کلام ایام – ۴۱۱، شکوه و جلال ماه های نورانی

بخش دوم*

کلیات *

  • در رأس اشیاء و موجوداتی که شناسائی آنها ضروری است وجود انسان قرار دارد.

  •  شناسائی نفس انسانی مقدمه خداشناسی حقیقی است.

  •  شناسائی اشیاء موجود در فضای زندگی انسان‌ها ضرورت اجتناب ناپذیری دارد.

  •  بدون شناسائی حقیقت وجود انسان، زندگی این موجود با سختی‌ها و مشقّت ها و مشکلات عظیم همراه خواهد بود.

  •  امروزه با وجود پیشرفت های علمی و تحوّلات زندگی انسان ها ناملایمات و مشقّت ها و محرومیت های انسان ها از حقوق خود گسترش بیشتری پیدا کرده است.

  •  فضائل ماه رجب.

  •  شرح و تفسیر دعاهای دیگر ماه رجب.

  • نعمت های پروردگار عالمیان فراوان و فوق حدّ شمارش است.

در بخش قبلی یعنی «کلام ایام -۴۰۹»وارد بحثی شدیم در فضائل و امتیازات و تفاوتهای بعضی از زمانها و مکانها و اینکه در بعضی از زمانها استعداد متفاوتی برای دریافت رحمت و برکات خدای سبحان در انسان ها به وجود می آید و اثرپذیری در روح انسان بیشتر می شود دیگر اینکه ما انسانها احتیاج به شناسائی فضای زندگی و موجودات و مخلوقات خداوند داریم و در رأس اشیاء و موجودات که شناسائی انها ضروری است «بدن و روح» انسانها قرار دارد ، چه وجود خود ما و چه دیگران که ما با آنها خواه و ناخواه ارتباط داریم .

در ادامه این بحث عرض می کنیم : شناسائی اشیاء موجود در فضای زندگی ما ضرورت اجتناب ناپذیری دارد و بدون این علم ، زندگی انسانها با سختی ها و مشقت ها و مشکلات عظیم و درد و رنج ها و محرومیت ها همراه خواهد بود ! همچنانکه در طول تاریخ حیات انسانها این وضعیت در جوامع مختلف و زمانهای مختلف برقرار بوده است و امروز هم این ناملایمات وسعت و شدت بیشتری پیدا کرده ! با وجود تحولات ارزشمند علمی و امکانات رفاهی زیادی که برای انسانها حاصل شده است .

علاوه بر این ، و در جهت مقابل، و به بیان دیگر ، امکان به وجود آمدن وضعیت مطلوب و آسایش و رفاه و بهره مندی فراوان از اشیاء آفریده شده برای انسان وجود دارد و لازمه رسیدن به آن وضعیت مطلوب و بهره مندی بیشتر و بهتر، از حیات انسانی، شناسائی کامل موجودات و در رأس آنها موجود برتر و متعالی تر یعنی «انسان» و «جسم» و «روح» او قرار دارد . بطور کلی همه ناملایمات و درد و رنج ها و مشقت ها و محرومیت های انسانها از خواسته ها و حقوق خود ، ریشه ای در جهل انسانها نسبت به حقایق عالم و قوانین حاکم بر آن و اشیاء و موجودات و مخلوقات دارد.

بارها در بعضی از مقالات متذکر شده ایم که نظامات زندگی به وجود آمده از علوم و تجربیات انسانها و فعالیت های علمی دانشمندان و خواسته ها و تمایلات انسانها و اراده و قدرت حکام و زمامداران مستبد ، مجموعه هائی است ترکیب یافته از علم و جهل یا علم ناقص . و بهترین دلیل بر نواقص علم عادی انسانی ، جریان رو به کمال بودن و تحولات مستمری است که در آن به وجود می آید. یعنی علوم انسانی دائماً در حال گسترش و استکمال است و این خود بهترین دلیل است بر آمیخته بودن آن با جهل و نقص ! و طبعا « علم آمیخته به جهل » نمی تواند محصول کامل و بدون نقصی به وجود آورد و در نتیجه باید قبول کرد که انسانها به علم خالص و کامل و بدون نقص احتیاج دارند و آن علم خدای علیم حکیم است که توسط پیامبران خدا به انسانها عرضه می شود و جهاتی از آن به عقل و شعور فطری انسانها الهام می شود. به هر حال انسانها احتیاج قطعی دائمی به علوم و آموزشهای پیامبران خدا برای زندگی بهتر و مطلوبتر در دنیا و برای رسیدن به مقصد مطلوب آفرینش در آخرت دارند و محرومیت آنها از این نوع علم موجب استمرار محرومیت ها در زندگی خودشان و دیگران و همچنین استمرار درد و رنج ها و مشقت ها و نا امنی ها و جنگ ها و بیماریهای شناخته شده و یا جدیدتر در فضای زندگی آنها خواهد شد.بعد از این مقدمه وارد بحث در فضائل ماه رجب و شرح و توضیح دعاهای سفارش شده در این ماه نورانی می شویم:

فضائل ماه رجب

در مقاله قبلی اشاره ای به فضائل عظیم ماه رجب بعمل آمد و گفته شدکه وجود مبارک رسول اکرم ـصلی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ تا کیدات فراوانی برای «اعمال حسنه» و «عبادات» در این ماه پر فیض و پر برکت داشتند از جمله درباره روزه گرفتن در ایام این ماه و کثرت دعا و استغفار و بطور کلی «ذکر الله کثیر»که شامل هم دعاها و هم استغفار و هم تلاوت قرآن می شود .

در مقالات قبلی – در ماه رجب سالهای قبل- بعضی از دعاهای مخصوص ماه رجب با شرح و تفسیر فشرده ای ذکر شد از جمله در مقالات شماره-  ۳۶ و ۳۷ و ۳۹ و ۴۰ تحت عنوان کلی « گردش کنار نهری در بهشت» بعضی از عبارات دعای رجبیه مشهور یعنی دعای «یا من ارجوه لکل خیر …..» مورد شرح و توضیح قرار گرفت. در شرح عبارتی از آن دعا در مقالات فوق الذکر ، مباحثی تحت عناویل ذیل مطرح شد:

عظیم ترین نعمت خداوند

حقیقت دین توحیدی

نعمت های درخواستی از خداوند

و در مقالات مربوط به ماه رجب در سالهای بعدی ۱۹۰ و ۱۹۱ تحت عنوان:

«امواج برکات خداوند در ماه رجب» مجدداً آن دعای شریف ذکر شد و بعضی دیگر از عبارات آن مورد شرح و توضیح قرار گرفت. در آن مقالات هم مباحثی درباره دعا و شرایط استجابت آن و موضوع : نقش وضعیت روحی بنده در استجابت دعای او مورد بحث قرار گرفت در ماه رجب سال ۱۳۹۷ هم سلسله مقالاتی تحت عنوان کلی : « ماه رجب نهری سرشار از رحمت و برکات خدا» در پنج بخش از شماره- ۲۶۳ تا ۲۶۷ در همین وبسایت منتشر شد و در آن مقالات فضائل ماه رجب از جمله اعیاد عظیم آن یعنی عید مبعث رسول اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – و عید ولادت امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- مورد بحث قرار گرفت . در آن سلسله مقالات فرصت زیادی برای بحث درباره دعا و موضوعات مربوط به آن حاصل نشد.

سرانجام در سال قبل یعنی در سال ۱۳۹۸ سلسله مقالات دیگری درباره ماه مبارک رجب و فضائل آن نوشته شد تحت عنوان کلی : « رجب نهری در بهشت» در هفت بخش از شماره- ۳۱۸ تا ۳۲۴ منتشر و در این مقالات اخیر موفق شدیم به ذکر و توضیح بعضی از دعاهای ماه رجب.

