کلام ایام – ۳۵۷، ماه پرشکوه ذی الحجه و روزهای عظیم آن

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

کلیات

  • فضائل بی پایان و مستمر ماه ذی الحجه.

  • ممنوعیت جنگ در ماههای حرام.

  • عبادت باشکوه حج سنت مشترکی است بین شریعت های آسمانی

  • اعمال و عبادات و دعاهای خاص ماه ذی الحجه

  • فضائل دهه اول ماه ذی الحجه

  • تبریک حقیقی و مناسب برای رسیدن این ماه پرفضیلت

  • خانه خدا و شکوه و عظمت زیارت آن

  • نماز مخصوص دهه اول ماه ذی الحجه

  • میعاد خدای سبحان با حضرت موسی (علیه السلام)

  • علت ذکر دو مرحله ای میعاد خدای سبحان با حضرت موسی (علیه السلام )

  • حکمت تعیین آیه کریمه «و واعدنا موسی» برای نماز مخصوص ماه ذی الحجه

  • تشابهات بین بنی اسرائیل و امت اسلامی

  • تشابهات بین مقام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ و خلافت او برای رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ با وزارت و خلافت هارون برای موسی (علیهما السلام )

  • فریب خوردن بنی اسرائیل از «سامری» در غیاب حضرت موسی (علیه السلام )

  • مخالفت های بنی اسرائیل با حضرت موسی (علیه السلام )

  • بهانه های کافران برای عدم ایمان به پیامبران

در آستانه ورود به ماه ذی حجه قرار گرفته ایم و چند ساعتی با ورود به فضای نورانی آن فاصله نداریم. ماهی پرشکوه و پربرکت و دارای فضائل بی‌پایان مستمر. عبادت عظیم و باشکوه «حج» و زیارت خانه خدا در این ماه برقرار می شود و از جمله فضائل این ماه جلیل ممنوعیت جنگ در آن است. یعنی این ماه هم از ماه های حرام می باشد که حرمت خاصّی برای آنها در کتاب‌های آسمانی و معارف دینی در نظر گرفته شده، از جمله ممنوعیت جنگ در آنها است و این حرمت از زمان حضرت ابراهیم – علیه السلام – و انتشار شریعت او برقرار شده و سنتی است مشترک بین شریعت های آسمانی.

 در این ماه پرشکوه اعیاد عظیمی قرار دارد مثل:

روز عرفه

عید اضحی (قربان)

عید غدیر

 که در ادامه بحث به توضیحاتی درباره آنها خواهیم پرداخت.

 اما لازم بود ابتداءً و قبل از مباحث دیگر متذکر اعمال و عبادات خاصّی در آن بشویم که از شب اول یعنی امشب و چند ساعت دیگر بجای آورده می‌شود. ابتداءً متذکر نماز مخصوصی می‌شویم که از شب اول تا شب دهم بین نماز مغرب و عشاء خوانده می شود و آن نماز دو رکعت است و بعد از سوره حمد و سوره توحید آیه کریمه ذیل خوانده می‌شود:

«وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلَاثِینَ لَیلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیلَهً وَقَالَ مُوسَى لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ» (الأعراف/۱۴۲)

 و این نماز فضیلت عظیمی دارد و گفته شده کسانی که آن را در این ده شب می خوانند در ثواب زائران خانه خدا شریک می‌شوند.

 دیگر روزه گرفتن در ۹ روز اول این ماه جلیل است که بسیار سفارش شده بالخصوص روزه اولین روز آن.

دیگر اینکه برای روزها و شب‌های این ماه بالخصوص ده شب و روز اول (یعنی دهه اول آن) دعاها و اعمال خاصّی سفارش شده است که از شب و روز اول آن بجای آورده می‌شود، و آن دعاها و اعمال در کتاب های دعا مثل کتاب مشهور «مفاتیح الجنان» بطور مشروح ذکر شده است. در رأس دعاهای این ماه  دعای شریف عرفه قرار دارد که در چنین روزی از وجود مبارک حضرت سیدالشهداء امام حسین – علیه السلام – صادر شده و خواندن آن در روز عرفه نورانیت خاصی در قلوب انسان‌ها به وجود می‌آورد و ما بخواست خدا توضیحات مناسبی درباره آن دعای عظیم ذکر خواهیم کرد و اگر توفیق پروردگارمان مدد فرماید، شرح و تفسیری برای حداقل تعدادی از عبارات آن خواهیم آورد (ان شاء الله تعالی)

 تبریک ما برای رسیدن این ماه پرشکوه و ورود در فضای مبارک نورانی آن، ذکر فضائلی از این ماه و شرح و توضیح فشرده ای درباره بعضی از دعاها و یا بعضی از اجزاء آن ها و شرح و توضیحی درباره عبادت عظیم «حج» خواهد بود.

سال گذشته در مثل این ایام مقاله ای تحت عنوان و شماره های ذیل درباره ماه ذیحجه و روزهای عظیم آن و عبادت باشکوه حج، در این سایت منتشر شد:

کلام ایام ـ ۲۹۲، خانه خدا و شکوه و عظمت زیارت آن. (در دو بخش و شماره ـ ۲۹۳).

در سال قبل از آن هم باز مقاله ای در دو بخش با شماره و عنوان ذیل، کلام ایام ـ ۲۳۸ ، ماه ذوالحجه و شکوه و برکات آن، نوشته شد.

در روزهای آینده هم بخواست خدای سبحان وارد بحثی در عظمت و اهمیت و برکات عبادت باشکوه حج و روز عرفه و عید اضحی (قربان) و بعد از آن عید بزرگ غدیر خواهیم شد.

اما بحث و گفتگو درباره اعمال و عبادات و شرح و توضیح بعضی از دعاهای سفارش شده برای ماه ذیحجه و بالخصوص دهه اول آن بسیار مناسب و ضروری بنظر می رسد، لذا ابتداءً و در آغاز مباحث مربوط به این ماه نورانی و پرفضیلت به بحث در این موضوع اصلی ومحوری می پردازیم، یعنی اعمال و دعاهای سفارش شده برای این ماه بالخصوص دهه اول آن.

نماز مخصوص دهه اول ماه ذیحجه

این نماز بطوریکه متذکر شدیم در شبهای دهه اول این ماه بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود. اما لازم است بررسی و تدبری در موضوع تعیین آیه کریمه: «و واعدنا موسی» برای آن بعمل آید، بلکه معانی ضمنی آیه کریمه و حکمت تعیین آن برای این نماز روشن شود. در این زمینه و دقایق الفاظ و ترکیب آیه کریمه چند نکته دقیق قابل بحث است و به بعضی از آنها اشاره ای می کنیم:

آیه کریمه را مجدداً ذکر می کنیم:

« وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِینَ لَیْلَهً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً  وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِیهِ هَارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ » (الاعراف/۱۴۲) یعنی: و وعده گذاشتیم با موسی سی شب، و آن را با ده شب دیگر تمام (کامل) کردیم، پس میقات پروردگارش در چهل شب به پایان رسید و موسی به برادرش هارون گفت: جانشین من باش در بین قوم من و [امور زندگی آنها را] اصلاح کن و پیروی نکن از راه فسادگران.

یکم: حکمت بیان مطلب به این صورت در آیه کریمه چیست؟ یعنی چرا فرموده است که ما سی شب با موسی وعده گذاشتیم و آن وعده را با ده شب دیگر تکمیل کردیم. یعنی می شد از اول اعلام کند که وعده خدا با موسی چهل شب بود، همچنانکه در آیه دیگری موضوع به این صورت بیان شده، بطوریکه فرمود:

« وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِینَ لَیْلَهً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ » (البقره/۵۱) یعنی: و آنگاه که با موسی چهل شب وعده گذاشتیم، سپس شما آن گوساله را [در غیاب او بعنوان معبود خود] گرفتید، در حالیکه ظالم بودید. پس اصل وعده چهل شب بوده که در دو مرحله انجام گرفته و یکی از دو مرحله سی شب بود و دیگری ده شب. و ظاهراً موسی (علیه السلام) همان سی شب را به قوم خود اطلاع داده بود و آنها از وعده بعدی تکمیلی خبر نداشتند.

دوم: علت و حکمت آن نوع وعده گذاشتن خدای سبحان با موسی ـ علیه السلام ـ یک موضوع است، اما ذکر آن در آیات قرآن بصورت مذکور در آیه مورد بحث، یک موضوع دیگر. یعنی اینکه در آیه سوره بقره اصل زمان وعده ذکر شده که چهل شب بود. اما در آیه مورد بحث از سوره اعراف، زمان و مدت وعده را سی شب و بعلاوه ده شب بیان کرده است! و در علت و حکمت آن می توان گفت که در آیه سوره بقره بلحاظ تناسب مطلب با اسلوب خاص آن سوره(۱)، ذکر اصل و اجمال جریان کافی بود، اما در سوره اعراف به مناسبت اسلوب سوره، لازم بود علاوه بر اصل موضوع، کیفیت و یا تفصیل آن هم ذکر شود.

یعنی طبعاً ذکر جریان به صورتی که در آیه مورد بحث در سوره اعراف قرار دارد متضمن یک یا چند معنی دقیق خاصی است که دراثر تدبر و تحقیق بیشتر می شود آنها را پیدا کرد.

سوم: از بیان مطلب به این صورت حداقل روشن می شود که آن ده شب جدا از سی شب اولی بوده مثل اینکه آن سی شب وعده اولی در طول ماه ذیقعده بود و ده شب متمم، ده شب اول ماه ذیحجه بود! بطوریکه در احادیث ذکر شده است! و جدا بودن این ده شب که بعد از قرار اولی به آن سی شب اضافه شده، خصوصیت دیگری دارد و دارای اهمیت خاصی است و علت بیان مطلب به این صورت یا یکی از علل آن ایجاد توجه خاص به اهمیت موضوع است! و متضمن آموزش مطلب خاصی است.

چهارم: در آیه کریمه ذکری از موضوع خلافت برادر موسی یعنی هارون نسبت به او به میان آمده، یعنی کلمه «اخلفنی» در آیه بکار رفته، در حالیکه در آیات سوره طه موضوع درخواست حضرت موسی از خدا برای وزارتِ برادرش نسبت به او ذکر شده. توضیح اینکه وقتی موسی ـ علیه السلام ـ به مقام رسالت و نبوت مبعوث شد و خدای سبحان با او تکلم کرد، او درخواستهائی از خدا کرد، از جمله درخواست کرد که برادرش هارون را در امر رسالت و نبوت شریک و وزیر او قرار دهد! و خدای سبحان هم درخواست او را قبول فرمود و هارون را در امر رسالت و دعوت دینی شریک و وزیر او قرار داد. اما در آیه مورد بحث بجای وزارت، موضوع خلافت (جانشینی ) ذکر شده است.

در این زمینه می شود گفت وزارت شخصی نسبت به شخصی، هم در حضور یک فرد تحقق می یابد و به جریان می افتد و هم در غیابش، اما خلافت (جانشینی) در غیاب یک شخص جریان می یابد! و حاصل کلام اینکه هارون هم وزیر موسی ـ علیهماالسلام ـ بوده در حضور و غیابش و هم خلیفه او در غیابش.

پنجم: در آیاتی از قرآن مجید جریان مخالفت قوم موسی با خلیفه و جانشین او ذکر شده و همچنین روی آوردن آنها به گوساله پرستی بعد از دیدن آن معجزات آشکار از حضرت موسی و نجات دادن آنها از ظلم و ستم گسترده فرعون و فریب خوردن آن قوم از شخصی بنام «سامری» و برگشتن آنها به شرک بعد از زمان طولانی مبارزه فکری و عقیدتی او با فرعون و حکومت مشرکانه او. تا جائی که آن قوم نزدیک بود خلیفه یعنی جانشین پیامبرشان را هم بکشند، بطوریکه بعد از برگشتن موسی ـ علیه السلام ـ بسوی قوم و مشاهده وضعیت پیش آمده و اعتراض شدید به برادرش هارون، او جریان را توضیح داد و عرض کرد، که قوم او سرکشی کردند و به مخالفت با او برخواستند و حتی می خواستند او را بکشند. بطوری که خدای سبحان می فرماید:

کلام ایام - 185، بازگشت ودیعه قدسی
بخوانید

« قَالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُوا یَقْتُلُونَنِی » (الاعراف/ ۱۵۰) یعنی: ای فرزند مادرم، این قوم مرا ناتوان یافتند [ من درمقابل آنها و مخالفتشان ناتوان شدم] و نزدیک بود مرا بکشند.

ششم: وجود مبارک رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ در بعضی از سخنان خود، امت اسلامی را به بنی اسرائیل تشبیه فرموده و اظهار کرده است که این امت هم سرنوشتی مثل بنی اسرائیل پیدا خواهند کرد.

در احادیث معتبر قطعی الصدور مشاهده می شود که رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ارتباط هارون با حضرت موسی را به ارتباط امام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ با خودش تشبیه فرموده است. و در حدیث مشهور « منزلت» به این مطلب تصریح فرموده و این حدیث از متواترات قطعی است.بطوریکه آن حضرت خطاب به امام علی ـ علیه السلام ـ فرمود:

« أنتَ مِنّی بِمَنزلهِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی » یعنی: منزلت تو نسبت به من مثل منزلت هارون نسبت به موسی است جز اینکه بعد از من پیامبری نخواهد بود. یعنی تو فقط عنوان «نبی» را نخواهی داشت.

اما بعد از رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ حوادثی به وقوع پیوست که در جریان آن، سفارشات آن حضرت کنار گذاشته شد و ملت اسلامی دچار پراکندگی شدند مثل بنی اسرائیل که در بیابانها سرگردان شدند.

هفتم: بنابر آنچه گفته شد، احتمالاً ـ و نه قطعاً ـ علت اینکه آیه کریمه محل بحث برای این نماز تعیین شده، شباهت آن حادثه در بین بنی اسرائیل با جریان خلافت امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ در بین امت اسلامی می باشد. توضیح اینکه: حضرت موسی، برادرش هارون ـ علیهما السلام ـ را بعنوان خلیفه خود در بین قوم خود یعنی بنی اسرائیل معرفی کرد و خودش به میقات رفت و در غیاب او بنی اسرائیل سفارشات او را کنار گذاشته و با وجود دلائل آشکار و نشانه های روشن و نجات آنها از حکومت جبارانه و ظلم گسترده فرعون، به گوساله پرستی روی آوردند و در مقابل خلیفه او هارون قرار گرفتند و با او مخالفت کردند و حتی تصمیم به قتل او گرفتند و نزدیک بود آن تصمیم را عملی کنند. بنی اسرائیل در اثر آن رفتار جاهلانه و عدم اطاعت از خدا و پیامبرش و خلافکاریهای دیگر دچار گرفتاریها و سرگردانی شدند که در منابع تاریخی بطور مفصل ذکر شده است.

شبیه این حادثه در امت پیامبر خاتم حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ پیش آمد و آنها هم سفارشات پیامبرشان را کنار گذاشتند و از اطاعت او و خلیفه یعنی جانشین او خارج شدند و در نتیجه مراتب عظیمی از رحمت پروردگارشان را از دست دادند و دچار گرفتاریها و سرگردانی ها شدند. و در جریان غصب خلافت نافرمانی در برابر خدای سبحان و پیامبرش و جسارتِ خود را به جائی رساندند که می خواستند جانشین پیامبر خدا یعنی امام امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ را بکشند بطوریکه وقتی او را جهت بیعت اجباری با حکومت غاصب به مسجد پیامبر ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ بردند، آن حضرت همان آیه را به زبان آورد که حاکی از سخن هارون در مقابل حضرت موسی ـ علیهما السلام ـ است. کلامی که خدای سبحان در کتاب آسمانی نقل فرموده است:

« إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِی وَکَادُوا یَقْتُلُونَنِی »

مجموعاً شباهت ها و مناسبت های متعددی بین این دو جریان و همچنین تعیین این آیه کریمه برای خواندن در نماز مخصوص دهه اول این ماه وجود دارد که به تعدادی از آشکارترین آنها اشاره ای می کنیم:

۱ـ تشبیه مقام و موقعیت امام علی ـ علیه السلام ـ نسبت به رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در حدیث مشهور و متواتر «منزلت» یعنی: « أنتَ مِنّی بِمَنزلهِ هارونَ مِنْ مُوسی، اِلّاأنـّه لانَبیّ بَعدی»

۲ـ درخواست حضرت موسی از پروردگار عالمیان که برای او وزیر و پشتیبانی از خاندانش قرار دهد و پیشنهاد کرد که آن وزیر و جانشین و پشتیبان، برادرش هارون باشد و خدای سبحان آن درخواست را قبول فرمود واز این جریان و آیاتی از قرآن که حاکی از آن است برمی آید که جانشین یک پیامبر را هم مثل خود او، پروردگار عالمیان تعیین می کند، اگرچه خود یک پیامبر هم آن را پیشنهاد کند و فردی را که شایستگی برای آن مقام دارد در درخواست خود ذکر کند، اما پذیرش و یا عدم پذیرش آن درخواست در اختیار خدای سبحان است! و اگر غیر از این بود، حضرت موسی می توانست شخص مورد نظر خود را برای وزارت و خلافت خودش انتخاب کند و نیازی نبود که آن را از پروردگارش درخواست کند.

۳ـ امت حضرت موسی ده ها سال فعالیت طاقت فرسای پیامبرشان، در مقابله با فرعون و تحمل مشقت ها و سختی ها و نجات از حکومت فرعون را نادیده گرفتند و راهی را برای خود مطابق هوا و هوس نفسانی انتخاب کردند. در بین امت پیامبر خاتم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ شبیه این جریان پیش آمد و در نتیجه جامعه دینی به راهی رفت که مطابق هواهای نفسانی آنها بود و آنها در جریان رحلت رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و در غیاب او از راهی که آن وجود قدسی نشان داده بود خارج شده و به بیراهه ای رفتند. جز عده قلیلی که تحت رهبری مقام امامت وامامان بعدی درهمان راه استقامت کردند و مانع خاموش شدن مشعلها و چراغهای دین آسمانی شدند.

جریان پیش آمده در بین بنی اسرائیل نشان داد که امکان دارد حیله ها و نیرنگ ها و فریبکاریهای یک فرد، در عده زیادی از مردم اثرگذار شود، مثل «سامری» و با وجود علم و حکمت نازل شده آسمانی و معجزات آشکار، مردم به بیراهه ای بروند و بعداً مبتلا به آثار و نتایج زیانبار طولانی یا حتی دائمی بشوند. یعنی در اثر جهل و فساد عقیدتی و اخلاقی گروهی از مردم، علم و حکمت و فضائل اخلاقی در مقابل فریبکاری و حقه بازی و فساد اخلاقی ـ حداقل در کوتاه مدت ـ شکست بخورد و یا کم اثر شود.

۴ـ با توجه به این دو جریان مشابه هم در تاریخ، لزوم آموزش مستمر انسانها توسط معلمان آسمانی بیشتر آشکار می شود یعنی حتی با نزول کتاب آسمانی و آموزش مردم توسط پیامبر خدا و ایمان آوردن عموم مردم در یک جامعه یا اکثریت آنها نیاز انسانها به استمرار آموزشهای آسمانی از بین نمی رود، لذا خدای سبحان برای همه زمانها معلمانی تعیین فرموده و انسانها را بدون راهنمای آسمانی اعم از «نبی» یا «امام معصوم» رها نکرده است. چقدر مناسب است در اینجا ذکر کلامی از امیرالمؤمنین علی ـ علیه السلام ـ که در یکی از خطبه های خود در بیان موضوع خلقت عالم و خلقت انسانها وملائکه و انتخاب و اختیار و ارسال پیامبران فرمود:

« وَ لَمْ یُخْلِ اللَّهُ سُبْحَانَهُ خَلْقَهُ مِنْ نَبِیٍّ مُرْسَلٍ أَوْ کِتَابٍ مُنْزَلٍ أَوْ حُجَّهٍ لَازِمَهٍ أَوْ مَحَجَّهٍ قَائِمَهٍ، رُسُلٌ لَا تُقَصِّرُ بِهِمْ قِلَّهُ عَدَدِهِمْ وَ لَا کَثْرَهُ الْمُکَذِّبِینَ لَهُمْ مِنْ سَابِقٍ سُمِّیَ لَهُ مَنْ بَعْدَهُ أَوْ غَابِرٍ عَرَّفَهُ مَنْ قَبْلَهُ. عَلَى ذَلِکَ نَسَلَتِ الْقُرُونُ و مَضَتِ الدُّهُورُ وَ سَلَفَتِ الْآبَاءُ وَ خَلَفَتِ الْأَبْنَاءُ» (۲)آ یعنی: «خداوند سبحان هرگز خلق خود را خالی و محروم از پیامبران و کتاب، حجت و برهان لازم و رساننده به مقصود رها نساخته است. این پیامبران خدا ساخته، پیروزمندانی بودند که نه کم بودند تا عددشان اخلالی به انجام مأموریتشان وارد کند، و نه فراوانی تکذیب کنندگان تبهکار از اجرای تصمیم الهی شان باز می داشت.

سنت الهی بر آن بود که نام پیامبران آینده را بر گذشتگان ابراز کند و نام انبیای گذشته را به آیندگان معرفی نماید.(۳)

اما مشکل اصلی انسانها و ریشه تمامی مشکلات آنها این بوده و هست که بجای پیروی از معلمان آسمانی متصل به علم خدا و پرورش یافته از ناحیه عنایات خاص او، سراغ افرادی مثل خود رفتند و انسانها ناآشنا به راههای زندگی را راهنمای خود قرار دادند و بجای پیامبران و معلمان آسمانی از آنها پیروی کردند.

در این نوشتار قصد ما شرح و توضیح اعمال مخصوص این ماه عظیم و نورانی ذی الحجه و شرح و تفسیر بعضی از دعاهای آن بود که از نماز مخصوص در آن شروع کردیم و این بخش از مقالات مورد نظر اختصاص یافت به موضوع آیه کریمه قرآن که در آن نماز خوانده می شود. و شرح و توضیح تفضیلی آن، بخواست خدا در ادامه بحث اهداف اصلی را مورد توجه بیشتر قرار خواهیم داد.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۴/۳۱

 

پاورقی ها:

۱ـ در قرآن کریم یک اسلوب اختصاصی به کار رفته است که آن اسلوب در تمام سوره ها برقرار است. اما علاوه بر آن، تک تک سوره ها یک اسلوب دیگری هم دارند که مخصوص آن سوره است. اما در این نوشتار مجال ورود به آن بحث وجود ندارد.

۲ـ نهج البلاغه، خطبه اول

۳ـ نهج البلاغه، ترجمه مرحوم استاد محمد تقی جعفری، ص۵۳

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن