کلام ایام – ۴۱۰، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام هادی (علیه السلام)

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ *

کلیات*

  • امام هادی – علیه السلام- مثل پدربزرگوارش در سنین نوجوانی به مقام امامت رسید.

  • دوره امامت امام هادی – علیه السلام- همزمان با دوره اختناق شدید حکومت بنی عباس در جامعه دینی بود.

  • نگرانی حکام بنی عباس از محبوبیت امامان معصوم – علیهم السلام- در بین مردم .

  • احضار به ظاهر محترمانه امام هادی – علیه السلام – به مرکز حکومت بنی عباس.

  • اقامت اجباری امام هادی – علیه السلام – در سامرا .

  • فعالیت های علمی امام هادی – علیه السلام- با محدودیت های سیاسی همراه بود .

  • عمده فعالیت های علمی و عقیدتی امام هادی – علیه السلام- از طریق شاگردان و وکلای آن حضرت جریان می یافت.

  • تحولات فکری و علمی جامعه دینی در زمان امامت امام هادی ( علیه السلام).

  • شرح و توضیح بعضی از سخنان امام هادی ( علیه السلام).

  • فوائد و آثار تقوا برای الله .

  • تقوا عامل اصلی ورود انسانها به بهشت است .

  • بعضی از آثار تقوا در زندگی دنیوی انسانها.

  • آثار دنیوی اعمالی که موجب سَخَط (خشم) خدا می شود.

  • آثار دنیوی و اخروی اطاعت از الله.

 از حوادث مهم تاریخی در ماه رجب وقوع حادثه شهادت حضرت علی بن محمد الهادی – علیهما السلام – امام دهم مسلمین است. امام هادی در روز پانزدهم ماه ذیحجه سال ۲۱۲ هجری در محلی بنام «صریا» نزدیک شهر مدینه به دنیا آمد و در ماه رجب سال ۲۵۴ هجری در شهر «سامرّا» نزدیک بغداد با شهادت در راه خدا از دنیا رفت. مادر آن حضرت بانوئی بافضیلت بنام «سمانه» بود و عمر شریفش در زمان شهادت ۴۱ سال و چند ماه بود.(۱)

 حضرت هادی مثل پدر بزرگوارش امام جواد – سلام الله علیهما – در سنین نوجوانی و بعد از شهادت پدر گرامی خود به مقام «امامت» رسید و دوره امامت آن حضرت ۳۳ سال بود.

 امامت امام هادی – علیه السلام – همزمان با دوره اختناق شدید حکومت بنی عباس در جامعه دینی بود. حدود نصف زمان امامت آن حضرت در دوره حکومت متوکّل حاکم جبّار و متکبّر عباسی سپری شد. متوکّل در دوره حکومت خود مرتکب جنایات عظیمی شد که در منابع تاریخی ذکر شده است.

 متوکّل مثل حکّام قبلی از سلسله بنی عباس، از محبوبیت امام هادی – علیه السلام – در بین مردم و نفرت آنها از حکومت خود نگران بود. لذا امام – علیه السلام – را از مدینه و محل زندگی خود به مرکز حکومت در شهر بغداد احضار کرد! تا بطور کامل او را تحت نظر و مراقبت حکومت خود قرار دهد و ارتباط آن حضرت با مردم محدود و یا متوقف شود.

 متوکّل نگران قیام مردم مدینه در جریان احضار امام هادی – علیه السلام – بود لذا نامه بسیار محترمانه ای به امام نوشت و تمایل خود را به دیدار او اظهار کرد و حتی فرماندار (حاکم) شهر مدینه را که فردی پلید و مغرض و از بدخواهان و سعایت کنندگان علیه امام هادی – علیه‌السلام – بود عزل کرد! نامه متوکّل به امام – علیه السلام – بر حسب ظاهر بسیار محترمانه بود و او پیشکار مخصوص خود «یحیی بن هرثمه» را جهت همراهی با امام – علیه السلام – فرستاد و اما امام – علیه السلام – می دانست که این دعوت محترمانه در حقیقت احضار حکومتی است و او مجبور است آن را بپذیرد و به مرکز حکومت برود و می‌دانست که دیگر برگشتی از آن سفر هم در کار نخواهد بود. اما طبعاً ناچار بود از پذیرفتن آن دعوت و حرکت بسوی بغداد مقرّ حکومت متوکّل.

 امام – علیه السلام – بعد از رسیدن به بغداد در یک منطقه نظامی مثل یک پادگان در سامرّا نزدیک بغداد مجبور به اقامت شد و تحت نظر و مراقبت عمال حکومتی قرار گرفت و ارتباط مردم با او محدود شد و تحت نظارت قرار گرفت.

فعالیت های علمی امام – علیه السلام – در بغداد و محل اقامت او «سامرّا» با مشکلات سیاسی و امنیتی و با محدودیت همراه بود، اگرچه آن حضرت بر حسب ظاهر آزاد بود، اما عملاً در یک نوع حبس خانگی قرار داشت! و بعداً مدتی هم بطور کامل زندانی شد.

 اما امام – علیه‌السلام – فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود را با وجود محدودیت های سیاسی و امنیتی ادامه می‌داد! و متوکّل هم عمدتاً نگران فعالیت‌های سیاسی آن حضرت و طرفدارانش بود و حساسیت زیادی نسبت به فعالیت‌های علمی و اخلاقی و فرهنگی نشان نمی‌داد. حداقل بر حسب ظاهر، لذا امام – علیه السلام – با ایجاد ارتباط از طریق وکلای خود با مردم در شهرهای مختلف فعالیت های خود را بطور نیمه مخفی و با محدودیت های سیاسی ادامه می‌داد.

 در زمان حکومت «بنی عباس» بالخصوص حکومت متوکّل شیعیان و پیروان خاندان رسالت تحت شدیدترین فشارهای سیاسی قرار داشتند. حکّام بنی عباس نهایت درجه سختگیری و محرومیت را درباره آنها به کار می‌بستند.

 امام هادی – علیه السلام – هم در آن موقعیت سیاسی و اجتماعی از طریق وکلای خود در شهرهای مختلف در حدّ امکان به نیازمندان و گرفتاران کمک مالی می‌کرد و نمایندگان و طرفداران خود را به کمک به نیازمندان توصیه و تشویق می‌کرد.

 دوره امامت آن حضرت چه در زمان اقامت در مدینه و چه بعد از انتقال به سامرّا (نزدیک بغداد) زمان رواج عقاید مختلف دینی و ظهور مکتب‌های گوناگون عقیدتی و علمی بود! لذا آن حضرت با تربیت شاگردانی دانشمند فعالیت‌های فرهنگی خود را عمدتاً بطور غیرمستقیم در بلاد مختلف ادامه می‌داد و معضلات فکری و عقیدتی مردم را برطرف می‌کرد و فعالیت‌های آن حضرت اگرچه بطور غیرمستقیم و عمدتاً توسط شاگردان و پرورش یافتگان مکتب او جریان می یافت به منزله چراغ های پر نوری بود در سر راه جویندگان حقایق دینی.

 ظهور مکتب‌های مختلف فکری و عقیدتی ریشه‌ای در زمان حکومت مأمون و فعالیت‌های علمی او و حضور وجود مبارک امام رضا – علیه السلام – در جلسات بحث و گفتگوی عقیدتی و علمی و بحث و مناظره با علمای ادیان مختلف داشت.

 اما منظور حقیقی مأمون از تشکیل مجالس بحث و گفتگو و مناظره بین امام رضا -علیه السلام – و علمای ادیان و مذاهب مختلف چه بود، فعلاً مجال بحث درباره آن و در این نوشتار وجود ندارد و علاقه‌مندان به این مباحث می‌توانند به مقالاتی که در بخش «کلام ایام» و در ارتباط با سیره شریف امام علی بن موسی الرضا – سلام الله علیهما – منتشر شده رجوع کنند.

ما قبلاً در سالروز ولادت امام هادی – علیه السلام – در سال‌های قبل در مقالاتی که بمنظور تکریم آن ایام مبارک نوشته شد به ذکر و توضیح تعدادی از سخنان آن وجود قدسی پرداختیم و در این بخش از این نوشتار آن چند مورد از احادیث ذکر شده را با فقط ترجمه و شماره و عنوان مقاله می آوریم و در مناسبت‌های بعدی – ان شاء الله تعالی – این نوع بحث علمی را تحت همین عنوان کلی «معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام هادی – علیه السلام – ادامه خواهیم داد.

 لازم به تذکر است که همین روش را اخیراً درباره همه ذوات مقدسه معصومین و شخصیت‌های دیگری از خاندان رسالت به کار می بریم. علاقه مندان به شرح و توضیحات ذکر شده درباره احادیث نقل شده قبلی از امام هادی – علیه السلام – می توانند به مقالاتی که شماره و عنوان آنها ذکر می شود رجوع کنند.

۱- «اِنَّ للهِ بقاعاً يحِبُّ اَن يدْعي فيها فَيستَجيبَ لِمَن دَعاهُ و الحَيرُ منها» یعنی:  برای خداوند بقعه هائی است که  دوست دارد در آنها از او دعا و درخواست شود تا او درخواست دعا کننده را مستجاب کند و [بپذیرد] از جمله آن بقعه [و مکان] ها، حائر [شریف حسینی علیه السلام] است.(۲)

۲- «إِنَّ اَللَّهَ جَعَلَ اَلدُّنْيَا دَارَ بَلْوَى وَ اَلْآخِرَةَ دَارَ عُقْبَى وَ جَعَلَ بَلْوَى اَلدُّنْيَا لِثَوَابِ اَلْآخِرَةِ سَبَباً وَ ثَوَابَ اَلْآخِرَةِ مِنْ بَلْوَى اَلدُّنْيَا عِوَضاً» یعنی: همانا الله دنیا را خانه امتحان و ]گرفتاری[ قرار داده و آخرت را خانه اقامت و عاقبت و امتحان و گرفتاری دنیا را سببی برای ثواب و پاداش آخرت و ثواب آخرت را عوضی از گرفتاری دنیا قرار داده است.(۳)

۳- «إنّما الدُّنیا سوقٌ رَبِحَ فیها قَومٌ و خَسِرَ آخَرُونَ» یعنی : دنیا بازاری است که گروهی در آن سود می برند و گروهی دیگر زیان می کنند.(۴)

احادیث دیگر از امام هادی (علیه السلام)

۴- «مَنِ اتَّقَی اللَّهَ یُتَّقَی وَ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ یُطَاعُ وَ مَنْ أَطَاعَ الْخَالِقَ لَمْ یُبَالِ سَخَطَ الْمَخْلُوقِینَ وَ مَنْ أَسْخَطَ الْخَالِقَ فَلْیَیْقِنْ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَطُ الْمَخْلُوقِین»(۵) یعنی: هرکس ملتزم تقوا برای الله باشد [و از او نافرمانی نکند] مردم از نافرمانی او پرهیز می‌کنند و هر کس از الله اطاعت کند، مردم از او اطاعت می‌کنند و هرکس از خالق اطاعت کند، نگرانی از خشم مخلوق نخواهد داشت و هر کس خالق را به خشم آورد بطور یقین بداند که مبتلا به خشم مخلوقات خواهد شد.

کلام ایام ـ353، ماه ذوالقعده و روزهای تاریخی آن
بخوانید

امام هادی – علیه السلام – در این کلام نورانی به چند مورد از سنت های حاکم بر عالم از طرف خدای سبحان اشاره ای فرموده و متذکر جهاتی از نظام معنوی حاکم بر فضای زندگی انسان‌ها شده است. و آنها عبارتند از:

 یکم: یکی از فواید و آثار تقوا در زندگی دنیوی انسان.

 دوم: فواید و نتایج اطاعت از الله در زندگی دنیوی.

سوم: یکی از آثار و نتایج زیانبار اعمال و رفتار هائی که سبب خشم الله، خالق انسان ها می شود.

 این سه عنوان را در حدّ اختصار و متناسب با حجم مقاله مورد توضیح قرار می دهیم.

فواید و آثار تقوا برای الله

 تقوا و التزام به آن در رأس معارف دین توحیدی و مباحث اخلاقی آن قرار دارد. این موضوع جایگاه بسیار رفیعی در کلام خدا و آموزش‌های معلمان آسمانی دارد. بطوریکه یکی از عوامل اصلی امتیازات انسان و فضائل او نسبت به سایر جانداران می باشد! و همچنین عامل اصلی ارزش های وجودی انسان ها و کمالات روحی آنها و میزان کرامت و گرامی بودن آنها در نزد خدا محسوب می شود. خدای سبحان در این زمینه فرمود:

«يا أَيهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» (الحجرات/۱۳) یعنی: ای انسان ها ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بطور متقابل مورد شناسائی قرار دهید، همانا گرامیترین و ارزشمندترین شما نزد الله باتقواترین شما است.

 مراد این است که ملاک ارزش حقیقی انسان ها نه مرد یا زن بودن و نه شهرت اجتماعی و نه میزان ثروت و نه زیبائی ظاهری و نه داشتن طرفداران زیاد و امثال آنها. بلکه ملاک ارزش حقیقی انسان میزان تقوای او است و هرکس دارای تقوای بیشتری باشد، نزد پروردگار عالمیان دارای ارزش و کرامت بیشتری خواهد بود.

 در آیات قرآن مجید «تقوا» عامل اصلی ورود به بهشت و سعادت دائمی انسان معرفی شده است. خدای سبحان در کتاب خود می فرماید:

«تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيا» (مريم/۶۳) یعنی: آن است بهشتی که به ارث بندگان خود در می آوریم، آن عده که اهل تقوا هستند.

«مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ أُكُلُهَا دَائِمٌ وَظِلُّهَا تِلْكَ عُقْبَى الَّذِينَ اتَّقَوْا وَعُقْبَى الْكَافِرِينَ النَّارُ» (الرعد/۳۵) یعنی: مثل بهشتی که به اهل تقوا وعده داده شده، آن است که نهرهائی در آن جاری است. ثمرات و میوه ها و سایه های [درختان] آن دائمی است، آن است عاقبت کسانی که تقوا ورزیدند و عاقبت کافران آتش جهنم است.

 درباره تقوا و آثار آن در زندگی دنیوی و زندگی حقیقی انسان در آخرت و موقعیت آن در قرآن مجید و مجموعاً معارف دینی احتیاج به نوشتن مقالات و کتاب‌های مستقلی وجود دارد و ما هم قبلاً در بعضی از مقالات وارد بحثی تفصیلی درباره آن شدیم.

 اما وجود قدسی امام هادی – علیه السلام – در این کلام شریف به یکی از فواید و آثار آن در همین زندگی فعلی یعنی زندگی دنیوی اشاره ای فرموده و آن اینکه: هر کس ملتزم تقوا در مقابل الله باشد، نوعی مصونیّت از مزاحمت ها و نافرمانی ها از طرف مردم برای او به وجود خواهد آمد. و مردم از اذیت او و ایجاد مزاحمت برای او خودداری خواهند کرد و یا مزاحمت ها و اذیت‌های مردم مشکل چندانی برای او ایجاد نخواهد کرد و او در امنیّتی از این لحاظ در زندگی خود قرار خواهد گرفت.

دو مورد از فواید و نتایج اطاعت از الله

اطاعت از الله اساس بندگی انسان و اتّصال و ارتباط او با پروردگارش و عامل ورود به فضای امن و نورانی توحید آن ذات قدوس و نجات از گرداب های شرک و نجات از آتش جهنم است.

 در کلام نورانی امام – علیه السلام – به دو مورد از آثار و برکات دنیوی آن اشاره ای شده و آن دو عبارتند از: مورد اطاعت دیگران قرار گرفتن و مصونیّت و ایمنی از خشم مردم.

انسان ها گاهی به اطاعت بعضی از افراد در فضای زندگی خود احتیاج دارند و یا حداقل از آن سود می‌برند و به اهداف متعالی خود می‌رسند. مثل اطاعت فرزندان از والدین و اطاعت زن از شوهر و اطاعت افراد یک قبیله و یک جامعه از رئیس آن قبیله و آن جامعه و اطاعت یک شاگرد از معلم خود و اطاعت یک مریض از دستورات و توصیه های طبیب معالج خود و اطاعت اهل ایمان از پیامبران و امامان یعنی معلمان آسمانی (علیهم السلام).

 البته اطاعت انسان‌ها از انسان های دیگر در محدوده معینی و مطابق امر و دستور خدای سبحان باید انجام بگیرد مثل اطاعت فرزندان از والدین تا حدّی که موجب نافرمانی خدا نشود! یعنی تا آن حدّ معین تجویز می‌شود. اما اطاعت انسان‌ها از پیامبران و امامان – علیهم السلام – که در مقام عصمت قرار دارند، بدون شرط و بطور مطلق است، چون اطاعت آنها عیناً اطاعت خدا محسوب می‌شود. بطوریکه خدای سبحان فرمود:

«مَنْ يطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَمَنْ تَوَلَّى فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيهِمْ حَفِيظًا» (النساء/۸۰) یعنی: هر کسی از پیامبر اطاعت کند، در حقیقت خدا را اطاعت کرده و هرکس رویگردان شود، ما تو را برای آنها نگهبان نفرستادیم.

 یعنی: ای پیامبر تو مسئول آنها و عهده‌دار هدایت قطعی و حتمی آنها نیستی.

 همچنین فرمود:

«يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ ذَلِكَ خَيرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (النساء/۵۹) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید اطاعت کنید الله را و اطاعت کنید رسول او و صاحبان امر [امامان معصوم] را پس هرگاه در امری اختلاف نظر پیدا کردید پس آن را به الله و رسول او عرضه بدارید اگر به خدا و روز قیامت ایمان می آورید [بطور مستمر] و آن بهتر است و دارای نتیجه زیباتر.

یکی از آثار زیانبار اعمالی که موجب خشم خدا می شود

بعضی از رفتارهای انسانها موجب خشم خدای سبحان می شود و او مجازاتهائی برای آن اعمال معین فرموده و انسانها را از انجام آن اعمال و نزدیک شدن به آنها بر حذر داشته است . مثل نافرمانی از والدین و ظلم به انسانهائی که ناصر و پشتیبانی ندارند و شرک به خدا که در رأس اعمالی قرار دارد که موجب خشم خدا می شود.

خشم خدا مثل همه افعال و صفات او معنای خاصی دارد و آن معنا تفاوت های زیادی با افعال و صفات انسانها دارد و باز فرصتی در این نوشتار برای ورود در این بحث و توضیح تفصیلی آن وجود ندارد، اما در هر صورت برای اعمالی که موجب سَخَط (خشم) خدا می شود مجازات هائی در آیات قرآن و آموزش های معلمان آسمانی معین و معرفی شده است . انواعی از این مجازات ها در زندگی اخروی انسانها تحقق پیدا خواهد کرد و بعضی از انواع آن هم در زندگی دنیوی انسان منشأء آثار نامطلوبی خواهد شد.

امام هادی – علیه السلام- در کلام شریف خود به یکی از آثار این گناه عظیم در زندگی دنیوی انسانها اشاره ای کرده و آن این که انسان در صورت ارتکاب اعمالی که سبب خشم خدا می شود به خشم مخلوقات مبتلا خواهد شد و این نوع مجازات در عالم دنیا قطعی و یقینی است . پس لازم است انسان از این گناه عظیم خود را کنار بکشد و از ارتکاب آن خودداری کند . از این حدیث شریف یک نتیجه کلی هم حاصل می شود و آن اینکه اعمال انسانها چه از نوع «عبادت الله» و «حسنات» و چه از نوع «گناهان» آثاری در زندگی دنیوی و اخروی او خواهد داشت . اما اگرچه آثار اخروی اعمال اعم از حسنات و گناهان بسیار مهم تر و عظیم تر است ، در عین حال آثار دنیوی آنها هم نباید مورد بی توجهی و بی اعتنائی قرار بگیر . بلکه لازم است به فواید و زیان های اعمال در عالم دنیا هم توجه لازم معطوف شود.

الیاس کلانتری

۱۳۹۹/۱۱/۲۸

پاورقی ها:

۱- ارشاد، شیخ مفید، انتشارات علمیّه اسلامیّه، ج ۲، ص ۲۸۴

۲- وبسایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، کلام ایام – ۲۴۰، ولادت امام هادی (علیه السلام)

۳- همان، کلام ایام – ۲۹۵، عید ولادت امام هادی (علیه السلام)

۴- همان، کلام ایام – ۳۶۲، برکات ولادت امام هادی (علیه السلام)

۵- تحف العقول، ابو محمد حسن حرّانی، بخش سخنان امام هادی (علیه السلام)

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن