کلام ایام – ۳۷۳، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام حسن مجتبی (علیه السلام)

کلیات

  • برکات صلح امام حسن مجتبی (علیه السلام)

  •  برکات ولادت امام حسن مجتبی – علیه السلام – سرور جوانان اهل بهشت.

  •  ولادت امام حسن مجتبی – علیه السلام – جلوه ای از اجتماع دریاهای نور

  • صلح و جنگ در جهت حفاظت از دین خدا.

  •  علت گریه امام حسن – علیه السلام – در وقت رحلت از دنیا.

  •  تعجب نزدیکان امام حسن – علیه السلام – از گریه او در وقت رحلت.

  • موقعیت امام حسن – علیه السلام – در عبادت.

  •  صاحبان مقام نبوت و امامت و عصمت در اصل از انتقال خود به عالم آخرت مسرور می‌شوند.

  • عظمت حادثه قیامت فوق تصور عادی انسان‌ها است.

  • عظمت و سنگینی حادثه قیامت در نظر پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام).

  • ترس از پروردگار عالمیان به میزان احساس عظمت از او ارتباط دارد.

  • ترس از خدا مثل ترس از یک شئ خطرناک و خوفناک نیست.

  • ترس از خدا مانع ظلم انسان ها به دیگران و به خودشان می‌شود.

  • نظریات علامه طباطبائی درباره خوف از خدا و انواع آن.

  • سه نوع عبادت برای پروردگار عالمیان.

  •  چرا ملائکه مقرّب که در مقام عصمت قرار دارند از خدا می‌ترسند.

  • ترس از خدا مقام رفیعی است که بالاترین مرتبه آن در پیامبران و امامان معصوم وجود دارد.

  طبق قول بعضی از مورّخان و سیره نویسان شهادت امام حسن مجتبی- علیه السلام- در روز هفتم ماه صفر سال ۵۰ هجری واقع شده و بعضی دیگر آن حادثه را در روز بیست و هشتم این ماه نقل کرده اند. پس در هر دو تاریخ نقل شده لازم است ذکری از آن حضرت و سیره شریف و فضائل آن بزرگوار بعمل آید.

 در سالهای گذشته در سال روز ولادت و همچنین شهادت وجود مبارک امام حسن مجتبی- علیه السلام- مقالاتی در همین وبسایت منتشر شد. عناوین و شماره های مقالات قبلی را ذیلاً ذکر می‌کنیم تا علاقه‌مندان بتوانند به آنها مراجعه کنند.

 کلام ایام – ۱۲، برکات صلح امام حسن مجتبی – علیه السلام-  در سه بخش و با شماره های ۱۶ و ۱۷

کلام ایام – ۵۹، برکات ولادت امام حسن مجتبی – علیه السلام – سرور جوانان اهل بهشت. در چهار بخش و با شماره‌های ۵۹ – ۶۰ – ۶۸ – ۶۹

کلام  ایام – ۱۴۰، ولادت امام حسن مجتبی – علیه السلام – جلوه‌ای از اجتماع دریاهای نور.

 کلام ایام – ۲۰۹، صلح و جنگ در جهت حفاظت از دین خدا. در چهار بخش و با شماره‌های – ۲۱۰ – ۲۱۴ و ۲۱۵

کلام ایام – ۳۳۹، امام حسن مجتبی – علیه السلام – و تجلّی متعالی از کرامت خدای سبحان.

 در مقالات فوق الذکر حوادث مهم دوره امامت آن حضرت و حکمت و فواید صلح او و علل کنار کشیدن او از حکومت، مورد شرح و تحلیل قرار گرفت و در بعضی از آنها مواردی از رفتارها و سخنانی از آن وجود مبارک ذکر شد.

 در این نوشتار سخنان مذکور را با ترجمه و بدون شرح و با ذکر شماره مقاله مجدداً ذکر می‌کنیم و این نوع بحث را  ان شاء الله تعالی تحت عنوان کلی:

 «معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام حسن مجتبی (علیه السلام)» در مناسبت‌های بعدی ادامه می‌دهیم.

 قابل تذکر است که این روش کار اخیراً درباره همه ذوات مقدسه رهبران آسمانی به کار بسته می‌شود و آن عمل به یکی از وعده‌های قبلی است.

۱- «ما تَشاوَرَ قَومٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشدِهِم»(۱)  یعنی: هیچ قومی با یکدیگر مشورت نکردند، جز اینکه به راه رشد خود هدایت شدند.

۲- «اَلخَیرُ الَّذی لاشَرَّ فیهِ : اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَهِ وَالصَّبرُ عَلَى النّازِلَهِ»(۲) یعنی: خیری که هیچ شرّی در آن نیست، شکر بر نعمت است و صبر در مصیبت.

۳- امام حسن – علیه السلام – به مردی که از مریضی بهبود یافته بود فرمود:

«إنَّ اللّه قَد ذَکَرَکَ فَاذکُرهُ، وأقالَکَ فَاشکُرهُ»(۳) یعنی: خدا تو را یاد کرد، پس تو هم او را یاد کن و او تو را بخشید، پس تو هم او را شکر کن.

۴- نقل کرده اند: و کان الحسن او الحسین – علیهما السلام – اذا اتاه الفقیر قال:

« مرحبا بحامل زادی الی الاخره»(۴)یعنی: امام حسن یا امام حسین وقتی فقیری نزد او می آمد می فرمود: خوش آمد کسی که توشه مرا به آخرت حمل می کند.

 ۵- از امام حسن – علیه السلام – سؤال شد که «کَرَم» چیست؟ فرمود:

«الاِبْتِداءُ بِالعَطیهِ قَبْلَ المَسْأَلَهِ و اِطْعامُ الطَعامِ فی الَمحِلِ»(۵) یعنی: عطا کردن قبل از اینکه نیازمند درخواست کند و طعام دادن در زمان کمیابی.

۶- از امام باقر – علیه السلام – نقل شده است که می فرمود:

 وقتی زمان وفات امام حسن – علیه السلام – رسید، حالت گریه پیدا کرد! به او گفته شد: ای فرزند رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – آیا گریه می کنی با آن مقامی که در نزد رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – داری؟ در حالیکه آن حضرت درباره تو [و فضائل تو] آن سخنان را گفته است و در حالیکه تو بیست بار پیاده به حج رفته ای و اموال خودت را سه بار بطور کامل تقسیم کرده ای [و به فقرا بخشیده ای در راه خدا]

امام – علیه السلام – فرمود:

«إِنَّمَا أَبْکِی لِخَصْلَتَیْنِ: لِهَوْلِ الْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ الْأَحِبَّه» یعنی: جز این نیست که من برای دو چیز گریه می کنم: عظمت و سنگینی قیامت و فراق دوستان.

کسانیکه در ساعت رحلت امام حسن – علیه السلام – در کنارش بودند و یا بعضی از آن ها از گریه امام – علیه السلام – تعجب کردند. چون صاحبان مقام نبوت و امامت و عصمت از انتقال خود به عالم آخرت و خروج از دنیا مسرور می شوند و رحلت خود را زمان آزاد شدن از گرفتاری های دنیا و درد و رنج و غم و اندوه آن تلقّی می کنند.

دیگر اینکه عظمت عبادات و میزان اعمال حسنه آن ها فوق محاسبه عادی است و تمام لحظات عمر آن ها با ذکرالله و اعمال حسنه، بالخصوص کمک به نیازمندان سپری می شود.

 لذا شخص سؤال کننده از گریه امام –  علیه السلام – تعجب می‌کند و از او سؤال می‌کند که شما با آن موقعیت عبادی و اخلاص به پروردگار عالمیان و کمالات و فضائلی که رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – درباره تو فرموده آیا نگران چیزی هستی (قریب به این الفاظ) و در سؤال خود متذکر بعضی از فضائل و رفتارهای عظیم آن حضرت می شود مثل بیست بار پیاده به حج رفتن و سه بار تقسیم اموال خود و بخشیدن نصف آن به فقرا و نیازمندان.

 امام – علیه السلام – در جواب سؤال او اشاره ای می کند به دو موضوع! یکی عظمت حادثه قیامت که فوق تصور عادی انسان‌ها است.

 دیگر جدا شدن از دوستان که اُنسی در زندگی دنیا با آنها پیدا شده بود.

عظمت و سنگینی حادثه قیامت در نظر پیامبران و امامان معصوم و ملائکه مقرّب – سلام الله علیهم اجمعین – بصورتی تجلّی می یابد که برای انسانهای دیگر قابل ادراک نیست و برعکس تصور عامّه، صاحبان ادراکات فوق عادی و کسانیکه روح شریف آنها به هیچ گناهی آلوده نشده آن عظمت را ادراک می کنند.

ترس شدید پیامبران و امامان و صاحبان مقام عصمت – علیهم‌السلام – از قیامت، در حالیکه آنها در تمام عمر خود حتی یک گناه کوچک انجام نداده اند، احتیاج به توضیح و تحلیل دارد. ترس از قیامت اختصاص به موضوع مجازات اعمال ندارد و آن حالت و در اصل ترس از عظمت پروردگار عالمیان به میزان احساس عظمت از او ارتباط دارد. آن نوع ترس یعنی ترس از مقام پروردگار عالمیان حالتی باشکوه و دلنشین و بسیار لذتبخش است و مراتب برتر آن اختصاص به صاحبان مقام عصمت دارد و انسان‌های عادی و صاحبان ادراک سطحی از آن حالت بی نصیب یا کم بهره هستند.

ترس از خدا مثل ترس از یک شئ خطرناک و خوفناک نیست که امکان دارد به انسان آسیبی بزند! بلکه ترس از عظمت و قدرت و عدالت او است که از تمام  اعمال بندگان خبر دارد و بطور دائم آنها را تحت نظارت خود دارد و از کوچکترین ظلم انسان ها به دیگران صرف نظر نخواهد کرد.

 ترس از خدا مانع ظلم انسانها به دیگران و به خودشان و ظلم به موجودات دیگر مثل حیوانات می شود و ترس حقیقی و کامل از خدا مانع ارتکاب گناهان و اعمال خلاف و بطالت در زندگی و احساس پوچی ها و بی هدفی ها می شود.

 ترس از خدا سبب اعمال خیر و انجام عبادات و خودداری از گناهان و ظلم به دیگران – همانطور که گفته شد – و سرانجام ورود به بهشت و سعادت ابدی می شود. همچنانکه خدای سبحان فرمود:

«وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى– فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِی الْمَأْوَى» (النازعات/ ۴۰ – ۴۱) یعنی: و اما کسی که از مقام پروردگارش ترسید و نفس خود را از هوس بازداشت، همانا بهشت جایگاه او خواهد بود.

 همچنین فرمود:

«وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ» (الرحمن/۴۶) یعنی: و برای کسی که از مقام پروردگارش ترسید دوتا باغ بهشتی خواهد بود.

 علامه طباطبائی – رضوان الله تعالی علیه –  در تفسیر آیه کریمه اخیر – آیه ۴۶ از سوره الرحمن – در معنای کلمه «مقام» در این آیه و معنای مراد از آن در این آیه و همچنین معنی ترس، بحث مستدلی آورده است که خلاصه ای از آن را ذیلاً می‌آوریم:

 کلمه «مقام» مصدر میمی و به معنای قیام است مراد از آن احاطه پروردگار عالمیان و علم او به بنده ها و اعمال آن ها و ضبط و حفظ و جزاء او به آنها است. و ممکن است کلمه «مقام» اسم مکان باشد و بمعنی مقام بنده برای خدا و مراد از آن مقامی است که او برای بنده اش دارد و او ربّ بنده ها است که امور او را تدبیر می‌کند و از جمله تدابیر او این است که بنده را به لسان رسولانش به ایمان و عمل صالح دعوت می‌کند و قضاء رانده است که به بنده خود جهت اعمال خیر و شرّ او جزاء دهد و او محیط بر بنده خود و با او و کنار اوست و شنوا است به آنچه او می‌گوید و بینا است به آنچه عمل می کند و لطیف و خبیر است.

کلام ایام ـ 259، نگاه آسمانی به عطایای الهی
بخوانید

 و خوف از الله – تعالی – گاهی خوف از مجازات اوست بر کفر و معصیّت و لازمه آن ترس بنده از او بجهت خلاص شدن از مجازات او می باشد و نه بطور خالص برای او و آن عبادت بردگان است که موالی خود را عبادت می کنند بجهت ترس از مجازات. همچنانکه بعضی او را جهت پاداش و طمع به ثواب او عبادت می کنند تا رستگار شوند با رسیدن به خواسته های خود و نه بخاطر وجه کریم پروردگارشان و بطور خالص جهت رضایت او. این عبادت نوع دوم، از نوع رفتاری است که تاجران دارند.

 خوف مذکور در آیه «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ» غیر از این نوع خوف است، چون این خوف از عقاب و مجازات است اما آن خوف از قیام خدای تعالی بر بنده و اعمال اوست یا خوف از مقام خدای تعالی است نسبت به بنده اش و آن تأثّر خاصی است از بنده که چیزی جز کوچکی و حقارت در مقابل عظمت و کبریای پروردگارش و ظهور اثر مذلّت و حقارت مقابل عزت و جبروت مطلق او ندارد.

عبادت خدای تعالی از خوف او با در نظر گرفتن این معنا از خوف، خضوعی است در مقابل او از آن جهت که او الله است، ذوالجلال و الاکرام، نه بخاطر ترس از مجازات او و طمع در پاداش و ثواب او بلکه در آن اخلاص عمل برای وجه کریم اوست – سبحانه و تعالی – و این معنی از خوف همان است که خدای تعالی ملائکه مکرّم خود را با آن ستوده است که معصوم و ایمن از عذاب مخالفت و نتایج معصیت هستند. خدای تعالی می فرماید:

«یخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ» (النحل/۵۰) یعنی: از پروردگارشان که فوق آنها [و حاکم بر آن ها است] می ترسند.(۷)

مفسّر بزرگ قرآن مرحوم علامه طباطبائی – رضوان الله تعالی علیه – در تفسیر آیه کریمه با بحث اجمالی فوق معنای حقیقی خوف از خدای تعالی را با انواع سه گانه آن توضیح داده و در این بحث بطور ضمنی به روایاتی در این زمینه اشاره ای کرده است.

از وجود مبارک امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – نقل شده است که فرمود:

«إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الاْحْرَارِ»(۸) یعنی: قومی خدا را برای سودجوئی [و فواید آن] عبادت کردند، و آن عبادت تاجران است و گروهی او را بجهت ترس از مجازات عبادت کردند، و آن عبادت بردگان است و گروهی خدا را عبادت کردند به انگیزه شکر، پس آن عبادت آزادگان است.

همچنین از آن حضرت کلام دیگری در این زمینه نقل شده است که خطاب به پروردگار عالمیان عرض می کند:

«إِلَهِی مَا عَبَدْتُکَ‏ خَوْفاً مِنْ عِقَابِکَ وَ لَا طَمَعاً فِی ثَوَابِکَ وَ لَکِنْ وَجَدْتُکَ أَهْلًا لِلْعِبَادَهِ فَعَبَدْتُکَ»(۹) یعنی: پروردگارا من تو را بجهت ترس از مجازات و طمع در پاداش و ثواب عبادت نکردم، بلکه تو را شایسته برای عبادت یافتم، [پس به آن جهت] عبادت کردم.

امام – علیه السلام – سه نوع عبادت برای پروردگار عالمیان را توصیف فرموده که دو نوع اول آن در بین عامه اهل ایمان متداول می باشد و آن دو عبارتند از عبادت بجهت ترس از مجازات خدا و یا علاقه و اشتیاق به بهشت و پاداش های خدا. اما نوع سوم عبادتی است بسیار برتر از دو نوع اول و دوم آن عبارت است از عبادت خدای سبحان بجهت عظمت و کبریا و مقام رفیع او و اینکه او خالق و ربّ موجودات است و تنها وجود شایسته برای عبادت و الوهیت!

 قابل توجه است که امام – علیه السلام – آن دو عبادت یعنی نوع  اول که بجهت ترس از مجازات انجام می‌گیرد و نوع دوم که به امید پاداش و ثواب به عمل می‌آید را، تخطئه نفرموده و رد نکرده، بلکه عبادت نوع سوم را تکریم و تجلیل و مدح فرموده است یعنی عبادت بجهت عظمت الله و کبریا و جلال او و علاقه و محبت شدید بنده نسبت به آن ذات قدوس و شکر او.

 در این موضوع و این بیان ذکر و توضیح چند نکته بسیار ضروری است و آنها عبارتند از:

 یکم: عبادت بجهت ترس از خدا، در اصل عمل ارزشمندی است که از اهل ایمان صادر می‌شود و موجب بخشیده شدن بنده و معاف شدن او از مجازات می‌شود و این نوع عبادت برکاتی برای اهل آن خواهد داشت.

 دوم: عبادت بجهت دریافت پاداش پروردگار عالمیان هم، در اصل عملی پرسود و بسیار مفید است و می‌تواند عامل ورود انسان به بهشت و نجات او از مجازات‌های اخروی شود.

 لازم است انسان توفیق این دو نوع عبادت را هم از پروردگارش درخواست کند و جهت توفیق در انجام آنها او را شکر کند.

 سوم: این دو نوع عبادت هرگز نباید مورد بی اعتنائی قرار بگیرد و بطوریکه گفته شد، قصد امام – علیه السلام – تحقیر و بی ارزش شمردن آنها نیست بلکه منظور آن حضرت تجلیل و تکریم آن عبادت نوع سوم است! و بیان اینکه عبادت پیامبران و امامان معصوم – علیهم السلام – از آن نوع سوم است. اما این تجلیل و تکریم جهت تحقیر و بی ارزش دانستن آن دو نوع اولی و دومی نمی باشد.

 جهت روشن تر شدن این موضوع مورد بحث جریانی را ذکر می کنم که مدتها پیش و در سنین جوانی برای من پیش آمد و آن اینکه روزی برای عیادت مریضی به بیمارستانی رفته بودم و وقت ورود به بخش مورد نظر چشمم به تابلوئی در روی دیوار افتاد که روی آن نوشته شده بود «خدایا من از مجازات تو نمی ترسم و طمعی به بهشت ندارم و بلکه تو را بجهت محبتی که به تو دارم عبادت می کنم» من شدیداً از دیدن آن نوشته ناراحت شدم و شاید هم تصور کردم با آن ناراحتی و گرفتگی به عیادت مریض مورد نظر نروم و بلکه موضوع آن تابلو را پیگیری کنم و نویسنده‌اش را پیدا کنم و بعد از آن با آرامش روحی سراغ مریض بروم. البته آن جریان دقیقاً یادم نیست. به هر حال موضوع را پیگیری کردم و گشتم نویسنده تابلو را پیدا کردم و به او گفتم: این چه تهمتی است که شما به وجود مقدس امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – زده اید؟! آن حضرت چه وقت و کجا گفته است که من از مجازات خدا نمی ترسم و طمعی به بهشت ندارم؟! او گفت: بلی این مطلب در نهج البلاغه هست! گفتم: نه مطلب به این صورت نیست و بلکه مراد امام از کلام خود این است که عبادت او بجهت ترس از مجازات و طمع به بهشت نیست نه اینکه او ترس از مجازات خدا ندارد! اینکه امام – علیه السلام – گفته باشد از مجازات خدا نمی ترسد – العیاذ بالله – یک مطلب است و اینکه عبادت او بجهت ترس  از مجازات نیست مطلبی دیگر. همچنین درباره پاداش و علاقه و اشتیاق به بهشت. یعنی ترس امام – علیه السلام – از مجازات خدا بطور قطع در وجود مبارک او بوده و آن ترس هم خیلی شدید بود، با اینکه او در مقام «عصمت کبری» بود و هرگز و در تمام عمر مبارکش حتی یک گناه بسیار کوچک هم از او سر نزده بود.

 همچنین او علاقه و اشتیاق شدیدی نسبت به بهشت داشت اما آن وجود مبارک نجات از مجازات خدا و ورود در بهشت را از فضل و رحمت پروردگارش توقع داشت و نه از ناحیه اعمال و عباداتش. اگرچه ارزش اعمال و عبادات او فوق حدّ محاسبه عامه انسانها و فوق ادراک عادی بود.

 گفتم این امیرالمؤمنین – علیه السلام – است که می فرماید:

« آهِ مِنْ قِلَّهِ الزَّادِ وَ طُولِ الطَّرِیقِ وَ بُعْدِ السَّفَرِ وَ عَظِیمِ الْمَوْرِدِ » یعنی: آه از اندک بودن توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر و عظمت محل ورود [مقصد]

شرح و تفسیر کلام شریف امام حسن مجتبی – علیه السلام – در حدّی که مورد نظر است، در این نوشتار با در نظر داشتن روش اختصاری به پایان نرسید و بقیه آن در بخش بعدی ذکر خواهد شد (ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۰۷/۰۵

پاورقی ها:

۱- تحف العقول، شیخ ابو محمد حرّانی، بخش سخنان امام حسن مجتبی (علیه السلام)، مقاله شماره – ۶۸

۲- همان، مقاله شماره – ۶۹

۳- همان

۴- همان

۵- همان

۶- اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب الحجه، باب «مولد الحسن بن علی صلوات الله علیهما» ح ۱، (نسخه انتشارات علمیّه، ج ۲، ص ۳۶۰)

۷- المیزان فی تفسیر القرآن، علامه طباطبائی، سوره الرحمن آیه – ۴۶

۸- نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷

۹- بحارالانوار، علامه مجلسی، ج ۴۱، ص ۱۴

۱۰- این عبارت در بخش آخر یکی از حکمت های آن حضرت قرار دارد، حکمت شماره – ۷۷ که اصل کلام امام – علیه السلام – بعد از سخن راوی حدیث – با این عبارت شروع می شود «یا دنیا یا دنیا الیک عنّی…»

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن