کلام ایام-۴۲۲، بهار عالم قدس

بخش دوم*

کلیات*

  • در شبها و روزهای این ماه عظیم نسیم رحمتی از طرف عرش خدا به عالم انسانی جریان می یابد.

  • نسیم حیاتبخشی که سبب حیات قلبها می شود .

  • در ایامی از ماه نورانی و معظم شعبان ولادت بعضی از اولیاء خاص خدای سبحان واقع شده است .

  • جریان «ذکر الله» در ماه شعبان در فضای حیات انسانی افزایش می یابد و قوی تر می شود.

  • کلامی از امیرالمؤمنین علی –علیه السلام- درباره حیات قلبها و عامل آن.

  • توصیه امیرالمؤمنین علی – علیه السلام- درباره عمران قلبها.

  • اکتفاء به مقدار متداول از ذکر قضائل اولیاء خاص خدا عاقلانه و حکیمانه نیست.

  • ذکر و یاد ذوات مقدسه معلمان آسمانی و نشر آموزشهای علمی و اخلاقی آنها نوعی و مرتبه ای از «ذکر الله» است.

  • ذکر الله کثیر عامل فلاح و رستگاری انسان می شود.

  • ذکر الله سبب استقامت و قدرت یافتن در جنگهای دفاعی می شود .

  • استجابت دعاهای انسان با نوع ذکر الله و مرتبه آن ارتباط دارد.

  • چه نوع اعمال و رفتارهائی «ذکر الله» محسوب می شود؟

  • صاحبان مقام نبوت و امامت و عصمت حقیقت «اسماء الحسنی» هستند.

  • نظر علامه طباطبائی درباره « اسماء الحسنی» و ارتباط آن با پیامبران و امامان (علیهم السلام)

  • مجالسی که سبب حسرت انسان در روز قیامت خواهد شد.

  • ماه شعبان یکی از ماههای «بهار عالم قدس» است.

 در مقاله شماره قبلی بحث ما منتهی شد به موضوع حیات انسانی و زمان تحول عظیم در عالم قدس! و گفته شد که می‌شود ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان را مجموعاً فصل بهاری در عالم قدس تلقی کرد.

 در روزها و شبها و ساعات این ماههای نورانی نسیمی از طرف عرش پروردگار عالمیان به طرف عالم انسانی جریان می یابد. این نسیم حیاتبخش  است و سبب حیات قلبها می شود، مثل نسیم بهاری در عالم طبیعت که عامل حیات نباتات  و حیات طبیعی انسانها و حتی در جهاتی سبب حیات روحی و حقیقی آنها می گردد. یعنی به جهاتی از حیات حقیقی آنها هم ارتباط می یابد.

 در ایامی از ماه نورانی و عظیم  شعبان، ولادت بعضی از اولیاء خاص خدای سبحان واقع شده، لذا در آن ایام جریان«ذکر الله»در فضای حیات  انسانی افزایش می یابد و قوی تر می شود. ذکر الله که عامل حیات قلبها است. بطوریکه از کلام نورانی امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- نقل شده و همچنین (۱) بطور مکرر این مطلب حیاتبخش در سخنان معلمان آسمانی ذکر شده است. از جمله در نامه‌ای که وجود مبارک امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- به فرزند و وصی و جانشین خودامام حسن مجتبی ـ علیه السلام ـ و در اصل برای همه اهل ایمان و پیروان خود نوشته است، متذکر این حقیقت شده و فرمود:

«فَإِنِّي أُوصِيكَ بِتَقْوَى اللَّهِ -أَيْ بُنَيَّ- وَ لُزُومِ أَمْرِهِ وَ عِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ» یعنی: پس به راستی من تو را ای فرزندم سفارش می کنم به تقوای الهی و التزام به امر او و آباد کردن قلبت با ذکر [و یاد] او.

 آباد کردن قلب به معنی فعالیت حیاتبخش و رشد دادن و  پاکسازی قلب است و بطور قطع هم مراد از قلب در این کلام، همان«قلب انسانی» است که در مقاله قبلی درباره آن توضیحات لازم داده شد.

 در ایام ولادت و همچنین رحلت اولیاء خاص خدای سبحان و دیگر ایام مربوط به آن ذوات مقدسه، بطور معمول و عادی و در مجالس و فعالیت‌های فرهنگی و اعمال عبادی ذکری از فضائل و سخنان و رفتارهای آنها جریان می یابد. اما اکتفاء به این مقدار متداول درباره فضائل و مناسبات  و سخنان و رفتارهای آنها معقول و حکیمانه نیست. بلکه لازم است در این نوع فرصت ها و مناسبت ها بهره‌برداری برتر و متعالی تر از جریان رحمت خاص پروردگار عالمیان به عمل آید.

 بطور کلی یاد آن ذوات مقدسه و ذکر فضائل آنها و نشر آموزشهای علمی و اخلاقی آنها نوعی و مرتبه ای از«ذکر الله» است و خدای سبحان بطور مکرر به بندگانش دستور«ذکر الله کثیر» داده است، و آن را سبب و عامل فلاح و سعادت دائمی شمرده است، بطوریکه فرمود:

«وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الجمعة/۱۰) یعنی: الله را زیاد ذکر کنید، باشد که به فلاح [و سعادت] برسید.

 و همچنین فرمود:

« يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا – وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَأَصِيلًا » (الأحزاب/۴۱-۴۲) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید، خدا را یاد کنید، یادی زیاد[ و فراوان] و به تسبیح او بپردازید، صبح و شام.

 در این دو آیه کریمه هم به ذکر کثیر خدای سبحان و تسبیح او که باز نوعی ذکر است، دستور داده شده.

 و باز فرمود:

« يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» (الأنفال/۴۵) یعنی: ای کسانیکه ایمان آورده اید، وقتی با گروه ای برخورد کردید[ در جنگ رو به رو شدید] استقامت و پایداری ورزید و الله را زیاد ذکر کنید تا به فلاح و رستگاری و پیروزی برسید.

 در این آیه کریمه هم ،به اثر و نتیجه کلی و اصلی«ذکر الله کثیر» اشاره ای شده و هم به یکی از آثار و فواید خاص آن که عبارت است از قدرت یافتن در جهت روحی و  پیروزی بر دشمن در جنگ و دفع حمله از طرف آنها و بطور کلی پیدا کردن قدرت مقاومت در برابر دشمنان .

 در بعضی از مقالات قبلی گفته شد که نیاز روح انسان به «ذکرالله» مثل نیاز بدن اوست به اکسیژن و هوائی که در اثر تنفس وارد بدن او می شود. و سبب ادامه حیات او  می‌گردد.

در بعضی از مقالات قبلی متذکر شدیم که «ذکر الله» هر رفتار و حالتی است که بین روح انسان و ذات قدوس الله ارتباطی برقرار می کندو قلب انسان را متوجه صفات و افعال او می کند.

قدرت و نورانیت حاصل شده از ذکر الله در وجود انسان بستگی به میزان و نوع این ارتباط دارد.گاهی این ارتباط و میزان آن بسیار شدید و عمیق و گسترده است لذا متناسب با مرتبه و میزان آن ،تغییرات و تحولات شدید و عمیق و گسترده ای در وجود انسان برقرار می شود .

استجابت دعاهای انسانها هم با نوع ذکر الله و مرتبه آن ارتباط دارد ،بطوریکه در اثر یقین بیشتر به افعال و صفات ذات قدوس الله و بطور کلی به «اسماءالحسنی» که اختصاص به او دارد ،انسان قدرت بیشتر و دارائی های بیشتر از کمالات و تحول وسیع تری در فضای حیات حقیقی پیدا می کند.

تلاوت کلام خدا و برپا داشتن نماز و پرداختن زکات و احسان به انسانها و بطور کلی اطاعت از پروردگار عالمیان و انجام فرمان های او و تفکر در خلقت آسمان ها و زمین و جلوه های ربوبیت الله در موجودات و مطالعه و تفکر درباره علم و جاذبه های اخلاقی و شخصیتی پیامبران و حجت های خدای سبحان و بطور کلی معلمان آسمانی و سیره شریف آنها ، انواعی از ذکر الله می باشد.

علت اصلی توجه به اولیاء خدا و شفیعان درگاه او در مقام دعا و درخواست از پروردگار عالمیان هم همین موضوع است . یعنی اتصال به قدرت بی پایان و رحمت و برکات فراوان او از طریق یادآوری کمالات و فضائل اولیاء خاص او ! یعنی همان شخصیت های قدسی که صفات و افعال و سخنان آنها تجلی خالص صفات و افعال ذات قدوس الله می باشد .

از امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره کلام خداوند «وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا» (الأعراف/۱۸۰)، نقل شده است که فرمود: «نَحْنُ وَ اَللَّهِ اَلْأَسْمَاءُ اَلْحُسْنَى اَلَّتِي لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنَ اَلْعِبَادِ عَمَلاً إِلاَّ بِمَعْرِفَتِنَا.»(۱) یعنی: ما هستیم بخدا سوگند اسماء الحسنی که خدا از بندگانش عملی را قبول نمی کند،مگر با معرفت[به مقام] ما.

مراد امام صادق ـ علیه السلام ـ معرفت به مقام ذوات معصومین ـ علیهم السلام ـ است. اما در این نوشتار ما وارد بحث در علت و حکمت این موضوع و ضرورت معرفت به مقام امامت و عصمت و قبولی اعمال و عدم آنها نمی شویم و بحث در این زمینه را به فرصت مناسب دیگری موکول می کنیم و قصد ما ذکر کلام امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره«اسماء الحسنی» بود! و درباره اصل موضوع مورد بحث به ذکر نظر تفسیری علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ اکتفاء می کنیم:

مرحوم علامه در بحث روائی مربوط به آیات ۱۸۰ـ ۱۸۶ از سوره اعراف این روایت شریف را از کتاب کافی نقل کرده و در توضیح آن گفته است: این روایت را عیاشی هم از آن حضرت نقل کرده است و در آن «اسم» چیزیکه بر یک شیء دلالت کند اخذ شده، اعم از اینکه لفظ باشد یا غیر آن و بر این مبنا انبیاء و اوصیاء علیهم السلام، اسمائی هستند که دلالت به خدای تعالی دارند و واسطه هائی هستند بین او و مخلوقاتش و اینکه آنها در عبودیت در مقامی و موقعیتی هستند که جز خدای سبحان چیزی ندارند، پس آنها مظاهری [خالص و کامل] برای اسماء و صفات خدای تعالی هستند.(۲)

از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل شده است که فرمود:

 «مَا اِجْتَمَعَ فِي مَجْلِسٍ قَوْمٌ لَمْ يَذْكُرُوا اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ يَذْكُرُونَا إِلاَّ كَانَ ذَلِكَ اَلْمَجْلِسُ حَسْرَةً عَلَيْهِمْ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ» ثُمَّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ :

«إِنَّ ذِكْرَنَا مِنْ ذِكْرِ اَللَّهِ وَ ذِكْرِ عَدُوِّنَا مِنْ ذِكْرِ اَلشَّيْطَانِ(۳)یعنی : اجتماع نمی کنند قومی در مجلسی که الله عزوجل [در آن در مجلس] ذکر نمی شود و ما [اهل البیت] ذکر نمی شویم [علیهم السلام ] جز اینکه آن مجلس برای آنها [ حاضران در آن مجلس] در روزقیامت حسرتی خواهد بود.سپس فرمود: ابوجعفرـ علیه السلام ـ فرمود: همانا ذکر [و یاد] ما ذکر خداست و ذکر دشمن ما ذکر شیطان است.

پس بنابر، این روایات و آنچه در معانی آنها از ذوات مقدسه معلمان آسمانی نقل شده، یاد آن بزرگواران و نقل کلام و رفتار و فضائل علمی و اخلاقی و شخصیتی آنها و تکریم مجالسی که بخاطر آنها و برای تکریم شخصیت آنها تشکیل می شودو سرور و شادی در سالروز ولادت و ایام سرور آنها و حزن و اندوه در سالروز رحلت و شهادت آنها مجموعاً نوعی«ذکر الله » محسوب می شودو عامل پاکسازی و رشد روح انسانی و وسعت یافتن روح انسان جهت دریافت رحمت و برکات بیشتری از خدای منان و زمینه ای مساعد برای استجابت دعاها و تقرب به پروردگار عالمیان و نزدیکتر شدن به بهشت و رضوان او .

پس بنابراین توضیحات، ماه معظم شعبان یکی از ماههای «بهار عالم قدس» است و در این ماه و ماه رجب و ماه رمضان رحمت و برکات خدای سبحان صاحب «فضل عظیم» مثل بارانهای بهاری بصورت رگباری پر حجم در فضای حیات انسانها نازل می شود و حیات تازه ای در آن فضا به جریان می افتد.

یعنی جریان«ذکر الله کثیر» در این سه ماه نورانی در فضای حیات قبلی انسانها تحولی به وجود می آورد مثل تحولی که در فصل بهار ، آب و هوای بهاری و کثرت باران و تابش زیاد آفتاب در عالم طبیعت وجود می آورد.

 در این ماه معظم علاوه بر ظرفیت اصلی و موقعیت اولیه آن، چند عامل خاص دیگر سبب فضائل بیشتر و نزول برکات بیشتری می‌شود و آنها عبارتند از:

 ۱- انتساب این ماه به وجود قدسی رسول اکرم حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)

 ۲- ولادت حضرت سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام)

 ۳- ولادت حضرت امام سید الساجدین (علیه السلام)

 ۴- ولادت خاتم الاوصیاء حضرت ولی عصر صاحب الزمان (علیه السلام)

 این ذوات مقدسه شخصیت‌هائی از حجت های پروردگار عالمیان و صاحبان مقام عصمت و نبوت و امامت هستند از برترین مصادیق حدیثی که از امام باقر -علیه السلام- نقل شد یعنی:

«إنَّ ذِكرَنا مِن ذِكرِ اللّه و ذُكِرَ عَدُوِّنا مِن ذِكرِ الشَّيطانُ» در ایام این ماه معظم دو حادثه مبارک دیگر هم در خاندان رسالت وقوع یافته و آن دو عبارتند از:

۵ – ولادت حضرت «ابوالفضل العباس» فرزند رشید امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)

۶ – ولادت حضرت علی ابن الحسین مشهور به «علی اکبر» فرزند حضرت امام سید الشهداء (علیهما السلام)

درباره انتساب این ماه نورانی به وجود مبارک رسول الله -صلی الله علیه و آله و سلم- در مقالات قبلی (شماره‌های ۴۱۹ و ۴۲۰) توضیحاتی ذکر شد و فعلاً به همان توضیحات اکتفاء می‌کنیم و اشاره ای می‌کنیم به اینکه القاب آن وجود قدسی و در رأس آن ها عنوان «رسول الله» و همچنین ذکر صلوات بعد از ذکر نام و القاب شریفش، مرتبه ای متعالی از «ذکر الله» است و اگر آن وجود شریف در کلام و سخن و قلب زیاد ذکر شود، انسان از این طریق هم وارد جریان مبارک «ذکر الله کثیر» میشود و مشمول الطاف و برکات کثیر پروردگار عالمیان قرار می گیرد.

کلام ایام - 243، کاروان پیامبران- علیهم السلام- در راه کربلا
بخوانید

درباره ایام ولادت شخصیت‌های عظیم این ماه دو قطعه از مقالات منتشر شده قبلی را نقل می‌کنیم و در مقاله بعدی وارد بحثی خواهیم شد در شخصیت قدسی وجود مبارک حضرت ولی عصر امام حجة بن الحسن العسکری -علیه السلام- و عامل استمرار حیات دین آسمانی(انشاءالله تعالی).

ولادت حضرت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام )

در روز سوم ماه شعبان حادثه مبارک ولادت امام حسین ـ علیه السلام ـ قرار گرفته و موجب نورانیت و جلالت و فضیلت بیشتر آن شده است. امام حسین ـ علیه السلام ـ عامل جریان یافتن «ذکر الله» در مسیر تاریخ و احیاگر تمامی فضائل پیامبران خدا ـ سلام الله علیهم اجمعین ـ بود. قهرمانی بی نظیر و شخصیت عظیم قدسی او ستونهای اصلی بنای شیطانی ادیان تقلبی را در هم شکست.

در روایات دینی از وجود مبارک رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل شده است که روز قیامت حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ به منزله دو گوشواره عرش خداوند ظهور خواهند داشت. یعنی شخصیت و رفتارهای آن دو گوهر قدسی عامل زینت عرش خداوند خواهد شد همچنین از آن حضرت نقل شده است که حسن و حسین ـ علیهما السلام ـ دو سرور جوانان اهل بهشت خواهند بود.

قیام شکوهمند امام حسین ـ علیه السلام ـ در مقابل صاحبان ادیان تقلبی و ظلم و ستم حاکمان جبار فضای تاریخ حیات انسانی را معطر کرده است و چهره  کریه نفاق و کفر را به جهانیان نشان داده است. و امیدواری به نجات عموم انسانهای عالم از ناحیه آشنائی با سیره شریف آن بزرگوار و همه رهبران آسمانی ـ علیهم السلام ـ در آینده ای نزدیک روز به روز بیشتر می شود. قبلاَ در مورد نهضت مقدس حسینی ـ علیه السلام ـ سلسله مقالاتی در یازده بخش تحت عنوان «امتحانات ملکوتی در نهضت عاشورا» در بخش کلام ایام منتشر شد(۴) توصیه می کنیم آن مقالات مورد مطالعه مجدد قرار بگیرد ، با تذکر این مطلب که آن سلسله مباحث در فرصتی مناسب ادامه خواهد یافت (ان شاء الله تعالی)

ولادت سرور جوانمران عالم حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام )

روز بعد از ولادت حضرت سید الشهداء امام حسین ـ علیه السلام ـ یعنی در روز چهارم شعبان المعظم ولادت پرچمدار نهضت مقدس عاشورا، حضرت ابوالفضل العباس  ـ علیه السلام ـ واقع شده است. در مقاله ای که قبلاً در ایام تولد آن بزرگوار نوشته شد، به عظمت شخصیت و قهرمانی بی نظیر او در عرصه دفاع از دین توحیدی و فرزند رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ حضرت سید الشداء علیه السلام ـ اشاره ای شد(۵)  و در آن مقاله گفته شد:

«نام مقدس آن بزرگوار یادآور جوانمردی ها، شجاعت ها، غیرت ها، وفاداری ها، استقامت در راه دفاع از حریم دین توحیدی، اخلاص نسبت به پروردگار عالم و تکریم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم)  و اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) می باشد. حضرت عباس (علیه السلام) ادب جمیل توحیدی را از پدر بزرگوارش امیرالمؤمنین (علیه السلام) و دو برادر کریم خود، گوشواره های عرش خدا، امام حسن و امام حسین ( علیهما السلام ) فرا گرفته بود. رفتارهای او در مقابل فرزندان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) و حمایت از آن دو و فداکاری در راه آنها، مثل رفتارهای امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در مقابل پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله وسلّم) بود.

رفتارهای شکوهمند تجلّی یافته از شخصیت کم نظیر او در طول عمر مبارکش بالخصوص در نهضت مقدس عاشورا او را به یک قهرمان عظیم تاریخی در سطح جهان تبدیل کرده است. او در زمان حیات خود پناهگاه نیازمندان و گرفتاران بود و خانه او محل مراجعه مستمر حاجتمندان قرار داشت. و بعد از حادثه شهادتش که شخصیت عظیم آسمانی او در مرتبه ای بسیار متعالی تجلّی کرد، نام و یاد او و حرم باشکوهش موجب آرامش صاحبان حاجت و نیازمندان شده و چقدر زیبنده است لقب «باب الحوائج» برای شخصیت استثنائی او. میزان تأثیراتی که شخصیت و رفتارهای او در انسان ها ایجاد کرده و میزان دعاهائی که در اثر توسل به آن بزرگوار در طول تاریخ بعد از حادثه عاشورا تا زمان حاضر مستجاب شده، بالاتر از حدّ محاسبه و شمارش است.

عنایات و توجهات حجت های پروردگار عالم بالخصوص حضرت سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) و رفتار خاص آن بزرگوار نسبت به حضرت عباس (علیه السلام) برترین دلیل بر عظمت شخصیت خاص او می باشد.

امام حسین (علیه السلام)در عظیم ترین و با شکوه ترین جنگ دفاعی تاریخ، او را به عنوان پرچمدار انتخاب فرمود. در جنگی که هفتاد و چند نفر و یا یکصد و چند نفر مقابل یک سپاه سی هزار نفری قرار گرفتند و با استقامت خود و دفاع از حریم دین توحیدی و پیامبران خدا و فرزند رسول خدا (صلّی الله علیه و آله وسلّم) عظمت و شکوهی آفریدند که در تمام تاریخ نظیری برای آن پیدا نخواهد شد.

آن قدرت عظیم و شکوه و جلال فوق عادی، ناشی از ارتباط در مرتبه خاصی با قدرت و جلال پروردگار عالم بود که از طریق رهبری امام حسین (علیه السلام) و در مرتبه بعدی حضرت عباس (علیه السلام) بوجود آمد. یعنی قدرت ایمان و اخلاص آن بزرگوار، نقش عظیمی در تجلی آن عظمت بی نظیر در حادثه عاشورا داشت و اینکه ظرفیت روحی او امکان انتقال مراتب برتر از کمالات فوق عادی حجت پروردگار عالم به فضای آن جنگ شکوهمند را ایجاد کرد.»

ولادت امام سیدالساجدین (علیه السلام)

در روز پنجم این ماه نورانی حادثه پر برکت امام سیدالساجدین (علیه السلام) وقوع یافته و آن حادثه سبب ازدیاد فضائل آن شده است. امامت آن بزرگوار در میان عظیم ترین بحران تاریخ شروع شد و او هدایت کشتی دین خدا را در دریائی طوفانی به عهده گرفت و از میان امواج کوبنده سنگین آن عبور داد و به طرف ساحل نجات هدایت کرد.آن روز بحرانی تاریخی روز عاشورا بود، روزی که سپاه خدا با وجود کمی نفرات در مقابل سپاه سی هزار نفری شیطان قرار گرفتند و در جریان یک دفاع شکوهمند، سپاه شیطان را از حریم دین توحیدی کنار زدند، و جان های خود را در آن حادثه عظیم برای حفظ دین خدا و جلوگیری از آلوده شدن فضای مقدس آن فدا کردند.امام سجاد (علیه السلام) در آن شرایط بحرانی پرچم دین توحیدی را بدست گرفت و با تحمل عظیم ترین مشقّت ها و مصیبت ها آن پرچم را بر افراشت. طوفان سهمگین حوادث و امواج سنگین بلاها نتوانست استقامت او را در هم شکند و آن پرچم بر افراشته را بر زمین افکند.آن بزرگوار با رفتارهای قهرمانانه خود به انسان ها یاد داد که در وقت حمله امواج بلاها و مصیبت ها می شود در پناهگاه امن و محکم «ذکر الله» وارد شد و در آنجا پناه گرفت.او چهره بسیار زیبائی از عبادت پروردگار عالم و ارتباط با او را به صورت دعاها و مناجات ها به انسان ها نشان داد و راه اتصال به قدرت خداوند و پناهگاه توحید را برای اهل معرفت هموارتر کرد.از علم و عرفان و اخلاص و عبودیّت آن بزرگوار گنجینه ای به یادگار مانده است که بها و جلالت آن با هیچ ترازوئی قابل سنجش و ارزیابی نیست، یعنی فوق حدّ محاسبه می باشد و آن گنجینه عبارت است از «صحیفه سجادیه» که به «زبور آل محمد (ص)» مشهور شده است. این کتاب دائماً مورد بهره برداری عموم انسان ها بالخصوص اهل معرفت در راه ارتباط با خداوند بوده و امروزه می شود به صورت نهر زلالی مورد بهره برداری شیفتگان معرفت خدا و تشنگان عرفان حقیقی آسمانی قرار بگیرد. در زمانی که عطش عرفانی، انسان ها را به سوی گودال های حقیر و آلوده می کشاند. (۶)

شخصیت حضرت علی اکبر (علیه السلام)

در روز یازدهم ماه شعبان طبق بعضی از نقل ها ولادت حضرت علی بن الحسین مشهور به «علی اکبر» واقع شده است. سن شریف او را  در زمان شهادتش در حادثه عاشورا در اقوال مشهور تر ۱۸ سال یا ۲۵ سال گفته اند. اگر سن ۲۵ سالگی درباره آن بزرگوار صحیح باشد،او فرزند ارشد امام حسین – علیه السلام – محسوب می‌شود و لقب علی اکبر از این لحاظ درباره او صدق می کند و اگر غیر از این باشد، به لحاظ اینکه دو فرزند از امام حسین – علیه السلام –  که اسم هر دو علی بود در کربلا شهید شدند، از این جهت به آن حضرت «علی اکبر» گفته شده و به فرزند کوچکتر «علی اصغر».

مادر آن حضرت لیلی دختر ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی بود و معلوم نیست که آیا زمان حادثه عاشورا در قید حیات بوده و در کربلا حضور داشت یا نه؟

حضرت علی اکبر دارای شخصیت اخلاقی عظیمی بود و کرامت های انسانی را از اجداد بزرگوارش رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و امیر المؤمنین علی و قبل از آن ها از حضرت ابراهیم و اسماعیل – سلام الله علیهم اجمعین- به ارث برده بود. و این موضوع از کلام حضرت سیدالشهداء، وقت رفتن او به میدان جهاد در روز عاشورا آشکار می شود. بطوریکه نقل کرده اند، وقت رفتن او به میدان جنگ، امام- علیه السلام- با اظهار حزن شدید قلبی خود آیات کریمه ذیل را تلاوت فرمود :

«إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِيمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِينَ–  ذُرِّيةً بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» (آل عمران/ ۳۳ – ۳۴) یعنی: قطعاً خدای- عزّوجلّ- برتری داد ]و برگزید[ آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان- فرزندانی که بعضی از آن ها از نسل بعضی دیگرند و خدا شنوا و داناست.

از این دو آیه مقامات رفیع خاندان عصمت و طهارت و شخصیت های خاندان رسالت از جمله حضرت علی اکبر- سلام الله علیهم اجمعین- در علم و اخلاق و فضائل انسانی آشکار می شود.

امام  – علیه السلام – محبت شدیدی نسبت به او داشت،  البته نه فقط از نوع علاقه پدر به فرزند، بلکه از نوع علاقه و محبت یکی از اولیاء خاصّ پروردگار عالمیان نسبت به یکی دیگر از آنها. مثل محبت و علاقه متقابل رسول خدا  – صلّی الله علیه و آله و سلّم – و امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – نسبت به یکدیگر و همچنین محبت و علاقه متقابل امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین- علیهم السلام-  به یکدیگر.

احترام اصلی و توجه اختصاصی امیرالمؤمنین به آن دو وجود گرامی از علاقه شدیدش نسبت به رسول خدا – صلّی الله علیه و آله و سلّم – نشأت می گرفت چون به لحاظ آیه کریمه مباهله- آیه ۶۱ از سوره آل عمران- آن دو بزرگوار فرزندان رسول خدا محسوب می شدند.  ( سلام الله علیهم)

در سیره شریف حضرت علی اکبر فضائل انسانی و کرامات اخلاقی و شخصیتی عظیمی نقل شده است. گفته شده است که آن بزرگوار عمده فرصت های عمر شریفش را صرف عبادت پروردگار عالمیان و اطعام مساکین و مهمان نوازی و رفع نیاز و برآوردن حاجات فقرا و نیازمندان می‌کرد و بهره  او از دنیا همان اعمال صالح بود.

از بعضی سخنان امام حسین – علیه السلام – و رفتارش با آن شخصیت قدسی و در لحظه شهادت او بر می آید که آن بزرگوار به مراتب بسیار  متعالی در تقرّب به ذات قدوس الله- جلّ جلاله- و اشتیاق قلبی و اخلاص به او رسیده بود.(۷)

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۱/۱۴

 

پاورقی ها :

۱ – اصول کافی ، شیخ کلینی، کتاب التوحید ، باب النوادر ، حدیث- ۴ (انتشارات علمیه اسلامیه ، ج۱ ،ص۱۹۶).

۲ – المیزان فی تفسیرالقرآن، علامه طباطبائی، تفسیر آیات ۱۸۰-۱۸۶ سوره اعراف.

۳ – اصول کافی، شیخ کلینی، کتاب الدعاء، باب «ما یجب من ذکر الله عزوجل فی کل مجلس» حدیث-۲ (انتشارات علمیه اسلامیه ،ج۴ ،ص ۲۵۴).

 ۴ – وب سایت حکمت طریف، بخش کلام ایام، شماره های ۱۶۶ تا۱۷۷

۵ – همان ،شماره -۴۷، تحت عنوان : ولادت حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام )

۶ – همان، بخش کلام ایام ، شماره و عنوان : کلام ایام – ۱۹۵، برکات ماه عظیم شعبان

۷ – همان، بخش کلام ایام ، شماره و عنوان : کلام ایام ـ ۲۷۵ ، شعبان المعظم ماه رحمت و رضوان خدا

دکمه بازگشت به بالا
بستن