مقالات مربوط به ماه مبارک رجب مشتمل بر موضوعات متعددی درباره دعا و موضوع استجابت آن و به طور کلی شرایط استجابت دعا است ، لذا توصیه می کنیم آن مقالات در صورت امکان مورد مطالعه مجدد قرار بگیرد تا زمینه مساعدی برای اثر پذیری از دعاهای دیگر که ذکر خواهد شد فراهم شود.

شرح و تفسیر دعاهای دیگر ماه رجب

دعائی در منابع حدیثی برای ایام ماه مبارک رجب نقل شده است که مستحب است در تمام روزهای این ماه خوانده شود . این دعای شریف را بطور کامل ذکر می کنیم و به ترجمه و شرح و توضیح فشرده ای درباره عبارات آن می پردازیم :

« اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَ الْآلَاءِ الْوَازِعَةِ وَ الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ وَ الْقُدْرَةِ الْجَامِعَةِ وَ النِّعَمِ الْجَسِيمَةِ وَ الْمَوَاهِبِ الْعَظِيمَةِ وَ الْأَيَادِي الْجَمِيلَةِ وَ الْعَطَايَا الْجَزِيلَةِ يَا مَنْ لَا يُنْعَتُ بِتَمْثِيلٍ وَ لَا يُمَثَّلُ بِنَظِيرٍ وَ لَا يُغْلَبُ بِظَهِيرٍ يَا مَنْ خَلَقَ فَرَزَقَ وَ أَلْهَمَ فَأَنْطَقَ وَ ابْتَدَعَ فَشَرَعَ وَ عَلَا فَارْتَفَعَ وَ قَدَّرَ فَأَحْسَنَ وَ صَوَّرَ فَأَتْقَنَ وَ احْتَجَّ فَأَبْلَغَ وَ أَنْعَمَ فَأَسْبَغَ وَ أَعْطَى فَأَجْزَلَ وَ مَنَحَ فَأَفْضَلَ يَا مَنْ سَمَا فِي الْعِزِّ فَفَاتَ خَوَاطِرَ الْأَبْصَارِ وَ دَنَا فِي اللُّطْفِ فَجَازَ هَوَاجِسَ الْأَفْكَارِ يَا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْمُلْكِ فَلَا نِدَّ لَهُ فِي مَلَكُوتِ سُلْطَانِهِ وَ تَفَرَّدَ بِالْآلَاءِ وَ الْكِبْرِيَاءِ فَلَا ضِدَّ لَهُ فِي جَبَرُوتِ شَأْنِهِ يَا مَنْ حَارَتْ فِي كِبْرِيَاءِ هَيْبَتِهِ دَقَائِقُ لَطَائِفِ الْأَوْهَامِ وَ انْحَسَرَتْ دُونَ إِدْرَاكِ عَظَمَتِهِ خَطَائِفُ أَبْصَارِ الْأَنَامِ يَا مَنْ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِهَيْبَتِهِ وَ خَضَعَتِ الرِّقَابُ لِعَظَمَتِهِ وَ وَجِلَتِ الْقُلُوبُ مِنْ خِيفَتِهِ أَسْأَلُكَ بِهَذِهِ الْمِدْحَةِ الَّتِي لَا تَنْبَغِي إِلَّا لَكَ وَ بِمَا وَأَيْتَ بِهِ عَلَى نَفْسِكَ لِدَاعِيكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ بِمَا ضَمِنْتَ الْإِجَابَةَ فِيهِ عَلَى نَفْسِكَ لِلدَّاعِينَ يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ وَ أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ‏ وَ أَسْرَعَ الْحَاسِبِينَ يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَاتَمِ النَّبِيِّينَ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ اقْسِمْ لِي فِي شَهْرِنَا هَذَا خَيْرَ مَا قَسَمْتَ وَ اخْتِمْ لِي فِي قَضَائِكَ خَيْرَ مَا حَتَمْتَ وَ اخْتِمْ لِي بِالسَّعَادَةِ فِيمَنْ خَتَمْتَ وَ أَحْيِنِي مَا أَحْيَيْتَنِي مَوْفُوراً وَ أَمِتْنِي مَسْرُوراً وَ مَغْفُوراً وَ تَوَلَّ أَنْتَ نَجَاتِي مِنْ مُسَاءَلَةِ الْبَرْزَخِ وَ ادْرَأْ عَنِّي مُنْكَراً وَ نَكِيراً وَ أَرِ عَيْنِي مُبَشِّراً وَ بَشِيراً وَ اجْعَلْ لِي إِلَى رِضْوَانِكَ وَ جِنَانِكَ مَصِيراً وَ عَيْشاً قَرِيراً وَ مُلْكاً كَبِيراً وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ كَثِيرا»

کلام ایام - 116، برکات ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
بخوانید

۱- «اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمِنَنِ السَّابِغَةِ وَ الْآلَاءِ الْوَازِعَةِ» یعنی: خدایا ای صاحب پاداش های عظیم فراوان و نعمت های گوناگون و مرغوب.

منن: جمع منّت. منّت اگر درباره خدای سبحان به کار رود به معنی نعمت عظیم دائمی است. سابغه: از سبوغ به معنی کامل و تمام و فراوان است.

دعای شریف با کلمه جلاله الله شروع شده و متذکر نعمت های عظیم و کامل او می شود. از این ماده فقط دو کلمه در قرآن مجید به کار رفته است. خدای سبحان آن را درباره نعمت ها و عطایای خودش برای بندگان به کار برده است و می فرماید:

«أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَيكُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً» (لقمان/۲۰) یعنی: آیا ندانسته اید که خدا مسخّر ساخته است برای شما آنچه را در آسمان ها و آنچه را در زمین است و کامل و تمام کرده است برای شما نعمت های ظاهری و باطنی خود را.

در آیه کریمه هم به فراوانی و کثرت نعمت های پروردگار عالمیان برای انسان ها اشاره ای شده و هم اینکه نعمت های خدای منّان از یک نظر به دو نوع کلی تقسیم می شود و آنها عبارتند از: «نعمت های ظاهری» و «نعمت های باطنی» نعمت به چیزی گفته می‌شود که خدا به انسان عطا می‌کند و انسان از آن بهره خوب و مطلوب و مفید می‌برد. بعضی از انسانها بلکه غالباً اکثر آنها دارائی‌های خود و دیگران را «نعمت» تلقّی می‌کنند مثل مال و ثروت و خانه و باغ و وسیله نقلیه و امثال آنها. اما در حقیقت این قبیل اشیاء دارائی های انسان ها هستند و همه دارائی ها لزوماً نعمت نمی باشند! بلکه دارائی ها در صورتی نعمت محسوب می‌شوند که انسان‌ها از آنها برای آسایش و رفاه و امنیّت در دنیا و رسیدن به مقصد آفرینش بهره ببرد و همه دارائی‌های انسان ها و همیشه، دارای این موقعیت نیستند و بلکه ای بسا بعضی دارائی ها مثل ثروت زیاد و شهرت اجتماعی و امثال آنها گاهی به بلا و مصیبت تبدیل می شوند. ما قبلاً در موضوع «آموزش های آسمانی» و «تفسیر سوره حمد» وارد یک بحث مستدل تفصیلی درباره معنای «نعمت» شدیم و توصیه می‌کنیم جهت تکمیل این بحث مقاله مذکور مورد مطالعه مجدّد قرار بگیرد.(۱)

 علامه طباطبائی در تفسیر خود برای قرآن مجید در ذیل آیه ششم از سوره یوسف در معنای کلمه «نعمت» بعد از نقل نظر راغب در مفردات، کلامی درباره معنی حقیقی و کامل نعمت آورده که خلاصه بخشی از آن بصورت ذیل است:

استعمال این کلمه (یعنی نعمت) اختصاص به انسان دارد چون او دارای عقلی است که با آن منافع را از مضرّات تشخیص می‌دهد، کما اینکه مال و اولاد و غیر آنها که نعمت محسوب می‌شوند برای یکی نعمت و برای دیگری نقمت و عذاب می باشند.

و لذا قرآن کریم این عطایای الهیه را مثل مال و جاه و همسران و اولاد و غیر آنها را همیشه نسبت به انسان بطور مطلق نعمت نمی شمارد مگر وقتی که در طریق سعادت و به رنگ ولایت الهیه در آمده باشد و سبب تقرّب انسان به الله شود. اما اگر در طریق شقاوت و تحت ولایت شیطان در آید، نقمت خواهد بود نه نعمت و آیات در این زمینه زیاد است. بلی اگر به خدای سبحان نسبت داده شود، پس آن نعمتی و فضلی و رحمتی از جانب او خواهد بود، بجهت اینکه او خیر است و افاضه خیر می کند و در موهبت خود شرّ و بدی اراده نمی‌کند و او رئوف رحیم و غفور ودود است.

حاصل بحث اینکه: همه دارائی های انسان و در هر شرایطی نعمت نمی باشد، بلکه دارائی‌ها و عطایی خدای علیم حکیم در صورتی که در مسیر زندگی تعیین شده از جانب خدا به کار بسته شود و عامل رسیدن به مقصد آفرینش باشد و بهره‌مندی انسان از آنها ادامه یابد، در آن صورت همه دارائی ها نعمت خواهد بود! و در غیر آن صورت دارائی ها عامل درد و رنج و عذاب خواهد شد. مثل اینکه مال و اولاد و شهرت اجتماعی و جاه و مقام گاهی عامل گرفتاری و مشقّت انسان و سرانجام سقوط او در جهنم می شود و این در وقتی است که به تعبیر مرحوم علامه طباطبائی، انسان تحت ولایت شیطان قرار بگیرد. خدای سبحان در کتاب خود می فرماید:

  «وَآتَاكُمْ مِنْ كُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا» (ابراهيم/۳۴) یعنی: و از هر چه از او درخواست کردید به شما عطا کرد و اگر بخواهید نعمت های خدا را محاسبه کنید، قادر بر شمارش آنها نخواهید بود.

 مراد این است که نعمت های خدا بسیار کثیر و فوق حدّ شمارش عادی انسانی است.

در عبارت اول این دعای نورانی به سبوغ یعنی فراوانی نعمت های پروردگار عالمیان اشاره ای شده و همچنین موضوع نعمت های ظاهری و باطنی مورد تذکر قرار گرفته است. در ابتداء و توجهِ بدون تدبّر در آیه کریمه از سوره لقمان – که این کلام هم مأخوذ از آن است – و بدون تعمّق در آن، بی شمار یعنی فوق حدّ شمارش بودن نعمت های خدای منّان موضوعی است شگفت انگیز و احتمال دارد بعضی از انسان ها فکر کنند اگر چه کثرت و فراوانی نعمت های پروردگار عالمیان اجمالاً مورد قبول و اصل آن از مسلّمات است، اما فوق حدّ شمارش بودن آنها به راحتی در ذهن انسان جایگاه ثابتی پیدا نمی‌کند و شاید صاحبان این عقیده به لحاظ اینکه این مطلب یک موضوع قرآنی است و آیه کریمه به آن تصریح کرده مورد پذیرش اجمالی و عقیدتی آنها قرار بگیرد. و یا اینکه عده ای از پیروان قرآن کریم از تدبّر و تعمّق در معانی آیه کریمه خودداری کنند. و اصل این عقیده و صحّت آن اجمالاً مورد قبول آنها باشد و به تفصیل آن توجه کامل پیدا نکنند.

 این بحث دارای نکات قرآنی و اخلاقی بسیار دقیق است و جهت رعایت اختصار، بحث تفصیلی و مستدل آن را به شماره بعدی موکول می‌کنیم:

الیاس کلانتری

پاورقی:

۱- وبسایت حکمت طریف، آموزش های آسمانی – ۱۲، تفسیر سوره حمد

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن