در آنها بی ارتباط با یکدیگر نیستند.

 آنچه در مورد زندگی فعلی یعنی دنیوی در آن مثال ذکر شد در ادامه زندگی و بعد از انتقال از دنیا و زمان برقراری حادثه قیامت و اقامت طولانی در آن و در زندگی بعد از آن هم برقرار است. در عرصه های آن زندگی هم انسان احتیاج به دارائی ها و ذخیره ها خواهد داشت که در فرصت های حاصل از زندگی دنیوی کسب کرده است. بلکه نیاز انسان به لوازم زندگی و ذخیره ها به مراتب بالاتر و بیشتر از نیاز او به دارائی هائی خواهد بود که از دنیا کسب کرده است. بلکه این نوع نیازها گاهی معادل هزاران برابر نیازهای دنیوی و بلکه باز بیشتر از آن و در جهاتی نامحدود و همیشگی و دائمی خواهد بود و در آن صورت دیگر از حدّ مقایسه هم فراتر خواهد رفت.

 اگر انسان تعقّلی به کار ببرد، متوجه نیازهای گسترده دائمی خود در فضای زندگی اخروی و حتی در بقیه زندگی دنیوی خواهد شد و در آن صورت به اینکه چند دقیقه‌ای از فرصت های عمر خود را از دست بدهد، راضی نخواهد شد! و اندک مالی را راضی نخواهد شد در امور بی‌حاصل یا کم فایده هزینه کند و بلکه سعی خواهد کرد به حداقل لوازم معاش اکتفاء کند و بقیه مال و دارائی خود را در راه آسایش و رفاه دیگران و رفع نیازهای آن ها اعمّ از اعضاء خانواده و بستگان خود یا نیازمندان جامعه انفاق کند.

در آن صورت انسان علاقه مند خواهد شد که از هر فرصت حتی اندکی استفاده کند و از هر نوع دارائی و نعمت های پروردگارش برای زندگی بعدی و ادامه زندگی دنیوی بهره‌برداری کند. در این دیدگاه از دست دادن ساعاتی و دقایقی از عمر انسان هم خسران و زیان قابل توجهی محسوب خواهد شد و عامل پشیمانی! چون در این دیدگاه زندگی دنیوی مزرعه آخرت تلقّی می شود و آسایش و سرور یک کشاورز زمان برداشت محصول خواهد بود و نه زمان کاشت و پرورش زراعت همچنانکه وجود مبارک پیامبر خاتم- صلّی الله صلی الله علیه و آله و سلّم- فرمود:

«الدنیا مَزرَعهُ الآخِرَهِ»(۱) پس زندگی دنیا زمان زراعت و هزینه برای آن و زحمت و تلاش و فعالیت عالمانه برای آن و آخرت زمان برداشت محصول و دریافت سود چندین برابر آنچه که کاشته شده می باشد!

 امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در نامه‌ای به یکی از نمایندگان خود فرمود:

«و اِعلَمْ أنَّ الدنیا دارُ بَلِیَّهٍ لم یَفرُغْ صاحِبُها فیها قَطُّ ساعَهً إلاّ کانَت فَرغَتُهُ علَیهِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ»(۲) یعنی: و بدان که دنیا جایگاه عمل و آزمایش ها است و هرگز کسی از ساکنان آن ساعتی در بیکاری بسر نمی برد مگر اینکه همان بیکاری حسرتی برای او در زمان قیامت خواهد بود. موضوع در صورت بکار بردن قوه عقل برای اهل آن کاملاً روشن است. چون بیکاری و بطالت یک کشاورز- نه استراحت مورد نیاز و ضروری- در زمان زراعت سبب کمتر شدن محصول و پشیمانی خواهد شد.

 در این کلام شریف «بلیه» به معنی آزمایش و پرورش می باشد و در مورد یک ورزشکار که خود را برای مسابقه آماده می کند به معنی تمرین جهت آمادگی می باشد! و طبعاً هر مقدار بیکاری و ترک تمرین در جهت آمادگی بیشتر موجب پشیمانی یک ورزشکار در روز مسابقه خواهد بود.

 در نظر بگیریم اگر شخصی در جاده‌ای به قصد رسیدن به مقصدی در حال حرکت است اعمّ از اینکه پیاده حرکت می‌کند و یا سوار بر وسیله نقلیه ای، اگر او در بخشی از آن مسیر متوجه شود که ساعتی در راه نادرست و بیراهه رفته و لازم است برگردد به همان جائی که خطا کرده و بیراهه رفته و مجدداً حرکت خود را در راه درست شروع کند، چقدر پشیمانی و تأسف خواهد داشت؟! تازه این تأسف و پشیمانی از بی دقتی و اهمال و غفلت در صورتی خواهد بود که جاده امن باشد و او فرصت زیادی در اختیار داشته باشد و عجله ای هم در کار نباشد، اما اگر جاده ناامن باشد و زمان شروع تاریکی نزدیک و فرصت اندک، در آن صورت ناراحتی و پشیمانی زیادتر خواهد بود.

کلام ایام ـ 331، شب نیمه شعبان و استقبال از شب قدر
بخوانید

۱۰- حال بعد از این مباحث و مثال ها و توضیحات سه فرد انسانی را در نظر می‌گیریم، یکی فردی است از اهل ایمان خالص و علاقه مند شدید به آموزش ها و رفتارهای دینی از جمله روزه و ماه رمضان و دعاها و عبادات مخصوص در آن و در رأس همه آنها به قرآن مجید و قرائت و تلاوت مکرر و زیاد آن شخصی که مدت ها قبل از رسیدن ماه رمضان انتظار آن را می کشیده و ایامی را از دو ماه قبل از آن یعنی ماه رجب و ماه شعبان روزه مستحبی گرفته و از فرصت‌ روزها و شب ها و ساعات ماه رمضان هم بهره زیاد برده و اعمال آن را انجام داده، حال ماه رمضان به پایان رسیده و او هم در مقام شکر برای پروردگارش قرار دارد و هم حزنی در قلبش از پایان یافتن آن به وجود آمده و هم آرزوی رسیدن ماه رمضان سال های بعدی در قلبش جریان دارد.

فرد دوم شخصی است که به مقام و جایگاه فرد اول نرسیده و در سطح پائین‌تری قرار دارد و روزه هم می‌گیرد، اما در این جهت خیلی جدی نیست و به حداقل وظایف شرعی خود و عمدتاً در حدّ واجبات اکتفاء می‌کند. او موفق به قرائت قرآن با قرائت زیاد آن و بجای آوردن دعاها نیست و از اینکه ماه رمضان به پایان رسیده و دیگر گرسنگی و تشنگی نخواهد کشید خوشحال است و در حقیقت عمده دریافتی او از ماه رمضان روزه و بهره اش از روزه گرسنگی و تشنگی است.

 فرد سوم شخصی است که تحت آموزش و تربیت دینی قرار نگرفته و ملتزم به احکام آن از جمله روزه نیست و حتی حرمت ماه رمضان را هم حفظ نکرده و رفتاری در حضور دیگران داشته که نشان می داد روزه‌دار نیست. یعنی او بطور کامل از فضائل ماه رمضان و برکات آن بی بهره بوده و بلکه محروم کامل از رحمت خدای سبحان.

 این فرد سوم مثل همان شخصی است که نکته شماره- ۸ در همین مقاله به عنوان مثال ذکر شد. یعنی شخصی که فرصت‌های عمر را از دست داده و در دوره جوانی بجای کار و کوشش جهت فراهم آوردن لوازم زندگی مثل مسکن و بدست آوردن شغل مناسب و درآمد مورد نیاز برای زندگی به بطالت و وقت گذرانی و بیهودگی و اهمال در امور زندگی مشغول شده است. وضعیت زندگی چنین فردی تأسف انگیز و حزن آور می باشد و مناسبت دارد که انسان جهت محرومیت‌ها و زیان ها و نیازها و مشقّت ‌های او و آینده تأسف بار او محزون و اندوهگین شود و برای او دعا کند و در صورت امکان برای نجات او از گرفتاری ها و مشقّت ها و محرومیت ها اقدام کند و ترحّمی به حال او کند اعمّ از اینکه موفق به نجات او شود یا نه!

 اما به فرد دوم باید کمک کرد و آثار شکوهمند و پرسود اعمال عبادی و قرائت قرآن و دعاها و انفاق به نیازمندان و اصلاح اخلاق خود را متذکر شد. لازم است او را جهت انجام همان مقدار از رفتارهای دینی و ظواهر عبادات و التزام به آنها در همان سطح پائین تکریم کرد و جهت صعود به مراتب بالاتر تشویق نمود و متذکر برکات عظیم عبادات و توجه به صورت حقیقی و کامل آنها شد. باید او را کمک و همراهی کرد تا به پله های بالاتر از نردبان حیات صعود کند و طبقات بالاتر از این بنای شکوهمند برسد و در معرض و محل عبور مراتب برتر از نسیم رحمت خدای سبحان قرار بگیرد. لازم است او را مطلع کرد از میزان نیازی که در ادامه حیات و مراحل بعدی آن به اندوخته ها و دارائی‌ها خواهد داشت. باید او را متوجه فقر انسان ها و نیازهای آنها به رحمت و برکات خدای سبحان و دارائی بی پایان و عطایا و نعمت های بی شمار او و پاداش های عظیم اخروی او برای اعمال و رفتارهای انسان ها نمود.

 و اما فرد اول که همان انسان موفق به انجام دستورات پروردگار و رشید و اهل تعقّل و تفکر است، راه اصلی زندگی را پیدا کرده و توفیق پیروی از پیشگامان جاده حیات حقیقی را یافته و هم خود با سرعت مناسب در آن جاده حرکت می کند و هم راهنمای دیگر انسانها می باشد. پس لازم است توفیق مصاحبت با ماه رمضان و روزه های کامل حقیقی و انس با قرآن مجید و اتصال معنوی و روحی به عالم ملائکه را به او تبریک گفت و اخلاق و رفتار و اعمال او را مورد تحسین قرار داد.

۱۱- لازم است در این موقعیت زمانی و بعد از پایان ماه رمضان به همه انسان ها که در طبقات سه گانه فوق الذکر قرار دارند و به خودمان که نمی دانیم در چه مرحله و مرتبه ای از انجام وظایف دینی و توفیقات الهی قرار داریم و آیا در این امتحان عظیم مردود شده ایم یا حداقل نمره قبولی را گرفته ایم و یا اندکی بالاتر از آن! متذکر شویم راهی که در پیش داریم بسیار طولانی است و مقصد بسیار عظیم و نیازها خیلی زیاد است. همچنانکه امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در کلامی فرمود:

«آهِ مِنْ قِلَّهِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ»(۳)یعنی: آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت مقصد و محل ورود. توضیح اینکه هر مقدار اندوخته و دارائی و زاد و توشه انسان بیشتر باشد باز نیاز او به دارائی بیشتر برقرار است. بطوریکه امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- در حالیکه در عالیترین درجات فضیلت و کمال و اخلاص در عبادات و همه فضائل اخلاقی و کرامات انسانی قرار دارد و دومین شخصیت عظیم عالم آفرینش می‌باشد بلحاظ علم مخصوصی و فوق عادی که در اختیار دارد، به انسان‌ها هشدار می‌دهد. و با این کلام خود و سخنان دیگر و رفتارهای خود متذکر نیازهای زیاد انسانها برای آن زندگی می شود. حال با این توضیحات لازم است:

 اولاً: شکر زیادی برای پروردگار عالمیان بجای آوریم که حیاتمان ادامه یافت تا به ماه رمضان دیگری رسیدیم و توفیق روزه و قرائت قرآن و بجای آوردن و دعاهای مخصوص آن را پیدا کردیم، اگر چه این توفیقات در قیاس با نیازها و توفیقات اهل کمال و اخلاص اندک باشد.

 ثانیاً: از ماه رمضان به پایان رسیده و یادگارهائی همراه خود ببریم، مثل اینکه در حد توان خود، به روزه های مستحبی و یا قضای روزه های واجب مشغول شویم.

ثالثاً: اشتغال به قرائت قرآن و تدبّر در معانی آن و عمل به احکام آن بیشتر کنیم و از آن مرتبه ای که در ماه رمضان به آن رسیده بودیم پائین‌تر نرویم و بلکه به صعود خود در این فضا ادامه دهیم.

 رابعاً: با انفاق مال به نیازمندان و رفع نیازهای آنها و تصحیح رفتارها و تغییر اخلاق و تکریم انسان‌ها و کمک به آنها بالخصوص والدین، اعمّ از اینکه در حال حیات دنیوی هستند و یا از دنیا رفته اند و بجای آوردن دعاهای زیاد، آمادگی برای رسیدن به ماه رمضان سال های بعد و توفیق در عبادت در آنها را بطور مستمر مدنظر قرار دهیم.

۱۲- کلام آخر در این زمینه اینکه بعضی از پدیده ها و بعضی حقایق موجود در عالم، دارای مراتب متعددی از فضائل و کمالات هستند، و علم عادی انسانی برای درک همه آن مراتب بسیار اندک است! یعنی با علم عادی انسانی نمی شود به همه مراتب آن حقایق رسید. اما در این جهت الطاف و رحمت پروردگار عالمیان شامل حال بندگانش شده و برای نشان دادن راه های متعالی زندگی معلمانی برای آنها قرار داده و علم و ادراک خاصّ فوق‌ عادی به آنها عطا کرده، و آن معلمان آسمانی همان پیام آوران از بارگاه ربوبیّت بالخصوص آخرین آنها یعنی وجود مبارک خاتم پیامبران حضرت محمد- صلّی الله علیه و آله و سلّم- و جانشینان حقیقی او یعنی ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- می باشد. و انسان های دیگر لازم است از علم و ادراک و کمالات فوق عادی آنها در مسیر زندگی بهره برداری کنند! و می شود آشنائی با آن ذوات مقدسه را هم بعنوان یک یادگار گرانبها از ماه رمضان با خود همراه برد و توصیف آنها را از فضائل و کمالات و برکات ماه رمضان سرمایه زندگی الهی خود قرار داد.

علم مخصوص آن ذوات مقدسه که از طریق وحی و از آسمان دریافت شده در سخنان و رفتارهای متعالی آنها ظهور دارد و قابل فهم و مشاهده می باشد و در زمینه موضوع بحث آن علم و آن کمالات و فضائل در توصیفات آنها از ماه رمضان و فضائل آن و در دعاهای نقل شده از آنها برای این ماه نورانی و رفتارهای صادر شده از آنها نمودار است. و در رأس آن دعاها و سفارشات و آموزشهای آنها از این طریق سه دعای نقل شده از امام سیدالساجدین ـ علیه السلام ـ قرار دارد که در کتاب شریف صحیفه سجادیه ـ بطوریکه قبلاً ذکر شد ـ با شماره ها و عناوین ذیل آمده است.

۴۴ـ وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ إِذَا دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ: « الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدَانَا لِحَمْدِهِ، وَ جَعَلَنَا مِنْ أَهْلِهِ … »

۴۵ـ وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی وَدَاعِ شَهْرِ رَمَضَانَ: « اللَّهُمَّ یا مَنْ لَا یرْغَبُ فِی الْجَزَاءِ وَ یا مَنْ لَا ینْدَمُ عَلَى الْعَطَاءِ… »

۴۶ـ وَ کانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ فِی یوْمِ الْفِطْرِ… وَ فِی یوْمِ الْجُمُعَهِ: « یا مَنْ یرْحَمُ مَنْ لَا یرْحَمُهُ الْعِبَادُ، وَ یا مَنْ یقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ… »

و همچنین « دعای ابوحمزه» در همین ردیف  قرار دارد و گنجینه عظیمی از معارف دینی و عرفان خالص قدسی می باشد.

اگر حیاتی باقی بود و توفیقی از خدای غنی کریم، امیدواریم قبل از رسیدن ماه رمضان سال بعد، حداقل از زمان شروع دو ماه نورانی رجب و شعبان به شرح و تفسیری از این دعاها بپردازیم.

خلاصه بحث اینکه: اگر بخواهیم آنچه را در ماه رمضان بدست آورده بودیم از دست ندهیم و بصورت دارائی هایمان در آید و به درجات پائین برنگردیم، لازم است یادگارهائی از ماه مهمانی خدا و عطایای پروردگارمان در این ضیافت باشکوه و پربرکت با خود همراه ببریم و از آنها محافظت کنیم و آن یادگارهای بسیار گرانبها، زیاد و متنوع هستند و در رأس آنها تلاوت قرآن کثیر و ولایت و مودّت خاندان رسالت و دعای کثیر و ذکر الله کثیر و اطعام و انفاق به نیازمندان قرار دارد و در آن صورت همه ما به آن سفارش مشهور رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ صادقانه عمل خواهیم کرد، که فرمود:

« إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی؛ أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ » (۴) یعنی: من در میان شما دو یادگار گرانبها باقی می گذارم تا زمانیکه به آن دو متمسک [متصل] شوید، هرگز گمراه نخواهید شد و آن دو عبارتند از کتاب خدا و عترت و اهل بیت خودم و آنها هرگز از هم جدا نمی شوند تا درکنار حوض [کوثر] نزد من آیند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۳/۲۰

پاورقی ها:

۱-ارشاد القلوب الی الصواب، حسن ابن ابی الحسن دیلمی، ج ۱، ص ۸۹-بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۱۰۷، ص ۱۰۹

۲-نهج البلاغه، نامه – ۵۹

۳- نهج البلاغه، حکمت- ۷۷

۴ـ این حدیث متواتر قطعی از دهها طریق در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت نقل شده است.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن