کلام ایام – ۳۶۶، روزهای تاریخی ماه ذی الحجه

کلیات

  • اعمال دهه اول ماه ذی الحجه

  •  شهادت امام باقر (علیه السلام)

  •  خروج غیر منتظره حضرت امام حسین – علیه السلام – از مکه زمان شروع اعمال حج.

  •  اقدام حکومتی برای بازگرداندن کاروان حسینی به مکه.

  •  عید عظیم غدیر روز اعلام و تبلیغ جریان استمرار رهبری آسمانی و اکمال دین و تمامیت نعمت پروردگار عالمیان است.

  •  انتشار خبر خودداری امام حسین – علیه السلام – از بیعت با یزید و مقابله او با حکومت.

  •  اهمیت موضوع تکریم عبادت عظیم و باشکوه حج.

  •  استفاده از امنیت قانونی شهر مکه در مقابل حکومت جبّاران.

  •  جایگاه رفیع حج و مناسک آن در سیره شریف امامان معصوم (علیهم السلام).

  • امام حسین – علیه السلام – به چه منظوری عده‌ای از مردان بنی هاشم را به صورت مسلّح با خود به دارالاماره برد؟

  •  امام حسین – علیه السلام – حتی در میدان‌های جنگ هم محافظ همراه نداشت.

  • علم و بصیرت خاصّ مقام عصمت و امامت.

  • مقصد اصلی امام حسین – علیه السلام – در جریان مقابله با حکومت.

  •  روش کار حضرت امام حسین مطابق روش پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و پدرش امیرالمؤمنین و برادرش امام حسن – علیهم السلام – بود.

  •  امام حسین – علیه السلام – امنیت و حرمت خانه خدا را به امنیت خود و همراهان خود ترجیح داد.

در ماه ذی الحجه حوادث تاریخی بسیار عظیمی واقع شده و ما مقالاتی در این ماه جلیل تحت همین عنوان کلی و بعضی دیگر تحت عنوان خاص نوشتیم. حوادث مهم تاریخی این ماه با ترتیب زمانی عبارتند از:

۱- شبها و روزهای دهه اول ماه.

۲- ازدواج حضرت امیرالمؤمنین علی با حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (علیهما السلام)، روز اول ماه.

۳- شهادت حضرت امام باقر (علیه السلام)، روز هفتم.

۴- روز «ترویه» و شهادت حضرت مسلم بن عقیل نماینده امام حسین – علیه السلام – در کوفه، روز هشتم.

۵- خروج غیر منتظره حضرت امام حسین – علیه السلام – از مکه و حرکت بطرف عراق، روز هشتم.

۶- روز عرفه روز نهم این ماه و شروع اعمال حج.

۷- روز عید قربان (اضحی) دهم ماه و روز برگزاری عبادت شکوهمند حج.

۸- ولادت حضرت امام هادی – علیه السلام – روز پانزدهم.

۹- عید بزرگ غدیر و روز اعلام و تبلیغ استمرار رهبری آسمانی و اکمال دین و اتمام نعمت پروردگار عالمیان برای انسان‌ها در روز هیجدهم.

۱۰- سالروز ولادت امام کاظم – علیه السلام – در روز بیستم.

۱۱- روز مباهله، روز بیست و چهارم.

۱۲- روز نزول سوره مبارکه انسان در شأن امیرالمؤمنین علی و حضرت فاطمه زهرا و فرزندان آنها – علیهم السلام – در جریان انفاق و ایثار شکوهمند آنها به نیازمندان و تحمل چند روز گرسنگی، در روز بیست و پنجم ماه.

 مقاله حاضر دهمین مقاله است که به مناسبت ماه ذی الحجه و ایام خاصّ آن منتشر می‌شود. قابل تذکر است که بعضی از مقالات از نوع ادامه‌ دار می‌باشد و بخش‌های دیگر آنها در مناسبت های بعدی منتشر خواهد شد (ان شاء الله تعالی) اما درباره بعضی از حوادث واقع شده در روزهای این ماه عظیم موفق به نوشتن مقاله ای نشدیم و امیدواریم فضل و عنایات خدای کریم سبب جبران این قصور یا تقصیر در مناسبت‌های دیگر شود.

خروج غیر منتظره حضرت امام حسین – علیه السلام – از مکه مکرمه

 از حوادث مهم این ماه خروج غیر منتظره حضرت امام حسین – علیه السلام -قبل از اتمام مراسم حج از شهر مکه است. در این بخش قطعه ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم:

«روز هشتم ماه ذیحجه مصادف است با روز حرکت کاروان حسینی – سلام الله علیه – بسوی عراق! آن کاروان قدسی در چنین ایامی از امنیت قانونی خود در شهر مقدس مکه و حرم امن خداوند صرف نظر کرده و به استقبال بلاهای عظیم شتافت.

در این ایام مسلمین از بلاد مختلف جامعه دینی جهت شرکت در مراسم عظیم حج به شهر مکه می روند و زمان خروج امام حسین – علیه السلام – هم اجتماع عظیمی از زائران خانه خدا در آن شهر تشکیل یافته بود و عده ای هم در حال ورود به فضای حرم بودند.

حرکت امام – علیه السلام – و همراهان او در چنین ایامی و خروج از شهر مکه و جوار مسجدالحرام، رفتاری خلاف انتظار طرفداران و شیعیان آن بزرگوار و بطور کلی امت اسلامی بود. چون در آن ایام عبادت باشکوه «زیارت خانه خدا» در شهر مکه برگزار می شود و آن عده از مسلمین که استطاعت این سفر را داشته باشند از نقاط دور و نزدیک جهت شرکت در آن مراسم باشکوه و آن عبادت عظیم در آن شهر اجتماع می کنند، عبادت مشهور «حج» دارای عظمت ها و جلالت های خاصی است و کسانیکه اولین بار به قصد زیارت وارد آن شهر شده اند، قبل از انجام آن مراسم حق خروج از آن مکان را ندارند، مگر در موارد اضطراری خاص.

اگر چه امام – علیه السلام – قبلاً بارها حج خانه خدا را بجای آورده بود و طبعاً این ممنوعیت یعنی خروج از شهر مکه در آن ایام شامل حال آن بزرگوار نمی شد، اما خروج او در آن ایام رفتاری غیر مترقبه بود و طبق محاسبات عادی و اخلاق عمومی دینی مردم انتظار شرکت آن حضرت در مراسم حج و به پایان رساندن آن را داشتند. اما این تصور عمومی، و غیر منتظره بودن رفتار آن حضرت مبتنی بر ملاحظاتی بود که مهمترین موارد آن عبارتند از:

۱-اهمیت موضوع تکریم عبادت عظیم و باشکوه حج

۲-استفاده از اجتماع عظیم مسلمین و انتقال و انتشار پیام های ضروری برای جوامع دینی از طریق زائران خانه خدا.

۳-بهره برداری از امنیت قانونی شهر مکه در مقابل حکومت نامشروع و غیر قانونی جامعه دینی.

در مورد مطلب اولی می شود گفت: عبادتی بنام «حج» در سنت های دینی جلالت و اهمیت عظیمی دارد. و شرکت در آن مراسم مطلوبیت خاصی برای پیروان دین توحیدی خواهد داشت و انجام این عبادت برای مؤمنان در طول عمر خود در صورت استطاعت یک مرتبه واجب است و علاوه بر آن، شرکت در آن مراسم برای دفعات بعدی جنبه استحبابی دارد. امام – علیه السلام – بطور مکرر و در هر فرصتی که فراهم می شد آن عبادت عظیم را انجام می داد و در آن مراسم حضور می یافت. در آن سال هم که امام – علیه السلام – از چند ماه قبل در شهر مکه حضور داشت بطور عادی مورد انتظار بود که در مراسم شرکت کند و اعمال حج را که در حال شروع بود، به پایان برساند. یعنی وقتی آن بزرگوار چند ماه قبل بجهت ضرورتی به شهر مکه هجرت کرده بود و در آن شهر اقامت داشت مورد انتظار بود که آن مراسم را به پایان برساند.

توضیح اینکه: امام – علیه السلام – در روزهای آخر ماه رجب از شهر مدینه حرکت کرد و روزهای اول – ماه شعبان به مکه رسید و در آن شهر استقرار یافت و تا روز خروج از آن شهر به مدت چهار ماه و چند روز در مکه حضور داشت، و اگر هم به هر ضرورتی تصمیم بر خروج از مکه داشت. طبق محاسبات و ملاحظات عادی می شد این خروج چند روز بعد انجام بگیرد، یعنی بین زمان خروج امام – علیه السلام – از شهر مکه و پایان مراسم حج پنج یا شش روز بیشتر نبود و اقامت او در این چند روز در شرایط عادی مشکلی ایجاد نمی کرد و مانع تحقّق اهداف اصلی او از مقابله با حکومت زمان نمی شد.

خلاصه اینکه: در سیره شریف ائمّه معصومین – علیهم السلام – حج خانه خدا و مناسک حج و شرکت در آن مراسم باشکوه و با جلالت عظیم، جایگاه رفیعی دارد و آن بزرگواران در صورت بدست آوردن فرصت مناسب و نبودن موانع بازدارنده مثل موانع سیاسی از ناحیه حکومت ها، غالباً در آن مراسم شرکت می کردند و خود وجود مبارک حضرت امام حسین – علیه السلام – تا آن زمان بیش سی مرتبه در ایام حج در شهر مکه حضور یافته بود – علاوه بر زیارت خانه خدا بصورت عمره –یعنی در حالیکه آن  بزرگوار بطور مکرر از شهر مدینه به قصد زیارت خانه خدا به مکه می رفت ـ آن هم غالباً این راه را پیاده طی می کرد اگر چه مرکب همراه داشت ـ حال که در شهر مکه اقامت دارد و زمان شروع مناسک حج هم رسیده است، طبعاً خروج غیر منتظره و ناگهانی او علت و حکمت خاصی باید داشته باشد.

اما در توضیح موضوع دوم عرض می کنیم: از رفتارهای شریف امام – علیه السلام – بر می آید که او از ساعتی که در مدینه به دارالاماره احضار شد و موضوع بیعت با یزیدبن معاویه – لعنه الله علیهما – به او پیشنهاد شد، در هر فرصتی مخالفت خود را با حکومت زمان به مردم اطلاع می داد و چهره اصلی حکومت ضد دینی یزید و پدرش معاویه را به مردم نشان می داد. از رفتارهای آن حضرت از زمان خروج از مدینه و استقرار در شهر مکه و اقامت چند ماهه در آن شهر این هدف حکیمانه او بخوبی آشکار می شود.

وقتی آن بزرگوار به مجلس امیر مدینه احضار شد، ابتدا از مسجد پیامبر – صلّی الله علیه و آله و سلّم – به منزل خود رفت و عده ای نزدیکان خود را دستور داد که بطور مسلح او را تا دارالاماره همراهی کنند و در آن مجلس از سخنانی که به امیر و نماینده حکومت فرمود و از او خواست که موضوع در بین مردم و اجتماعی از آن ها مطرح شود و همچنین دیدارهائی که فردای آن روز با عده ای از مردم داشت و نحوه حرکت خود و همراهان به شهر مکه، نیت شریف او آشکار می شود. بطوریکه وقت حرکت از مدینه به او پیشنهاد شد که از بیراهه حرکت کنند تا با مأموران و سپاه حکومتی مواجه نشوند! قبول نفرمود و اعلام کرد که از راه اصلی و شناخته شده به سفر خود ادامه خواهد داد.

کلام ایام - 46، ولادت امام حسین علیه السلام درخشش گوشواره عرش خدا
بخوانید

 پس از ورود به شهر مکه هم بطور مستمر با مردم، اعم از ساکنان شهر مکه و یا زائران خانه خدا که جهت انجام عمره و بعداً حج از بلاد مختلف به مکه می آمدند، ملاقات و مجالست و مصاحبت داشت، بطوریکه خبر عدم بیعت او با حکومت در شهر مکه و در سطح وسیعی از جامعه دینی منتشر شد! حال که هزاران انسان در شهر مکه اجتماع کرده اند و مناسک اصلی حج در حال شروع است، بهترین فرصت بر آن حضرت جهت اعلام موقعیت سیاسی خود و مخالفت علنی با حکومت پلید بنی امیه به وجود آمده بود! و بطور قطع شخصیت آن حضرت و مخالفتش با حکومت در مناسک حج و اجتماعات عظیم در مسجدالحرام و صحرای عرفات و مشعر الحرام و منا مورد توجه عموم زائران خانه خدا قرار می گرفت!!! و امکان بهره مندی فراوانی در جهت اهداف مقدس او فراهم می شد.

 اما موضوع سوم امنیت سیاسی خود آن وجود مبارک و خاندان و همراهان او از مؤمنین بود. در اخلاق و احکام دینی «شهر مکه» و در مرتبه ای بالاتر «مسجدالحرام» حرم امن خداوند محسوب می شود، و طبق قوانین شرعی کسانی که وارد فضای آن مسجد می شوند، از امنیتی برخوردار خواهند بود! و حکومت ها باید حرمت حرم خداوند را رعایت کنند و متعرض پناهندگان به آن حرم مقدس نشوند.

خداوند در این زمینه می فرماید:

«إِنَّ أَوَّلَ بَیتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَکَّهَ مُبَارَکًا وَهُدًى لِلْعَالَمِینَ —  فِیهِ آیاتٌ بَینَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کَانَ آمِنًا» (آل عمران / ۹۶-۹۷) یعنی اولین خانه ای که برای مردم [جهت عبادت خدا] قرار داده شد، همان خانه ای  که در مکه قرار  دارد و مبارک است، و برای عالمیان هدایتی است. در آن نشانه های روشن است و مقام ابراهیم، و هر کس در آنجا داخل شود، در امنیت قرار خواهد گرفت.

امام حسین – علیه السلام – هم وقتی تحت فشارهای سیاسی حکومت بنی امیه قرار گرفت به شهر مکه هجرت کرد و خود و همراهانش در پناهگاه امن خداوند استقرار یافتند.

در آن زمان موضوع امنیت انسان ها در مسجدالحرام و در شهر مکه و مجموعاً حرمت خانه خدا و قداست آن مورد توجه شدید مردم قرار گرفته داشت و در دل های مؤمنین نفوذ کرده بود و حکومت های جامعه دینی هم خواسته یا ناخواسته عمدتاً قوانین مربوط به آن را رعایت می کردند و بطور آشکار متعرض مخالفان سیاسی خود که به شهر مکه یا مسجدالحرام پناه برده بودند، نمی شدند و عموماً آن حرمت را اگر چه از روی ناچاری رعایت می کردند.»(۱)

خروج ناگهانی کاروان امام حسین – علیه السلام – در روز هشتم ذی الحجه و زمان شروع عبادت عظیم و جهانی حج نقشه حکومت و عمّال آن را در هم ریخت و توطئه مزورانه و منافقانه آن را خنثی و بی اثر کرد. تا جائی که حاکم شهر مکه و نماینده حکومت یزید در آن شهر یک گروه از سپاه حکومتی را جهت ممانعت از حرکت امام – علیه السلام – و بازگرداندن آنها اجباراً به شهر مکه اعزام کرد و آن سپاه درگیری خفیفی هم با همراهان امام – علیه السلام – پیدا کرد، البته کار دو گروه به جنگ آشکار و کامل نکشید و سپاه حکومتی بدون تسلّط بر همراهان آن حضرت به شهر مکه برگشتند.

 اقدام به باز گرداندن کاروان امام – علیه السلام – فضیحت و رسوائی دیگری در بین مردم و جامعه دینی برای حکومت بنی امیّه به وجود آورد! و نقشه مکّارانه آنها را برای همه آشکار کرد.

 امام – علیه السلام – بطوریکه قبلاً به آن اشاره شد، ابتداءً از احکام شرعی شناخته شده برای همگان استفاده کرد و از شهر مدینه هجرت کرد و در حرم امن الهی استقرار یافت و چند ماه در مکه اقامت داشت در این چند ماه خبر عدم بیعت و عدم تسلیم او در مقابل حکومت در سطح جامعه وسیع دینی منتشر شد و افکار عمومی اهل مکه و سایر مسلمین متوجه رفتار آن بزرگوار شد و کسانی که قبل از ایام حج جهت زیارت خانه خدا و بجای آوردن «عمره» از بلاد مختلف به مکه می‌آمدند، خبر مخالفت امام – علیه السلام – با حکومت را در تمام بلاد اسلامی و مناطق مختلف منتشر کردند.

 حکومت بنی امیه حکومتی منفور بود و فقط عده قلیلی از جاهلان و افراد فاسق طرفدار آن بودند، عده ای هم تحت سلطه حکومتی ناچار از اطاعت حاکم بودند، چون قدرت مقابله و معارضه با آن را نداشتند.

 مقابله امام – علیه السلام – با حکومت غاصب سبب سرور و رضایت اکثر افراد جامعه دینی شده بود و محبوبیت امام – علیه السلام – در جامعه دینی و بین زوّار خانه خدا بیشتر شده بود و رو به ازدیاد و گسترش بود.

 در آن شرایط هیچکس تصور نمی‌کرد که امام – علیه السلام – از آن اجتماع عظیم تشکیل شده در مکه، آن هم زمان شروع اعمال آن عبادت باشکوه، از آن شهر مقدس خارج شود و از آن اجتماع عظیم فاصله بگیرد.

 امام – علیه السلام – طبق محاسبات عادی لازم بود یا می‌توانست از امنیّت موجود در شهر مکه بهره‌برداری کند و حداقل عده زیادی از اهل مکه و زوّار خانه خدا را که از مناطق مختلف به مکه آمده بودند، با خود همراه سازد و با قدرت نظامی قابل توجهی با حکومت مقابله کند! اما برخلاف این محاسبات او بطور ناگهانی و بدون مقدمه از مکه خارج شد.

 خروج امام – علیه السلام – از مکه با هیچ محاسبه عادی و هیچ تدبیر سیاسی و اجتماعی متناسب نبود جز بصیرت و علم مقام عصمت و امامت یعنی علمی فوق عادی و آینده‌نگری ناشی از آن علم و آن بصیرت.

 لازمه فهم کامل مقصد متعالی امام – علیه السلام – علاوه بر توجه به علم و بصیرت فوق عادی که اختصاص به مقام نبوت و رسالت و امامت دارد، توجه به اهداف قدسی آن حضرت است. نظر شریف امام – علیه السلام – و هدف اصلی او ارائه چهره جمیل و  باشکوه دین توحیدی و شوکت و جلال آن بود برای جهانیان و ارشاد انسان‌ها بسوی آن پناهگاه قدسی که پیامبران خدا – علیهم السلام – در طول زمان آن را ساخته و آماده کرده بودند.

 آن حضرت برای رسیدن به آن مقصد و همراهی با انسان‌ها در آن راه دائماً در حال جهاد بود، چه در جهات علمی و آموزشی و چه ترویج اصول اخلاق آسمانی و چه جنگ و مقابله نظامی! همان مقصدی که برادر بزرگوارش امام حسن مجتبی به خاطر آن از حکومت صرف نظر کرد و فاصله گرفت و به فعالیت‌های آموزشی و علمی و اخلاقی پرداخت و تمام فشارهای حکومت پلید بنی امیّه را تحمل کرد و در مقابل فشارهای سیاسی استقامت ورزید و در این راه به شهادت رسید و قبل از او هم امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – از حقوق الهی خود صرف نظر کرد و برای استحکام ارکان بنای دین توحیدی سخت ترین مشقّت ها را تحمل کرد و کشتی طوفان زده دین خدا را از میان امواج سنگین فتنه ها بطرف ساحل نجات هدایت کرد.

 و همان مقصدی که پیامبران خدا – علیهم السلام – و در رأس آنها خاتم پیامبران حضرت محمد – صلّی الله علیه و آله و سلّم – برای رساندن بندگان خدای سبحان به آن، تمام امکانات عمر خود را به کار بردند و همه مشقّت ها و سختی ها و محرومیّت ها از حقوق خود را تحمل کردند.

 امام – علیه السلام – در بیان علت خروج ناگهانی و غیرمنتظره خود و در جواب سؤال و تعجب برادر خود جناب محمد بن حنفیه فرمود:

«یَا أَخِی قَدْ خِفْتُ أَنْ یَغْتَالَنِی یَزِیدُ بْنُ مُعَاوِیَهَ فِی الْحَرَمِ فَأَکُونَ الَّذِی یُسْتَبَاحُ بِهِ حُرمَهُ هذَا البَیتِ»(۲) یعنی: ای برادر! من نگران شدم از اینکه یزید بن معاویه با خدعه و نیرنگ مرا در حرم گرفتار کند، و در آن صورت من کسی باشم که از ناحیه او حرمت این خانه بشکند!

 امام – علیه السلام – امنیت خانه خدا و حرمت آن و آسایش انسان‌ها از ناحیه آن حرمت را به آسایش و امنیت خود و بودن در کنار طرفداران خود ترجیح می دهد. خانه خدا پرچم رفیع توحید و خداپرستی و چراغ همیشه روشن دین خدا است و آن بنای باشکوه و حرمت آن لازم است بطور دائم برقرار بماند و این مشعل عظیم پر نور هرگز و در هیچ زمانی خاموش نخواهد شد.

درباره جلوه های جهاد باشکوه امام حسین – علیه السلام – و همراهان و یاران وفادارش، در مقالات بعدی به بحثی تفصیلی خواهیم پرداخت. (ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

پاورقی ها:

۱- وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، شماره و عنوان:

 کلام ایام – ۱۵۸، خروج کاروان قدسی از مکه مکرمه و حرکت بسوی عراق

۲- لهوف، سید بن طاووس، انتشارات سرور، ص ۹۸

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن