کلام ایام – ۳۸۴، سهم و بهره انسان‌ها از رحمت خدای غنیّ کریم

بخش دوم

کلیات

  • بعضی از فعالیتهای حیاتی بدن که اراده خود انسان ها دخالتی در آنها ندارد .

  • ارتباط پدیده تنفس در انسان با رحمت خدای سبحان .

  • تفاوت رفتار نوزاد انسان با نوزاد حیوانات در زمان تولد .

  • جلوه هائی از رحمت عامه خدای سبحان در ربوبیت مخلوقات .

  • بعضی از مواد موجود در زمین و فضای اطراف آن در مسیر اراده الهیه به غذا و مواد مورد نیاز زندگی او تبدیل می شود .

  • فواید علم انسان به قوانین حاکم بر زندگی او .

  • جریاناتی که در وجود انسان بدون علم و دخالت اراده او تحقق می یابد .

  • مراتبی از رحمت خدای سبحان از ناحیه رسالت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – بدون دخالت حتی اطلاع انسان جریان می‌یابد .

  • انسانها احتیاج اجتناب ناپذیری به یاد گرفتن علوم و فنون برای زندگی خود دارند .

  • نیاز شدید انسانها به آموزشهای اخلاقی برای زندگی خود و دیگران .

  • مشکلاتی که از زمان حیات آدم – علیه السلام – در جوامع انسانی برقرار بوده و امروزه در حال گسترش بیشتر است .

  • نیاز انسان  به شناسائی  عظیم ترین و متعالی ترین مخلوق خدا یعنی  «روح انسانی »

  • روح انسان مثل بدن او به تغذیه و پرورش مستمر نیاز دارد !

  • آشکارترین دلیل نقص علوم انسانی .

  • علم ناقص نمی‌تواند محصول کامل به وجود آورد .

  •  ناتوانی علم طب در مقابله با بعضی بیماری ها مثل «کرونا»

در جریان عمل تنفس چه تنفس خارجی که جهت تبادل گازها بین ریه و جریان خون انجام می‌گیرد و چه تنفس داخلی که به تبادل گازها بین جریان خون و سلول های بدن منتهی می‌شود، اراده انسان و افعال اختیاری او دخالتی ندارد و این فعالیت حیاتی بدون اراده و حتی عمدتاً آگاهی و اطلاع انسان تحقّق می‌یابد. در این فعالیت حیاتی اراده خدای سبحان عامل برقراری جریان رحمتی از طرف خالق و پروردگار همه موجودات با انسان می باشد و این نوع رحمت که ادامه حیات انسان به آن وابسته است، بدون انجام یک رفتار ارادی و حتی بدون نیاز به آگاهی و توجه انسان در وجود او جریان می‌یابد.

 این نوع بهره مندی از رحمت پروردگار عالمیان بین انسان‌ها عمومیت دارد و سهمیه و بهره انسان‌ها از آن در جهت ادامه زندگی و برقراری حیات یکسان است.

مثال دوم: شبیه این جریان تنفس – پدیده تغذیه (تغذّی) در انسان است – با مقداری تفاوت – نوزاد انسان در اولین دقایق تولد نیاز خود به غذای معین یعنی شیر مادر را با گریه اعلام می‌کند، در حالیکه ظاهراً هیچ علمی به موضوع نیاز بدن انسان به غذا و نحوه دریافت آن و خواص آن غذای معین ندارد. هم اصل جریان تولید و به وجود آمدن آن غذا بدون علم او و دخالت او انجام گرفته و هم خواصّ آن از جمله خواصّ طبّی آن. حتی خود مادر  و عامل تغذیه آن نوزاد هم دخالتی در تولید آن ماده غذائی با خواصّ متناسب با دستگاه گوارشی نوزاد و همچنین بصورت عادی و متعارف، علمی هم نسبت به آن پدیده یعنی شیر به وجود آمده در بدن خود ندارد. جریان تغذیه و تنفس نوزاد قبل از ولادت او هم در بدن مادر بصورتی متفاوت با جریان بعد از ولادت انجام می‌گرفت که طبعاً نه نوزاد قبل از ولادت اطلاعی از آن و علمی به آن داشت و نه بطور متعارف و عادی مادر آن نوزاد.

این پدیده و جریان تغذیه و انتقال مواد غذائی به بدن نوزاد ابتداءً و در مراحل بعدی یعنی دوره کودکی و در بقیه مراحل عمر از ناحیه رحمت عامّه و گسترده پروردگار عالمیان تحقّق می‌یابد. اما در دوره ای که هنوز یک کودک قدرت تکلّم ندارد این عمل دریافت غذا و نیاز به آن با رفتاری به نام «گریه» شروع می‌شود و با عاطفه شدید مادر نسبت به او انجام می‌گیرد اگرچه لازمه آن بیدار شدن مادر از خواب بطور مکرّر در اثر گریه کودک و تحمل زحمات زیاد باشد.

اما درباره نوزادان حیوانات دریافت غذا بصورتی متفاوت با نوزادان و کودکان انسان‌ها تحقّق می یابد و نوزاد یک حیوان غالباً به محض ولادت و در همان چند دقیقه اول تلاش می‌کند از زمین برخیزد و سراغ مادر می رود و شیر دریافت می‌کند.

 این موارد جلوه‌هائی از رحمت عامّه خدای سبحان و ربوبیّت او درباره مخلوقات است که بصورت متعارف در نظام خلقت و ربوبیت موجودات برقرار می باشد اما کودک انسان در سنین بالاتر که قدرت تکلّم پیدا کرده و می تواند خواسته ها و نیازهای خود را با الفاظ و کلمات قرار دادی به دیگران اطلاع دهد، گرسنگی و تشنگی و نیازهای دیگر خود را از طریق تکلّم و بکار بردن الفاظ قراردادی اعلام می‌کند.

مثال سوم: از اراده خدای سبحان و علم و قدرت او نظامی برای زندگی انسان ها و جانداران دیگر در عالم برقرار شده است. در مسیر جریان این اراده مواد و اشیائی در زمین و فضای مجاور آن به مواد غذائی و لوازم دیگر زندگی مثل لباس تبدیل می شود و مورد بهره‌برداری انسان ها قرار می‌گیرد و زندگی انسان در روی زمین امکان‌پذیر می‌شود و جریان می یابد. مثل تبدیل مقداری آب و بعضی مواد دیگر در خاک و هوای مجاور آن به انواع میوه ها و غذاها و گیاهانی که حیات انسانها و جانداران به آنها وابسته است.

مثال چهارم: در نظام خلقت زمینی و دنیوی انسان جرم عظیمی بنام خورشید قرار دارد که با چند سیاره مرتبط با آن مجموعه ای را تشکیل داده‌اند بنام منظومه شمسی. نور و حرارت خورشید و قوانین حاکم بر خلقت انسان و سایر جانداران عامل حیات آنها و ادامه و استمرار آن می‌باشد. یعنی اراده خدای سبحان مبنی بر پدید آمدن حیات جانداران از جمله انسان در زمین و استمرار آن حیات از طریق نور و حرارت خورشید و ماده‌ای بنام آب و بعضی از گازها تحقّق می‌یابد و رحمت خدای سبحان بصورت عمومی و به شکل متعارف از ناحیه خلقت این پدیده ها و ربوبیت آنها در فضای زندگی انسان ها جریان می یابد.

 علم و اطلاع انسان‌ از قوانین حاکم بر فضای زندگی او و یا عدم اطلاع او در سطح مثال هائی که ذکر شد و بعضی دیگر از قوانین حاکم بر عالم طبیعت، تأثیری در برقراری نظام زندگی طبیعی او ندارد و این قوانین بدون علم و اطلاع او هم برقرار بوده و بعداً هم جریان خواهد داشت.

علم و اطلاع انسان ها و یا بی اطلاعی آنها، درباره قوانین حاکم بر حرکت زمین و خورشید و تابش نور خورشید و خواصّ آن و همچنین تبخیر آب دریاها و نهرها و آمدن باران و رشد نباتات تأثیر اساسی در زندگی او ندارد و انسان‌ها خواه و ناخواه مشمول بعضی از قوانین حاکم بر وجود و حرکت آن پدیده‌ها خواهند بود. بعنوان مثال تبدیل آب در بوته گندم به دهها دانه جدید و تبدیل هسته یک درخت میوه به جوانه و بوته و نهال و بعد درختی بزرگ و تبدیل مقداری آب در داخل آن درخت به میوه های جدید با خواصّ و اشکال معین، بدون اطلاع یا با اطلاع انسان ها جریان می یابد.

فواید علم انسان به قوانین حاکم بر زندگی او

اما جریان رحمت خدای سبحان در حیات انسان ها در همه جهات مثل موارد فوق الذکر نیست و زندگی انسان ابعاد فوق طبیعی هم دارد. بعنوان مثال دریافت علم در انسان ها مثل دریافت شیر از طرف نوزادان از مادر نیست! و قوانین حاکم بر جریان آموزش انسانها مثل قوانین حاکم بر رشد بدنی آن ها نمی باشد.

در مثال های فوق گفته شد که فعالیت تنفسی در بدن انسان بدون دخالت و اختیار او و صِرفاً از ناحیه اراده خدای سبحان جریان می‌یابد و همچنین جریان گردش خون و تغذیه بدن. همچنین نیاز انسان به غذا و آب از ناحیه احساس گرسنگی و تشنگی آشکار می شود و میل به خوردن غذا و نوشیدن آب در اثر کمبود غذا و آب در بدن از اراده خدای حکیم قرار داده شده و نیازهای بدن انسان از این ناحیه برطرف می‌شود.

 اما یاد گرفتن علوم و فنون مختلف در انسان از این نوع نمی باشد، بلکه امکان دارد انسان علوم و فنون معینی را فرا بگیرد و یا از آنها صرف نظر کند. همچنین معالجه عمده بیماری‌ها هم همین طور یعنی انسان به میل و اختیار خود می تواند بیماری معینی را که در بدنش پدید آمده معالجه کند و می تواند از معالجه خودداری کند. و آنچه در او بدون اختیار و آگاهی – بمعنی عرفی – پدید می‌آید احساس درد است که از آسیب دیدن عضوی و بخشی از بدن نشأت می‌گیرد.

 بعد از این توضیحات برمی گردیم به موضوع اصلی و محوری بحث و آن عبارت است از جریان رحمت خدای سبحان از ناحیه رسالت پیامبر خاتم – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و میزان بهره و سهمیه انسان‌ها از آن «رحمت واسعه». گفته شد که مراتبی از رحمت خدای سبحان و بعضی از انواع آن بدون دخالت و حتی اطلاع انسان شامل حال او می شود، مثل آثار و فواید نور و حرارت آفتاب و نزول باران و قوانین برقرار شده برای ادامه حیات انسان یعنی وجود اکسیژن و غذا و آب و نحوه انتقال آنها به بدن انسان. اما جهات مذکور عمدتاً شامل حیات طبیعی انسان می‌شود و اما انسان در حیات انسانی خود نیازهای دیگری دارد که عمده آنها از طریق اکتساب آگاهانه حاصل می‌شود.

کلام ایام - 183، بازگشت ودیعه قدسی
بخوانید

مثل علم به قوانین رشد بدنی و علم به بیماریها و راههای معالجه آنها و شناسائی گیاهان و موادی در زمین که غذای مورد نیاز و داروی بیماریها و لباس و مسکن انسانها از آنها به وجود می آید .

انسان احتیاج اجتناب ناپذیری به یادگرفتن علوم و فنون جهت تولید غذا و لباس و مسکن و شناسائی و معالجه  داروی بیماریها دارد . و همچنین به فراگرفتن علوم و فنونی که بتوان به کمک آنها به طور مستمر لوازم مورد نیاز زندگی خود را راحت تر و آسان تر و با صرف هزینه کمتر به دست آورد و آسایش و رفاه بیشتری در زندگی برای خود و دیگران به وجود آورد .

همچنین انسان احتیاج مستمری دارد به آموزش اخلاقی خود و افراد وابسته به خود مثل فرزندان و حتی دوستان و همسایگان و افراد جامعه ای که در آن زندگی می کند. برقراری خشونت‌ها و ظلم ها و بی عدالتی ها و محرومیت عده‌ای از انسانها از لوازم حیات خود مثل غذا و لباس و مسکن و امنیت و آرامش و دوستی ها و محبت ها و افزایش مستمر این محرومیت‌ها بهترین و روشنترین دلیل بر این مطلب می باشد.

انسانها خواه و ناخواه ممکن است مورد ظلم و تعدی همنوعان خود قرار بگیرند. و این مشکل و این خطر در مسیر زندگی نه تنها در مجموع کمتر نشده بلکه در حال افزایش و گسترش بیشتر می باشد. از  زمانی که اولین ظلم و جنایت در تاریخ زندگی انسانها و در روی زمین وقوع یافت یعنی کشته شدن یکی از فرزندان آدم – علیه السلام – به دست برادر خودش، تا امروز و زمان پیشرفت خیلی از علوم و فنون ، این مشکل در فضای حیات انسانی و در جوامع مختلف برقرار بوده و با تأسف و تأثر شدید در حال افزایش هم می باشد .

البته روشهای این نوع ظلم و آدمکشی تغییر یافته و ابعاد آن دگرگون شده و قطعه سنگ و قطعه چوب و دشنه و نیزه و امثال آنها تبدیل به سلاحهای پیشرفته شده که محصول علوم و فنون به دست آمده در طول تاریخ حیات انسانها بوده است . مثل سلاحهای اتمی و شیمیائی و موشکهای قاره پیما و هدایت از راه دور و امثال آنها .

دربین علوم و فنونی که انسان ها احتیاج شدید روزمره به فرا گرفتن آنها دارند ، شناسائی عظیم ترین پدیده خلقت و برترین و متعالی ترین مخلوق خدای سبحان یعنی «روح انسانی» قرار دارد.

بین همه مخلوقات خدای سبحان ، ارزشمندترین و متعالی ترین و برترین آنهاموجودی است به نام «انسان» و در وجود این  موجود متعالی هم برترین پدیده «روح» اوست که ابعاد شناخته شده و ناشناخته فراوانی دارد ، بطوریکه حقیقت و اصل وجود انسان را همین پدیده عظیم تشکیل می دهد و تمام آسایش ها و امنیت ها و لذت ها و برعکس خشونت ها و ناامنی ها و جنگ ها و غارت ها و همه حوادث مطلوب و نامطلوب زندگی انسان ، با این پدیده و شناسائی آن ارتباط اساسی دارد.

لازم است روح انسان بعنوان حقیقت وجود او پرورش پیدا کند ، همچنانکه بدن او احتیاج به تغذیه و پرورش دارد. اما روح انسان جهات شناخته شده و ناشناخته دارد و لازمه پرورش مطلوب آن شناسائی کامل و همه جهات و ابعاد آن است و آن هم صِرفاً با علوم عادی انسانی امکان پذیر نیست . مراد این است برای پرورش روح و جلوگیری از بیماریها و آسیب های آن احتیاج به علم فوق عادی انسانی وجود دارد. حتی نه تنها روح انسان بلکه  همه ابعاد و اجزاء جسم او هم حداقل تا زمان حاضر بطور کامل مورد شناسائی قرار نگرفته است. البته عرصه شناسائی جسم و بدن انسان و اجزاء آن دائماً رو به گسترش است و تحقیقات علمی قابل تحسینی در این زمینه انجام گرفته و این رشته از علوم هم در حال پیشرفت و گسترش  است.

اما در هر صورت انسانها دائماً به علوم جدیدی احتیاج دارند که بخشی از آن از طریق مشاهدات و تجربیات و تعقل حاصل می‌شود و بخش دیگری از طریق وحی بر پیامبران به فضای زندگی انسان ها انتقال می یابد. انسانها بطور کلی در همه زمانها احتیاج به علم خدای سبحان از طریق وحی بر پیامبران دارند و این احتیاج هم ، در زمانهای گذشته وجود داشت و هم در زمان حاضر و آینده و در همه زمانها.

نیاز انسانها به دریافت علوم فوق عادی یعنی : علم خدای سبحان از طریق وحی و همچنین رفتارهای کریمانه و فضائل اخلاقی پیامبران دائمی است و بلکه با گذشت زمان و پیشرفت علوم این نیاز بیشتر هم خواهد شد .

بعنوان مثال : این بیماری نوظهور مشهور به «کرونا» و انتشار سریع جهانی آن و ناتوانی علم پزشکی در جلوگیری و ابتلاء به آن و یا معالجه آن ، امروزه نیاز به فعالیت های جدید علمی را بیشتر آشکار می کند. یعنی باید قبول کرد که علم طب بعد از دوهزار و چند صد سال فعالیت یعنی از زمان «بقراط» حکیم ، هنوز نتوانسته همه جهات بدن انسان و اجزای داخلی و خارجی آنرا بطور کامل مورد شناسائی قرار دهد ، اگرچه فعالیت های قابل تحسینی انجام داده و به کشفیات بسیار ارزشمندی رسیده است .

در بعضی از مقالات قبلی ذکر شده که علم انسان از طریق مشاهدات و تجربیات و آزمایشها ، دائماً رو به پیشرفت و گسترش است و خود این گسترش دائمی و پیشرفت های حاصل شده آشکارترین دلیل برنقصان آن است . یعنی علوم عادی انسانی با نقص ها و جهل ها همراه است و طبعاً علم ناقص نمی تواند در همه جهات محصول کامل پدید آورد .

اما علاوه بر بدن انسان – بطوریکه به آن اشاره ای شد – روح او پدیده ای عظیم تر و پیچیده تر و نیازمند تر به شناسائی بیشتر است و اصلاً روح انسان و جسم او ارتباط نا گسستنی و تفکیک ناپذیر به یکدیگر دارند ! و هیچکدام بدون دیگری قابل شناسائی کامل و پرورش مطلوب نیستند .

در این زمینه و در این مقاله ما به این اشاره اکتفاء می کنیم چون عقلا و دانشمندان اهل تحقیق نیاز انسان به علوم جدید و علم فوق عادی را قبول دارند یا با بحث و گفتگوی علمی آن را می پذیرند و به آن اعتراف می کنند .

امروزه با این همه گسترش و پیشرفت حاصل شده در رشته های مختلف علمی ، بیماریهای روحی هم دائماً در حال ازدیاد و گسترش است ! پس لازم است همراه تحقیقات علمی و آزمایش ها و تجربیات متداول به «علم وحی» توجه بیشتری معطوف شود .

با شروع رسالت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و نزول آخرین کتاب آسمانی و انتشار جاذبه های اخلاقی آن شخصیت قدسی ، راه انسانها به سوی علمِ نامحدود باز و هموار شد . آن جریان ابتداءً تحول علمی و اخلاقی گسترده‌ای در بخشی از جهان زمان بعثت به وجود آورد و آن تحول در زمانهای بعدی وسعت بیشتری یافت و زمینه یک  تحول عظیم جهانی را به وجود آورد .

 اما سهمیه و بهره انسان‌ها از رحمت واسعه خدای سبحان به میزان آشنائی با سیره شریف آن حضرت بعنوان خاتم پیامبران – سلام الله علیهم اجمعین –  و آخرین کتاب آسمانی یعنی قرآن مجید ارتباط دارد .

گفته شده که آن بزرگوار طبق بیان قرآن مجید ، رحمتی بود برای همه عالمیان یعنی همه انسانها چه در زمان حیات او و چه در زمانهای بعدی و چه انسانهائی که به نبوت رسالت او ایمان آوردند و با کتابی که از طرف خدای علیم حکیم آورده و با اخلاق و رفتار و سخنان او آشنا شدند و چه انسانهائی که حتی او را نشناختند از جریان رسالت بهره هائی دارند .

اما سهمیه و بهره انسانها از آن جریان مبارک به موقعیت علمی و اخلاقی و استعدادی و زمانی و مکانی آنها ارتباط دارد .سهم و بهره انسان‌ها از رسالت آن وجود قدسی عظیم ترین نعمت پروردگار عالمیان به انسان‌ها و بندگانش می‌باشد ، اما لازمه این بهره‌مندی رفتن به کنار نهر عظیم فضائل او و شنیدن سخنان و اوصاف اخلاق عظیم آسمانی اوست . مثل کسانی که جویای آب بودند و به نهر آب زلالی رسیدند و با نوشیدن آن تشنگی خود را رفع کردند و متناسب با ظرفهائی که در اختیار دارند و یا می توانند تهیه کنند ، از آب آن نهر بهره مند می شوند و بعضی هم به تهیه و آماده سازی زمینی در نزدیک آن نهر و ایجاد مسکنی و باغی اقدام می کنند برای بهره‌برداری بیشتر از آب آن نهر .

 در بخش بعدی از این نوشتار وارد بحث در موضوع بهره‌برداری جهانی و عالمیان از جریان رسالت پیامبر خاتم – صلی الله علیه و آله و سلم – و کتاب آسمانی و  ازدیاد سهمیه و بهره از آن جریان مبارک خواهیم شد. (ان شاءالله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۰۸/۱۲

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن