کلام ایام – ۳۸۱، پناهگاهی که برچیده شد و پناهگاه برقرار و فعال

بخش اول

کلیات

  • بزرگترین مصیبت تاریخ حیات انسانها در نظر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام).

  •  دو پناهگاه و امان از عذاب خدا برای انسان ها.

  •  چگونه می شود بعد از رحلت رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – از برکات وجود شریف او بهره مند شد؟

  •  با حضور رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در بین مردم، «عذاب استیصال» نازل نمی شد.

  •  آیا در زمان حضور رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در بین مردم، افراد بجهت گناهانشان مجازات نمی‌شوند؟

  •  مجازات افراد گناهکار بجهت ارتکاب گناهان و ظلم به دیگران یکی از سنت‌های خدای سبحان و تغییر ناپذیر است.

  •  مجازات های خدا درباره مؤمنان عمدتاً جنبه تربیتی و بازدارندگی دارد.

  •  آیا مشمولیت برای رحمت واسعه خدا شرایطی دارد؟

  •  چه کسانی مشمول برترین و عالی ترین مراتب رحمت خدا خواهند شد؟

  •  اوصاف پیامبر رحمت و رفتارهای او در کتاب‌های آسمانی.

  •  آیا رحمت خدا از ناحیه بعثت پیامبر رحمت – صلّی الله علیه و آله و سلّم – شامل غیر مؤمنان هم می شود؟

ماه صفر ماه حزن و اندوه و مصیبت های بزرگ به پایان رسید و ماه سرور انگیز ربیع‌الاول شروع شد. ماهی که حوادث پربرکتی در آن واقع شده مثل: ولادت وجود مبارک رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و همچنین هجرت آن حضرت به شهر مدینه و ولادت امام صادق (علیه السلام).

 در مقالات مربوط به روز بیست و هشتم ماه صفر و روز رحلت رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در سال های قبل گفته شد که رحلت آن حضرت در دیدگاه و نظر امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – بزرگترین مصیبت تاریخ حیات انسان ها بود، بطوریکه در یکی از خطبه‌های خود فرمود:

«بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی یَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِکَ مَا لَمْ یَنْقَطِعْ‏ بِمَوْتِ غَیْرِکَ مِنَ النُّبُوَّهِ وَ الْأَنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ»(۱) یعنی: پدر و مادرم فدای تو ای رسول خدا، با رحلت تو چیزی قطع شد که با رحلت غیر تو قطع نشد، از نبوت و پیام ها و اخبار آسمانی.

 امام امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – در کلام دیگری درباره رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و حادثه رحلت آن حضرت فرمود:

«کَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا، فَدُونَکُمُ الْآخَرَ، فَتَمَسَّکُوا بِهِ؛ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِی فَالاسْتِغْفَارُ؛ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى “وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»(۲) یعنی: در روی زمین دو امان (پناهگاه) از عذاب خدا بود که یکی از آن دو برداشته شد و دومی باقی است پس آن را دریابید [و به آن پناه ببرید]. اما امانی که برداشته شد، رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – بود و امان باقی استغفار است. خدای تعالی فرمود تا تو [ای پیامبر] در بین آنها هستی خدا آنها را عذاب نمی کند و آنها را [همچنین] عذاب نمی کند در حالیکه مستمراً استغفار می‌کنند.

 در بعضی از مقالات قبلی گفته شد که امان ناشی از حضور وجود مبارک رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – برای مردم طبعاً با رحلت آن حضرت برچیده شد و در کلام شریف امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – هم به همین موضوع تصریح شده. اما مجموعاً از بعضی آیات دیگر قرآن مجید و بعضی از احادیث ذوات مقدسه معصومین – علیهم السلام – بر می‌آید که می شود بعد از رحلت آن حضرت هم از برکات وجود مبارک و سیره شریف او بهره‌ها برد. بطوریکه می شود به اعتباری باز این نوع بهره برداری را ورود به نوعی پناهگاه محسوب کرد. در توضیح این موضوع قطعه‌ای از یک مقاله منتشر شده قبلی را نقل می کنیم:

«اما مرتبه دیگری از رحمت الهی ناشی از وجود پیامبرش، برای انسان ها وجود خواهد داشت و آن اینکه اگر انسان ها به سیره شریف آن بزرگوار توجه کنند و آموزش های او را به صورت سخنانی که از او باقی مانده، دریافت کنند و از آن بزرگوار تبعیت کنند، در امانی از پروردگار عالم قرار خواهند گرفت بطوریکه خداوند فرمود:

«قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ» (آل عمران/۳۱) یعنی ]ای پیامبر[ بگو اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست بدارد و گناهان شما را مورد غفران قرار دهد و خداوند غفور و رحیم است.

در این آیه شریفه اشاره شده است به اینکه پیروی از رسول خدا موجب محبوبیت بنده در نزد خداوند خواهد شد و طبیعی است که وقتی خداوند عالم بنده ای را دوست داشته باشد او را عذاب نخواهد کرد.

حاصل کلام اینکه اگر چه در زمان های بعد از رحلت رسول خدا آن مرتبه از رحمت و برکات خداوند که در زمان حضور آن حضرت جریان داشته قطع شده اما انسان ها از ناحیه پیروی از آن بزرگوار و ارتباط با سیره شریفش مشمول نوعی از رحمت خداوند قرار می گیرند و جریان یافتن آموزش های آن حضرت در بین مردم می تواند منشأ نزول امواجی از رحمت خداوند به عالم انسان ها باشد. می شود در اثر آشنایی با اخلاق عظیم آن بزرگوار و محبوبیت او در قلوب  انسان ها، خشونت ها و اختلافات و درگیری ها بین انسان ها جای خود را به محبت و مودّت و صلح و آرامش بدهد.

انسان ها می توانند از اخلاق کریمه آن حضرت محبت به همنوعان را یاد بگیرند و از علم بی پایان او که متصل به علم خداوند بود حقایق موجود در عالم را شناسایی کنند و به طرف مقصد آفرینش حرکت کنند.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در یکی از خطبه های خود می فرماید:

«إلی أَنْ بَعَثَ اللهُ سُبْحَانَهُ مُحَمَّداً رَسُولَ الله صَلَّی الله عَلَیْهِ وَآلِهِ لِإَِنْجَازِ عِدَتِهِ وَإِتَمامِ نُبُوَّتِهِ، مَأْخُوذاً عَلَی النَّبِیِّینَ مِیثَاقُهُ، مَشْهُورَهً سِمَاتُهُ، کَرِیماً مِیلادُهُ. وَأهْلُ الْأَرْضِ یَوْمَئِذ مِلَلٌ مُتَفَرِّقَهٌ، وَأَهْوَاءٌ مُنْتَشِرَهٌ، وَطَرَائِقُ مُتَشَتِّتَهٌ، بَیْنَ مُشَبِّهٍ للهِِ بِخَلْقِهِ، أَوْ مُلْحِدٍ فی اسْمِهِ، أَوْ مُشِیر إِلَی غَیْرهِ، فَهَدَاهُمْ بهِ مِنَ الضَّلاَلَهِ، وَأَنْقَذَهُمْ بمَکانِهِ مِنَ الْجَهَالَهِ»(۳) یعنی تا آنگاه که خداوند سبحان محمد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را که پیمان پذیرش نبوت او را از پیامبران گرفته بود برای انجام وعده خویش و اتمام نبوتش مبعوث نمود، پیامبری با علامات مشهور و ولادت کریمانه.

در آن روزگاران که خداوند ذوالجلال خاتم الانبیاء را برانگیخت مردم روی زمین مللی پراکنده و اقوامی با تمایلات متفرق، در پیچاپیچ طرق درهم و برهم، سرگردان و حیرت زده بودند گروهی از آنان خداوند را تشبیه به مخلوقاتش می کردند و گروهی دیگر در اسماء مقدسش الحاد می ورزیدند، جمع دیگری با نام های الهی، اشاره به موهومات و موجودات پست می نمودند. خداوند سبحان آن ها را بوسیله پیامبر اکرم از گمراهی نجات داد و با موقعیت والایی که به او عنایت فرموده بود آن گمشدگان را از سقوط به سیه چال جهالت رها ساخت(۴).

در سیره شریف آن حضرت مقام «رحمت برای عالمیان» بودن جلوه های آشکاری دارد تا جایی که داستان هایی از ترحم و محبت او حتی بر دشمنانش در منابع تاریخی نقل شده است، بطوریکه او جهت جلوگیری از جنگ و زد و خورد خود را در معرض خطر کشته شدن هم قرار می داد و زحمت هایی که برای نجات انسان ها از جهالت و چاه های شرک متحمل می شد فوق حد قدرت عظیم روحی اختصاصی خود بود. بطوریکه خداوند عالم در آیات متعددی در مقام امتنان از او به این موضوع اشاره کرده است از جمله می فرماید:

«فَلَعَلَّکَ بَاخِعٌ نَفْسَکَ عَلَى آثَارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهَذَا الْحَدِیثِ أَسَفًا» (الکهف/۶) از این آیه شریفه بر می آید که آن بزرگوار به جهت عدم ایمان کفار به کلام خدا و حزن ناشی از آن، در مشقّت و رنج و عذاب شدیدی قرار داشت یعنی ایمان نیاوردن آن ها و در نتیجه سقوط آن ها در جهنم برای آن حضرت خیلی رنج آور و مشقّت بار بود و تلاشی که برای نجات آن ها از چاه های مخوف شرک به کار می برد فوق حدّ توانش بود بطوریکه نزدیک بود در مسیر این تلاش ها جان خویش را هم از دست بدهد. در حالیکه قدرت روحی او فوق حدّ محاسبات عادی بین انسان ها بود.

طبعاً وقتی انسان ها با خُلق شریف او آشنا شوند و از میزان نوعدوستی و مهربانی او مطّلع گردند، تحت تأثیر جاذبه اخلاقی خاص آن بزرگوار قرار خواهند گرفت و چون آن خُلق عظیم از ناحیه عنایت خاصه پروردگار عالم و رحمت خاصّه او به آن حضرت عطا شده، انسان ها تمایل شدیدی به ارتباط با خداوند و یاد او و عمل به دستورات او پیدا خواهند کرد. و چون بعثت او و علمی که به او عطا شده و فضایل اخلاقی او و ابزارهای هدایتی که در اختیار او قرار گرفته همه و همه نشانه های رحمت خداوندی بر بندگانش بوده، شیفتگی به خداوند عالم و دین او را در قلوب انسان ها به جریان خواهد انداخت»(۵).

درباره پناهگاه دوم که باقی است و هرگز برچیده نخواهد شد، و نحوه استفاده از آن در ادامه بحث توضیحات لازم خواهد آمد (ان شاء الله تعالی ) اما درباره وجود شریف رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و اینکه او امانی بود از نزول عذاب خدا، به ذکر و توضیح مطلب بسیار مهمی می پردازیم که محور مباحث این مقاله را تشکیل می‌دهد. و آن اینکه:

کلام ایام - 175، حوادث آخرین روزهای ماه صفر
بخوانید

در آیه کریمه مورد بحث یعنی آیه ۳۳ از سوره انفال که می فرماید:

«مَا کَانَ اللَّهُ لِیعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یسْتَغْفِرُونَ» (الأنفال/۳۳) نوعی عذاب از گروهی نفی شده است که پیامبر اکرم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – در بین آنها حضور داشت و به برکت حضور آن حضرت در بین آنها، خدای سبحان اعلام فرموده که آن نوع عذاب را از آنها دفع می‌کند.

 در اینکه آن گروه مورد نظر آیا مشرکان مکه بودند و یا گروهی از اهل کتاب و یا امت اسلامی و پیروان دین خدا و همچنین آیا عذاب مورد نظر در آیه کریمه «عذاب استیصال» است که بر امت های پیامبران قبلی نازل شد و یا عذاب از نوع جنگ و یا مراد عذاب دنیوی است یا عذاب اخروی و در جهنم. همچنین آیا عذاب مورد نظر در آیه کریمه همان عذاب درخواستی بعضی از افراد مشرکان بوده، وارد تفسیری و تفصیلی نمی‌شویم و مفسّران قرآن مجید در این زمینه مباحث زیادی در کتب تفسیری خود آورده اند. علاقه‌مندان به این بحث دقیق تفسیری می‌توانند به تفسیر المیزان و نظریات مستدل و دقیق علامه طباطبائی – رضوان الله تعالی علیه – مراجعه کنند.

 اما متذکر چند نکته بصورت فشرده و کوتاه می شویم:

یکم: آیا نزول عذاب در زمان حیات رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و حضور او در بین مردم منافاتی با «رحمه للعالمین» بودن آن حضرت دارد؟

 دوم: آیا در زمان حضور رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – افراد بخاطر اعمالشان مجازات نمی‌شوند؟

 سوم: آیا «رحمه للعالمین» بودن رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – اختصاص به زمان حیات دنیوی آن حضرت و حضورش در بین مردم داشت؟

 در توضیح نکته اول عرض می‌کنیم که نزول عذاب بر قومی و گروهی از مردم یا افراد معینی از آنها منافاتی با «رحمه للعالمین» بودن وجود مبارک رسول الله – صلّی الله علیه و آله و سلّم – ندارد. چون آنچه در آیه کریمه نفی شده، «عذاب استیصال» است که برای اقوام بعضی از پیامبران قبلی نازل شده بود و سبب نابودی قومی شده بود. اما اینکه یک یا چند فرد معین در اثر ارتکاب بعضی از اعمال و ظلم به انسان‌ها مجازات شوند، مربوط به یک سنت دائمی است و مستمراً و در همه زمان‌ها امکان تحقّق آن وجود دارد. کما اینکه مجازات بندگان منافاتی با رحمت و رأفت ذات قدوس الله – عزّوجلّ – و رحمت گسترده او و احاطه آن رحمت به همه چیز ندارد و بلکه مجازات بندگان در اثر اعمال خلاف قوانین دینی هم در مجموع نوعی رحمت است برای گناهکاران و یا برای کسانیکه به آنها ظلم شده. چون مجازات در برابر گناه می تواند بازدارنده از گناه شود، یا عامل توبه بعد از ارتکاب گناه و یا تأثیراتی در جلوگیری از ظلم به خود و دیگران.

پس وقتی مجازات بندگان از طرف خدای رحیم و رحمان منافاتی با رحمت گسترده و دائمی او برای بندگان نداشته باشد چون رحیمیّت ذات قدوس الله دائمی است و هیچ وقت از ناحیه او قطع نمی‌شود و از بین نمی‌رود. پس می‌توان گفت که همین نوع مجازات برای گناهان و ظلم انسانها به دیگران منافاتی با «رحمه للعالمین» بودن رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – ندارد، حتی اگر آن حضرت در مکان و جائی که بنده ای مجازات می‌شود، حضور داشته باشد. چون مجازات برای گناهان در بنده مؤمن جنبه تربیتی و پاکسازی روح خواهد داشت و در غیر اهل ایمان و ظالمان هم جنبه بازدارندگی خواهد داشت و امنیتی برای مردم به وجود خواهد آورد.

 قابل تذکر است که بهره مندی از رحمت واسعه پروردگار عالمیان مشروط به شرایطی است و آن شرایط در آیات قرآن ذکر شده است، بعنوان نمونه، خدای سبحان می فرماید:

«وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یتَّقُونَ وَیؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَالَّذِینَ هُمْ بِآیاتِنَا یؤْمِنُونَ» (الأعراف/۱۵۶) یعنی: و رحمت من به همه چیز وسعت یافته [همه چیز را احاطه کرده] پس آن را مقرر می کنم برای کسانیکه ملتزم تقوا شوند و زکات بپردازند و کسانی که به آیات ما [بطور مستمر] ایمان بیاورند.

 پس رسیدن رحمت مورد نظر به انسان‌ها مشروط به داشتن تقوا و التزام دائمی به آن و پرداخت زکات و ایمان مستمر به آیات پروردگار عالمیان است. قابل توجه است که برای هر سه عمل و رفتار یعنی: تقوا و پرداخت زکات و ایمان به آیات خدای سبحان، فعل مضارع به کار رفته است که حاکی از التزام مستمر به آن رفتارها است.

 در آیه بعدی تفصیلی و توضیحی در اوصاف اهل تقوا و زکات و ایمان ذکر شده و آنها بصورتی کامل معرفی شده اند و آنها عبارتند از:

  «الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِی الْأُمِّی الَّذِی یجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیحِلُّ لَهُمُ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمُ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» (الأعراف/۱۵۷) یعنی: کسانیکه پیروی می‌کنند از رسول، نبی، امّی که او را در تورات و انجیل در نزد خودشان نوشته می‌یابند، همان [پیامبری] که آنان را به کارهای پسندیده امر می کند و از کارهای ناپسند نهی می کند و برای آنها طیّبات را حلال و خبائث را حرام قرار می‌دهد و بندها و غُلّ هائی را که بر آنها بود باز می کند، پس کسانیکه به او ایمان آوردند و او را تکریم و تعظیم و یاری کردند و نوری را که با او نازل شده پیروی کردند، آنان همان رستگاران خواهند بود.

باز لازم به ذکر است که آنچه در دو آیه فوق از سوره اعراف گفته شد مربوط می‌شود به بهره‌برداری از مراتب برتر رحمت خدای سبحان آن هم بصورت کامل. و برقراری این جریان و مشروط بودن آن به تقوا و پرداخت زکات و ایمان به آیات خدای سبحان، منافاتی ندارد با اینکه دیگر انسان‌ها که شرایط فوق الذکر را ندارند و هنوز به دین خدا ایمان نیاورده اند از مراتب پائینتر از این رحمت واسعه بهره‌هائی ببرند. برای این موضوع مثالی ذکر می‌کنیم:

 اگر در منطقه ای از زمین از ناحیه رحمت و برکات خدای سبحان و در اثر اعمال حسنه اهل آن منطقه مثل پرداخت زکات و تأمین نیازهای فقرا و امثال آنها، باران زیادی و در زمانی مناسب ببارد. بارش آن باران موجب فراوانی آب و جریان آن در نهرها و چشمه‌ها و ذخیره آن در سفره‌های زمینی و رشد مطلوب گیاهان و درختان و فراوانی میوه‌ها و ثمرات و ارزانی آنها شود. طبعاً این برکات در اصل و در سطح برتر شامل ساکنان آن منطقه از زمین و صاحبان مزارع و باغها در آن منطقه خواهد شد. اما امکان دارد آن برکات در مراتب پائین‌تر شامل حال افراد دیگری هم شود که در نزدیک آن منطقه زندگی می‌کنند و یا بصورت مسافر از آن مکان عبور می‌کنند و در حدّ چند ساعت و یا چند روز در آنجا اقامت می کنند.(۶) و یا تصمیم می‌گیرند به آن منطقه سفر کنند و در آنجا اقامت کنند. یا به تبعیّت و پیروی از اعمال و رفتارهای آنها خودشان هم در شهر و دیار و منطقه مسکونی خود مشمول رحمت و برکات بیشتر خدای سبحان قرار بگیرند و رفتارهای آنها سبب نزول باران زیاد و حصول رفاه و آسایش و فراوانی برای خود آنها شود.

این بحث و مثال مربوط به آن، که ذکر شد، هم درباره رحمت واسعه پروردگار عالمیان و مشمولیت انسانها برای آن صدق می کند و هم درباره «رحمه للعالمین» بودن وجود مبارک رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – یعنی: جریان عظیم رحمت خدای سبحان از طریق وجود شریف رسول گرامی او و حضور و اقامتش در بین مردم، در مرتبه ای متعالی شامل اهل ایمان و تقوا و زکات می شود که به آن حضرت ایمان آورده و از او تبعیت می کردند و بطور مستقیم از شخص او آموزش های آسمانی را دریافت می‌کردند و در مرتبه دیگری شامل انسان‌هائی می‌شود که در زمان حیات دنیوی آن حضرت زندگی می‌کردند و اخباری از نبوت و رسالت و رفتارهای کریمانه و جاذبه های اخلاقی او و همچنین آیاتی از قرآن مجید را دریافت می‌کردند و به او ایمان می آوردند.

 و هم در مراتبی دیگر شامل انسانهائی می‌شود که بعداً به دنیا آمدند و با صورت کامل دین خدا و آخرین کتاب آسمانی و سیره شریف آن حضرت آشنا شدند و به «صورت کاملِ دین خدا» ایمان آوردند. و در مراتب پائینتر بهره هائی هم نصیب افرادی می‌شود که هنوز به فضای نورانی و پرشکوه دین خدا وارد نشده اند و امکان ورود به آن را دارند.

 این بحث در مقاله بعدی ادامه خواهد یافت (ان شاء الله تعالی).

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۰۷/۲۷

پاورقی ها:

۱- نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵

۲- همان، حکمت – ۸۸

۳- همان، خطبه اول

۴- ترجمه نهج البلاغه، محمد تقی جعفری، ص ۶۱

۵- وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، شماره و عنوان:

کلام ایام – ۱۰۶

۶- بهترین و مناسبترین مثال و نمونه در این زمینه جریان رفاه و آسایش اهل مصر از ناحیه علم و مدیریت حضرت یوسف – علیه السلام –  در سال های قحطی و بهره مندی دیگران از ذخیره مواد غذائی در مصر و امکان خرید آذوقه و مایحتاج خود از آنها.

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن