کلام ایام – ۳۶۸، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا

بخش دوازدهم

کلیات

  •  وقایع عصر تاسوعا در تاریخ نهضت مقدس حسینی ( علیه السلام ) .

  •  حرکت سپاه شیطان به طرف خیمه های امام حسین (علیه السلام) .

  •  مقابله حضرت ابوالفضل العباس و ۲۰ نفر از سپاه امام – علیهم السلام – با سپاه شیطان .

  •  پیشنهاد امام – علیه السلام – برای به تأخیر انداختن جنگ .

  •  علت و حکمت پیشنهاد امام – علیه السلام – به سپاه دشمن .

  •  کلام امام – علیه السلام – در بیان علت پیشنهاد خود .

  • تجلی آرامش روحی و اطمینان قبلی و  قدرت و صلابت بی نظیر از امام حسین – علیه السلام – و یاران و همراهان او .

  •  امام – علیه السلام – و همراهانش در شب عاشورا حالتی شبیه به حالت کسانی را داشتند که در شب عید اضحی  (قربان)  در « مشعر الحرام » و وقوف یافته و به « ذکرالله » اشتغال دارند .

  •  علت و حکمت ذکر عبارت ذیل در کلام امام حسین (علیه السلام) :« فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّى قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَتِلاوَهَ کِتابِهِ وَکَثْرَهَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ»

  •  جریان مهلت خواستن و به تاخیر انداختن جنگ مشتمل بر آموزش‌هائی از طرف امام – علیه السلام – برای همراهانش و عموم انسانها بود .

  •  امام – علیه السلام – با درخواست مهلت ، عدم تمایل خود به جنگ با انسانها را نشان داد .

  •  درخواست مهلت با صلابت و قدرت روحی و نشان دادن آمادگی برای دفاع انجام گرفت .

  • روش کار و رفتار رسول خدا – صلی الله علیه و آله – و امیرالمؤمنین علی و امام حسن مجتبی و خود شخص امام حسین – علیهم السلام – در اقدام به جنگ دفاعی .

  •  آمادگی برای جنگ  دفاعی امری مطلوب و ممدوح و مورد سفارش خدای عزیز و حکیم است .

  • رفتارهای امام – علیه السلام – در جریان نهضت عاشورا ، عمدتاً و عموماً جنبه آموزشی برای انسانها داشت .

  •  نماز و تلاوت قرآن و مجالست با آن در فرصت های عمر و به طور کلی ذکر الله با انواع آن ، بهره و دارائی انسان از تجارتگاه دنیا و سرمایه او در زندگی اخروی خواهد بود .

 

 در ایام ماه محرم سال ۱۳۹۶ یک سلسله مقالات در بیان حوادث مربوط به نهضت مقدس حسینی (علیه السلام) تحت عنوان:

 «امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا» در یازده بخش در سایت منتشر شد.(۱) و سلسله مباحث منتهی شد به حوادث عصر تاسوعا و مهلت گرفتن امام حسین-علیه السلام- از سپاه دشمن و توافق برای به تأخیر انداختن جنگ تا صبح روز بعد. مقالات مذکور مشتمل بر تحلیل و شرح و تفسیری بود بر حوادث مربوط به نهضت عاشورا. و در دو سال بعد مقالات دیگری تحت عناوین ذیل:

«کاروان پیامبران در راه کربلا»(۲) و «محرم الحرام و شکوه و جلال مراسم عزای حسینی»(۳) در سایت منتشر شد.”]

 مقالات حاضر را هم با همان عنوان: «امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا» و در تعقیب مباحث قبلی ادامه می‌دهیم:

 در مقالات یازده گانه قبلی – بطوریکه ذکر شد- تحلیل و شرح و تفسیری بر حوادث مربوط به نهضت مقدس حسینی- علیه السلام- بعمل آمد. و عنوان مقالات و علت انتخاب آن و معانی قرآنی موضوع: «امتحان خدای سبحان» و «سنت عمومی امتحان» و معنی مشروح و حقیقی و کامل آن مورد بحث و بررسی قرار گرفت و آن سلسله مباحث به ذکر و توضیح حوادث عصر تاسوعا منتهی شد! و شرح و توضیح حوادث بعدی را با استمداد از الطاف و عنایات پروردگارمان از این بخش ادامه می‌دهیم.

امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا

 در مقالات قبلی تحلیل و توضیح حوادث نهضت مقدس حسینی (علیه السلام) به جریان حرکت سپاه حکومتی به طرف خیمه های امام حسین- علیه السلام- و همراهانش یعنی مقدمات شروع جنگ منتهی شد و اینکه امام- علیه السلام- برادر شجاع و رشید خود حضرت عباس – علیه السلام – و بیست نفر از مردان جنگی همراه خود را جلو سپاه دشمن فرستاد و آنها جلو سپاه دشمن را گرفتند و مانع حرکت آنها بسوی خیمه ها شدند و بین امام- علیه السلام- و سپاه دشمن توسط حضرت ابوالفضل العباس – علیه السلام – مذاکره غیر مستقیمی انجام گرفت و سرانجام توافقی بین دو سپاه بعمل آمد که جنگ تا صبح فردا به تأخیر بیافتد. یعنی سپاه حکومتی پیشنهاد به تأخیر افتادن جنگ را که از طرف امام- علیه السلام- مطرح شده بود قبول کردند و به اردوگاه خود برگشتند.

 امام- علیه السلام- درباره موضوع پیشنهاد خود به سپاه دشمن و به رسول (فرستاده) خود بسوی آنها فرمود:

«اِرْجِعْ اِلَیْهِمْ فَاِنْ اسْتَطَعْتَ اَنْ تُؤَخِّرَهُمْ اِلى غَدْوَهٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنّا الْعَشِیَّهَ لَعَلَّنا نُصَلّى لِرَبِّنَا الْلَّیْلَهَ وَنَدْعُوَهُ وَنَسْتَغْفِرَهُ، فَهُوَ یَعْلَمُ اَنِّى قَدْ کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاهَ لَهُ وَتِلاوَهَ کِتابِهِ وَکَثْرَهَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ» یعنی بسوی آنها برگرد و اگر توانستی آنها را تا فردا صبح به تأخیر بیانداز و آنها را در این وقت غروب [و امشب] از ما دفع کن (برگردان) باشد که ما امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و او را بخوانیم (دعا کنیم) و بسوی او استغفار کنیم، و او می داند که من همیشه نماز برای او و تلاوت (خواندن مکرّر و مستمر) کتابش و دعا و استغفار زیاد را دوست داشتم.

در مقالات قبلی تحلیل فشرده‌ای از موضوع حرکت سپاه دشمن در عصر تاسوعا به طرف خیمه های امام – علیه السلام – و مقابله گروهی از همراهان آن حضرت با سپاهِ در حال حمله و بحث و گفتگوی حضرت ابوالفضل العباس – علیه السلام – با آنها به نمایندگی از طرف امام – علیه السلام – توافق دو گروه برای به تأخیر انداختن جنگ تا صبح روز بعد بعمل آمد! و اشاراتی شد به علت و حکمت درخواست مهلت از طرف امام -علیه السلام – و علت پذیرش آن از طرف سپاه دشمن. در این بخش خلاصه‌ای از آن بحث را جهت اتصال مطالب به هم ذکر می کنیم:

امام – علیه السلام – در بیان علت درخواست مهلت خطاب به حضرت عباس – علیه السلام – و یاران و همراهان خود فرمود:

«باشد که امشب برای پروردگارمان نماز بخوانیم و دعا کنیم و از او استغفار کنیم…» در این رفتار امام عالی ترین مراتب از امتحانات ملکوتی تحقّق یافته و به انسان‌ها عرضه شده است. جهت ملکوتی این سه عامل یعنی نماز خواندن برای خدا و دعا و درخواست از او و استغفار از او، آنچنان زیبا و دل انگیز است که امام – علیه السلام – در آن موقعیت بحرانی و در داخل حلقه محاصره دشمن با قدرت عظیم روحی و اطمینان و آرامش قلبی و امیدواری کامل به الطاف و رحمت پروردگار عالمیان می‌خواهد به نماز و دعا و استغفار بپردازد و همراهان خود را هم به این نوع عبادت دعوت کند و با آنها همراهی کند. در رفتار و کلام امام – علیه السلام – جز آرامش قلبی و قدرت روحی و استقامتِ بدون شبیه و نظیر و علاقه و اشتیاق به وظایف امامت و ارشاد انسان ها بسوی خدا، چیز دیگری مشاهده نمی شود.

حالات روحی مقام قدسی امامت در آن وقت غروب و رفتار او انسان را به یاد عرفات و مشعرالحرام و وقوف در آن مَواقف کریمه و مَشاهد شریفه و شب عید اضحی (قربان) می‌اندازد.

امام – علیه السلام – اشتیاق خود را به نماز و دعا و استغفار زیاد و بطور کلی «ذکرالله کثیر» در آن موقعیت اعلام می‌کند. در حالیکه در حلقه محاصره سی هزار نفر از دشمنانش قرار گرفته و آنها به قصد جنگ با او و کشتن او و همراهانش در آن مکان اجتماع کرده اند.

امام – علیه السلام – و همراهان و افراد خاندان او در آن شب و در آن مکان حالتی شبیه به حالت کسانی را داشتند که در شب عید اضحی (قربان) در مشعرالحرام وقوف دارند و مشغول ذکرالله هستند و در انتظار طلوع صبح و انجام اعمال حج به سر می برند.

امام – علیه السلام – در ادامه کلام نورانی خود می فرماید:

و او [خدای سبحان] می داند که من همیشه نماز برای او و تلاوت کتاب او و دعا و استغفار زیاد را دوست می داشتم. بطور قطعی نمی دانیم منظور امام – علیه السلام – از این عبارت در کلام شریف خود چه بود، چون در عبارت اول کلام مبارک تمایل و اشتیاق به نماز برای خدا و دعا و درخواست از او و استغفار از او را اعلام فرمود! بنابراین ذکر عبارت دوم یعنی:

«فهو یعلم أنّی کنتُ قد أحبّ الصّلاه له و تلاوهَ کتابه و کثره الدّعاء و الاستغفار» باید علت خاصی داشته باشد.

می شود درباره علت و حکمت صدور این قسمت از کلام شریف امام – علیه السلام – و مجموعه کلام و رفتار آن حضرت در آن موقعیت چند احتمال در نظر گرفت .این احتمالات و خلاصه‌ای  از مباحث قبلی در این زمینه را در تحلیل فشرده ای ذیلاً می آوریم :

کلام ایام – 297، محرم الحرام و شکوه و جلال مراسم عزای حسینی (علیه السلام)
بخوانید

 یکم : کلام و رفتار امام – علیه السلام – جریان مهلت خواستن و به تأخیر انداختن جنگ مشتمل بر آموزشی برای همراهان و اصحاب آن حضرت بود یعنی در زمان ابتلاء به گرفتاری ها و مشکل ها و مصیبت‌ها درهای پناهگاه امن توحیدی به روی انسان ها باز است و آنها می‌توانند وارد فضای آن پناهگاه شوند و از هر خوف و حزنی در امان و از خطرات عظیم مصون باشند ! و به قدرت بی پایان خدای قادر پناهنده شوند .

دوم : این آموزش امام – علیه السلام – عمومیت دارد ، یعنی علاوه بر اینکه یاران و همراهان آن حضرت بطور خاص و مستقیماً مورد نظر شریف آن حضرت بوده‌اند ، امکان دارد عمومیت آن آموزش هم برای عموم انسانها و زمانها و شرایط مختلف مورد نظر بوده باشد . و اینکه آن وجود قدسی به وظایف عمومی مقام امامت توجه داشته و وضعیت بحرانی پیش آمده و سنگینی امواج مصیبت ها مانعی برای او در انجام وظایف آموزشی مخصوص مقام امامت نبود . یعنی آن حضرت به شئون آن مقام آسمانی ، بی‌اعتناء و حتی کم توجه نبود . بلکه با کلام و رفتار خود از فرصت ها حتی اگر هم کوتاه هم بود ، استفاده می‌کرد و راههای حقیقی زندگی را به انسانها نشان می داد ! و خودش هم با آنها در جاده حیات حقیقی همراهی می کرد .

سوم : امام – علیه السلام – با آن رفتارش عملاً عدم تمایل خود به جنگ را به انسانها نشان داد و اینکه راه حل مشکلات اجتماعی و اختلافات بین انسانها جنگ نیست و اینکه در حد امکان باید از وقوع جنگ جلوگیری کرد.

امام -علیه السلام – در آن رفتار از سنت و روش رسول اکرم – صلی الله علیه و آله – و امیرالمؤمنین علی و امام حسن مجتبی – سلام الله علیهم اجمعین – پیروی کرد و خواسته در حد امکان از وقوع جنگ جلوگیری کند . یعنی در عرف اخلاق و احکام دین خدا ، جنگ راه حل مناسبی برای برطرف کردن مشکلات نیست و لازم است در حد امکان از آن فاصله گرفت و فقط در صورت ناچاری برای آن اقدام کرد ، یعنی در صورت حمله دشمن و شروع جنگ از طرف مقابل .

البته آمادگی برای جنگ دفاعی امری مطلوب و ممدوح و مورد سفارش خدای عزیز و حکیم – عزوجل – می باشد و ای بسا آن نوع آمادگی و اظهار و اعلام آن به دشمن مانع وقوع جنگ شود و دشمن تمایل خود را به آن از دست بدهد .خدای سبحان می فرمایید :

« وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ » ( الأنفال / ۶۰ ) یعنی : آماده کنید برای آنها [ دشمنان ] هر چه در توان دارید از نیرو و اسب های جنگی آماده تا با این کار دشمنان خدا و دشمنان خود را بترسانید .

قابل ذکر است که نشان دادن عدم تمایل به جنگ و دعوت سپاه دشمن به صلح و خودداری از هر اقدامی برای شروع جنگ در شرایطی بود که امام – علیه السلام – قدرت روحی و صلابت و شجاعت و استقامت فوق عادی برای دفاع و عدم تسلیم در مقابل حکومت جباران و حکام لئیم را از طرف خود و یارانش آشکار می کرد .

 چهارم :  امام – علیه السلام – در مهلت به دست آمده فرصت دیگری برای یاران و پیروان خود به وجود آورد تا بلکه – حداقل بعضی از آنها –  بتوانند در صورت عدم تمایل کامل و استقامت با قدرت کامل روحی برای جنگ و کشته شدن ، از نزد امام – علیه السلام – بروند و از خطر کشته شدن که در صورت ماندن در کنار امام – علیه السلام – قطعی و حتمی بود ، نجات یابند .

پنجم : امام – علیه السلام – در تمام رفتارها و سخنان خود آموزش راه های زندگی حقیقی برای انسانها را در نظر می گرفت و رفتارهای شریفش عمدتاً جنبه آموزشی داشت . او زندگی شخصی خود را تحت الشعاع زندگی اجتماعی و اخلاقی و مقام امامت خود قرار می داد! بصیرت و علم و حکمت او تمام عالم و تمام تاریخ حیات علمی و اخلاقی و فرهنگی انسانها را در قلمرو خود قرار داده بود. البته این نوع رفتار در سیره شریف رسول خدا – صلی الله علیه و آله – و همه امامان معصوم – علیهم السلام – عمومیت دارد و در بعضی از حوادث عمر شریف آن ها تجلی بیشتری یافته است .

آن وجود مبارک با آن رفتار خود یعنی درخواست مهلت تا صبح روز بعد و بیان حکمت و علت آن درخواست ، راه روشن و هموار و فضای امن وسیعی را به انسانها نشان داد و آنها را به آن فضای امن هدایت  کرد .

او در تمام ایام حیات و ساعات و فرصت‌ها با کلام خدا همراه بود و اصلا شخصیت او تجسم و تمثیلی از قرآن مجید بود لذا در بیان علت و حکمت درخواست مهلت ، مقام و موقعیت خود را هم برای انسانها ، اعم از همراهان و دیگران متذکر شد و آن کلام مشهور خود را که حاکی از موقعیت او نسبت به نماز و ارتباط با پروردگار عالمیان و تلاوت قرآن و دعا و استغفار زیاد بود ، بر زبان مبارک جاری کرد !

از کلام شریف امام – علیه السلام – بر می آید که نوع توجه او در آخرین شب عمر خود – با علم قطعی به اینکه روز بعد خود او و یارانش کشته خواهند شد – نسبت به نماز برای خدا و تلاوت کتاب خدا و دعا و استغفار ، متفاوت با نوع توجه عموم انسان ها بود .

توضیح اینکه اهل ایمان عموماً و عمدتاً و یا گروهی از آنها وقتی از موضوع رحلت خود مطلع می شوند ، مثلاً به آنها گفته می‌شود که ساعتی دیگر یا دقایقی دیگر کشته خواهد شد ، اگر فرصتی در اختیار داشته باشند و یا درخواست کنند و با آن درخواست موافقت شود ، آن فرصت اندک را به خواندن نماز و استغفار و توبه و تلاوت آیاتی از قرآن می پردازند و از غفلت ها و اشتغالات عادی روزمره فاصله می گیرند .

اما این  موضوع در رفتارهای امام – علیه السلام – کوچکترین دخالتی نداشت و بلکه آن وجود قدسی اشتیاق شدیدی به نماز و قرآن و دعا و استغفار داشت و آن اشتیاق تمام فضای روح شریفش را پر کرده بود ، تا جائی که آن را در کلام خود  اظهار  کرد و به آن اشتیاق در رفتارهای خود در آن شب صورت نوعی تجسم بخشید! و همراهان  هم از آن اشتیاق در حد ظرفیت روحی خود بهره و سهمی داشتند و در آن شب عظیم به بهره و سهم خود مقدار فراوانی افزودند.

نماز و تلاوت و قرائت قرآن و مجالست با آن در فرصت های عمر و دعا و استغفار و به‌طورکلی « ذکر الله » با انواع خود ، بهره و دارائی انسان از تجارتگاه دنیا خواهد بود و سرمایه انسان در همه عوالم یعنی دنیا و برزخ و قیامت و بهشت ! و طبعاً افزودن به این سرمایه و دارائی در صاحبان علم و عقل و حکمت ، دل انگیز و مورد اشتیاق و مطلوب خواهد بود.

از سپاه خدای – عزّوجلّ – که تعدادشان هم اندک بود قدرت و صلابت عظیمی تجلی یافت و مشعل هائی روشن شد که دائماً فضای قهرمانی ها و استقامت ها و قدرتهای روحی را در سطح عالم و در طول تاریخ روشن خواهد کرد ! و آن محصول پر برکت از جمله نتایج آن مرتبه از « امتحانات ملکوتی » بود ! و آن امتحان دائماً برقرار است و آن چشمه های خشوع و قدرت و حیاتبخش دائماً درخت‌های تنومند و پرثمر آزادگی و جوانمردی و عرفان خالص توحیدی را ، آبیاری می کند.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۰۶/۱۷

پاورقی ها:

۱- سایت حکمت طریف، بخش کلام ایام با شماره و عنوان:

 کلام ایام – ۱۶۶، امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا تا شماره – ۱۷۷ (در یازده بخش)

۲- همان، تحت شماره و عنوان:

 «کلام ایام – ۲۴۳، کاروان پیامبران در راه کربلا تا شماره – ۲۴۷ (در پنج بخش)

۳- همان، تحت شماره و عنوان:

«کلام ایام – ۲۹۷، محرم الحرام و شکوه و جلال مراسم عزای حسینی (علیه السلام)، تا شماره – ۲۹۹ (در سه بخش)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن