کلام ایام – ۳۵۴، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام رضا (علیه السلام)

اوصاف مقام امامت

بخش اول

کلیات

  • فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی امام رضا – علیه السلام – در ایران.

  •  امام رضا – علیه السلام – موضوع امامت خود را آشکار می‌کرد و در آن زمینه تقیّه ای به کار نمی برد.

  •  وظیفه اصلی مقام امامت یا یکی از وظایف اصلی آن، فعالیت های علمی و فرهنگی و آموزشی است.

  •  امام رضا – علیه السلام – عنایت خاصّی به آموزش موضوع «امامت» و مقام امام داشت.

  •  آیا معرفت اکتسابی است؟

  •  «ایمان مستقر» و «ایمان مستودع» و تفاوت بین آن دو.

  •  اوصاف و علامات امام معصوم (علیه السلام).

  •  امام مؤید به «روح القدس» است!

  •  ستونی از نور که بین امام – علیه السلام – و ذات قدوس الله قرار دارد.

  •  امام – علیه السلام – اعمال بنده ها را در عمودی از نور می بیند.

  •  امام – علیه السلام – از خود انسان‌ها به آن ها نزدیکتر است!

  •  امام – علیه السلام – نسبت به انسانها از پدر و مادر آنها مهربان تر است!

  •  بعضی از پیامبران مقام امامت هم داشتند مثل حضرت ابراهیم (علیه السلام).

  •  رفتارهای کریمانه رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – با دشمنان.

  •  رفتار کریمانه امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – با قاتل خود.

  • خیرخواهی و دلسوزی امام حسن مجتبی – علیه السلام – در جریان رها کردن حکومت و فاصله گرفتن از آن.

  •  علت استغاثه امام حسین – علیه السلام – در ساعت آخر جنگ روز عاشورا.

  •  رسیدن نصرت آسمانی و نزول ملائکه برای امام حسین – علیه السلام – صبح روز عاشورا.

  • امام حسین – علیه السلام – روز عاشورا مخیّر شد بین پذیرش نصرت آسمانی و شهادت و او شهادت را اختیار کرد.

  •  تواضع شدید امام – علیه السلام – نسبت به ذات قدوس الله (عزّوجلّ).

  •  عامل اصلی تواضع بنده نسبت به پروردگارش.

  • عظمت و کبریا و جلال ذات قدوس «الله» برای امام – علیه السلام – در مرتبه ای اختصاصی و فوق عادی تجلّی می یابد.

بحث در سیره شریف امام علی بن موسی الرضا – سلام الله علیهما – در بخش قبلی از این مقالات منتهی شد به موضوع:

 «فعالیت های آموزشی و فرهنگی امام رضا – علیه السلام – در ایران» و متذکر شدیم که امام – علیه السلام – از فرصت‌های پیش آمده در ایران و زمینه فرهنگی مساعدی که در این کشور وجود داشت برای پیش برد اهداف آموزشی و فرهنگی استفاده کرد و فعالیت گسترده‌ای را در این زمینه به جریان انداخت.

 در مقاله قبلی همچنین متذکر شدیم که امام رضا – علیه السلام – موضوع «امامت» خود را آشکار اعلام می‌کرد و در آن زمینه تقیّه ای به کار نمی برد. آن روش امام – علیه السلام – در سیره شریف او در زمانی بود که او در مدینه استقرار داشت، اما در ایران زمینه این نوع فعالیت و فرصت لازم برای آن بیشتر فراهم بود.

 چون خود امام – علیه السلام – به فعالیت علمی و فرهنگی و آموزشی علاقه مند بود و به بیان دیگر وظیفه اصلی مقام امامت یا یکی از وظایف اصلی آن همین است، الّا اینکه شرایط اجتماعی و تاریخی همیشه برای آن فراهم نبود. اما در زمان امامت آن حضرت مانع مهم سیاسی در این جهت وجود نداشت. و هم در کشور ایران زمینه فرهنگی مساعدی برای این نوع فعالیت وجود داشت و مأمون بجهت اهداف سیاسی علاقه‌مند به این نوع فعالیت از طرف امام – علیه السلام – بود.

 از بعضی رفتارهای امام – علیه السلام – و سخنان نقل شده از آن بزرگوار آشکار می شود که آن حضرت عنایت خاصّی به آموزش موضوع «امامت» و مقام امام داشت.

در مقالات قبلی – در سالهای گذشته – و ایام مربوط به ولادت امام رضا – علیه السلام – روایتی از آن وجود مبارک در توصیف مقام امامت و موقعیت علمی و اخلاقی امام معصوم – علیه السلام – ذکر شد و بعضی از عبارات آن روایت شریف مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

 و اکنون در این نوشتار و مقالات بعدی بعد از ذکر اصل موضوع و خلاصه و فشرده ای از آن مباحث، به توضیح نکات و جهات دیگری از آن و عبارات دیگر آن روایت شریف و مباحث مربوط به مقام امامت می‌پردازیم! و بعلت اینکه فاصله زیادی بین این سلسله مقالات به وجود آمده و همچنین بنا داریم بر استمرار این مباحث در فرصت‌های مناسب دیگر، احادیث نقل شده قبلی از وجود مبارک امام – علیه السلام – را ذکر و حدیث آخری را مورد بحث تکمیلی قرار می‌دهیم.

نمونه هائی از کلام امام رضا (علیه السلام)

«در این بخش تعدادی از سخنان آن بزرگوار را ذکر و مورد بررسی و تحلیل فشرده ای قرار می دهیم: امید است همه ما موفق به فرا گرفتن معارف دین توحیدی از کلام و رفتار آن بزرگوار و همه حجت های پروردگار عالمیان بشویم و صحیفه اعمال خود را با آن جواهرات زینت دهیم.

۱- «قالَ الفَضلُ: قُلتُ لَاِبی الحَسَنِ الرِّضا(ع): یُونُسُ بنُ عَبدِالرَّحمَنِ یَزعُمُ اَنَّ المَعرِفَهُ اِنَّما هِیَ اِکتِسابٌ!قالَ: لا ما اُصابُ، اِنَّ اللهَ یُعطِی الاِیمانَ مَن یَشاءُ، فَمِنهُم مَن یَجعَلُهُ مُستَقَرًّا فیهِ وَ مِنهُم مَن یَجعَلُهُ مُستَودَعاً عِندَهُ، فَاَمَّا المُستَقَرُّ فَالَّذی لایَسلُبُهُ اللهُ ذلِکَ اَبَداً وَ اَمَّا المُستَودَعُ، فَالَّذی یُعطاهُ الرَّجُلُ، ثُمَّ یَسلُبُهُ اِیّاهُ»(۱) یعنی فضل می گوید به امام رضا (علیه السلام) گفتم یونس بن عبدالرحمن گمان می کند که جز این نیست که معرفت اکتسابی است! او فرمود: نظر او صحیح نیست. خداوند ایمان را به هر کسی که مشیّتش تعلّق گرفت عطا می کند، پس از آن ها کسی است که آن را در او مستقر می کند و کسی است که آن را به صورت ودیعه نزد او قرار می دهد، اما ایمان مستقر آن است که خداوند هرگز آن را سلب نمی کند و اما مستودع ایمانی است که به انسان داده می شود، سپس از او سلب می شود.

۲- عن الرضا (علیه السلام) قال: قال علی بن الحسین (علیهما السلام): «انّ الدعا و البلاء لیترافقان الی یوم القیامه. انّ الدعا لیردّ البلاء و قد اُبرم اِبراماً»(۲) امام رضا (علیه السلام) به نقل از علی بن الحسین (علیهما السلام) می فرماید: دعا و بلا تا روز قیامت با هم رفاقت ] یا مقابله [ می کنند. همانا دعا، بلا را برطرف می کند، حتی در حالیکه آن بلا به صورت محکم کاری و تقدیر شده باشد.

از امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

 ۳- «للإمامِ عَلاَماتٌ : أنْ یَکونَ أعْلَمَ النّاسِ، و أحْکَمَ النّاسِ ، و أتْقَى النّاسِ ، و أحْلَمَ النّاسِ ، و أشْجَعَ النّاسِ ، و أسْخَى النّاسِ ، و أعْبَدَ النّاسِ»(۳) یعنی برای امام (علیه السلام) نشانه هائی است ]از آن جمله است که[ او داناترین انسان ها است و بهترین آن ها در حکم کردن و متقی ترین انسان ها و بردبارترین انسان ها و شجاع ترین انسان ها و سخی ترین انسان ها و خالص ترین آن ها در عبادت.

در حدیث دیگری از وجود مبارک امام رضا (علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

۴- «اِنَّ الْاِمامَ مُؤیِّدٌ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللهِ عَمُودٌ مِنْ نُورٍ یَرَی فِیهِ اَعْمالَ الْعِبادِ»(۴) یعنی امام مؤیّد به «روح القدس» است، و بین او و خدا، عمودی از نور وجود دارد، که او در آن عمود نوری اعمال بنده ها را می بیند.

این روایات چهارگانه در مقالات قبلی همراه با شرح و تفسیری ذکر شد(۵) و در این نوشتار اصل و ترجمه آن ها جهت ارتباط مطالب با همدیگر مجدداً ذکر شد و از این بخش سخنان انتخاب شده از وجود مبارک امام رضا – علیه السلام – در مناسبت‌های مختلف تحت عنوان کلی:

 «معارف دین توحیدی در کلام امام رضا علیه السلام» همراه با شرح و تفسیر و تحلیلی خواهد آمد. (ان شاء الله تعالی)

در مقالات قبلی دو قطعه از کلام وجود مبارک امام رضا – علیه السلام – از دو روایت نقل شده از آن حضرت در اوصاف مقام امامت با شرح و توضیحی ذکر شد. در این نوشتار قطعات دیگری از همان دو روایت و یک یا چند روایت دیگر از آن وجود مبارک درباره همین موضوع یعنی «اوصاف مقام امامت» را ذکر و مورد بحث و تفسیر و توضیح قرار می‌دهیم:

امام – علیه السلام – در ادامه اوصاف مقام امامت – در روایت اولی(۶) – فرمود:

«وَ یَکُونُ أَوْلَى اَلنَّاسِ مِنْهُمْ بِأَنْفُسِهِمْ وَ أَشْفَقَ عَلَیْهِمْ مِنْ آبَائِهِمْ وَ أُمَّهَاتِهِمْ» یعنی: [امام] اولی [نزدیکتر] به انسان‌ها می‌باشد از خود آنها و مهربان تر و دلسوز تر نسبت به آنها از پدران و مادران آنها. ولی: یعنی نزدیک و آن به معنی دوست، سرپرست، حاکم و بطور کلی درباره کسی که به یک انسان نزدیک است بکار می رود. اولی: نزدیکتر و خیرخواه تر.

 امام رضا – علیه السلام – در این بخش از کلام نورانی خود اشاره فرمود به اولی بودن مقام امامت به انسانها از خود آنها. یعنی امام به انسان ها از خود آن ها نزدیکتر و خیرخواه تر است. بجهت اینکه او دارای علم مخصوصی است که از خدای سبحان از طریق وحی دریافت شده و صفات کمالیه مخصوصی است و همچنین دارای فضائل اخلاقی فوق عادی، نسبت به انسان‌های دیگر. او مصلحت زندگی انسان ها را بیشتر از خود آنها می داند و نسبت به آن ها و منافع و نیازهای زندگی آنها علم و تمایل خاصّی دارد، که انسان های دیگر فاقد آن کمالات می باشند.

کلام ایام - 68، برکات ولادت امام حسن مجتبی علیه السلام سرور جوانان اهل بهشت
بخوانید

و در ادامه کلام شریف فرمود: امام به انسان‌ها از پدران و مادران آنها مهربانتر و دلسوزتر است. چون این صفات کمالیه هم در مقام امامت از طریق وحی و آموزش مستقیم خدای سبحان بوجود آمده است.

 امام حبّ شدید فوق عادی نسبت به ذات قدوس الله دارد و جلالت و عظمت و محبوبیت الله در قلب و روح او فوق حدّ ادراک عادی انسانی است و این حبّ شدید به ذات قدوس الله و صفات و افعال او، ارتباطی هم طبعاً به مخلوقات و مصنوعات او پیدا می‌کند. یعنی امام انسان‌ها را از جهت ارتباط آنها با صفات و افعال پروردگار عالمیان دوست دارد و این محبت و دوست داشتن متفاوت با آن نوع متداول بین انسان‌ها است، یعنی قوی‌تر و شدید از نوع عادی آن می‌باشد.

 این نزدیک بودن مقام امامت به انسان‌ها و مهربانتر و دلسوزتر بودن آنها تجلّیات بسیار زیبا و دل انگیز در رفتارهای آن بزرگواران داشته است.

مثل مهربانی و دلسوزی رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – نسبت به انسان‌ها حتی کسانی که اسلحه برداشته و به جنگ آن حضرت و یاران و پیروان او آمده بودند. یعنی دلسوزی و مهربانی حتی نسبت به دشمنان.

 لازم به تذکر است که بعضی از پیامبران خدا هم مقام امامت داشتند مثل حضرت ابراهیم – علیه السلام – و از جمله وجود مبارک خاتم پیامبران حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و در آیاتی از قرآن مجید هم به موضوع امامت بعضی از پیامبران اشاره شده است.(۷)

 رفتارهای امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در تمام عمر مبارکش و بالخصوص در دوره حکومت خود نشانه های آشکاری بود از این نوع محبت و دلسوزی به انسان‌ها، تا جائی که حتی به فرزندان و افراد خاندان خود، خوشرفتاری با قاتل خود را سفارش می کرد و توصیه می فرمود که او را به وحشت و اضطراب نیاندازند. و چقدر زیبا گفته است شهریار در این زمینه در ابیات ذیل:

 می‌زند پس لب او کاسه شیر              می‌کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل او است        تو خدائی مگر ای دشمن دوست

منظور شاعر این است که دوست داشتن دشمن یک صفت خدائی است و این صفت رفیعِ با عظمتِ بی پایان در انسان چگونه پیدا شده است؟

 این حبّ شدید امام حسن مجتبی – علیه السلام – بود که او جهت جلوگیری از کشته شدن بیشتر انسان ها اعمّ از افراد سپاه خود و سپاه دشمن، از حکومت بر جامعه دینی که حق او بود صرف نظر کرد و از آن فاصله گرفت. و فشارهای سیاسی و اختناق شدید حکومت معاویه را تحمل کرد و سرانجام هم با دسیسه های سیاسی آن حکومت غاصب به مقام شهادت رسید.

 و رفتارهای شکوهمند امام حسین – علیه السلام – در روز عاشورا و میدان جنگ و در روزهای قبل با همراهان و پیروان خود و همچنین با افراد سپاه دشمن هم جلوه های بسیار زیبائی از آن نوع محبت و دلسوزی نسبت به انسان‌ها بود. بطوریکه آن بزرگوار بطور مکرر هم در جمع همراهان خود و هم بطور فردی، آنها را توصیه می فرمود که او را رها کنند و از نزد او بروند و خود را از خطر کشته شدن آزاد کنند و همان جاذبه محبت او بود که همراهان و اصحاب او اعتنائی به آن خطر نداشتند و ماندن کنار او و کشته شدن در راه خدا را به رفتن و زنده ماندن ترجیح می‌دادند!

رفتاری از امام – علیه السلام-  در میدان جنگ روز عاشورا بسیار حیرت انگیز و شگفت آور است که عظمت آن با هیچ معیار و ترازوئی قابل سنجش و محاسبه نیست! و آن عبارت از استغاثه و کمک طلبیدن در ساعت آخر جنگ بود، زمانی که تمام مردان همراه از خاندان رسالت یعنی برادران و فرزندان و فرزندان برادران و شخصیت‌های دیگری از بنی هاشم و همچنین همه اصحاب به شهادت رسیده بودند و آن وجود باشکوه و مبارک تنها و بدون هیچ ناصر و یاوری به جنگ ادامه می‌داد و حمله سپاه دشمن را بطرف خیمه‌های بانوان و کودکان دفع می کرد، و تا سپاه دشمن از مقابل او فرار می‌کردند و فاصله می‌گرفتند می ایستاد و آنها را موعظه می کرد و از اینکه سخنان او در آنها اثر نمی‌کرد متأثر بود و تأسف خود را اظهار می کرد.

توضیح اینکه از جمله رفتارهای حیرت انگیز – امام علیه السلام – در ساعت آخر جنگ، استغاثه و کمک طلبیدن بود. در حالیکه او بارها اعلام فرموده بود که در آن روز و آن جنگ کشته خواهد شد. و در شب عاشورا با صراحت بیشتر اعلام فرمود که فردا خود او و همه مردان همراه او کشته خواهند شد! و پی‌درپی به همراهان توصیه می فرمود که او را رها کنند و بروند.

 دیگر اینکه وقتی صبح روز عاشورا و در زمان شروع جنگ عمومی، نصرت آسمانی بر او نازل شد و امام – علیه السلام – مخیّر شد بین قبول نصرت الهی و امداد ملائکه و یا انتخاب شهادت. او شهادت را انتخاب فرمود. پس استغاثه او باید علت دیگری داشته باشد غیر از آنچه ابتداءً و در تصوّر سطحی به ذهن می‌رسد. چون اگر بر فرض عده ای از سپاه دشمن در اثر سخنان و استغاثه او متأثر می شدند و توبه می کردند و به امام – علیه السلام – می پیوستند – مثل جناب حرّ رحمه الله علیه – هیچ تأثیر قابل توجهی در وضعیت جنگ به وجود نمی‌آمد. پس استغاثه آن حضرت علت دیگری داشت!

 از مجموع رفتارها و توجه به جلوه هائی از شخصیت اخلاقی او بر می‌آید که آن استغاثه جهت نجات افراد سپاه دشمن از عذاب ابدی و جهنم بود. یا یکی از علل آن رفتار همین بود. یعنی اینکه اگر حتی سخنان او در یک نفر از آن سپاه اثر می‌کرد و او برمی‌گشت و خود را از عذاب ابدی خداوند نجات می‌داد، برای امام – علیه السلام – بسیار مطلوب و دلپذیر بود. و اینکه آن امام رئوف تا آخرین دقایق حیات دنیوی خود از وظایف مقام امامت و ارشاد انسان‌ها آن هم در آن معرکه عظیم و در آن موقعیت غفلت نداشت و به نجات انسان‌ها حتی یک نفر بی‌اعتناء نبود.

«وَ یَکُونُ أَشَدَّ اَلنَّاسِ تَوَاضُعاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» یعنی و تواضع [امام] نسبت به الله از همه انسان‌ها شدیدتر است. تواضع بنده نسبت به پروردگارش متناسب با علم بنده نسبت به عظمت پروردگارش و صفات و افعال او و همچنین متناسب با استعداد بنده و ظرفیت روحی او خواهد بود. امام معصوم – علیه السلام – از نظر علم مخصوص و استعداد و ظرفیت روحی در مقام رفیعی قرار دارد که آن مقام اختصاص به پیامبران و حجت های پروردگار عالمیان دارد. عظمت و کبریا و جلال ذات قدوس الله برای امام – علیه السلام – در مرتبه ای تجلّی می‌یابد که فوق ادراک عادی انسانی است.

 آن ذوات مقدسه بلحاظ علم و معرفتی که نسبت به الله – عزّوجل – دارند، لحظه ای نسبت به آن عظمت و کبریاء بی توجه نیستند و هیچ عاملی و در هیچ شرایطی مانع تجلّی عظمت و جلال بی‌پایان پروردگار عالمیان در قلوب آنها نمی‌شود.

 رفتارها و سخنان نقل شده از آن بزرگواران سرشار است از نشانه های آن مرتبه رفیع اختصاصی در تواضع نسبت به الله (عزّوجلّ).

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱- گنجینه نور، احمد قاضی زاهدی گلپایگانی، ص ۱۵

۲- کافی، اصول، کتاب الدعاء، باب «الدعاء بردّ البلاء و القضاء»، ح ۴، (نسخه چاپ انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۴، ص ۲۱۵)

۳- عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، مؤسسه انتشاراتی پیام علمدار، قم، ج ۱، ص ۱۸۷

۴- همان، ج ۱، ص ۱۸۸

۵- روایات فوق الذکر با شرح و تفسیری در مقالات کلام ایام شماره های – ۷۸ و ۷۹ و ۸۰ و ۸۱، آمده است.

۶- عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، انتشارات پیام علمدار، ج ۱، ص ۱۸۷ « لِلاِمامِ علاماتٌ یَکونُ اَعلَمَ النّاسِ…»

۷- مثل آیه ۱۲۴ از سوره بقره و آیات ۶۹ تا ۷۳ سوره انبیاء

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن