کلام ایام-۴۳۳، تأویل قرآن کریم و حفاظت از حقوق آیندگان

بخش اول*

کلیات*

  •  تنزیل و تأویل قرآن کریم.

  •  جهاد برای تنزیل قرآن.

  •  جهاد برای تأویل قرآن.

  •  معنی تأویل.

  •  حقیقت تأویل قرآن.

  •  لزوم آشنائی با موضوع تأویل قرآن و فواید عظیم آن.

  •  ارتباط سیره شریف امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- با تأویل قرآن.

  •  حقوق و سهمیه آیندگان از قرآن و معارف آن.

  •  حفاظت از تنزیل و تأویل قرآن کریم.

  •   علم به تأویل قرآن اختصاص به ذات قدوس الله دارد و صورت تعلیمی آن از طرف خدای سبحان هم اختصاص به ذوات مقدسه معصومی -علیهم السلام- دارد.

  •  تأویل قرآن از سنخ لفظ و معنی نیست.

  •  تحولات زندگی انسانها در مراحل مختلف عمر آنها.

  • تحولات ادراکات انسان در مراحل مختلف عمر.

  •  تحولات ادراکات انسان بعد از انتقال از دنیا.

  •  احتیاجات انسان در دوره جوانی که قبلاً در دوره کودکی نسبت به آنها در حال غفلت بود.

  •  پشیمانی انسان نسبت به بعضی از رفتارهای خود در مراحل قبلی از عمرش.

  •  خدای سبحان در عالم فوق دنیا اشیائی را آفریده است که حقیقت آنها با ادراکات عادی انسانی قابل درک نمی باشد.

در ماه مبارک رمضان چند سال قبل -سال۱۳۹۶- در ایام شهادت  امام امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- سلسله مقالاتی تحت عنوان:«امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- شهید تأویل قرآن کریم» در وبسایت «حکمت طریف» منتشر شد.(۱) عنوان آن سلسله مقالات را از کلام شریف رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- گرفتیم که روزی بین جمعی از اصحاب خود و خطاب به آنها فرمود:

«إِنَّ مِنْكُمْ مَنْ يُقَاتِلُ عَلَى تَأْوِيلِ هَذَا الْقُرْآنِ كَمَا قَاتَلْتُ عَلَى تَنْزِيلِهِ» یعنی: در بین شما کسی هست که برای«تأویل» این قرآن خواهد جنگید، همچنان که من برای تنزیل آن جنگیدم.

و زمانی که رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- این کلام را فرمود، بعضی از اهل مجلس سؤال کردند که آن شخص کیست؟ آن حضرت به امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام- اشاره فرمود.

در آن سلسله مقالات وارد بحثی شدیم درباره« تأویل قرآن » خلاصه و حاصل آن مباحث این بود که تأویل قرآن از مهمترین و پرفایده ترین مباحث مربوط به علوم قرآن است و آشنائی اهل ایمان با این بحث، بسیار ضروری و سودمند و دارای فواید عظیمی است! و مراتب برتر معارف و علوم قرآن مجید در تأویل آن قرار دارد.

گفته شد که تأویل قرآن از سنخ  لفظ و معنا نیست بلکه حقایق بسیار رفیعی است که علم به آن اختصاص به ذات قدوس الله دارد و از ناحیه تعلیم او، شخصیت های قدسی و معلمان آسمانی یعنی ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام-  هم به آن، یعنی به«تأویل قرآن»  علم پیدا می کنند. یعنی این که این علم اختصاصی را خدای سبحان به آنها عطا می‌کند و آنها از ناحیه تعلیم«الله»- عزّوجلّ- علم به تأویل قرآن را دریافت میکنند.

در این بخش جهت یادآوری قسمتی از بحث مربوط به معنی«تأویل قرآن» و اتصال مطالب این نوشتار به آن مباحث، قطعه ای از یک مقاله را نقل می کنیم:

تأویل آیات قرآن کریم

«به منظور روشن شدن موضوع تأویل و تأثیر اخلاقی آن توضیحی می آوریم و آن را با مثالی همراه می کنیم. فرض کنیم در جائی خارج از یک شهر باغی وجود دارد که دارای زیبائی ها و جاذبه های فراوانی مثل درختان سرسبز و گل های زیبا و هوای پاک و دلنشین و نهرهای جاری و قصرهائی باشکوه و امکانات رفاهی زیاد. بطوریکه ورود به آن باغ و بهره برداری از امکانات و مناظر زیبای آن و سکونت در آن برای همگان آزاد اعلام شده است. حال شخصی از موقعیت آن باغ مطّلع شده و می خواهد موقعیت آن را به دیگران اطلاع دهد و مردم را بسوی آن باغ و بهره برداری از امکانات رفاهی آن و سکونت در آن دعوت کند. البته آن باغ از شهر فاصله ای دارد و لازمه رسیدن به آن قدری راه رفتن و تحمل مقداری خستگی و زحمت است. در چنین موقعیتی رفتن مردم بطرف آن باغ که هنوز آن را ندیده اند احتیاج به زمینه سازی خاصی دارد، چون طبعاً نمی شود آن باغ را به حضور مردم آورد و به آن ها نشان داد. تا آن ها علاقه و اشتیاقی برای رفتن به داخل آن پیدا کنند، پس چاره ای نیست جز اینکه عکسی از آن باغ تهیه شود و به مردم نشان داده شود. عکسی که از آن باغ گرفته شود، صورت نازل شده ای از آن باغ خواهد بود. در حقیقت عکس یک باغ «تنزیلی» از آن باغ است، یعنی حقیقت آن باغ و زیبائی ها و امکانات رفاهی و لذت های حاصل از آن امکانات و وسعت خود آن و قصرهای داخل آن در عکس وجود نخواهد داشت. و عکس آن باغ مقدار بسیار اندکی از کمالات و زیبائی های آن را با خود خواهد داشت. یعنی صورت نازل شده ای از آن باغ است که روی یک ورق کاغذ منعکس شده است.

حال اگر عده ای از انسان ها عکس آن باغ را دیدند، و نسبت به آن نوعی علم و آگاهی پیدا کردند، لذا بسوی آن باغ رفته و وارد آن شدند، در حقیقت «تأویل باغ» را دیده اند، یعنی خود باغ نسبت به عکس آن و توضیحات لفظی مربوط به آن حالت تأویل را دارد و تأویل آن عکس، خود حقیقت باغ است. طبعاً تأویل آن عکس تفاوت های زیادی با خود عکس خواهد داشت یعنی یک طرف یک قطعه عکس است که از باغی – با آن اوصاف ذکر شده – گرفته شده و طرف دیگر خود همان باغ است. اینجا تفاوت های عمیق و وسیعی بین آن دو وجود خواهد داشت یعنی لذت ها و فواید موجود در آن باغ و تمام وسعت و آب و هوای دلنشین و صدای دل انگیز پرنده ها و سایر ارزش های آن باغ امکان ندارد در آن عکس – که تنزیل باغ است و یا در توصیفات آن که بصورت سخن و کلام است، تحقّق یابد، اما اگر آن عکس و اوصافی که بصورت کلام گفته شده، عامل تشویق کسانی شد و آن ها حرکت کردند و مقداری راه رفتند و سرانجام وارد آن باغ شدند، آن ها با ارزش ها و زیبائی ها و کمالات و لذت های زیادی مواجه خواهند شد، ارزش هائی که امکان تحقّق آن ها در عکس و فیلم و کلام وجود ندارد.

حال بعد از این مثال و این توضیح عرض می کنیم که تفاوت تأویل قرآن و تنزیل آن، مثل تفاوت یک باغ وسیع و عظیم و با امکانات ذکر شده که هزاران انسان می توانند در آن وارد شوند و مدت های طولانی در آنجا بصورت مهمان پذیرائی شوند و از امکانات آن بهره مند شوند، با عکسی است که از آن باغ تهیه شده و روی ورق کاغذی منعکس شده است. آن قطعه عکس صورت تنزیلی آن باغ است! و آن باغ هم تأویل آن عکس است.»(۲)

در این نوشتار و مجموعاً سلسله مقالات جدید درباره سیره و شخصیت امام امیرالمؤمنین علی- علیه السلام-و ارتباط سیره شریف او با موضوع«تأویل قرآن» چهار موضوع محوری مورد بحث قرار خواهد گرفت و آن موضوعات عبارتند از:

۱- لزوم آشنائی با موضوع تأویل قرآن و فواید عظیم آن

۲- ارتباط سیره شریف امیرالمؤمنین علی -علیه السلام- با تأویل قرآن

۳- حقوق و سهمیه آیندگان از قرآن و معارف آن

۴- حفاظت از «تنزیل» و «تأویل» قرآن کریم

لزوم آشنایی با موضوع «تأویل قرآن»

موضوع تأویل قرآن و اصل موضوع و معنی تأویل بلحاظ نحوه کاربرد آن در آیات قرآن موضوع پرفایده و دارای اهمیت فوق العاده ای است بطوریکه توجه دقیق به آن منشأ حصول فواید زیادی برای اهل ایمان خواهد بود و غفلت از آن سبب محرومیت ها و زیانهای عظیمی خواهد شد. این بخش از موضوع متضمن چند نکته قرآنی و علمی و اخلاقی است و آنها عبارتند از:

یکم: در کتاب خدا(قرآن  مجید) گفته شده است که فقط«الله» علم به تأویل قرآن دارد و یا او این نوع علم را به «راسخان در علم» یاد می دهد. بطوریکه فرمود:

« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيغٌ فَيتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» (آل عمران/۷) طبق مدلول این آیه کریمه قرآن مجید دارای دو نوع از آیات است و آنها عبارتند از«محکمات» و«متشابهات» و همچنین قرآن دارای تأویلی است که جز «الله» کسی به آن علم ندارد و یا علم به تأویل اختصاص به الله و راسخان در علم دارد، یعنی الله ذاتاً به تأویل قرآن علم دارد و راسخان در علم از ناحیه تعلیم او این نوع علم را دریافت می کنند.

پس علمی که اختصاص به ذات قدوس الله دارد و ظرفیت صورت تعلیمی آن هم اختصاص به«راسخان در علم» یعنی ذوات مقدسه معصومین- علیهم السلام- دارد، و دیگران فاقد این ظرفیت علمی هستند، طبعاً باید دارای عظمت و مراتب رفیع خاصی در اهمیت و فواید باشد.

در آیات دیگری از قرآن هم علم به تأویل رؤیا هم به پیامبران مثل حضرت یعقوب و حضرت یوسف نسبت داده شده مثل: سوره یوسف و آیات۶-۳۶-۳۷-۲۱-۱۰۰-۱۰۱

و مثل آیات۷۸ تا۸۲ سوره کهف ذکر جریان ملاقات و همسفری حضرت موسی با حضرت خضر- علیهما السلام- و نیاز حضرت موسی- علیه السلام- به فرا گرفتن تأویل بعضی از رفتارهای حضرت خضر- علیه السلام- از خدای سبحان توسط حضرت خضر.

اینها نشانه هائی است از موضوع نوعی علم به حقایق عالم که در اصل اختصاص به ذات قدوس الله دارد و او  به پیامبران خود یاد می‌دهد و تأویل قرآن را هم به رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- و ذوات مقدسه معصومین یاد می‌دهد و دیگران ظرفیت دریافت آن علم را در روح خود ندارند.

اما انسانها سهمیه ای و بهره ای از آن علم دارند که بطور غیر مستقیم و از طریق پیامبران و دیگر حجت های پروردگار عالمیان می‌توانند آن سهمیه و بهره را دریافت کنند.

توضیح اینکه:علم به تأویل قرآن در اصل اختصاص به ذات قدوس الله دارد- بطوریکه در آیه کریمه مورد بحث در آن تصریحی به عمل آمده- و نوع تعلیمی آن از طرف خدای سبحان هم اختصاص به صاحبان مقام عصمت و نبوت و امامت دارد و تنها آن ذوات مقدسه یعنی  حضرات معصومین- علیهم السلام-  قدرت و ظرفیت دریافت آن را از ناحیه تعلیم پروردگار عالمیان دارند.

اما علم به تأویل قرآن در روح شریف معلمان آسمانی و میزان ایمان و اخلاص و قدرتهای روحی و رفتارها و بصیرت و کلام آن ذوات مقدسه تأثیرات خاصی به وجود می آورد! یعنی آن فضائل عظیم اخلاقی و جاذبه‌های شخصیتی و رفتاری آن بزرگواران از ناحیه همین نوع علم یعنی علم به تأویل قرآن به وجود آمده است!

آن نوع علم متمرکز در روح شریف آن بزرگواران در سخنان و رفتارها و شخصیت آنها به صورتی منعکس می‌شود و انسانها به آن علم و آن جاذبه های اخلاقی نیازمند هستند و لازم است از طریق آشنائی با آنها و مودّت نسبت به آنها و شنیدن سخنان و رفتارهای نقل شده از آنها، بهره های متناسب با ظرفیت روحی خود به دست آورند. در این زمینه در ادامه بحث و در این نوشتار توضیحات لازم خواهد آمد.

دوم: موقعیت ادراکی انسانها نسبت به تأویل قرآن شبیه موقعیت یک کودک خردسال مثلاً ۴،۵ ساله است نسبت به دارائی ها و لذت هائی که انسانها در سن رشد عقلی ادراک می‌کنند. اما آن کودک خردسال وقتی به سنین رشد عقلی رسید دیدگاهش نسبت به اشیاء و حقایق موجود در فضای زندگی تغییر خواهد کرد و از بعضی از رفتارهای دوره کودک خود پشیمان خواهد شد. در یکی از مقالات قبلی در این زمینه ذکر شد:

« در عالم فوق دنیا حقایق و موجوداتی قرار دارند که با ادراکات عادی انسانی نمی شود به آنها احاطه علمی پیدا کرد و آن حقایق رفیع تر و متعالی تر از قدرت ادراک عادی انسانی می باشند. مثل اینکه به یک کودک چهار – پنج ساله نمی شود لذت یک ازدواج مطلوب را تفهیم کرد – مثالی که مرحوم علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه در این زمینه ذکر کرده است – در توضیح این مثال عرض می کنیم اگر به یک کودک خردسال گفته شود  که تو این اسباب بازی مثل این بادکنک را می خواهی یا اینکه وقتی بزرگ شدی امکان ازدواج با یک دختر زیبا، تحصیل کرده و دارای شخصیت اخلاقی مطلوب ؟ آن کودک خردسال چهار – پنج ساله غالباً آن اسباب بازی و آن بادکنک را ترجیح خواهد داد! چون او قدرت ادراک مطلوبیت یک ازدواج و ارزش های عقلی را ندارد. یا به عنوان مثال اگر به یک کودک خردسال گفته شود تو این اسباب بازی یا این چند عدد شکلات را دوست داری یا اینکه از اینها صرف نظر کنی و در مقابل یک واحد مسکونی قیمتی را به تو هدیه کنند و به نام تو ثبت شود و در سنین جوانی در آنجا ساکن شوی! طبعاً او از آن اسباب بازی و یا چند عدد شکلات صرف نظر نمی کند و آنها را بر آن واحد مسکونی قیمتی ترجیح می دهد. خلاصه اینکه ادراکات عادی انسانی نسبت به حقیقت بهشت و نعمت های آن مثل ادراکات آن کودک خردسال است نسبت به یک خانه و یک باغ و یک مقام مهم اجتماعی مثل ریاست بر یک کشور.

کلام ایام-460، معارف دین توحیدی در سیره و کلام امام حسن مجتبی (علیه السلام)
بخوانید

لذا جهت جلب توجهات انسانها به سوی آن حقایق رفیع باید روش خاصی را به کار بست و این روش همان است که خداوند جهت ارشاد انسانها و هدایت آنها به سوی بهشت و حقایق عالم آخرت در قرآن مجید به کار برده است و در این جهت صورت نازل شده ای از آن حقایق را در آیات قرآن به عنوان تنزیل آن حقایق قرار داده است.»(۳)

انسانها خواه و ناخواه دوره کودکی را با تمام رؤیاها و آرزوها و لذت های طبیعی و حقیقی و توهمی آن و یا مخلوطی از آنها سپری خواهند کرد و بصیرت آنها و نسبت به عالم و موجودات آن تغییر خواهد کرد و زمانی خواهد رسید که نیازهای روحی و جسمی آنها با چند عدد شکلات و یک عدد بادکنک و یا ماشین از نوع اسباب بازی و یک جفت کفش زیبای مورد علاقه و یا یک دست لباس و امثال آنها برطرف نخواهد شد.

آنها در سنین بالاتر از کودکی تمایل به ازدواج در خود احساس خواهند کرد و نیاز به داشتن مسکنی پیدا خواهند کرد و همچنین نیاز به اشتغال و کسب درآمد و ورود در فضای علمی مثل دانشگاه ها و آموزشگاه ها و امثال آنها پیدا خواهند کرد.

انسانها در سنین بعد از دوره کودکی به دوستی و محبت به دیگران و دوستی و محبت دیگران نسبت به خود و روابط اجتماعی با همنوعان و  تمایلات قلبی نسبت به انسانهای برتر و قهرمانان اخلاقی و علمی و شخصیتی، ملی و جهانی در خود احساس خواهند کرد! خواهند فهمید که بخاطر بدست آوردن یک اسباب‌بازی و یک قطعه شیرینی و یا یک عدد میوه نباید با دیگران درگیر شد و مخالفت کرد و به صورت دیگران چنگ انداخت و بلکه دوستی و محبت و روابط عاطفی با دیگران لذت بیشتری از آن اشیاء مورد علاقه در سنین کودکی دارد.

انسانها در مسیر زندگی دنیوی خود و از ناحیه توجهات پی‌درپی به مقصد آفرینش می توانند به درجات بالاتری از ادراک حقایق هم برسند، بطوریکه آن نوع لذتهای معقول مثل ازدواج و داشتن یک واحد مسکونی شخصی و یک وسیله نقلیه قیمتی و یک شغل با درآمد معمولی و امثال آنها او را قانع نکند و آنها تمایل به لذتهای برتر و متعالی تر در خود احساس کنند. مثل کمک به دیگران و انفاق مال به نیازمندان و تکریم زیاد انسانها بالخصوص والدین و افراد خانواده و دوستان صمیمی و خوشنامی در بین مردم و شهرت اجتماعی در عرصه جریان امور خیریه و بالاتر از همه ارتباط با پروردگار عالمیان و راز و نیاز و مناجات با او.

و به بیان دیگر می‌شود انسانها از همین اشیاء مطلوب مثل ازدواج و تشکیل خانواده و منزل مسکونی شخصی و درآمد مناسب و تحصیلات عالیه و دانشگاهی و اشتغال مطلوب و محترمانه، لذت های برتر و متعالی تر و حکیمانه ای احساس کنند و امکانات زندگی و دارائی ها را در مسیر رسیدن به مقاصد مطلوب معنوی لوازم سفر خود به حساب آورند و برای رسیدن به مقصدی باشکوه و با لذتهای دائمی از آنها استفاده کنند.

در آن صورت ملاک و معیار لذت‌ها و دارائی ها تغییر خواهد کرد و لذتهای آنی و کوتاه مدت و آمیخته به توهمات به لذت های دائمی معقول و حکیمانه تبدیل خواهد شد! و در آن وضعیت، لذت اصلی صاحبان آن موقعیت از «طعام» به «اطعام» -یعنی غذا دادن برای دیگران مثل مهمانها و افراد نیازمند- و از داشتن منزل مسکونی شخصی به ساختن یک یا چند خانه مسکونی اگرچه به صورت مشارکت با دیگران و اسکان خانواده های فاقد مسکن در آن خانه ها و فعالیت برای ازدیاد ازدواج های معقول و از بین رفتن طلاقها و یا کم شدن آنها و کمک به اشتغال افراد بیکار و از بین رفتن خشونت ها و جنگ ها و دشمنی ها بین انسانها و برقراری آرامش در زندگی افراد جامعه ای که انسان در آن زندگی می‌کند و جوامع دیگر و بلکه جامعه جهانی و محل زندگی عموم انسانها.

سوم: خدای سبحان برای ادامه زندگی انسانها و زندگی دائمی آنها و در عوالم فوق دنیا، اشیائی را آفریده است دارای ارزشهای فوق عادی و برتر از افق ادراک عادی انسانی. یعنی ادراکات عادی انسانی در دنیا ‌نمی تواند به آن اشیاء و ارزش حقیقی آن پدیده‌ها احاطه یابد. مثل این که گفته شد یک کودک۴،۵ ساله نمی‌تواند ارزش معنوی مالکیت یک خانه مسکونی و یک وسیله نقلیه گرانقیمت و شغل مهم اجتماعی و ازدواج و محبت به دیگران و احترام دیگران درباره خود و امثال آنها را درک کند. و احتمال دارد یک قطعه از جواهرات بسیار قیمتی را که به دستش رسیده با یک عدد بادکنک و یک اسباب بازی پلاستیکی با قیمت نازل عوض کند و یا یک سکه طلا را با یک شئ بی ارزش و ارزان قیمت عوض کند یا اصلاً دور بیندازد بدون اینکه چیزی در مقابل آن دریافت کند. یا مالکیت یک خانه قیمتی را با یک قطعه شیرینی و یک عدد بادکنک عوض کند و مثلاً اگر مخیر شود بین انتخاب مالکیت یک خانه مسکونی و یک قطعه اسباب بازی، او آن شئ  با ارزش اندک  و پیش پا افتاده را ترجیح دهد و انتخاب کند!

اما بطوریکه گفته شد، همین کودک بعد از سپری شدن آن دوره از عمر خود و رسیدن به سن فعالیت عقلی، متوجه نیازهای خود برای ادامه زندگی خواهد شد مثل نیاز به مسکن و شغل با درآمد مناسب و ازدواج و آرامش و امنیت و خوشنامی در جامعه و علوم و اطلاعاتی درباره بدن و روح خود و رشد جسمی و روحی خود و افراد وابسته به خود مثل افراد خانواده ، اعم از همسر و فرزندان و والدین و دیگران.

زمانی که این جوان امروز و کودک سالهای قبل به سنین بالاتر عمر خود رسید و به بعضی از ناتوانی ها و مشکلات زندگی درباره خود و افراد خانواده خود و احیاناً به بعضی از بیماریها مبتلا شد، از غفلت ها و اهمال، و بی اطلاعی های خود از زندگی آینده، پشیمان خواهد شد و آرزو خواهد کرد که ای کاش اطلاعات فعلی را قبلاً و در سنین جوانی داشت و بعضی از کارها را انجام نمی‌داد و در بعضی از کارها جدیت به کار می‌برد و نظمی در زندگی خود برقرار می‌کرد.

شبیه این وضعیت است درباره زندگی بعد از دنیا که انسان متوجه حقایق عظیمی درباره آن خواهد شد و خواهد فهمید که چقدر به دارائی ها و ذخیره ها و لوازم آن زندگی نیازمند است و چه فرصت های گرانبهائی را در دنیا از دست داده است؟ و دیگر فرصتی هم برای جبران خسارت ها و زیانها و رفع محرومیت ها در اختیار ندارد.

آن زمان انسان متوجه خواهد شد که چقدر به علوم دانشمندان و بصیرت صاحبان عقل سالم احتیاج داشت و متوجه خواهد شد که لذتهای متاع زندگی دنیا در قیاس با لذتهای حقیقی در زندگی اخروی شبیه لذتهائی بود که او در دوران کودکی از اسباب‌بازیها و خوردن شیرینیجات زیان‌آور و احیاناً غیربهداشتی می‌برد و علاقه‌ای هم به شستن دهان و دندان و استفاده از مسواک بعد از خوردن آن اشیاء در خود احساس نمی‌کرد.

اغلب انسانها حتی در همین دنیا و در سنین فعالیت عقلی از یک یا چند کاری که در دوران کودکی و جوانی انجام داده اند پشیمان می‌شوند و حسرت می‌خورند که ای کاش فلان تجربه را قبلاً داشتند و رفتار نوع دیگری انجام می‌دادند. و مثل کسی که برای تهیه یک خانه مسکونی در زمانی که زمین و خانه ارزان بود اقدامی نکردند و بعداً قیمت ها بسیار بالا رفت و در حال حاضر و با قیمت‌های فعلی هم به راحتی و حتی با تحمل مشکلاتی بطور معمول نمی توانند خانه شخصی تهیه کنند.

یعنی مشابه آن پشیمانی های سنگینی که عده‌ای بعد از انتقال از دنیا احساس خواهند کرد، در دنیا هم بطور مکرر در زندگی برای عده زیادی از انسانها روی می دهد با این تفاوت که بعد از انتقال از دنیا امکان جبران و اصلاح هم وجود نخواهد داشت. مگر تغییراتی که از ناحیه بعضی از اعمال دنیوی و نتایج آن حاصل شود. یعنی کارهائی که انسان در دنیا انجام داده از نوع اعمالی که آثار مفید آنها صورت استمراری دارد. مثل اینکه انسان خانه ای و مدرسه ای و بیمارستانی و امثال آنها را بنا کند و بعد از اینکه از دنیا رفت آن بناها مورد استفاده دیگران قرار بگیرد و یا کتابی و مقاله‌ای بنویسد و یک رفتار مطلوب اخلاقی را بطور آشکارا انجام دهد و بعد از رحلت او از ناحیه آن رفتار مطلوب اخلاقی برای انسانها فوایدی حاصل شود.

چهارم: نظام زندگی انسانها در طول عمر و بعد از انتقال از عالم دنیا به عالم دیگر تغییراتی پیدا خواهد کرد و این تغییرات و تحولات قهری و اجتناب ناپذیر است و خواه و ناخواه  زندگی انسان را فرا خواهد گرفت و اصلاً این تحولات قهری مبتنی بر حکمت هائی است و مفید و ضروری برای انسانها مثل تبدیل دوره کودکی به جوانی و قبل از آن تولد و به دنیا آمدن از بطون مادران  و بعد از شروع نوجوانی و جوانی طی مراحل بالاتر عمر و رسیدن به مرحله ای که ازدواج انجام بگیرد و خانواده‌ای تشکیل شود و بعد از طی دوره عمر دنیوی انتقال به مقصد نهائی آفرینش و عبور از مراحل بعدی زندگی یعنی در عالم برزخ و قیامت و ورود به بهشت و زندگی در آنجا.

انسان لازم است برای ورود به هریک از این مراحل اطلاعاتی بدست آورد و آمادگی لازم را کسب کند و لوازم زندگی در هر مرحله‌ای را قبلاً تهیه کند، تا در تمام مراحل در آسایش و امنیت قرار بگیرد. مثل اینکه برای خریدن یا ساختن خانه‌ای پولی بدست آورد و برای ازدواج و تشکیل خانواده و زندگی مشترک با همسر و فرزندان خانه ای تهیه کند، یا به صورت خریدن و ساختن و یا اجاره ! و همچنین اشتغال برای کسب درآمد جهت مخارج زندگی.

بحث درباره محورهای دیگر فوق الذکر در بخش‌های بعدی ادامه خواهد یافت (ان شاء الله تعالی)

الیاس کلانتری

۱۴۰۰/۰۲/۲۰

 

پاورقی ها:

۱ – وبسایت حکمت طریف ، بخش کلام ایام ، عنوان فوق و با شماره های -۱۴۳و۱۴۹و۱۵۰و۱۵۲و۱۵۶و۱۵۷و مجموعاًدر۶ بخش.

۲ – همان،۱۴۹

۳ – وبسایت حکمت طریف ، بخش کلام ایام ، مقاله :

کلام ایام – ۱۵۰، امیرالمؤمنین علی – علیه السلام – شهید تأویل قرآن کریم

 

برچسب ها
دکمه بازگشت به بالا
بستن